صلح با طالبان

حال که امریکا در جورآمدی به طالبان، قرار است در کنار دادن امکانات وسیع، حدود ۵ هزار زندانی طالبان جانی را نیز از بند آزاد کند، با گوش‌تاوی امریکا، اشرف غنی برای صدمین بار از «خط سرخ» نمایشی‌اش عبور کرده، در مغایرت با تمامی اصول عدالت و حقوق بشر پنج ‌هزار ویروس خطرناک را به جان مردم ما رها می‌سازد. امریکا و غلامانش همانند آدمکشان گلبدینی، این بار نیز لشکری از عناصر مغزشویی‌شده و بیگانه با انسانیت را بدون محاکمه مورد عفو قرار می‌دهند که زنان را سنگسار کرده و به شلاق بسته‌اند؛ در محاکم صحرایی مردم مظلوم را سر بریده و قصاص کرده‌اند؛ انتحار و انفجار کرده‌اند؛ افغانستان را به دور عصر حجر برگشتانده‌اند؛ مردان را به‌خاطر نداشتن ریش و موی مطابق میل شان لت و کوب نموده‌اند؛ عامل قتل‌عام یکاولنگ، شمالی، مزار و... اند؛ زنان را از حقوق ابتدایی چون تحصیل و کار محروم و جاهلانه‌ترین قوانین را بر آنان تحمیل کرده‌اند؛ بت‌های بامیان را منفجر ساخته و افغانستان را مطابق خواست صاحبان پاکستانی شان به‌سوی سیهروزی کشانیده و هزاران جنایت و ستمگری و پلیدی دیگر را مرتکب شده‌اند.

هشتم مارچ، روز جهانی زن

هشتم مارچ، روز خجسته‌ای است که توسط کلارا زتکین در «کنفرانس جهانی زنان سوسیالیست» در ۱۹۱۰ به پاس مبارزات زنان کارگر منحیث روز جهانی زن پیشنهاد گردید و تا امروز در سرتاسر جهان برگزار می‌گردد. ما در حالی به پیشواز این روز می‌رویم که مردم زجردیده و پردرد ما و به‌ویژه زنان این کشور از بلایای گوناگون اشغال، بنیادگرایی، زن‌ستیزی، فقر و فلاکت، کشتار و خونریزی رنج می‌برند. زنان شوربخت سرزمین ما هنوز گوش و گلو بریده می‌شوند و مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند؛ سنگسار و سوزانیده می‌شوند؛‌ آنان برای نجات از تمام این آلام دست به خودکشی و خودسوزی می‌زنند؛ و ده‌ها ستم دیگر را متحمل می‌شوند.

آوای عدالت‌خواهی از قتلگاه قربانیان یکاولنگ بلند است!

باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادران ِ سیاه‌پوش
ــ‌داغ‌دارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد‌ــ
هنوز از سجاده‌ها
سر برنگرفته‌اند!
احمد شاملو

آی‌اس‌آی و مزدوران طالبش، قاتل داکتر ناکامورا و همکارانش اند!

به تاریخ ۱۳ قوس ۱۳۹۸، خبر کشته‌‌شدن داکتر تتسو ناکامورا و پنج همکار افغان‌اش در شهر جلال‌آباد، مردم درددیده افغانستان را در سوگ نشاند. این شهروند جاپان که از سه دهه بدینسو زندگی خود را وقف کار و آبادانی کرد و با فروتنی نمونه خویش آستین بالا زده و در خشره‌ترین کارها و با پشتکار عجیبی خدمت می‌نمود. این فرد انسان‌دوست نسبت به زندگی آسوده در جاپان، طبابت، آبرسانی و تبدیل دشت‌های خشک به باغ‌های سرسبز و پرمیوه را برای ما وظیفه خود قرار داد. داکتر ناکامورا درست نقطه مقابل پروژه‌های ماشین امپریالیزم مانند زلمی‌خلیلزاد، جان‌بس، سکات میلر، آیکن‌بیری و غیره بود که فقط برای تباهی و قتل و غارت آمدند.

امریکا و مزدورانش انس حقانی‌ها را می‌بخشند، ولی مردم سوگوار ما هرگز!

در ۲۱ عقرب ۱۳۹۸، اشرف غنی ایستاده در کنار چند چاکر دیگر اعلام نمود که انس حقانی و دو خونخوار همدست‌اش عبدالرشید عمری و مالی خان را از بند رها می‌کند. اینان یکبار دگر با ریاکاری خواستند خاک بر چشم مردم بپاشند و با اختراع اصطلاح «رهایی مشروط» منظوری ندارند جز این پیام به تروریست‌های جانی که بفرمایید هر تعداد افغان بی‌گناه را می‌کشید، ولی با باداران خارجی مشترک مان کاری نداشته باشید. چند سال پیش، وقتی غنی برای فرو نشاندن خشم مردم گفت انس حقانی را اعدام می‌کند، روشن بود که این دروغ محض است. ممکن نیست حکومت خاینی که در برابر گلبدین جانی فرش سرخ هموار ‌می‌نماید و صدها جنایتکار دیگر خلقی، پرچمی، تنظیمی و طالبی بر کرسی‌های بلند آن لمیده‌اند، دست به اعدام هم‌کیش خود زند. انس حقانی عضو برجسته گروه وحشی «شبکه حقانی» و دست‌پرورده آی‌اس‌آی و سی‌آی‌ای و عامل ده‌ها حمله انتحاری و به خاک و خون کشیدن صدها هموطن بیگناه ما بود. رهایی این تروریست‌ خطرناک در تبادله با دو استاد خارجی بار دیگر به اثبات می‌رساند که برای چوچه‌های امریکا و غرب سرنوشت دو شهروند خارجی به مراتب با ارزش‌تر و مهمتر از حیات میلیون‌ها افغان است.

تجاوز وحشیانه دولت فاشیستی ترکیه و شرکا بر روژاوا را محکوم می‌کنیم!

از ۱۷ میزان ۱۳۹۸ بدینسو، دولت فاشیست اردوغان، این پدرخوانده داعش، یکجا با کفتاران «ارتش آزاد سوریه» (نام دیگری برای داعش که مستقیما توسط دولت خونریز ترکیه حمایت می‌گردند) تهاجمی را زیر نام «عملیات چشمه صلح» بر روژاوا (مناطق کوردنشین شمال سوریه) به بهانه ایجاد منطقه حائل آغاز نمود که در حقیقت عملیات چشمه خون و جنایت می‌باشد. جنایتی که منجر به بی‌جا شدن ۱۳۰ هزار تن و کشته و زخمی‌شدن صدها غیرنظامی گردیده است. تصاویر هولناک جنایات ارتش ترکیه و برادران داعشی شان جهان را تکان داده ولی دول امپریالیستی و ناتو که خود بانی و حامی بنیادگرایی و تروریزم در منطقه می‌باشند به نظاره نشسته‌اند. و از همه شرم‌آور این که دولت تروریست‌پرور پاکستان نیز با پابوسی اردوغان، حمایت‌اش را از این قساوت اعلام نمود.

کسب مجدد استقلال و آزادی، با اتحاد و پیکار مردم ما میسر است!

در حالی از صد سالگی استرداد استقلال افغانستان یاد می‌کنیم که متاسفانه دیگر خبری از استقلال و آزادی در سرزمین شوربخت ما نیست. پس از پایان دولت امانی تا امروز، رژیم‌های گوناگون با عوامفریبی دهل استقلال را نواخته اند اما در عمل وطن ما طی تمام این سالها بصورت نیمه‌مستعمره و مستعمره مانده است.

جنبش مشروطه صد سال قبل با داشتن شخصیت‌های مبارز و جان‌نثار اهدافی را در برابر خود نهاده برای تحقق آن با شهامت تمام رزمیدند که حتا امروز هم عدالت‌خواهان ما باید برای رسیدن به آن پیکار نمایند. آنان از یکسو به جنگ با ارتجاع رفتند و از سوی دیگر با دستان خالی علیه اشغالگران انگلیسی قدم گذاشته و استقلال وطن را به قیمت خون خویش بدست آوردند. آنان تحت رهبری شاه امان‌الله، افغانستانی را که هنوز در آن برده‌داری حکمفرما بود، به نخستین پله‌های ترقی و پیشرفت و انسانیت رهنمون نمودند. هرچند در اثر توطئه‌های بیرونی و غلامان داخلی‌اش عمر این دوره بی‌نهایت کوتاه بود، اما بذر ارزش‌هایی را در جامعه ما کاشت که رژیم‌های بعدی با تمام استبداد و دهشت قادر نشدند آنها را برای همیشه از مردم بگیرند.

نفوذ مبلغان بنیادگرایی و توحش در نهادهای تعلیمی فاجعه است!

اخیرا دولت افغانستان چند استاد و محصل پوهنځی شرعیات پوهنتون کابل را به اتهام عضویت در داعش گرفتار نمود. چند تن این جانیان از ملوث بودن شان در چندین حمله مرگبار مانند حمله انتحاری بر کلب پهلوانی امید میوند، حمله بر میدان‌هوایی، حمله انتحاری بر بس حامل کارمندان ریاست اصلاحات اداری و... اعتراف نمودند. البته این یگانه جنایت این وحشیان نبوده و آدم‌کشی‌های دیگری را بخصوص علیه هموطنان شیعه‌مذهب ما و در شرق کشور نیز مرتکب شده‌اند. از جمله چند محصل اعتراف کردند که از طریق استادان مضامین دینی پوهنتون کابل به داعش جذب گردیده اند.

اعلامیه مشترک کژار و حزب همبستگی افغانستان در مورد وضعیت زنان در منطقه

ذهنیت زن‌ستیز مردسالار هزاران سال است که استمرار و پایه‌های خود را بر روی استثمار و به بردگی کشاندن زنان بنا نهاده و در ادامه تداوم و نهادینه شدن آن در جوامع، تحت عناوین مذهب، ناموس، دین و سنت، زنان را بیش از هر دوره‌ای از تاریخ به انقیاد کشیده و از تمامی حقوق انسانی و فردی محروم ساخته تا بدین گونه سلطه خود بر جوامع را مستحکم‌تر نمایند. مشروعیت کاربرد زور و خشونت در قوم و قبیله توسط پدرسالار در دوران معاصر از سوی دولت اعمال می‌گردد. تمرکز قدرت موجب گشت دولتها و سران آنان برای استعمار و حاکمیت در جوامع ابتدا زنان را مورد اهداف شوم خود قرار دهند و خشونت و سرکوب زنان به اشکال هولناک هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد. در سیستم‌های دولتی نه تنها زنان بلکه حقوق انسانی همه افراد پایمال می‌گردد تا جامعه‌ای رمه‌وار ایجاد و استیلا بر آن آسان‌تر گردد. در جغرافیای خاورمیانه به دلیل کهن بودن فرهنگ و تاریخ، نقش سنت و دین بسیار پررنگ است و مفتیان دینی و مذهبی و دولتمردان برای حفظ بقای خود دین و مذهب را به عنوان ابزاری جهت قدرت‌طلبی و زورگویی مورد استفاده قرار می‌دهند و زنان از نخستین قربانیان این نگرش هستند. کافی است به وضعیت زنان در کشورهای عراق، ترکیه، ایران، پاکستان و افغانستان نظری بیافکنیم که چگونه هر روز کرامت و شان انسانی آنان نادیده گرفته می‌شود و کشتن، سنگسار، تجاوز و تعرض به آنان مشروع شده است. ماهیت ذهنیت مردسالاری در تمامی سیستم‌های دولتی مشابه است و فقط در ظاهر و اشکال خشونت تفاوت وجود دارد.

عامل بی‌کاری و سیه‌روزی کارگران و زحمتکشان ما، اشغالگران امریکایی و رژیم دست‌نشانده و طالبان خون‌آشام اند!

اول می یا روز جهانی کارگر ریشه در اعتصاب کارگران امریکا جهت تعدیل در شرایط کار و کاهش ساعات کار به هشت ساعت دارد که در اول می ۱۸۸۶ آغاز شد و در سرتاسر کشور یک هزار و دو صد کارخانه را به گرد خود جمع نمود تا این که در چهارمین روز اعتصاب در «میدان بیده» شهر شیکاگو تعداد معترضان به ۹۰ هزار تن رسید، پولیس بر آنان آتش گشود و سبب کشتار و زخمی‌شدن تعداد زیادی گردید. سرانجام کارگران محکوم به زندان و چند تن اعدام شدند. سپس اول می به نماد جهانی روز اتحاد و مبارزه کارگران در سراسر جهان مبدل شده و همه‌ساله این روز خجسته را احزاب و اتحادیه های کارگری با راه‌اندازی اعتراضات و راهپیمایی گرامی می‌دارند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 168 نفر