امریکا و مزدورانش انس حقانی‌ها را می‌بخشند، ولی مردم سوگوار ما هرگز!

در ۲۱ عقرب ۱۳۹۸، اشرف غنی ایستاده در کنار چند چاکر دیگر اعلام نمود که انس حقانی و دو خونخوار همدست‌اش عبدالرشید عمری و مالی خان را از بند رها می‌کند. اینان یکبار دگر با ریاکاری خواستند خاک بر چشم مردم بپاشند و با اختراع اصطلاح «رهایی مشروط» منظوری ندارند جز این پیام به تروریست‌های جانی که بفرمایید هر تعداد افغان بی‌گناه را می‌کشید، ولی با باداران خارجی مشترک مان کاری نداشته باشید. چند سال پیش، وقتی غنی برای فرو نشاندن خشم مردم گفت انس حقانی را اعدام می‌کند، روشن بود که این دروغ محض است. ممکن نیست حکومت خاینی که در برابر گلبدین جانی فرش سرخ هموار ‌می‌نماید و صدها جنایتکار دیگر خلقی، پرچمی، تنظیمی و طالبی بر کرسی‌های بلند آن لمیده‌اند، دست به اعدام هم‌کیش خود زند. انس حقانی عضو برجسته گروه وحشی «شبکه حقانی» و دست‌پرورده آی‌اس‌آی و سی‌آی‌ای و عامل ده‌ها حمله انتحاری و به خاک و خون کشیدن صدها هموطن بیگناه ما بود. رهایی این تروریست‌ خطرناک در تبادله با دو استاد خارجی بار دیگر به اثبات می‌رساند که برای چوچه‌های امریکا و غرب سرنوشت دو شهروند خارجی به مراتب با ارزش‌تر و مهمتر از حیات میلیون‌ها افغان است.

تجاوز وحشیانه دولت فاشیستی ترکیه و شرکا بر روژاوا را محکوم می‌کنیم!

از ۱۷ میزان ۱۳۹۸ بدینسو، دولت فاشیست اردوغان، این پدرخوانده داعش، یکجا با کفتاران «ارتش آزاد سوریه» (نام دیگری برای داعش که مستقیما توسط دولت خونریز ترکیه حمایت می‌گردند) تهاجمی را زیر نام «عملیات چشمه صلح» بر روژاوا (مناطق کوردنشین شمال سوریه) به بهانه ایجاد منطقه حائل آغاز نمود که در حقیقت عملیات چشمه خون و جنایت می‌باشد. جنایتی که منجر به بی‌جا شدن ۱۳۰ هزار تن و کشته و زخمی‌شدن صدها غیرنظامی گردیده است. تصاویر هولناک جنایات ارتش ترکیه و برادران داعشی شان جهان را تکان داده ولی دول امپریالیستی و ناتو که خود بانی و حامی بنیادگرایی و تروریزم در منطقه می‌باشند به نظاره نشسته‌اند. و از همه شرم‌آور این که دولت تروریست‌پرور پاکستان نیز با پابوسی اردوغان، حمایت‌اش را از این قساوت اعلام نمود.

کسب مجدد استقلال و آزادی، با اتحاد و پیکار مردم ما میسر است!

در حالی از صد سالگی استرداد استقلال افغانستان یاد می‌کنیم که متاسفانه دیگر خبری از استقلال و آزادی در سرزمین شوربخت ما نیست. پس از پایان دولت امانی تا امروز، رژیم‌های گوناگون با عوامفریبی دهل استقلال را نواخته اند اما در عمل وطن ما طی تمام این سالها بصورت نیمه‌مستعمره و مستعمره مانده است.

جنبش مشروطه صد سال قبل با داشتن شخصیت‌های مبارز و جان‌نثار اهدافی را در برابر خود نهاده برای تحقق آن با شهامت تمام رزمیدند که حتا امروز هم عدالت‌خواهان ما باید برای رسیدن به آن پیکار نمایند. آنان از یکسو به جنگ با ارتجاع رفتند و از سوی دیگر با دستان خالی علیه اشغالگران انگلیسی قدم گذاشته و استقلال وطن را به قیمت خون خویش بدست آوردند. آنان تحت رهبری شاه امان‌الله، افغانستانی را که هنوز در آن برده‌داری حکمفرما بود، به نخستین پله‌های ترقی و پیشرفت و انسانیت رهنمون نمودند. هرچند در اثر توطئه‌های بیرونی و غلامان داخلی‌اش عمر این دوره بی‌نهایت کوتاه بود، اما بذر ارزش‌هایی را در جامعه ما کاشت که رژیم‌های بعدی با تمام استبداد و دهشت قادر نشدند آنها را برای همیشه از مردم بگیرند.

نفوذ مبلغان بنیادگرایی و توحش در نهادهای تعلیمی فاجعه است!

اخیرا دولت افغانستان چند استاد و محصل پوهنځی شرعیات پوهنتون کابل را به اتهام عضویت در داعش گرفتار نمود. چند تن این جانیان از ملوث بودن شان در چندین حمله مرگبار مانند حمله انتحاری بر کلب پهلوانی امید میوند، حمله بر میدان‌هوایی، حمله انتحاری بر بس حامل کارمندان ریاست اصلاحات اداری و... اعتراف نمودند. البته این یگانه جنایت این وحشیان نبوده و آدم‌کشی‌های دیگری را بخصوص علیه هموطنان شیعه‌مذهب ما و در شرق کشور نیز مرتکب شده‌اند. از جمله چند محصل اعتراف کردند که از طریق استادان مضامین دینی پوهنتون کابل به داعش جذب گردیده اند.

اعلامیه مشترک کژار و حزب همبستگی افغانستان در مورد وضعیت زنان در منطقه

ذهنیت زن‌ستیز مردسالار هزاران سال است که استمرار و پایه‌های خود را بر روی استثمار و به بردگی کشاندن زنان بنا نهاده و در ادامه تداوم و نهادینه شدن آن در جوامع، تحت عناوین مذهب، ناموس، دین و سنت، زنان را بیش از هر دوره‌ای از تاریخ به انقیاد کشیده و از تمامی حقوق انسانی و فردی محروم ساخته تا بدین گونه سلطه خود بر جوامع را مستحکم‌تر نمایند. مشروعیت کاربرد زور و خشونت در قوم و قبیله توسط پدرسالار در دوران معاصر از سوی دولت اعمال می‌گردد. تمرکز قدرت موجب گشت دولتها و سران آنان برای استعمار و حاکمیت در جوامع ابتدا زنان را مورد اهداف شوم خود قرار دهند و خشونت و سرکوب زنان به اشکال هولناک هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد. در سیستم‌های دولتی نه تنها زنان بلکه حقوق انسانی همه افراد پایمال می‌گردد تا جامعه‌ای رمه‌وار ایجاد و استیلا بر آن آسان‌تر گردد. در جغرافیای خاورمیانه به دلیل کهن بودن فرهنگ و تاریخ، نقش سنت و دین بسیار پررنگ است و مفتیان دینی و مذهبی و دولتمردان برای حفظ بقای خود دین و مذهب را به عنوان ابزاری جهت قدرت‌طلبی و زورگویی مورد استفاده قرار می‌دهند و زنان از نخستین قربانیان این نگرش هستند. کافی است به وضعیت زنان در کشورهای عراق، ترکیه، ایران، پاکستان و افغانستان نظری بیافکنیم که چگونه هر روز کرامت و شان انسانی آنان نادیده گرفته می‌شود و کشتن، سنگسار، تجاوز و تعرض به آنان مشروع شده است. ماهیت ذهنیت مردسالاری در تمامی سیستم‌های دولتی مشابه است و فقط در ظاهر و اشکال خشونت تفاوت وجود دارد.

عامل بی‌کاری و سیه‌روزی کارگران و زحمتکشان ما، اشغالگران امریکایی و رژیم دست‌نشانده و طالبان خون‌آشام اند!

اول می یا روز جهانی کارگر ریشه در اعتصاب کارگران امریکا جهت تعدیل در شرایط کار و کاهش ساعات کار به هشت ساعت دارد که در اول می ۱۸۸۶ آغاز شد و در سرتاسر کشور یک هزار و دو صد کارخانه را به گرد خود جمع نمود تا این که در چهارمین روز اعتصاب در «میدان بیده» شهر شیکاگو تعداد معترضان به ۹۰ هزار تن رسید، پولیس بر آنان آتش گشود و سبب کشتار و زخمی‌شدن تعداد زیادی گردید. سرانجام کارگران محکوم به زندان و چند تن اعدام شدند. سپس اول می به نماد جهانی روز اتحاد و مبارزه کارگران در سراسر جهان مبدل شده و همه‌ساله این روز خجسته را احزاب و اتحادیه های کارگری با راه‌اندازی اعتراضات و راهپیمایی گرامی می‌دارند.

جرگه کفتاران، ادامه فجایع ۸ و ۷ ثور

سیاهروز‌های ۸ و ۷ ثور در حالی فرا می‌رسند که جانیان می‌کوشند در ۹ ثور، ننگ دیگری را بر تقویم تاریخ ما حک کنند. عناصر ضدملی و خیانت‌پیشه زیر نام‌های دلپسند صلح، آرامی و ترقی باز در یک «لویه جرگه» فرمایشی و امریکایی، می‌کوشند طالبان خون‌ریز و قرون‌وسطایی را با پشتاره جنایت و سفاکی شان بخشیده در حاکمیت شریک سازند. این جرگه ضدمردمی راه باز می‌کند تا این سرزمین نگون‌بخت عمیق‌تر به کام اشغال، بنیادگرایی، ارتجاع، خونریزی، ناامنی، فساد، چپاول، بی‌عدالتی و مصایب دیگر غرق گردد. در این جرگه‌ها و گفتگوهای نمایشی، نمایندگان واقعی مردم رنجدیده ما نه،‌ بلکه جانیان ۷ و ۸ ثوری در کنار برادران طالبی و تکنوکرات خویش گردهم می‌آیند تا ملت را عمیق‌تر در پنجال‌های نحس شان اسیر سازند.

اختطاف جولیان آسانژ توسط امپریالیست‌ها حمله بر وجدان بیدار بشریت است!

دموکراسی دروغین امپریالیستی یک بار دیگر چهره‌ی خونین‌اش را عریان‌تر‌ ساخت. دولت‌های اشغالگر امریکا و انگلیس که ادعای صدور دموکراسی به افغانستان، عراق، سوریه، لیبیا و اخیرا ونزویلا را می‌کنند و خود را آقایان جهان می‌پندارند در تبانی با دولت مزدور اکوادور جولیان آسانژ، بنیانگذار سایت افشاگر ویکی‌لیکس را از سفارت اکوادور در لندن کشان کشان با خود بردند، و در حقیقت زیر نام قانون این انسان باوجدان و دوست واقعی ستم‌کشان را در انظار عمومی و رسانه‌ها اختطاف کردند. آسانژ حین دستگیری‌اش با روحیه بلند از داخل موتر پولیس بی‌باکانه با لبخندش به جهانیان می‌فهماند که با این همه افشاگری‌هایش چنان تیری بر پیکر گندیده سیستم ضدبشری امپریالیستی و ابرشرکت‌های وابسته آنان زده که هیچ ضربه‌ای قامت وی را خم نمی‌کند. رسانه‌های جریان غالب که لجام همه‌ی شان به ابرشرکت‌ها و نظام امپریالیستی گره خورده، در‌حالی‌که جریان عروسی مبتذل پسر شهزاده انگلستان را برای ساعت‌ها به‌طور زنده پخش می‌کنند، این واقعه را به‌مثابه خبر درجه شش و بی‌ارزش، کوتاه پوشش دادند تا برای نقاب آزادی بیان شان بینی خمیری کمایی کرده باشند.

ادامه اشغال افغانستان: ادامه جنگ، بنیادگرایی، جنایت و...

اسارت مردم افغانستان تحت اشغال امریکا و ناتو و دست‌نشاندگان داخلی شان هفده‌ ساله شد. دیگر بر اکثریت مطلق افغان‌ها، سوای آنانی که دالر و کرسی چشم و وجدان شان را کور ساخته، ثابت گردیده است که تجاوز نظامی امریکا، وطن و مردم ما را عمیق‌تر در گودال خون و فساد و بدبختی غرق کرده به میدان خطرناک رقابت‌های امپریالیستی مبدل ساخته است. متجاوزان امریکایی و متحدانش با شعارهای زیبای «دموکراسی»، «جنگ با تروریزم»، «حقوق زن» و «بازسازی» بر ماتمکده‌ی ما یورش بردند تا به خاطر منافع استراتیژیک و اقتصادی شان مردم خسته از جنگ ما را باز هم قربانی سیاست‌های شوم شان سازند. هفده سال حضور نظامی امریکا و ناتو، از جمله سیاه‌ترین روزهای تاریخ ماست که علاوه بر قتل‌عام صدهاهزار افغان، روی کار آوردن و تقویت انواع باندهای خطرناک تروریستی و رهزنان، تبدیل افغانستان به فاسدترین و مافیایی‌ترین کشور جهان، رشد کم‌سابقه تولید و قاچاق مواد مخدر، تاراج ذخایر زیرزمینی دست‌نخوره وطن ما، افزایش فاصله بین فقر و سرمایه، تباهی و دربدری اکثریت نفوس کشور، ستم وحشیانه بر زنان و سوءاستفاده رذیلانه از نگون‌بختی‌های آنان، فرار جمعی جوانان درمانده و بیکار و فراوان فجایع دیگر پیامد آن به شمار می‌روند.

فقط با مبارزه و فداکاری می‌توان لوث اشغال، بنیادگرایی و ارتجاع را روبید!

در نود و نهمین سالروز استقلال کشور قرار داریم، استقلالی که با خون مردم سلحشور، مشروطه‌خواهان پیشرو افغانستان و رهبری شاه امان‌الله رقم خورده است؛ استقلالی که برای تحقق آن، زنده‌یاد شهید سرور واصف و همرزمان سربه‌کف او شعار «ترک مال و ترک جان» را نعره کشیدند؛ استقلالی که آزادی‌های معین و حقوق ابتدایی را برای زنان و دیگر اقشار تحت ستم کشور به ارمغان آورد؛ استقلالی که برای نخستین بار یخ مستعمرات بریتانیا را شکست و مایه الهام برای سرزمین‌های متعدد جهت رهایی از یوغ استعمار پیر شد؛ استقلالی که افغانستان را به پناهگاه امن و حامی صدیق انقلابیون منطقه از جمله هندوستانی‌ها مبدل کرد. و استقلالی که متاسفانه دیگر نداریم.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 81 نفر