یاد و خاطره مامور میرزا خان مقاومتگر ضدروسی را گرامی داریم!

جنگ مقاومت ضدروسی هزاران مبارز گمنامی دارد که با به قدرت رسیدن تنظیم‌های مزدور پشاوری و هشتگانه‌ ایرانی، قربانی‌ و رشادت آنان با خاک و خاکستر همسان گردید. «حزب همبستگی افغانستان» تلاش می‌کند این قهرمانان راستین راه آزادی کشور را به معرفی گرفته تا به دلاوری و خودگذری آنان حرمت گذاشته باشد و حساب اکثر هموطنان استقلال‌طلب و آزادیخواه ما از حساب چند جاسوس و قهرمان قلابی سی. آی. ای و آی. اس. آی جدا نماید.

آنان در ۱۷سنبله سرودخوانان به مصاف مرگ رفتند

امروز مصادف است با روز خونینی که سیزده تن از بهترین فرزندان سرزمین ما و آزادی‌خواهان رشیدی که صلابت و عزم آهنین شان سلول‌های زندان مخوف پلچرخی را به لرزه درآورده بود، بوسیله نوکران روس اعدام گردیدند. در ۱۷ سنبله ۱۳۶۱ میهنفروشان خلقی‌-پرچمی که از دفاع قهرمانانه جمعی از کادرهای برجسته «سازمان آزادیبخش مردم افغانستان – ساما» در محکمه فرمایشی شان وامانده و ذلیل گشته بودند، این سروهای بلند قامت را که عشق به وطن و مردم در سینه‌های بزرگ شان شعله‌ور بود به شهادت رسانیده آنان را در گورهای نامعلومی مدفون نمودند.

غرور و آزادمنشی شاه امان‌الله در مذاکره با نماینده انگلیس

بعد از ختم جنگ سوم افغان و انگلیس و استرداد استقلال افغانستان، استعمارگران به آسانی نمی‌توانستند حضور کشور استقلال‌یافته‌‌ای را که دولت و مردم آن در تقلای ترقی و تعالی مستقلانه و بدور از زیر سلطه یغماگران خارجی بودند، در سرحدات مستعمراتی خود تحمل نمایند. بالاخره حدود دو نیم سال بعد از حصول استقلال کشور، در ۲۲ نوامبر ۱۹۲۱، دولت انگلیس معاهده‌ای را با دولت امانی به امضا رسانید که اولین ماده آن استقلال داخلی و خارجی افغانستان را تایید کرد:

شاه امان‌الله خان - کالینین و ایلیچ لنین

با کسب استقلال افغانستان، از نخستین تلاش‌های شاه امان‌الله خان تثبیت موقعیت افغانستان منحیث یک کشور آزاد و مستقل در سطح جهان بود. برعکس حاکمیت‌های قبلی تحت سیطره انگلیس‌ها اجازه برقراری روابط بین‌المللی را نداشتند، امان‌الله خان مناسبات وسیعی با جهان ایجاد نمود. حکومت نوبنیاد بلشویک شوروی نخستین دولت خارجی بود که استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت. «کمیسار ملی امور خارجیه جمهوریت شوروی ترکستان» در نامه مورخ ۲۷ مارچ ۱۹۱۹ به دولت جدید افغانستان اعلام نمود:

راه حفظ استقلال از دید شاه امان‌الله خان

در نهمین جشن استقلال افغانستان که به تاریخ ۲۶اسد ۱۳۰۶ برگزار شد، شاه امان‌الله خان نطق اندیشه‌برانگیزی ایراد نمود که در مطبوعات آنزمان انعکاس یافت. من گوشه‌هایی از سخنان این شاه مترقی و عدالتخواه را برای خوانندگان سایت «حزب همبستگی افغانستان» بازتایپ و با تصویری از منبع اصلی آن در ذیل تقدیم می‌دارم. اگر دیدگاه‌های پیشرو او در عمل پیاده می‌شد، امروز کشور ما اینچنین غرق بینوایی و جنگ و تباهی و جهالت نمی‌بود.

حاجی شاه محمد، از رزمندگان صدیق جنگ مقاومت ضد روسی

حاجی شاه محمد از قومندانان خودگذر و نیک‌نام جنگ مقاومت بود که در برابر اشغالگران روسی و رژیم مزدورش به بسیج مردم پرداخت و رهبری جبهه «دربست» اناردره را به عهده داشت. وی از نخستین قیام‌کنندگانی بود که با اراده پولادین بارها به مصاف دشمن رفت، دلاورانه رزمید و ضربات کوبنده‌ای را نیز به ارتش متجاوز تا دندان مسلح وارد ساخت. او ساده و بی‌ریا زیست و هرگز در پی مقام و پول و نام و نشان نبود. مردم فراه او را بمثابه قهرمان پاکباز می‌شناسند. با تاثر که این شخصیت ملی، دوسال قبل در اثر سکته قلبی در زادگاهش به جاودانگی پیوست.

انجنیر سیدکمال خان، فرزند آزاده و قهرمان افغانستان

قبلا راجع به سیدکمال از فرزندان بزرگ مردم ما مطلب و از جمله گوشه‌هایی از جریان محاکمه وی را آوردیم. اینک نکات دیگری از زندگی با افتخارش:

از اقدام شجاعانه عبدالخالق که نادر مزدور را به زباله‌‌دان تاریخ فرستاد همه می‌دانیم اما در باره سید کمال خان که حدود چهار ماه قبل از خالق، برادر نادر جلاد (محمد عزیر) در برلین را به جزای اعمالش رسانید، کمتر سخن رفته است. با الهام از سیدکمال بود که عبدالخالق قهرمان با گفتن اینکه «سید کمال و محمد عظیم خان شهید دم مار را بریدند، اکنون نوبت من است تا خود مار را بکشم» به زندگی سرکرده‌ی خاندان غدار پایان بخشید.

حکم محکمه در مورد اعدام شهید سیدکمال در آلمان

سیدکمال، از قهرمانان گم‌نام سرزمین ماست که نخستین جرقه پیکار علیه رژیم مستبد و جنایتکار نادرشاهی را با کشتن سردار عزیزخان (سفیر افغانستان در برلین و برادر نادرشاه) شعله‌ور ساخت که نهایتا به نابودی شخص شاه توسط قهرمان دیگر میهن ما عبدالخالق انجامید. متاسفانه آگاهی ما در مورد زندگی، افکار، فعالیتهای وطندوستانه و دموکراسی‌خواهانه و سیر رشد روحیه جانبازی حماسی شهید سیدکمال، محدود است به اطلاعاتی که زنده‌یاد میر غلام‌محمد غبار به صورت مختصر در جلد دوم «افغانستان در مسیر تاریخ» آورده است. به همین دلیل، اطلاعات جعلی و مسخ‌شده‌ای که توسط دستگاه حیله‌گر و دروغ‌پرداز نادری پخش می‌گردید تا حدودی جای واقعیت را گرفته و منابعی نیز آنرا نشخوار نمودند.

خالد صدیق چرخی در کتاب «برگی چند از نهفته‌های تاریخ افغانستان» (۱۳۹۰) انگیزه سیدکمال را عمدتا «عدم تأدیۀ مصارف تحصیلی» از سوی سفارت وانمود ساخته به اظهارات مملو از دروغ فرد مرتجعی به نام داکتر عبدالرحیم (وزیر صحیه‌ی زمان ظاهر شاه) استناد می‌ورزد که گویا هم‌صنفی و هم‌دوره سیدکمال بوده است.

در صدها صفحه سندی که در آرشیو وزارت خارجه آلمان در ارتباط به دوسیه سیدکمال نگهداری می‌شوند و «حزب همبستگی افغانستان» به آنها دسترسی یافته است، سند ۴۲ صفحه‌ای وجود دارد که حکم نهایی محکمه بوده تمامی جزییات قضیه در آن درج است. این سند حقایق را برملا ساخته و به طور انکارناپذیر روشن می‌سازد که او عنقای بلندپروازی بود که تحصیل در غرب و «مصارف تحصیلی» برایش پشیزی ارزش نداشته و تنها به خاطر آزادی وطن و مردمش دست به ماشه برده جانش را فدا کرد.

غلام سرور «جویا»، مبارز تسلیم‌ناپذیر

شور عشقی از وطـن مستانـه بر سر داشتـن
بـایـد از حُـبِ زن و فـرزنـد دل بـرداشتـن
آنکـه در خـود می‌نبینـد طـاقـت رنـج و الـم
بهتر این باشد که دست از شور و شر برداشتن

دهم جدی مصادف است با جاودانه شدن یکی از ثابت‌قدم‌ترین، جدی‌ترین و سرفرازترین روشنفکران افغانستان. غلام سرور جویا (*) از مبارزان نامدار، نویسنده توانا و شاعر آزادیخواه کشور ما بود که بیش از ٢٢ سال از عمر پربارش را در سیاهچال‌های خاندان مستبد نادر جلاد سپری نمود. او با قبول تمام سختی‌ها و شکنجه، تسلیم زورگویان نشد و نهایتا به صورت مرموزی در زندان جان باخت.

جویا در ١٢٧٧ شمسی در محله اندرابی کابل چشم به جهان گشود. پدرش مرزا غلام حسین خان نام داشت که منشی عبدالقدوس خان «اعتماد الدوله»، صدراعظم وقت بود و جویا درس و کتابت را از پدر آموخت.

نطق شاه‌ امان‌الله خان علیه قومپرستی و فرقه‌گرایی

بخشی از خطبه شاه ‌امان‌الله خان در خرقه‌مبارک قندهار به روز جمعه، ۷ عقرب ۱۳۰۴
منبع: «امان افغان»، سال ششم، شماره ۳۷، ۸ قوس ۱۳۰۴ش

.... کسانی که سابق ازین در بین تان قومیت و غیره امتیازات را تولید و طرح افگنده اند، مقصد شان فقط پیش بردن مقاصد شخصیه آنها بوده تنها به همین اسما قومیت میان مردم عناد و نفاق و هم‌چشمی را پیدا کرده، بدین وسیله منافع خودها را پیش می‌بردند. خودم این مسلک و نیت را با لذات بد دیده، برخلاف مقررات اسلامیه می‌پندارم و نمی‌خواهم که مزید برین ازین پره و جنبه‌داری ضرری باتفاق و عالم اسلام و ترقیات افغانستان بهمرسد.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 230 نفر