نویسنده: يونس پارسابناب
منبع: «روشنگری»، ١٣ میزان ١٣٩١

١ - در گذشته های نه چندان دور کشور آمريکا از اعتبار نسبی و قابل توجهی در سراسر جهان برخوردار بود. دولتمردان خيلی از کشورها نه فقط در اروپای غربی بلکه حتی در بعضی از کشورهای پيرامونی (جهان سوم) يا بطور مستقيم و داوطلبانه و يا تحت تاثير نفوذ و پرستيژ آمريکا عموما "دوستان" و يا "پيروان وفادار" آن محسوب ميشدند. شايان توجه است که در دوره سال های ١٩٥٠ تا ١٩٧٥ (که به دوره بيست و پنج ساله هژمونی آمريکا در جهان معروف است) تعداد زيادی از کشورهای متعلق به سه قاره (آسيا، آفريقا، آمريکای لاتين) در مقابل رقابت های خانمانسوز بين شوروی و آمريکا موضع "بی طرفی" و يا "غير متعهد" اتخاذ ميکردند. در اين دوره بيست و پنج ساله که دوره اوجگيری "جنگ سرد" نيز محسوب ميگردد، برتری بين المللی آمريکا در گستره های متعدد ديپلماسی، تجارت، اقتصاد، سياست، فرهنگ و.... در بخش بزرگی از جهان به آمريکا يک موقعيت هژمونيکی داده بود که با استفاده از آن دولت های آمريکا ميتوانستند بدون توسل به حمله و تجاوز نظامی حتی دموکراتيک ترين دولت های موجود در کشورهای جهان سوم که خواهان گسست از محور نظام امپرياليستی بودند را، سرنگون سازند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 105 نفر