چوین، یاور مردم تخار که با توطئه بنیادگرایان کشته شد

چوین (چدن) فرزند خال محمد از قریه کلاتک ولسوالی چاه‌آب ولایت تخار از جمله دهقانان فقیر بود که در زمان حکومت خلقی‌ها در ولسوالی اسمار کنر سرباز بود. وقتی غند اسمار بوسیله عبدالروف صافی به مجاهدین تسلیم داده شد، چوین نیز در آن سهم گرفته از همین طریق به پاکستان فرار کرده برای پیوستن به جنگ مقاومت ضدروسی آمادگی می‌گیرد. از آنجاییکه گرفتن سلاح و مهمات بدون پیوستن به یکی از احزاب هفتگانه میسر نبود، او تحت پوشش حزب اسلامی منحیث سرگروپ با سلاح و مهمات در جوزای ١٣٥٩ وارد ولسوالی چاه‌آب شده با شجاعت و پایمردی‌اش میان مردم جایگاه ویژه‌ای می‌یابد.

ضابط دین محمد، آزادی‌خواهی که توسط جلادان خلقی - پرچمی سلاخی شد

جوانمردی، رفاقت، شجاعت و مردم‌خواهی از شاخصه‌های انسانی‌ست که با بیان نامش بر زبان رفیقانش جاری می‌گردد. سخن از ضابط دین‌محمد یکی از قهرمانان گمنام سرزمین ماست که در نخستین سال کودتای ننگین جلادان جنایت‌پیشه‌ی خلق ـ پرچم در کنار هزاران هموطن فراهی‌اش بعد از توهین و تحقیر رذیلانه، در گور نامعلوم دفن شد.

لیستی از جانباختگان ولایت فراه توسط جلادان خلقی – پرچمی

با کودتای ۷ ثور، جنایتکاران عقده‌مند با کنده و ساطور به جان و مال مردم بی‌دفاع در سراسر میهن افتادند و افغانستان را به قتلگاه فرزندانش مبدل کردند. فراه نیز همانند سایر ولایات در اولین یورش جانیان ۷ ثور پایمال خرمستی‌های ددمنشانه «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» شد. دستگیری‌ها و قتل‌های دستجمعی از حوت ۱۳۵۷ آغاز و تا تجاوز سوسیال امپریالیزم که به‌صورت دگر رقم خورد، ادامه یافت. قصابان خلقی به نام سیاسی و یا پلستر(×) بهترین‌ها و سرشناس‌ترین ها را از مناطق گوناگون گلچین کرده و بدون محاکمه و ابلاغ جرم زنجیرپیچ و با هزار و یک تحقیر به ضرب گلوله و نوک برچه شکم دریدند و یا نیمه‌جان در گورهای دستجمعی دفن می‌کردند. این جانیان سوار بر گرده‌های پرزخم اقشار فقیر، کودتای ننگین شان را به‌مثابه انقلاب تحمیل کرده و شعار کاذب «کور،کالی، دودی» را جار می‌زدند.

یاد و خاطره مامور میرزا خان مقاومتگر ضدروسی را گرامی داریم!

جنگ مقاومت ضدروسی هزاران مبارز گمنامی دارد که با به قدرت رسیدن تنظیم‌های مزدور پشاوری و هشتگانه‌ ایرانی، قربانی‌ و رشادت آنان با خاک و خاکستر همسان گردید. «حزب همبستگی افغانستان» تلاش می‌کند این قهرمانان راستین راه آزادی کشور را به معرفی گرفته تا به دلاوری و خودگذری آنان حرمت گذاشته باشد و حساب اکثر هموطنان استقلال‌طلب و آزادیخواه ما از حساب چند جاسوس و قهرمان قلابی سی. آی. ای و آی. اس. آی جدا نماید.

آنان در ۱۷سنبله سرودخوانان به مصاف مرگ رفتند

امروز مصادف است با روز خونینی که سیزده تن از بهترین فرزندان سرزمین ما و آزادی‌خواهان رشیدی که صلابت و عزم آهنین شان سلول‌های زندان مخوف پلچرخی را به لرزه درآورده بود، بوسیله نوکران روس اعدام گردیدند. در ۱۷ سنبله ۱۳۶۱ میهنفروشان خلقی‌-پرچمی که از دفاع قهرمانانه جمعی از کادرهای برجسته «سازمان آزادیبخش مردم افغانستان – ساما» در محکمه فرمایشی شان وامانده و ذلیل گشته بودند، این سروهای بلند قامت را که عشق به وطن و مردم در سینه‌های بزرگ شان شعله‌ور بود به شهادت رسانیده آنان را در گورهای نامعلومی مدفون نمودند.

غرور و آزادمنشی شاه امان‌الله در مذاکره با نماینده انگلیس

بعد از ختم جنگ سوم افغان و انگلیس و استرداد استقلال افغانستان، استعمارگران به آسانی نمی‌توانستند حضور کشور استقلال‌یافته‌‌ای را که دولت و مردم آن در تقلای ترقی و تعالی مستقلانه و بدور از زیر سلطه یغماگران خارجی بودند، در سرحدات مستعمراتی خود تحمل نمایند. بالاخره حدود دو نیم سال بعد از حصول استقلال کشور، در ۲۲ نوامبر ۱۹۲۱، دولت انگلیس معاهده‌ای را با دولت امانی به امضا رسانید که اولین ماده آن استقلال داخلی و خارجی افغانستان را تایید کرد:

شاه امان‌الله خان - کالینین و ایلیچ لنین

با کسب استقلال افغانستان، از نخستین تلاش‌های شاه امان‌الله خان تثبیت موقعیت افغانستان منحیث یک کشور آزاد و مستقل در سطح جهان بود. برعکس حاکمیت‌های قبلی تحت سیطره انگلیس‌ها اجازه برقراری روابط بین‌المللی را نداشتند، امان‌الله خان مناسبات وسیعی با جهان ایجاد نمود. حکومت نوبنیاد بلشویک شوروی نخستین دولت خارجی بود که استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت. «کمیسار ملی امور خارجیه جمهوریت شوروی ترکستان» در نامه مورخ ۲۷ مارچ ۱۹۱۹ به دولت جدید افغانستان اعلام نمود:

راه حفظ استقلال از دید شاه امان‌الله خان

در نهمین جشن استقلال افغانستان که به تاریخ ۲۶اسد ۱۳۰۶ برگزار شد، شاه امان‌الله خان نطق اندیشه‌برانگیزی ایراد نمود که در مطبوعات آنزمان انعکاس یافت. من گوشه‌هایی از سخنان این شاه مترقی و عدالتخواه را برای خوانندگان سایت «حزب همبستگی افغانستان» بازتایپ و با تصویری از منبع اصلی آن در ذیل تقدیم می‌دارم. اگر دیدگاه‌های پیشرو او در عمل پیاده می‌شد، امروز کشور ما اینچنین غرق بینوایی و جنگ و تباهی و جهالت نمی‌بود.

حاجی شاه محمد، از رزمندگان صدیق جنگ مقاومت ضد روسی

حاجی شاه محمد از قومندانان خودگذر و نیک‌نام جنگ مقاومت بود که در برابر اشغالگران روسی و رژیم مزدورش به بسیج مردم پرداخت و رهبری جبهه «دربست» اناردره را به عهده داشت. وی از نخستین قیام‌کنندگانی بود که با اراده پولادین بارها به مصاف دشمن رفت، دلاورانه رزمید و ضربات کوبنده‌ای را نیز به ارتش متجاوز تا دندان مسلح وارد ساخت. او ساده و بی‌ریا زیست و هرگز در پی مقام و پول و نام و نشان نبود. مردم فراه او را بمثابه قهرمان پاکباز می‌شناسند. با تاثر که این شخصیت ملی، دوسال قبل در اثر سکته قلبی در زادگاهش به جاودانگی پیوست.

انجنیر سیدکمال خان، فرزند آزاده و قهرمان افغانستان

قبلا راجع به سیدکمال از فرزندان بزرگ مردم ما مطلب و از جمله گوشه‌هایی از جریان محاکمه وی را آوردیم. اینک نکات دیگری از زندگی با افتخارش:

از اقدام شجاعانه عبدالخالق که نادر مزدور را به زباله‌‌دان تاریخ فرستاد همه می‌دانیم اما در باره سید کمال خان که حدود چهار ماه قبل از خالق، برادر نادر جلاد (محمد عزیر) در برلین را به جزای اعمالش رسانید، کمتر سخن رفته است. با الهام از سیدکمال بود که عبدالخالق قهرمان با گفتن اینکه «سید کمال و محمد عظیم خان شهید دم مار را بریدند، اکنون نوبت من است تا خود مار را بکشم» به زندگی سرکرده‌ی خاندان غدار پایان بخشید.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 212 نفر