با تجلیل باشکوه نوروز در برابر جهل و وحشت بنیادگرایی بایستیم!

ننگرهار – اول حمل ۱۳۹۸: حزب همبستگی یکجا با «شورای قومی خیوه، دره نور‍ و بهسود» جشن نوروز را طی میله‌ای در شرق کشور برگزار کردند. در این برنامه مهمانان و ورزشکاران در کنار ننگرهار از ولایات دیگر نیز اشتراک ورزیده بودند. در شروع گرداننده نوروز و سال نو را به همه‌ی حضار تبریک گفته ابراز داشت:

«امیدواریم که روزی این جشن کهن و تاریخی کشور خویش را در یک افغانستان آزاد و به دور از لوث اشغالگران امریکایی و ناتو و دست‌نشاندگان بنیادگرا و غیربنیادگرای شان برگزار کنیم. در افغانستانی، این روز خجسته را جشن بگیریم که دیگر خبری از انتحار، انفجار و جنگ نباشد.»

ترس شورای علمای تخاراز تجلیل روز همبستگی زنان

مولوی عبدالصمد داعشی‌فکر که سه سال قبل با کلمات کثیف‌ زنان را به تحقیر گرفت و گفت: «مانند زنان هیچ طایفه‌‌ای در دنیا بی‌حیا نیست» بعد از تجلیل روز زن در ولایت تخار و بعضی ولایات دیگر شمال کشور، بازهم علیه زنان عربده کشیده و خواستار اقدامات خاینانه ضدزن به نوع برادران طالبی‌اش در سطح این ولایت شده اند.

رهایی جامعه در رهایی زنان نهفته است!

کمیته زنان «حزب همبستگی افغانستان» یکجا با «نهاد فرهنگی و اجتماعی ورس» از هشتم مارچ روز جهانی زن تجلیل به عمل آورد. این محفل که در آن صدها تن از اعضا و هواداران «حزب همبستگی افغانستان» و تعداد کثیری از شهریان کابل شرکت داشتند پس از چاشت ۱۷ حوت ۱۳۹۷ آغاز و برای دو ساعت دوام کرد. محفل در برگیرنده سخنرانی‌ها، اشعار، سرودها و آهنگ‌های اعتراضی به مناسبت این روز، می‌شد.

در حاکمیت اشغالگران و رژیم پوشالی بلایای طبیعی فاجعه‌بارتر می‌شوند!

در کشور اسیر جانیان فاسد و اربابان خارجی شان که با سیاست‌های خاینانه‌ خود مردم ما را به فقر کمر‌شکن کشانده‌اند، طغیان طبیعت در کنار هزاران مصیبت دیگر نیز فاجعه می‌آفریند. با آن که اکثریت مردم ما مخصوصا دهقانان در عالم یاس و پریشانی از ازدیاد ریزش برف و باران در این روزها خشنود شدند و امید به سال پرآب و حاصلی بستند، لیکن با تاسف که باران‌های سیل‌آسا اخیر خانه و کاشانه و جان عزیران شان را از آنان ربود و بار دیگر در ماتم بی‌پایان فرو رفتند.

گوشه‌ای از فقر درون شهر

یکی از سیاست‌های امپریالیستی در کشورهای مستعمره، مستور نگه داشتن فقر مدهش و ده‌ها مصیبت دیگر که اکثریت مردم با آن‌ها دست و گریبان اند، می‌باشد. در کشور ما هم امپریالیزم امریکا با سرازیر کردن میلیون‌ها دالر، نوکران بنیادگرا و تکنوکراتش را صاحب ثروت‌های بی‌حد و حصر نموده و تلاش می‌کند تا با اعمار چند شهرک، بلند منزل و مراکز بزرگ تجارتی را بنام توسعه و پیشرفت کشور جار زده و ظاهرا شکاف عمیق طبقاتی را که در کوچه و پسکوچه‌های شهر و دیار ما بیداد می‌کند، پنهان نماید. لیکن وقتی به صد‌متری ارگ، از سرک‌های پخته به خامه و پشت آن بلندمنزل‌ها برویم فقر مضاعفی که پیر، جوان، کودک، زن و مرد این سرزمین را عذاب‌کش می‌کند را می‌توانیم با تمام وجود احساس نماییم.

«دنیا جهنم است برای ما»

چندی قبل سیلی‌ غفار سخنگوی «حزب همبستگی افغانستان» جهت دفاع از خواست‌های برحق معلولین کشور، از خیمه‌های تحصن که در پارک شهر‌نو از سوی «شورای اجتماعی معلولین‌ جوان» و «سازمان اجتماعی معلولین با شهامت» برافراشته شده بود، دیدن نمود. وی در جریان این دیدار حمایت و همبستگی «حزب همبستگی افغانستان» را با آنانی که در جریان جنگ و جنایت چندین ساله اعضای بدن خود را از دست داده اند، اعلام داشت.

جنایات هولناک متجاوزان روسی  و ۷ - ۸  ثوری را نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم

با کودتای هفت ثور مردم ولایت فراه مانند سایر هموطنان ما زیر ساطور جلادان خلقی و تنظیم‌ها سلاخی شدند. جانیان خلقی زیر نام اشرار و ضد انقلاب به زور خانه‌های روستاییان را وارسی کرده‌ دار و ندار مردم را به کوچه می‌ریختند و هورا کنان به آتش می‌کشیدند. این خونخواران در یک هجوم گسترده به قریه ما بیش از ۱۵تن از انسان‌ های نخبه این خاک را دستگیر و بدون کدام محاکمه زنده به گور کردند.

شرح روزگار پرمشقت چند زباله‌گرد

بنابر گزارش «دیده‌بان حقوق بشر» که دو سال قبل انتشار یافت، یک چهارم کودکان و نوجوانان افغانستان نان‌آور خانواده خود اند. یکی از کارهایی که آنان از طریق آن امرار معاش می‌نمایند جمعآوری زباله‌هاست. آنان از بام تا شام در زباله‌دانی‌ها سرگردان اند تا کاغذ، پلاستیک، آهن، المونیم و مواد غذایی را از هم جدا کنند و با فروش‌ آن‌ها لقمه نانی به دست آرند.

بامیان، سرزمین سرد و درد به گواهی سخن و تصویر

بامیان باستانی با طبیعت زیبا و دلکش چنان عقب نگهداشته شده که هنوز تعداد قابل‌توجهی از باشندگان آن در سایه نابرابری‌های هولناک اجتماعی در مغاره‌ها زندگی می‌کنند. حاکمان فاسد و ضدمردمی در چهار دهه گذشته، هر یک به نوبه خود بر بامیانی‌ها جنایت روا داشته و آنان را به زور تفنگ و با ایجاد رعب به حاشیه رانده و خاموش ساخته‌اند.

علی احمد

چندی پیش برای خریداری به بازار شهر فراه رفتم، آخرای عصر بود و هوا رو به تاریکی می‌رفت. هرچند بخاطر وضع بد امنیتی در اوایل شب تمام بازار از مردم تهی و شهر در سکوت ترسناکی فرو می‌رود اما اندکی از دکان‌ها در چوک ولایت و انگشت‌ شمار چند جای دیگر باز اند. هنگام برگشت از راه پسرکی را دیدم که توبره‌ای از چاقو و تبر بر شانه داشت و تنها در جاده روان بود. هرچند دستفروشی و کار شاقه کودکان در افغانستان پدیده‌ی عجیبی نیست و کاملا معمول شده لیکن دیدن کودک دستفروش در این هنگام شب در شهر فراه نظرم را جلب نمود و خواستم با او همصحبت شوم.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 374 نفر