فقر زیر حاکمیت طالبان

در پایتخت و سایر شهرها، همه روزه به مجرد طلوع آفتاب،‌ صف طویلی از کارگران روزمزد، ساعت‌ها در کنار جاده‌ها و چهارراه‌ها می‌ایستند تا با گیر آوردن کاری،‌ درآمد زندگی بخور و نمیر را تهیه ببینند اما دریغ از تلخی انتظار طولانی و بی‌ثمر‌! روز به پایان می‌رسد و با لبان خشک و صورت تکیده و نا امید به خانه برگشته‌، می‌گویند پولی پیدا نکردیم‌، کار نیست،‌ نانی برای فرزندان خود نخریدیم و.... ‌این حال و روز اکثریت مردم ماست.

ناوقت شب در کوچه و پس‌کوچه‌ها و مخصوصا نزدیک آشغال‌دانی‌های عمومی، اطفال قد و نیم‌قد با کیسه بزرگ بر پشت شان دنبال قوطی، بوتل، پلاستیک‌، کاغذ‌، نان خشک‌ و حتی پسمانده غذا سر در کثافت‌دانی برده و گاهی با سگ‌های اطراف درگیر می‌شوند.

چنگال وحشیان امربالمعروف طالبان

تمامی دولت‌های مذهبی جهت حفظ سلطه و تحمیل نظرات و احکام قرون وسطایی شان به زور متوسل می‌شوند. آنان یا از لحاظ روحی با آیت و حدیث مردم را تطمیع و یا با چماق و دُره جسما خرد و خمیر می‌کنند. و در کنار داشتن اردو و عسکر، پلیس مذهبی به نام‌ امربالعمروف (و در ایران گشت ارشاد) نیز دارند که کوچه به کوچه به دنبال مردم بخصوص زنان می‌گردند و با آشکار شدن مو و یا پوشیدن پیراهن کوتاه آنان را لت و کوب و تحقیر می‌کنند.

سیلاب جلریز

جلریز یکی از ولسوالی‌های میدان‌وردک با باشندگان متشکل از اقوام تاجک، هزاره و پشتون کشور است که هر چند با میدان‌شهر (مرکز این ولایت) و شهر کابل فاصله‌ چندانی ندارد، اما در آن جا خبری از ابتدایی‌ترین امکانات صحی و آموزشی و رفاهی نیست. طی بیست سال حکومت کرزی-غنی-عبدالله، بیشتر مناطق این ولسوالی و به خصوص مناطق پشتون‌نشین آن در مسیر جنگ و کشمکش میان دولت و طالب قرار داشته و این بیشتر عامل تیره‌روزی و عقب‌ماندگی این ولسوالی پُرآب و سرسبز گردیده است. زمانی مسافران بامیان جاده جلریز را که ناگزیر از آن باید عبور می‌کردند،‌ «راه مرگ و گریز» می‌نامیدند چون اختطاف و سر بریدن مسافران توسط طالبان به یک امر روزمره مبدل گردیده بود. در این ولسوالی حتا پیش از حاکمیت طالبان نیز از مکتب و درس دختران نشانی به چشم نمی‌خورد و یگانه مکتب دخترانه تا صنف نهم در منطقه هم‌مرز ولسوالی بهسود موقعیت داشت، اما از همان زمان تا کنون در هر چند قدمی مدرسه‌های بزرگ دینی شبانه‌روزی برای پسران فعالیت دارد تا جوانان مغزشویی شده و انتحاری‌های بیشتری را پرورش ‌دهند.

دختران مسموم‌شده در کابل
در اول می ۲۰۱۳، شماری از دختران مکتب در کابل مسموم شدند. (رادیو آزادی)

برعلاوه این‌که زنان افغانستان از حق تحصیل، کار و آموزش و پرورش، تجمع و اعتراض و سایر امور محروم و به گوشه‌های تاریک خانه رانده شدند، حجاب اجباری و ازدواج‌های جبری و زیر سن و احکام دگم طالبانی بر زنان نیز تحمیل‌ گردیدند. طالبان و سایر رژیم‌های آدم‌خوار بنیادگرایی در سایه دین و به زور دالر و ساز کثیف امپریالیزم بر زحمت‌کشان بخصوص زنان محروم از همه چیز وحشیانه می‌تازند، این طرز تفکر که زن انسان ناقص‌العقل و ضعیفه است واقعیت قرون حجر است تا عصر نوین. طالبان و سایر دسته‌های جنایت‌پیشه به‌مثابه جاده‌هموارکن اشغالگران با زنان، آزادی‌خواهی، حق‌طلبی، روشنگری و سایر ارزش‌های دموکراتیک دشمنی ذاتی دارند.

عبیدالله بهیر نواسه گلبدین

این روزها سروصدای رسوایی اخلاقی عبیدالله بهیر، نواسه گلبدین و پسر غیرت بهیر، در شبکه‌های اجتماعی بلند است که بیماری جنسی سفلس را به زنی منتقل کرده و مریض‌بودن‌اش را از وی پنهان کرده است. زن امریکایی‌ای برعلاوه نشر یکی دو عکس برهنه عبیدالله بهیر، جریان مکالمه خود با این مفلوک‌بچه و پدر مفلوک‌تر از خودش غیرت بهیر را نیز پخش کرده که در آن با گلوی پربغض گریه و گلایه دارد.

جسد مرد قصاص‌شده توسط طالبان در فراه
جسد مرد قصاص‌شده توسط طالبان در فراه

طالبان با تشریفات و اعزام تمام سران مشهور خود یکبار دیگر اعدام، سربریدن، سنگسار، دره و شلاق، دست و پا قطع کردن و زیر دیوار کردن زنان و مردان افغانستان را در محضر عام و استدیوم ورزشی فراه افتتاح کرده و در ولایات دیگر به تعقیب آن دست به نمایش‌هایی از این قبیل زدند تا به قول خود شان حکم خدا بر زمین خدا جاری سازند، ولی در واقع نیش‌های زهرآگین خویش را به تمام مردم نشان دادند.

قربانیان دایکندی

روز پنجشنبه به تاریخ ۳ قوس ۱۴۰۱، طی یک حمله موحش و خون‌بار طالبان «آی‌اس‌آی»‌زاده، ۹ تن از اعضای خانواده‌ام را از دست دادم که شاید هرگز نتوانم روزی از شوک آن بیرون آیم. طبعاً که ناممکن است اما هنوز هم امید دارم زنده باشند و روزی برگردند و آنان را ببینم.

شرایط بد کارگران جام جهانی قطر
براساس گزارش نشریه گاردین، بیش از ۶۵۰۰ کارگر در جریان ساخت و ساز ستدیوم‌ها و زیرساخت‌های جام جهانی قطر جان باخته‌اند.

بنیادگرایان از هر مارک و نشانی (اخوانی، تنظیمی، طالبی، داعشی، شبابی و...) باشند و هر اندازه هم سفیده‌مالی شده و «جهان‌دیده» گردند، ذهن و ذکر قرون وسطایی‌شان در ارضای شهوت برتری‌جویی از قالب زن و زر و زمین بیرون نمی‌تابد و کتله‌ای از محروم‌ترین و ناآگاه‌ترین و سیهروزترین جامعه را با اغوای حور و شراب بهشت برای دست‌یابی به این مقاصد شنیع خود وسیله قرار می‌دهند. منبرنشستگان بنیادگرا برای زیردستان و مردم عام گپ از اجر «اخروی» می‌زنند ولی خود و خانواده‌های‌ شان در عیش و نوش «دنیوی» به سر می‌برند. این تقریبا در طول تاریخ یک معادله ثابت بوده و شامل حال کلیه بنیادگرایان از هر دین و آیینی می‌شود.

مکتب به آتش کشیده توسط طالبان
طالبان در ۲۹ اسد ۱۳۹۸ «مکتب دخترانه بویه‌زار ناصری» را در ولسوالی شکردره کابل به آتش کشیدند.

مصور شخص فاسد و مفلوک معلوم‌الحال بود که بنابر روابط نزدیک با طالبان در این اواخر به صفت مدیر معیوبین و معلولین ولسوالی شکردره مقرر گردیده است. مصور هم مانند سایر سران طالب به محض رسیدن به چوکی دست به چور و چپاول زده از مواد خوراکی کمک‌شده گرفته تا قلم و کتابچه اطفال یتیم و بی‌سرپرست هم به جیب خود ریخته است.

وحشت طالبی در جاده‌های کابل

در ۲۴ اسد ۱۴۰۱، طالبان به مناسب حاکمیت دوباره شان وحشتی را زیر نام «جشن استقلال» در جاده‌های کابل و چند شهر بزرگ دیگر به راه انداختند. استقلال کاذبی که از سوی باداران امریکایی، پاکستانی و قطری به این نیروی جانی تحفه داده شده است. وقتی وحشت و گشت و گذار کاروان‌های طالبان را می‌بینی، انسان به یاد خرمستی‌های شورای‌نظاری‌ها در روز مرگ احمدشاه مسعود می‌افتد و فقط تفاوت این است که پکول و لُنگک با لنگی و واسکت عوض شده است.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 201 نفر