نوام چامسکی

نویسنده: نوام چامسکی | مترجم: ن. نوری زاده
منبع: ندای آزادی
۱۴ حمل ۱۳۹۹

هایدی تامارا بانکی بیدر

تانیا زن کمونیست و چریک هم‌رزم ارنستو چه‌گوارا

زندگی با دو عشق: عشق به همرزم و عشق به مبارزه برای رهایی انسان تا حد نثار جان.

«هایدی تامارا بانکی بیدر»، چریک همرزم ارنستو چه‌گوارا، معروف به تانیا، انقلابی کمونیستی بود که نقش بسیار مهمی در جنبشهای انقلابی کشورهای امریکای لاتین، ایفا‌ء کرد. او تنها زنی بود که در گروه چریکی به رهبری چه‌گوارا تا آخرین نفس جنگید. امروزه، تصویر تانیا در همه فدراسیون‌های زنان کوبا دیده میشود.

فرمانده رامونا

«ما ایمان داریم که موقعیت زنان تغییر خواهد کرد و روزی فرا میرسد که با زنان با احترام رفتار شود.»
«آنزمان به دموکراسی و عدالت اجتماعی دست یافته‌ایم»

«فرمانده رامونا» یک فروشندهء دوره‌گرد بود که به رهبری انقلابی، کوشا و خلاق، بدل گشت. پیکارجویی و جدیت فرمانده رامونا، شوق و شور مبارزه به ذهن‌ها را متبادر ساخت و الهام‌بخش توده‌های محروم و ستمدیده‌ی کشور مکزیک (مکسیکو) در نبرد برای پی‌ریزی جهانی دیگر گشت و آتش اشتیاق و عزم و آهنگ دادخواهی را در دل هزاران نفر، شعله‌ور ساخت. در سال ۱۹۵۹، در تزوتزیل، چیاپاس، واقع در جنوب مکزیک، به دنیا آمد. او با فروش قلاب‌ بافی‌هایش به توریست‌ها امرار معاش میکرد. اما، با گذشت زمان متوجه شد که وضعیت بغرنج اقتصادی، بدون مبارزه بی‌وقفه، تغییر نخواهد کرد. آنزمان، بیش از شصت درصد بومیان چیاپاس به دلیل قرار نفتا (قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی) از گرسنگی در رنج بودند. رامونا به این نتیجه رسید که مرگ در پیکار بهتر از مرگ از گرسنگی است. بدین ترتیب، جهت پیشبرد اهدافش به ارتش زاپاتیست‌ها پیوست و بسرعت زبان اسپانیایی را آموخت و در راستای آگاهی‌بخشی زنان چیاپاس، تلاشی مستمر، نمود.

محفل قدردانی از بلقیس روشن در دشت برچی

به تاریخ ۱۹ جدی ۱۳۹۸، جمعی از نهادها و باشندگان دشت برچی شهر کابل طی محفلی از خانم بلقیس روشن قدردانی نموده شجاعت و ایستادگی‌اش به خاطر منافع مردم را ستودند. در مقدمه، مجری برنامه ابراز داشت:

«امروز اینجا جمع شده‌ایم تا از زن شجاعی قدردانی نماییم که شهامت بلند، ایستادگی پولادین، صراحت و صداقتش از وی قهرمان محبوب بین مردم ساخته است. بلقیس روشن، از جمله زنان مبارز و تاریخ‌ساز کشور پامال‌شده‌ی ماست که برخلاف وکلای فاسد و معامله‌گر پارلمان، با قامت استوار در برابر هیولای بنیادگرایی و اربابان خارجی شان ایستاده و جنایت‌ها، خیانت‌ها، فساد و معامله‌گری طبقات حاکم را افشا کرده و به زبان مردم دربند خود مبدل شده است.»

چرا آزادی بیان قصۀ شاه پریان است

نویسنده: برونو گیگ | مترجم: حمید محوی
منبع: mondialisation
مرکز مطالعات جهانی، ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۷


دربارۀ برونو گیگ: مقام عالی رتبۀ دولت فرانسه، مقاله نویس و سیاست شناس، استاد فلسفه در دبیرستان و استاد یار روابط بین المللی در دانشگاه رئونیون. او نویسندۀ ۵ کتاب است «منشأ جنگ اسرائیل و عرب، ندامت پنهان غرب، هارماتان ۲۰۰۲» یکی از این کتابهاست و صدها مقاله.

برونو گیگ
برونو گیگ (Bruno Guigue)

برونو گیگ بخشدار شهر سنت، در سال ۲۰۰۸ به دلیل نوشتن جمله ای که به «نباید گفت ها تعلق دارد» یعنی افشای «ارتش اسرائیل کودکان فلسطینی را به قتل می رساند» توسط میشل آلیو ماری وزیر کشور فرانسه از مقام خود بر کنار شد.

من از این نویسنده تا کنون دو مقاله بفارسی ترجمه کرده ام» «بن بست استعمار نوین در ساحل» و «نیرنگ حقوقک بشر»

پیشگفتار مترجم : متن حاضر «چرا آزادی بیان قصۀ شاه پریان است» موضوع آزادی بیان را در متن فرانسه مورد بررسی و انتقاد قرار می دهد، ولی گزینش این منطقۀ جغرافیائی از دیدگاه خواننده می تواند نمادینه تلقی شود، زیرا نقد برونو گیگ به فرانسه محدود نمی شود و امری ست جهان شمول. در گذشته مقالات متعددی خصوصاً در رابطه با مشکلاتی که کپی رایت برای انتشار رایگان ترجمه هایم ایجاد می کرد نوشته بودم که مشخصاً با موضوع همین قصۀ شاه پریان در پیوند تنگاتنگ قرار می گیرد. و خیلی خوشحالم که این مقاله را بفارسی ترجمه کرده ام، بنظرم می رسد که این نوشته باید، بقول خود برونو گیگ در همین مقاله یکی از همانهائی که باشد از چنگ سانسور گریخته : «هر سخنی که از سانسور طبقۀ حاکم عبور کند یک پیروزی ست، ولی همواره درختی را ماند که جنگل انبوه را از نظرها پنهان می کند».

فراخوان برای اقدام جهانی علیه پایگاه‌های نظامی

زمان مقاومت مشترک فرا رسیده است!

منبع: itstimetoresist
۷ اکتوبر ۲۰۱۷

چند دهه است که فعالان مصمم در جهان علیه اشغال، نظامی‌گری و پایگاه‌های خارجی در سرزمین‌های شان، دست به مقاومت زده اند. مبارزات آنان شجاعانه و مستمر بوده است. متحد ساختن مقاومت ما در یک حرکت جهانی برای صلح و عدالت، فریاد ما را رساتر و ما را نیرومندتر و برجسته‌تر می‌سازد.

انتخاب اصلح!

نویسنده: راب گولند | مترجم: تارنگاشت عدالت
منبع: گاردین



قبول دارید که دمکراسی بورژوایی نظام زیرکی است؟ با درگیر کردن مردم در روند انتخابات هر سه سال (استرالیا)، هر چهار سال (ایالات متحده آمریکا) یا حتا هر پنج سال (بریتانیا) در کارزارهای کوتاه و پرخرج توسط عوام‌فریبان می‌تواند با نتیجه انتخابات فرار کند. فراموش نکنیم که هیتلر در سال ۱۹۳۳ به صدراعظمی آلمان انتخاب شد.

در نتیجۀ سیاست‌هایی که هیتلر ابتدا در آلمان و سپس در جهان اجرا کرد، پس از آن در همه جا انتخاب شدن فاشیست‌ها به دولت دشوار شد (به استثنای آرژانتین و آفریقای جنوبی آپارتاید که البته در آنجا اکثریت حق رأی نداشتند)، در جاهای دیگر آن‌ها مجبور بودند بر کودتاهای نظامی و اقداماتی نظیر آن اتکاء نمایند. اما این در چند دهه اخیر تغییر کرده است.

تفرقه بیانداز و حکومت کن

نویسنده: راب گولند | مترجم: آمادور نویدی
منبع انگلیسی: هفته‌نامه گاردین، شماره ۱۷۷۲، ۵ اپریل ۲۰۱۷
منبع فارسی: مجله هفته، ۱۰ اپریل ۲۰۱۷

زمانی‌که قدرت‌های بزرگ سرمایه داری به این نتیجه رسیدند که کنترل صدام حسین، «مرد قدرتمند» خود را در کشور نفت‌خیز عراق از دست داده اند، آن‌ها به روشی متوسل شدند که در جاهای دیگر تکامل بخشیده بودند: بی ارزش و اهریمن سازی از دوست سابق خود.

ناگهان، به تمام جهان چیزی گفته شد که مردم عراق همواره آن‌را می‌دانستند: که صدام حسین در واقع، یک دیکتاتور بی‌رحم است. اما زمانی‌که همان قدرت‌های بزرگ صدام را به قدرت نشاندند، این واقعیت که صدام دیکتاتوری بی‌رحم است، کوچکترین مزاحمتی برای قدرت‌های امپریالیستی دربر نداشت. اما بالاخره معلوم شد که صدام یک ملی‌گرا نیز هست.، که مخالف غارت درآمدهای نفتی کشور خود توسط غرب است.

پیام نوروزی جعفر عظیم‌زاده، کارگر مبارز و تسلیم‌ناپذیر ایران اسماعیل عبدی، جعفر عظیم‌زاده و رسول بداقی پس از آزادی از زندان اوین.

سیاهچالهای رژیم ددمنش ایران، مملوست از انسان‌های مبارز و جان‌گذشته‌ای که فقط به خاطر دفاع از حقوق شان به بند کشیده شده اند. اما دستگاه فاشیستی «ولایت فقیه» با شکنجه و اعدام‌ پیاپی سرفرازترین فرزندان خلق ایران نتوانسته روحیه مبارزان را درهم‌شکند و زندان‌هایش همیشه صحنه مبارزات خروشان و الهامبخش بوده است. جعفر عظیم‌زاده، کارگر عدالت‌خواه و باشهامتی است که «حزب همبستگی افغانستان» بازداشت او را محکوم کرده در دفاع از او نوشت. او بعد از ۶۳ روز اعتصاب غذا در زندان مخوف اوین و کارزار وسیع حمایتی در داخل و خارج ایران بالاخره در وضعیت بد صحی به تاریخ دهم سرطان ۱۳۹۵ آزاد شد. هم‌زنجیر برومندش، اسماعیل عبدی که در اعتصاب غذا او را همراهی کرد، آزاد گردید اما بعد از اندک مدتی دوباره به بند کشیده شد. به مناسبت نوروز ۱۳۹۶، جعفرزاده پیام جسورانه و آگاهی‌بخشی در دفاع از عبدی و دیگر زندانیان آزادیخواه انتشار داد که از لابلای آن می‌توان به گوشه‌ای از وضعیت اسفناک زحمتکشان ایران، خیانت و استبداد دستگاه حاکم و پیکار حماسی کارگران و معلمان معترض ایران پی برد.



جعفر عظیم زاده:
در حمایت از اسماعیل عبدی و همه زندانیان شریف و آزادیخواه

منبع: اخبار روز، ۳۰ حوت ۱۳۹۵


قبل از آخرین روزهای تحویل سال نو، هر کاری کردم دستم برای نوشتن به یاد یاران در بندم یاری‌ام نکرد. اسماعیل عزیز، این معلم برجسته و اسطوره ایستادگی را بار دیگر به بند کشیدند. بهنام ابراهیم‌زاده مظهر مقاومت ما کارگران در برابر ستم را نزدیک به هفت سال است به بند کشیده اند و آرش صادقی، امیر امیر قلی، سعید شیرزاد، مهدی شاندیز، علی معزی، علی شریعتی، نرگس محمدی، عبدالفتاح سلطانی و دهها انسان عزیز و شریف دیگر در لحظاتی که همه مردم ایران در سراسر کشور به دیدار هم می‌شتابند و چند روزی را فارغ از همه درد و رنجهایی که دارند میگذرانند به زنجیر کشیده اند و آنان دور از عزیزان شان در باشکوه‌ترین روزهای سال در کنج زندانهای کشور بسر می‌برند.

یاد این انسانهای بزرگ، گرامی‌ترین، عزیزترین و در عین حال دردناک‌ترین لحظه‌های من در عید نوروز است.

دهه هاست اقلیتی ناچیز در این مملکت منافع چپاولگرانه خود را امنیت کشور نامیده و شریف‌ترین انسانها را با این بهانه مسخره و پوچ و واهی به بند کشیده اند. این غیر قابل تحمل‌ترین چیزی است که میتوان تصورش را کرد.

خطاب به دجالان و دیکتاتور‌ها، حسرت یک آه را به دلتان خواهم گذاشت تا لحظه‌ی مرگ خم به ابرویم نخواهم آورد.
از نامه امیر امیرقلی از زندان،
۲۷ بهمن ماه/دلو ۱۳۹۴

مشتی دزد و غارتگر با سیطره بر سرنوشت مردم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر کارگران را تا واپسین روزهای سال نمی پردازند. میگویند کلیه فروشی انسانها برای سیر کردن شکم ایرادی ندارد. فقر و گرسنگی، گورخوابی و کارتن خوابی، تکدی‌گری کودکان و بزرگسالان و تن‌فروشی زنان در خیابانها بیداد میکند. حداقل مزد و زندگی و معیشت نزدیک به ۵۰ میلیون نفر از جمعیت یک جامعه هشتاد میلیونی را آنطور که منافع چپاولگرانه شان اقتضا میکند تعیین میکنند و آنوقت انسانهای شریف و مسئولی همچون اسماعیل عبدی‌ها باید در گرامی‌ترین روزهای سال در کنج زندانها باشند.

آیا این وضعیت قابل تحمل است؟ آیا میشود بی‌سابقه‌ترین شکلی از فقر و فلاکت را بر مردمان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تحمیل کرد و آنوقت زبانشان را نیز برای حرف زدن و انتقاد از کام کشید؟ اگر چنین وضعیتی در طول تاریخ بشر ضامن بقا سیستمی بوده است اینجا نیز در ایران چنین خواهد شد!؟ اما تاریخ درس دیگری به همه ما انسانها آموخته است: نمیشود و هیچ کس و هیچ خدائی نیز نمیتواند هم فقر و فلاکتی بی‌پایان را بر مردمان یک کشور ثروتمند تحمیل کند و هم زبانشان را ببرد و آنان را در کنج زندانها به بند کشد.

دور نیست روزهایی که ما کارگران و معلمان و عموم مردم شریف ایران، اسماعیل عبدی‌ها، بهنام ابراهیم‌زاده‌ها و جوانان برومندی همچون امیر امیر قلی، ارش صادقی و وکلای متعهدی همچون عبدالفتاح سلطانی و زنان برابری‌طلبی همچون نرگس محمدی‌ها را بر روی دوشهایمان از زندانها خارج کنیم.

جعفر عظیم زاده – سی ام اسفند ماه /حوت ۱۳۹۵
تصویر نوروزی از بعضی زندانیان سیاسی ایران
تصویر نوروزی از بعضی زندانیان سیاسی ایران
ثروتمندان امریکا از بیم شورش راهی «نیوزیلاند» می شوند

روسیه امروز | مترجم: رضا نافعی
منبع: مجله هفته، ۲۷ جنوری ۲۰۱۷

ثروتمندان امریکا خود را برای فروپاشی احتمالی امریکا یا انقلاب تهیدستان آماده می سازند. آنها برای این منظور در زلاند نو دست به خرید املاک و مستغلات زده اند. این خبر را مجله «نیویورکر» منتشر کرده است. پروژه خرید زمین و مستغلات در محل با استقبال مردم بومی روبرو نمی شود.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 144 نفر