مغاره‌نشینان بامیانی

در ۲۰ جدی ۱۳۹۵، روز‌های بسیار سرد زمستانی، دیداری با خانواده‌های مغاره‌نشین بامیانی داشتیم که اندکی دورتر از پیکره‌ بزرگ صلصال زندگی می‌کنند. هرچند، اکثر مردم بامیان فقیر و نادار اند اما مغاره‌نشینان را می‌توان نماد بینوایی مردم بامیان دانست.

کارگران معدن زغال‌سنگ کرکر
حسین ولد صفدر و حنیف ولد بهمن‌علی

به تاریخ ۱۷ جدی ۱۳۹۵ در ساعت ۱ بعد از ظهر، افراد نقاب‌دار در ولسوالی تاله و برفک بغلان بر موتر حامل کارگران معدن زغال سنگ کرکر حمله نمودند که در نتیجه ۸ کارگر کشته و ۳ تن دیگر زخمی شدند.

۱۸ کارگری که به‌خاطر لقمه نان از ولایت دایکندی با کار شاق در این معدن تن داده بودند، حین برگشت جهت دیدار خانواده‌‌‌های شان، در منطقه پل اناردره ولسوالی تاله و برفک ولایت بغلان موتر حامل شان توسط ۶ فرد نقاب‌دار که خود را مربوط داعش معرفی کرده بودند، توقف داده شده و به جرم هزاره و شیعه بودن مورد رگبار قرار گرفتند. در این جنایت هولناک ۸ تن هموطن ما جان دادند که شهرت شان قرار ذیل است:

وضعیت رقتبار بی‌جاشدگان بغلان در کمپ سخی مزار

۱۳۹۵، سال سخت و مرگباری برای مردمان سرزمین ما است. جنگ و ناامنی در بیش از ۲۵ ولایت قربانیان زیاد از مردمان ملکی گرفت و هزاران خانواده را مجبور به ترک خانه و کاشانه شان ساخت.

باشندگان مناطق جنگی برای نجات جان شان، از همه دار و ندار خود دست کشیده و به ولایت‌های همجوار و کابل پناه برده‌ و در وضعیت بسیار بدی به سرمی‌برند. در قندهار، بی‌جاشدگان در این فصل سرما در کنار سرک می خوابند و در کابل هم در دشت خیمه افراشته‌اند. اما تاسف در این است که باوجود سرازیرشدن میلیاردها دالر، دولت مافیایی بی‌پروا از کنار شان می‌گذرد.

جوانان یکه‌ولنگ با شمع افروزی یاد شهدای ۱۹ جدی را گرامی داشتند

منار و میدان شهدای یکه‌ولنگ رونمایی شد و با استقبال وارثان شهدا و جمع وسیعی از مردم روبرو گردید. در شب ۱۹ جدی، جمعی از بازماندگان و جوانان اعم از پسر و دختر گرد هم جمع شدند و با سپاس و قدردانی از «حزب همبستگی افغانستان» با روشن کردن شمع در اطراف منار و مقابل اسامی شهدا یاد جانباختگان قتل‌عام را گرامی داشتند.

محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ

۱۸ جدی ۱۳۹۵ (۷ جنوری ۲۰۱۷): «حزب همبستگی افغانستان» شاخه بامیان و خانواده‌های قربانیان به مناسبت شانزدهمین سالروز شهادت صدها هموطن ما بدست طالبان ددمنش در یکاولنگ بامیان، طی محفلی منار یادبود قربانیان این جنایت را رونمایی نموده و از آنان بزرگداشت به عمل آوردند. در این محفل جمع وسیعی از بستگان قربانیان، مردم یکاولنگ، ورس، پنجاب و مرکز بامیان اشتراک نموده بودند. این منار در محل قتل‌عام اعمار شده و اسامی قربانیان نیز در دیوار کنار منار درج گردیده است.

روزنامه گاردین: پیرم‌قل با پول «سی.آی.ای» جنایت روا می‌دارد

روزنامه «گاردین» انگلستان به تاریخ ۶ جدی ۱۳۹۵ (۲۶ دسامبر ۲۰۱۶) از جنایت‌کاران محلی افغان را که با پول سی.آی. ای حمایت مالی شده به نقض گسترده حقوق بشر دست می‌زنند گزارش داده است که در آن پیرم‌قل به مثابه جنایتکارترین چهره در سمت شمال نامبرده شده است. پیرم‌قل از قوماندان‌های تنظیمی در ولسوالی رستاق تخار است که جنایات، خیانت‌ها، آدمکشی‌ها و آدم‌ربایی‌هایش بارها از طریق سایت «حزب همبستگی افغانستان» و دیگر نشریات انعکاس یافته است.

خانواده فقیر در بدخشان

از زمان جابه‌جایی طالبان در بدخشان، مردم این ولایت روزگار تیره‌ای از سر می‌گذرانند. ظلمت بر زندگی بخور و نمیر شان مستولی گردیده و برعلاوه ستم جنگسالاران و طالبان، اکنون جغد مرگ، قحطی، گرسنگی، انفجار، انتحار و دربدری هر لحظه حیات آنان را تهدید می‌کند.

حکایات فراوانی موجود اند که در جنگ، طالبان در این ولایت در آستانه شکست و نابودی کشانده شده‌اند ولی با فرمان مقامات بلندپایه دولت، عملیات متوقف گشته امر عقب‌نشینی داده می‌شود. حتی در صورت سرپیچی، نظامیان مورد حمله هوایی قرار گرفته‌اند.

درد و بی‌کسی بازماندگان فاجعه مسجد باقرالعلوم

به تاریخ اول قوس ۱۳۹۵ (۲۱ نوامبر ۲۰۱۶) گروه وحشی داعش مراسم مذهبی هموطنان ما را در مسجد باقرالعلوم کابل مورد حمله انتحاری قرار داد که منجر به شهادت ۵۶ تن و مجروح شدن دهها تن بیگناه دیگر گردید.

چند روز قبل با چند خانواده‌‌ای که عزیزان شان را درین حادثه دلخراش از دست داده اند دیدار نمودم که آنان در ضمن لیست کامل قربانیان را نیز در اختیارم قرار دادند.

زندگی مشقت‌بار مهاجران برگشته از پاکستان

جمعی از مهاجران برگشته از پاکستان در منطقه آبی کاریز پلچرخی کابل تحت شرایط مشقت‌باری زندگی دارند. در طول سه ماه گذشته ده‌ها خانواده مهاجر درین منطقه آمده اند و در هوای سرد زمستان با صدها مشکل مصروف ساختن سرپناهی برای خود اند.

دیدن چهره های پریشان زنان، دستان ترکیده کودکان و حالت فقرزده و مغموم آنان قلب هر انسان بااحساس را به درد می‌آورد. این خانواده‌ها اکثرا در خیمه‌ها و یا اتاقک‌های گلی که بوی نم و رطوبت از دور به مشام می‌رسد زندگی سختی را می‌گذرانند. اطفال شان از درس و مکتب دور مانده و از بام تا شام مصروف کارهای شاقه ساختمانی، جمع‌آوری زباله، آب آوردن از فاصله های دور و غیره اند. در این منطقه فقط چند خانه چاه آب دارند و متباقی همه روزه برای بدست آوردن آب راه درازی می‌پیمایند.

روند سبز

بعد از اشغال افغانستان توسط امریکا و دیگر کشورهای غارتگر، مرتجع‌ترین و جاهل‌ترین افراد ریش، لنگی و پکول شانرا دور انداخته، یک شبه «دموکرات»، «مدافع حقوق زن» و... شدند و با ایجاد حزب، نهاد، انجمن و... کوشیدند گذشته‌ی ننگین شانرا از اذهان مردم پاک نمایند. اما هیچ شیادی نتوانست اینان را پاک سازد و بوی گند و چتلی نهادهای به اصطلاح دموکراتیک و «مدنی» شان هنوز هم از هرسو بالاست.

یکی از شهکاری های «روند سبز» متعلق به امرالله صالح این «جاسوس باافتخار»(۱) در رستاق را مشت نمونه خروار تقدیم می‌کنم تا با نشر این داستان تلخ، خوانندگان بتوانند به چهره واقعی این روند سیاه بیشتر آشنا شوند که فریب این عوام‌فریبان را نخورند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 110 نفر