دفاع از آزادیخواهان دربند ایرانرژیم ددمنش جمهوری اسلامی ایران، در شکنجه و کشتار دگر اندیشان و آزادیخواهان از تمامی رژیم های مستبد پیشی گرفته است. طی ماههای گذشته موجی از اعدام مبارزان را راه انداخته و از آغاز سال میلادی بطور متوسط هر هشت ساعت جان یک زندانی گرفته شده است. در افشای این جنایات رژیم "ولایت فقیه"، ٩ دلو به مثابه روز جهانی دفاع از زندانیان سیاسی ایران اعلام گردیده و حزب همبستگی افغانستان افتخار دارد که به این مناسبت همزمان در چند شهر اکسیون هایی را برپا می دارد که اگر محدودیت ها و دشواریهای مالی و غیره نمی بود، آن را در تقریبا سراسر افغانستان برگزار می کردیم.

موازی با همگانی شدن خیزش مردم مبارز ایران، رژیم هیتلری خامنه‌ای / احمدی نژاد با تکیه روی اعدام مبارزان دربند، کوشیده مخالفان را مرعوب سازد. اما کور خوانده است. وقتی فرزاد کمانگر همراه با چهار تن از یارانش سال گذشته اعدام شد، داکتر سعید ماسورى، از زندان نوشت: "ما را از سر بریده نترسانید... اى واى بر ما اگر اعدام دوستان و هموطنانمان به جاى انگیزش بیشتر ما را مرعوب سازد… براى اینکه بگویم چقدر مرعوب این اعدامها شده‌ام آماده‌ام که بعد از این ۵ نفر، نفر ششم و آماده اعدام بشوم" . و این پاسخ پرجبروت و شکوهمند و در واقع زبان حال اکثریت آزادیخواهان اسیر و مردم کارد به استخوان رسیده‌ی ایران بدون شک رژیم جنایتکار را به لرزه انداخته و دیوانه و هارتر کرده است.

در پاسخ به بچه ترسانک های لمپنانه‌ی سفیر ایران در کابل

"حزب همبستگی افغانستان" در محکومیت کشتار شماری از هموطنان معصوم ما به وسیله رژیم سفاک ایران، به تاریخ ٢٣ جدی تظاهراتی را در کابل به راه انداخت. حزب ما قبلا نیز طی اکسیون هایی به خاطر اعدام هموطنان ما در ایران صدایش را بلند کرده بود.

طبق رسم تمامی رژیم های ارتجاعی و ضد مردمی که برمخالفان برچسب های گوناگون میزنند،‌ جمهوری اسلامی نیز جنبش عظیم آزادیخواهانه مردم به جان آمده‌ی ایران را به هر اتهامی سخیف می آلاید. چند ماه قبل که حزب همبستگی به اعدام پناهجویان افغانستان و اعدام آزادیخواهان ایران توسط رژیم بیدادگر دست به تظاهرات زد، وزارت خارجه ایران با سبکسری بیمانندی آن را به "جندالله"، گروهی ارتجاعی تر از جمهوری اسلامی نسبت داد و اینبار فدا حسین مالکی سفیر ایران در کابل، با لحنی فاشیستی و پرنخوت تظاهرکنندگان را "عوامل غربی" نامیده و گویی کابل هم جماران است، حتی خواهان "شناسایی و دستگیری" آنان گردید!

هموطنان داغــدار!

رژیم خونخوار جمهوری اسلامی ایران به سلسله اعدام‌های بی‌شرمانه و خودسر که تا هنوز ادامه دارد بار دیگر مرتکب جنایت هولناک مبنی بر تیرباران هموطنان بی‌دفاع ما در خط سرحدی ولایت نیمروز گردیده است. این کشته‌شدگان نه قاچاقبر بودند و نه «مفسدالارض»، بلکه کارگران بی‌دفاعی بودند که به علت فقر و تنگدستی برای انجام شاق‌ترین کارها رهسپار ایران شده بودند. رژیم سفاک به انسان‌کشی هم اکتفا نکرده، بر اساس بازی‌های سیاسی ‌در این سرمای زمستان راه را برای ورود مواد سوختی به کشور ما بست تا قصداً مردم ما را با فشارهای مضاعف مواجه سازد.

رژیم ددمنش ایران که به ماشین کشتار ملل مبدل گردیده در ستم و آدم‌کشی دست تمامی رژیم‌های مستبد و فاسد را از پشت بسته، بر مردم مظلوم و آزادیخواه ایران نیز کوچکترین رحمی نکرده همه روزه آزاد اندیشان نامور را که سرتسلیم به دربار استبداد مذهبی خامنه‌ای/ احمدی نژاد نمی‌گذارند یا به زندان‌های مخوف انداخته و یا سر به نیست می‌سازد.

بعد از کودتای ننگین ۷ ثور ۱۳۵۷ که سرآغاز فاجعه ای بود که تا امروز ادامه دارد، در ششم جدی ۱۳۵۸ درست ۳۱ سال پیش از امروز سوسیال- امپریالیزم شوروی وقت  به دعوت میهنفروشان خلقی و پرچمی کشور ما را مورد تجاوز نظامی قرار داده به خاطر غارتگری وارد جنگ نابرابر با توده های ما گردید که نتیجه آن کشتار، زندان و شکنجه، ویرانی، آوارگی و صد ها مصیبت دیگر برای ملت ما و سرافکندگی تاریخی و سرانجام زوال اتحاد شوروی بود.

این تجاوز به دست درازی بیگانگان دیگر در سطوح مختلف انجامید تا افغانستان را به میدان قتل و قتال مبدل ساخته، شیرازه‌ی زندگی مردم نگونبخت ما را به سوی نیستی سوق دادند و درین دوران در اثر مداخلات بیشرمانه غرب ، پاکستان، ایران و عربستان، احزاب سیاه و جنایتکار اخوانی مورد حمایت بیدریغ قرار گرفته همچون گرگان هار بر ملت ما تحمیل گردیدند، احزاب هفتگانه و هشتگانه نیز طوق مزدوری را با افتخار به گردن آویختند.این احزاب ضد مردمی، رهبری مقاومت بر حق و قیام های سرتاسری ملت ما علیه اشغالگران وعمال شان را رذیلانه دزدیدند و بار دیگر توده های سوگوار ما را از پشت  خنجر زدند. سیاهروز هشتم ثور، سگ جنگی های احزاب جهادی ، قتل عام ، بربادی سرمایه های ملی و فرهنگی ما، هجوم لشکر قرون وسطایی و جنایت پیشه طالبی و تجاوز نظامی امریکا و ناتو همه و همه فجایع هولناکی بر ملت درد دیده ما اند  که ریشه در خیانت تاریخی و وطنفروشی احزاب خلق و پرچم دارد که تا امروز از شر آن رهایی نیافته‌ایم.

تظاهرات استقلال خواهی حزب همبستگی افغانستان در شهر جلال آباد
تظاهرات استقلال خواهی حزب همبستگی افغانستان در شهر جلال آباد

٢٨ اسد برابر است با نودويكمين سالروز استرداد استقلال افغانستان، روزی که شاه امان الله خان و یارانش با عزم راسخ در مقابل استعمار انگلیس ایستادند و با اتکا به مردم آزادیخواه تمامی ملیت های وطن ما رهبری قیام های توده ای را با شهامت بدست گرفته و کمر امپراتوری انگلیس را شکستند. افغانستان  نوپا برای اولین بار بعد از قرن ها استبداد و استعمار، پیشرفت و تعالی را تحت قیادت قهرمانان ملی چون امان اله خان، محمود طرزی، محمد ولی خان دروازی و دیگران تجربه کرد اما با دست اندازی های انگلیس ها شیرازه حکومت مردمی امانی درهم ریخت و افغانستان سیر قهقرایی پیمود و حکام ضد مردمی، خاین و فاسد یکی پی دیگر تا به امروز بر سرکار آمدند.

تظاهرات حزب همبستگی افغانستان علیه کشتار غیرنظامیان بوسیله نیروهای اشغالگر
تظاهرات حزب همبستگی افغانستان علیه کشتار غیرنظامیان بوسیله نیروهای اشغالگر

نه سال قبل امریکا و متحدانش افغانستان را زیر نام "آزادی"، "حقوق بشر" و "دموکراسی" مورد تجاوز نظامی قرار دادند اما درین مدت هدیه ای جز قتل عام، ویرانی، مافیا پروری، حمایت از جنگسالاری و تروریزم، دامن زدن به اختلافات قومی و ملیتی و مذهبی، رشد سرسام آور مواد مخدر  و .... برای مردم نگونبخت ما نداشتند.
در جریان بازی شیطانی امریکا در کشور ما زیر نام "جنگ علیه تروریزم" دهها هزار تن از هموطنان بیگناه ما در اثر بمباردمانهای کور و ددمنشانه شان به کام نیستی فتادند. به دنبال قتل عامهای وحشیانه اشغالگران در شیندند، هسکه مینه، گرنی، خان آباد، پنجوایی، نرنج و ...  اینبار در ولسوالی سنگین ولایت هلمند ٥٢ تن از هموطنان معصوم ما، منجمله زنان و کودکان، به خاک و خون غلتیدند اما طبق معمول با بیشرمی ادعا کردند که فقط طالبان را از بین برده اند و دولت پوشالی کرزی هم با محکوم کردن لفظی و گفتن این که هیئتی را به منطقه جهت بررسی اعزام خواهد کرد خاک بر چشم هم میهنان غمزده ما زده میکوشند همچون گذشته بر سر این جنایت باداران شان سرپوش بگذارند. به همین ترتیب از آنانی که زیر پرچم غارتگران داد از "حقوق بشر" و "جامعه مدنی" می زنند و یا مافیا زادگانی که گرم کمپاین های انتخاباتی خود اند و در و دیوار شهرها را با شعار های عوامفریبانه "عدالت"، "انسانیت" و غیره ملوث ساخته برای رسیدن به چوکی پارلمان ملیونها دالر را باد میکنند، هیچ صدایی علیه حامیان غربی شان بر نمی خیزد و مهر سکوت ننگین بر لب زده اند.

تظاهرات حزب در کابل علیه رژیم خون آشام ایران
تظاهرات حزب در کابل علیه رژیم خون آشام ایران

هموطن!

درحالیکه سوگ ناله های "عزیزآبادی" ها و "گنج آبادی" ها درعزای عزیزان شان بالاست و خون بیگناهان عملیات های کور امریکا و ناتو در گوشه و کنار کشور نخشکیده که از جانبی جنایتکاران ۷ و ۸ ثوری با ائتلافات نامیمون زیر سایه ارباب بزرگ به نام "دموکراسی"، "صلح"، "حقوق بشر" و "امنیت" همه روزه جان ملت دربند، زخمی و آواره را به اشکال گوناگون گرفته و جنایت پی جنایت می آفرینند، از سوی دیگر وحوش درنده خوی طالبی به یاری پاکستان و ایران ساطور بربادی را بر گردن فرزندان این مرزو بوم کشیده با حملات انتحاری افغانستان را به وحشت سرای مبدل ساخته است.

مردم بیدفاع ما که کاسه ی صبر شان لبریز شده و در دو راهه ی نیستی قدم میزنند اینک مصیبت تکاندهنده ی دیگری بر فرش عزای شان جاری گردید. رژیم خون و خیانت زده ی ولایت فقیه از 5000 افغان زندانی 3000 تن را به جوخه های دار سوق میدهد و قبلا نعش 45 تن را در طی 2 روز پی درپی در مرز اسلام قلعه در بدل 1200 دالر امریکایی تحویل وارثان مظلوم داده است، و اخیرا در منطقه "مهریز" یزد 4 هموطن بیگناه ما را به قتل رسانیده و 300 فامیل مقیم آنجا را به شیوه "واواکی" مورد تاخت و تاز قرار داده به آتش کشیده است.

حزب همبستگی افغانستان یکی از احزاب ملی دموکرات کشور است که در حمل ۱۳۸۳ رسماً به فعالیت آغاز نموده و افتخار دارد که همواره با مردمش بوده، دربرابر دشمنان سوگند خورده وطن تن به سازش نداده و در نبود امکانات مالی با موانع مختلف همیشه دست و پنجه نرم کرده و میکند. حزب همبستگی متعهد است تا در راه برچیدن بساط استبداد و رسیدن به استقلال – دموکراسی و عدالت اجتماعی از هیچ نوع فدا کاری وتلاش دریغ ننماید.

اینک بعد از شش سال (۲۲ حمل ۱۳۸۹) توانست دومین کنگره خویش را با حضور نمایندگان تمامی ولایات در کابل برگزار کند. این کنگره ساعت ۸ صبح با یاد و خاطره ی از شهید لعل محمد یک تن از بنیانگذاران و مسؤول شورای ولایتی هلمند که توسط گروه تاریک اندیش طالبان در زادگاهش ۴ سال قبل بیرحمانه سر بریده شده بود آغاز گردید و یادنامه شهید توسط داکتر متین سخنگوی اسبق حزب مختصراً بیان شد. به همین ترتیب عبدالحمید پسر لعل محمد شهید که اندکی دیرتر بنا به مشکلات راه به مجلس رسید بطور فشرده گفت:" پدرم درراه آرمانی شهید شده که من به آن فخر میکنم و خوشحالم که دست مرا با دستانِ چنین دوستانی گره کرده که جز به مردم اندیشیدن هدف دگر ندارند."

دولت فاشیستی دینی ایران که راه گم کرده است و در لجن نیستی دست و پا می زند اینک پس از اعدام و چور و چپاول عده‌ای از پناهجویان بینوای افغان، دست به جنایت هولناک دیگری زد: فرزاد کمانگر معلم و فعال سیاسی با چهار تن از یارانش علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان که به جرم پیکار برای استقرار دموکراسی و عدالت در ایران، سالها تحت شکنجه های ددمنشانه‌ی ولایت فقیه قرار داشتند، در سحرگاه ١٩ ثور حلق آویز شدند و بدینترتیب مردم سوگوار ایران به سوگ جانفرسای دیگری نشستند.

از زمان تجاوز روس بر كشور ما و بخصوص بعد از اخراج آنان و سقوط دولت دست نشانده‌اش جنگهای تنظیمی برای غصب قدرت، نه تنها بر دست آوردها و افتخارات جنگ آزادی خواهانه‌ی مردم ما خط بطلان كشید و افغان ها را در نظر جهانیان بصورت ملت بی‌فرهنگ و وحشی ترسیم نمود؛ زمینه‌ی لانه گزینی و رشد تروریزم را فراهم نمود؛ ۶۵۰۰۰ نفر از شهریان كابل را با راكت و اسلحه‌ی خودكار قطعه قطعه و در زیر آوار مدفون نمود؛ آثار باستانی و فرهنگی را كه قرن ها از گزند وحشی ترین جهانسوزان و جنایتكاران درامان مانده بودند، یكسره نابود كرده و یا به تاراج بردند؛ و بالاخره آینده‌ی تمام كشور را در تاریكی عمیقی فرو برده كه جز وابستگی به اجانب، هیچ دورنمایی برای آن به مشاهده نمی‌رسید. بناءً عده‌ای از روشنفكرانی كه همواره در پی گشایش راهی از این بن بست بودند، با استفاده از شرایط جدیدی كه پشتیبانی جهانیان در برابر تروریزم و تفنگسالاری فراهم آورده است، دست به ایجاد تشكلی دموكراتیك زدند، تا بتوانند افتخارات از دست رفته را احیأ نموده، ویرانی ها را بازسازی و راه روشنی برای بهروزی، بهزیستی و شكوفایی كشور ترسیم نمایند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 152 نفر