دفاع از حزب همبستگی افغانستان، راه را برای محاکمه جنایتکاران کوتاهتر میسازد!

هموطن درد دیده!

protest of SPA on black days

یازدهم ثور راهپیمایی بی سابقه‌ای از سوی حزب همبستگی افغانستان بخاطر تقبیح هشتم و هفتم ثور بعنوان روز های سیاه، خونین و نفرت آفرین تاریخ کشور ما در کابل به راه انداخته شد. این حرکت که خواست اساسی آن به محاکمه کشانیدن جنایت پیشگان سه دهه اخیر افغانستان بود و برای اولین بار تصاویرعاملین این روز های نحس را در میان شور وهیجان مردم به آتش کشیدند، به استقبال گرم و صمیمانه ملت افغانستان مواجه شد.

این پیشمرگان حزب همبستگی افغانستان بودند که با تهور، نقاب از چهره جنایتکاران و دزدان جهاد مردم افغانستان برداشتند و آنانی را افشا کردند که در جاسوسی و خوشخدمتی به روسها، پاکستانی ها، ایرانی ها وغیره عادت دیرینه داشته و حالا درپناه اشغالگران امریکایی و متحدانش خون مردم ما را می مکند و با تصرف تمامی پست ها و امکانات دولتی صاحب صدها جریب زمین، ده ها اپارتمان تجملی ومیلیاردها دالر پول در بانک های جهانی شده اند.

Demonstration of SPA on black days

خواهران و برادران، دوستان ارجمند،

حزب همبستگی افغانستان پس از تظاهرات ضد جنایتکاران و سیاهروز های ٧ و ٨ ثور، از طریق تلفن، ایمیل و دیدن حضوری پیام ها، نامه ها و نوشته های فراوانی حاکی از همبستگی و قدردانی با حزب ما دریافت داشته است و این جریان دوام دارد که بنابرین خواستیم تا خیلی دیر نشده به این وسیله از فرد فرد شما قلبا تشکر نماییم.

Solidarity Party doesn't fear terrorist threats of criminals

حزب همبستگی افغانستان، با شکستن سکوت در برابر سلطه جنایتکاران و خاینان، صدها تن را در تظاهرات بزرگی در تقبیح فاجعه آفرینان هفتم و هشتم ثور در کابل بسیج نمود و برای نخستین بار تصاویر آدمکشان خلقی، پرچمی، تنظیمی و طالبی را به آتش کشید. این حرکت ما بر خرمن میهنفروشان آتش افکند و فضای خوف مقابل دژخیمان سه دهه اخیر را برهم زد.

تاجران «جهاد» و تیکه داران دین و مذهب که شعله‌ور شدن غریو دادخواهی قربانیان توحش و رذالت هایشان را پایان حاکمیت مافیایی خود میدانند، از فریاد "مرگ بر جنایتکاران" در جاده های کابل سراسیمه شده اند. طی چند روز گذشته حزب ما در محراق حملات و فشارهای منابع رسمی و غیررسمی قرار گرفته و تلاش دارند تا عرصه را برای ما تنگ سازند. یک تعداد جنگسالاران درمشرانو جرگه با غوغا از دولت خواستند که حزب همبستگی را غیرقانونی اعلام نموده رهبرانش را به نهاد های عدلی و قضایی معرفی نماید. اینان رئیس امنیت ملی را مورد سوال قرار دادند که چرا علیه این حرکت اقدامی ننموده است. یکی از این ستم‌پیشگان تهدید نمود که اگر دولت اقدامات لازم را علیه ما روی کار نگیرد خود مستقلانه دست به عمل خواهند زد. در ولسی جرگه نیز چند دزد جنگسالار سروصدا راه انداختند و خواهان برچیده شدن بساط حزب ما شدند. اینان به وزارت عدلیه دستور داده اند تا رسمیت حزب را به حالت تعلیق درآورند. چند تن از اوباشان جنگسالار نیز با تماس های تلفنی لمپنانه به زعم خود خواستند ما را مرعوب سازند.

international worker's day

از جانبازی های بیهراس کارگران باید آموخت!

تاریخ جنبش گارگری جهان، دیرینه درخشان دارد و مالامال از اعتراضات و قیام های شکوهمندی است که با خون و عرق آنان نوشته شده است. این جانبازی ها درسهای گرانبهایی به زحمتکشان به میراث گذاشته که اگر متحد بود و اراده کرد، پوزه هر قدرت بزرگی را میتوان بسادگی بخاک مالید.

اولین خواست صنفی کارگران، تحقق هشت ساعت کار و تعطیلات شان، بر میگردد به سال ١٨٥٦ که از طرف پرولتاریای آسترالیا مطرح شد که این روز را با توقف دسته جمعی کار و راه اندازی جلسات سازماندهی کردند. در سال ١٨٧١ قیام كمون پاريس، فرانسه و تمام اروپا را به لرزه درآورد. كارگران پاريس توانستند جامعه را از طريق بدست گيري قدرت سياسي ٧٢ روزه، با خواست از ميان بردن طبقات، هدايت نمايند.این قیام بیرحمانه سرکوب شد.حدود ٣٠٠٠٠ نفر در آن کشته، ٥٠٠٠٠نفر اعدام و زندانی و ٧٠٠٠ نفر تبعید شدند.

يكسال پس از كمون پاريس، در زمستان ١٨٧٢ هزاران نفر بخاطر آتش سوزي بزرگ شيكاگو بي خانمان و گرسنه مانده بودند. آسیب دیده ها براي گرفتن كمك دست به تظاهرات زدند. در دست بسياري از آنها پرچمهائي ديده مي شد كه رويش نوشته شده بود:

«يا خون يا نان».

در سال ١٨٧٧ اعتصاب بزرگي از سوي كارگران راه آهن انجام گرفت. بزودي اين اعتصاب، كل كارگران راه آهن در سراسر آمريكا را فراگرفت. اما این اعتصابها نیز با سركوب پليس از هم پاشيد. «اتحاديه مركزي كارگري» قطعنامه اي را به تصويب رساند. در بخشي از اين قطعنامه آمده بود:

«ما از طبقه كارگر مي خواهيم كه فورا خود را مسلح كند. تنها با ابزار قهر مي توان در مقابل استثمارگران صف آرائي كرد.»

black days of Afghanistan history

هشتم ثور سیاه‌ترین روز تاریخ معاصر کشورماست. در چنین روزی سرجنایتکاران تنظیمی با سران وطنفروش خلقی و پرچمی در یک مغازله خاینانه، حاصل مقاومت آزادیخواهانه ضد روسی ملت درد‌دیده ما را دزدیده و به اشاره اربابان پاکستانی و ایرانی‌شان سرزمین ما را به حمام خون مبدل ساختند و طی فقط چهار سال فرمانروایی خونبار شان هولناکترین فجایع را رقم زدند. جنگ‌های ویرانگر تنظیمی، وحشیگری و فاشیزم بی‌انتها، پاتک سالاری، قتل عام ٧٠ هزار کابلی، ویرانی کامل شهر زیبای کابل، غارت و چپاول اموال مردم، تجاوز به مادران هفتاد ساله و دخترکان هفت ساله؛ انهدام کامل زیربناهای اقتصادی ما، به یغما بردن هفتاد هزار قطعه اثر بی‌نظیر تاریخی از موزیم کابل و سپردن آن به جرنیل‌های پاکستانی و سایر جنایات چنگیزی ارمغان ننگین جانیان جهادی بود که دامنه‌اش تا امروز گسترش یافته و هنوز هم ددمنشان هشت ثوری و هفت ثوری کارد جنایت و خیانت‌‌شان را تا مغز استخوان ملت ما فرو برده‌اند. با هجوم ستم‌پیشگان جهادی بر کابل، محشری را به راه انداختند و به روده‌دری همدیگر آغاز کردند که حتی برای باداران پاکستانی و ایرانی‌شان هم که خواب یک حکومت متحد دست‌پروردگان هفتگانه و هشتگانه را بر کابل می‌دیدند، خلاف انتظار بود. به همین خاطر به زودی پاکستان، امریکا و عربستان لشکر قرون وسطایی‌ای را زیر نام طالبان سروسامان داده برای تشکیل دولتی مزدور و یکدست به کشور ما فرستادند و بدینصورت مردم ما در دام شیطانی نیروی جهالت‌پیشه دیگری اسیر گردیدند.

late tawakal khan

"حزب همبستگی افغانستان"، با درد فراوان خبر درگذشت عبدالرحمان "پیروز" (مشهور به توکل خان) مسئول بخش ولایت فراه حزب را به آگاهی اعضا و هوادارانش می رساند. وفات نابهنگام عبدالرحمان تمامی دوستدارانش را در سوگ عمیقی فرو برد. با خاموشی او وطن ما یکی از وطنپرستان ثابت‌قدم خود را از دست داد و مردم ما ازمعلمی توانا و عاشق آزادی محروم گشتند.

عبدالرحمان در سال ١٣٣٢ در خانواده ی زحمتکش و فقیر ولایت فراه زاده شد. در سال ١٣٥١ از لیسه ابونصر فراهی فارغ و تحصیلات عالی را تا صنف ١٤ در دارالمعلمین هرات به اتمام رساند. بعد از فراغت در ولسوالی های دوردست قادس ولایت بادغیس،‌ ولسوالی کشک کهنه ولایت هرات، مکتب عبدالصمد نظری ولسوالی اناردره و در ولسوالی پرچمن ولایت فراه به حیث معلم ایفای وظیفه نمود.

او در اواخر دهه چهل هجری شمسی که هنوز متعلمی بیش نبود به جنبش دموکراتیک ضد مزدوران روس و ضد اخوانی‌های بنیادگرا پیوست و تا آخرین روزهای حیاتش به اندیشه خود وفادار ماند ودر سنگر دفاع از مردم و در ضدیت با گروه های مرتجع و نوکر بیگانه دلاورانه رزمید. بعد از روی کار آمدن نوکران روس، عبدالرحمان از اولین روشنفکرانی بود که به صفوف مقاومت پیوست و در مبارزه مسلحانه علیه اشغالگران روسی و مزدوران خلقی و پرچمی شان و افشای ماهیت سیاه و ارتجاعی گروه های تروریست اخوانی نقش بزرگی بازی کرد.

peace talk carton

بیش از یک دهه از اشغال کشور ما توسط دولت متجاوز و ضد بشری امریکا زیر شعار عوامفریبانه مبارزه علیه تروریزم، دموکراسی، حقوق بشر و ... گذشت. امریکا، وطنفروشان و دزدان جهادی را که تا دیروز از وحشت برادران دینی طالب شان چون موش در غار هایشان خزیده بودند، جان دوباره داد که امروز وزیر، والی، قوماندان امنیه، وکیل، سفیر و همه کاره رژیم مافیایی هستند. همچنان طالب را که در یک روز خلق نموده بود در هفت روز از دید "مطبوعات آزاد جهان" و جغرافیای افغانستان ناپدید ساخت، در مقابل درین مدت دهها هزار هموطن بیگناه ما را زیر بمب های طیارات و عملیات های شبانه به شنیع ترین شکل پاره پاره کرد. بعد با راه اندازی جنگ های مجازی با طالب و گلبدین این تخم های حلال سی.آی.ای و حرام ترین تخم های تاریخ افغانستان بر حضور نظامیش در کشور ادامه داد و برای فریب ملل جهان و توده های نگونبخت ما تبلیغات و توجیهات سراپا دروغین و درعین حال "اکادمیک" را توسط مطبوعات و روشنفکران جیره خوارش راه انداخت.

دولت امریکا درین سناریو اگر از جانبی خود را گویا درگیر "جنگ با بنیادگرایی و تروریزم" میداند از جانب دیگر در کنار بنیاد گرایان ائتلاف شمال، به جابجایی فاروق وردک ها، کریم خرم ها، هادی ارغندیوال ها، عمر داوودزی ها، جمعه خان همدردها، حاجی فرید ها، جبار ثابت ها و سایر جلادان حزب اسلامی در چوکات رژیم پوشالی میپردازد. حال به این هم اکتفا نکرده در نظر دارد با میانجیگری شیخ های مزدورعرب، گلبدین و ملاعمر را که یگانه حلقه دور مانده از زنجیره شیطانی در حکومت بنیادگرایش هستند، جا بجا سازد. امریکا با این عملش برای صدمین بار ثابت میسازد که از مزدبگیران بنیادگرایش دست بردار نیست و آنان را هنوزهم وسیله مناسبی برای اسارت مردم افغانستان و سایر اهداف آزمندانه‌اش در منطقه قابل استفاده میداند.

شش عضو «حزب همبستگی افغانستان»‌ از طرف «خاد» کرزی دستگیر و زندانی شدند

Protest of the Solidarity Party of Afghanistan in Kabul

«حزب همبستگی افغانستان» در ١٠ قوس ١٣٩٠ (اول دسامبر ٢٠١١) بخاطر تقبیح فروش وطن ما زیر نام امضای قرارداد استراتژیک با امریکا از طریق لویه جرگه مسخره، تظاهراتی با شرکت بیش از یکهزار تن از ملیت های مختلف را در شهر کابل به راه انداخت.اکثر رسانه های داخلی و خارجی مقیم کابل از آغاز تا ختم تظاهرات حضور داشتند؛ مصاحبه های بیشماری با سخنگوی حزب و اشتراک کنندگان تظاهرات انجام دادند؛ هزاران قطعه فراخوان چند روز قبل از تظاهرات در شهر کابل وسیعا پخش گردیده بود. اعضا و هواداران حزب ما در روزهای قبل از تظاهرات اعلامیه‌ حزب تحت عنوان «لویه جرگه امریکایی ننگ تاریخی دیگری را رقم زد!» را در کابل و چندین شهر دیگر وسیعاپخش کردند که با استقبال وسیع مردم مواجه گشت و تلفن های همبستگی بیشماری دریافت کردیم.

تظاهرات حزب ما دولت پوشالی و اربابانش را پریشان ساخت بنا فوری علیه ما با دو حربه متفاوت دست به کار شدند. امنیت ناملی به پیگرد و دستگیری فعالین حزب ما آغاز کرد و به مطبوعات داخلی و خارجی دستور داد تا از انتشار خبر تظاهرات حزب امتناع ورزند و به همین علت هیچ یک از بیشمار رسانه ها خبر اکسیون ما را انعکاس ندادند.

یکبار دیگر لویه جرگه مورد سوءاستفاده رذیلانه قرار گرفت و یک تعداد چهره های آشنا که جنایتکار بودن، مزدور بودن، چپاولگر بودن و ضدمردمی بودن شان را باربار به اثبات رسانیده اند، با عده‌ای از نمایندگان بلی‌گوی دولت پوشالی کرزی یکجا شدند و همانگونه که قابل پیشبینی بود، به فروش افغانستان به دولت تجاوزگر امریکا بلی گفتند. کرزی و حواریونش به اشاره صاحبان امریکایی شان ده میلیون دالر از خزانه ملت فقیر و دربدر را در یک حرکت عوامفریبانه به هدر دادند تا در مجامع جهانی تبلیغ نمایند که گویا "به هدایت ملت افغانستان" این خیانت تاریخی صورت گرفته است.

در گذشته میهنفروشان خلق و پرچم با راه اندازی یکچنین جرگه های فرمایشی خواستند که مزدوری شان به "همسایه بزرگ شمالی" را زیر نام مشوره ملت توجیه کنند که جایی را نگرفت و همراه با اربابان شان به زباله دان تاریخ رفتند. امروز یکبار دیگر دولت مزدور کرزی تجارب ناکام و ننگین مزدوران روس را تمرین میکند ولی دیگر مردم ما به آنقدر آگاهی دست یافته اند که فریب این بازی های خاینانه را نخورند.

امروز ٧ اکتوبر (١٥ میزان) یک دهه از تجاوز امریکا و متحدانش به افغانستان گذشت، این روز شوم تفاوت چندانی با سیاهروز ٦ جدی، روز اسارت وطن ما بوسیله اشغالگران روسی ندارد. با سوءاستفاده از حادثه یازدهم سپتامبر، امریکا از طریق ماشین عظیم تبلیغاتی خود ذهنیت های عامه جهان را برای مستعمره ساختن افغانستان آماده ساخت و بعد با مکارگی و اقناع دول جهان از طریق ملل متحد با ارتش بیش از چهل کشور زیر بیرق دروغین "مبارزه با تروریزم"، "بازسازی"، "دموکراسی" و "حقوق بشر" به خاک ما لشکرکشی کرد. امریکا و متحدان رژیم قرون وسطایی طالبان را طی چند هفته سرنگون کرده به جایش فاسد ترین و ضدمردمی ترین دولت جهان را بر مردم نگونبخت ما تحمیل نمودند.

تروریزم و بنیادگرایی اسلامی به مثابه پدیده های ضد انسانی طبق سیاست و برنامه های پیدا و پنهان امریکا بود که طی چهار دهه اخیر رشد کرد و به هیولایی بدل گشت که نه تنها مردم افغانستان بلکه فراوان مناطق دیگر را در آتش جهالت، جنایت و بربریتش فرو برد. امریکا بود که با حمایت مالی و نظامی از باندهای جنایتکار بنیادگرا، زمینه ویرانی و بربادی افغانستان را مهیا ساخت.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 408 نفر