به تاریخ ١٢ ثور ١٣٩٢، در تقبیح سیاهروز های هشت و هفت ثور، حزب همبستگی افغانستان راهپیمایی‌ وسیعی را در شهر کابل سازمان داده بود. هرچند این اکسیون قرار بود به تاریخ هشتم ثور صورت گیرد، اما دولت اجازه تظاهرات در این روز را نداد.

سال گذشته تظاهرات مشابه حزب ما در محکومیت روز های شوم هشت و هفت ثور، آتش به جان جنایتکاران حاکم انداخت و با موجی از فشارها و قید وبند حکومت، پارلمان و نهاد های عدلی و قضایی مواجه گردیدیم و حتی برای تعلیق رسمیت حزب ما تلاش صورت گرفت.

هشت ثور ماتم ملی

سی وپنج سال پیش سوسیال امپریالیست های روسی از طریق مزدوران خلقی و پرچمی شان با اجرای کودتای خونین هفت ثور، کشور را در آشوبی غرق ساختند که آتش آن تا اکنون شهرها و قریه جات ما را می‌سوزاند.

تجاوز شش جدی توسط اشغالگران روسی برای تضمین بقای دولت دست نشانده‌ی پرچمی‌ـ خلقی که با بمباردمان بیرحمانه قرای افغانستان، کشتار جمعی، دستگیری ها، شکنجه و اعدام ده ها هزار انسان بیگناه، فرش میلیونها حلقه ماین، بی‌حرمتی به عقاید و فرهنگ ما و آواره شدن یک سوم نفوس کشور به ظلمتکده های ایران و پاکستان توام بود، جنبش مقاومت خود جوش مردم ما را قوی تر و گسترده تر ساخت.

شهید لعل محمد

امروز هشت سال از شهادت لعل محمد عضو شورای مرکزی، یکی از اعضای برجسته و مسئول «حزب همبستگی افغانستان» در ولایت هلمند، می‌گذرد.

شهید لعل محمد وقتی در ١۳٨٤ بدلیل محبوبیت فراوانی که بین مردم داشت، بر اثر اصرار بیش از حد آنان و به نمایندگی این حزب برای شورای ولایتی ولایت هلمند خود را کاندید نمود، از جانب باند فاشیست طالب ابتدا تهدید به مرگ شد و بعد با قصاوت تمام او را به قتل رساندند زیرا طالبان میدانستند که اگر او بین مردمش باشد به همان پیمانه‌ای که در برابر دولت دست نشانده کرزی خواهد ایستاد، جلو جنایات و یکه تازی های این گروه مزدور و وحشی را نیز خواهد گرفت.

روز جهانی زن

ادامه ستم، تحقیر، آزار جنسی، تهدید، قتل و صدها مورد وحشتبار دیگر افغانستان را به زندان بزرگی برای زنانش مبدل کرده است. با آنکه مجموع ملت ما در تحت سیطره جهالت بنیادگرایی، اشغال امریکا و ناتو و دولت فاسد فعلی جان می‌کنند، اما بار این استبداد و بیعدالتی های روزافزون بر شانه زنان نگونبخت ما سنگین تر بوده کمر شانرا خم نموده است.

زنان افغانستان طی سالیان متمادی اولین و آسانترین قربانیان ددمنشی های باندهای آدمکش بنیادگرا بوده اند، اما با اشغال افغانستان توسط امریکا و متحدانش یازده سال است که از وضعیت اسفناک و دردآور زنان افغانستان بصورت شرم‌آور و خاینانه سود تبلیغاتی و سیاسی برده می‌شود. بلندگوهای غرب سعی نمودند که با پخش اکاذیب و دروغهای شاخدار جنگ غارتگرانه شان را منحیث «جنگ آزادیبخش برای رهایی زنان» جار زدند. با آنکه در شعار ها نام زن در صدر فهرست چه امریکا و دولت مزدورش و چه نهادهای به اصطلاح حقوق بشر قرار دارد، اما عملا هیچ گامی در جهت رفع فشارهای استخوانسوز بر زنان برداشته نشده و برعکس با گذشت هر روز میزان خشونت در برابر زنان ما افزایش بیسابقه‌ می‌یابد و جو معافیت تمام برای زن ستیزان وحشی حکمفرماست.

قتل عام هزاره ها در کویته

سالهاست وحشت و بربریت بنیادگرایی از مردم عام افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، فلسطین و سایر کشورهای اسلامی به شکل فاجعه بار و گروهی قربانی می‌گیرد و دسته دسته محروم ترین و درددیده ترین اقشار جامعه را به کام نیستی می‌کشد. قتل عام سازمان یافته و وسیع مردم مظلوم هزاره در شهر کویته پاکستان زیر نام «اهل تشیع» طی سالهای گذشته از دلخراش‌ترین این کشتارها به شمار می‌رود که تا حال صدها تن بصورت فجیع طعمه آن شده اند.

آخرین حادثه تکاندهنده که قلب هر انسان باوجدان را پردرد می‌سازد حادثه تروریستی در مارکیت میوه فروشی (علی تاون) کویته پاکستان بود که منجر به شهادت حدود نود تن و جراحت بیش از٢٠٠ تن از زنان، کودکان و کارگران معصوم هزاره و همدیاران مهاجر ما شد.

شش جدی روز شوم تقویم افغانستان

ششم جدی ١٣٥٨ آغاز تاریکیست که با خونریزی و تجاوز عجین شده است. در این روز شوم سوسیال امپریالیزم شوروی که به تعقیب کودتای ننگین ٧ ثور ١٣٥٧ نوکران خلقی و پرچمی‌اش را در حفظ حاکمیت شان ناکام می‌دید، سرزمین ما را مورد یورش نظامی قرار داد و ملت را در یک جنگ نابرابر و ویرانگر کشاند.

این روز نقطه برجسته سیاهی است در تاریخ کشور ما که دوره مکدر خفقان و فاشیزم خلقی‌ ـ پرچمی را به دنبال داشت. یک و نیم میلیون شهید و میلیونها معیوب حاصل این فاجعه بود. این خاینان ملی کشور ما را به زندان ملل مبدل کردند و کوچکترین صدای اعتراض را با زندان و اعدام پاسخ دادند. هزاران انسان پاکباز و انقلابی و یا مخالف رژیم توسط این جلادان در پولیگون های پلچرخی و دیگر ولایات سر به نیست شدند و دسته دسته عناصر وطنپرست توسط سگان شکاری خاد به شکل وحشیانه به زیر شکنجه برده شدند و تا امروز از سرنوشت دهها هزار تن اسیر دست اینان خبری نیست.

اعتراضات جوانان پوهنتون تعلیم و تربیه

حاکمان بر مسند لمیده‌ی افغانستان که سرشت پلید شان را بی‌توجهی به مصائب درد آور ملت فقیر ما میسازد، با شیادی و رذالت تمام مسایلی را دامن می‌زنند که تنفر همگانی را به دنبال دارد. حامد کرزی طی محفل اولین سالگرد کشته شدن ربانی، پوهنتون تعلیم و تربیه کابل و جاده مشرف به افشار را، که هنوز خون کشته شدگان مظلوم بدست جمعیتی ها، شورای نظاری ها و سیافی ها در آن نخشکیده است، به نام ناپاک او مسما کرد، تصمیمی که توهین و بی‌حرمتی به خون مردم افشار و ٦٥٠٠٠ کابلی به حساب می‌آید. و این اولین بار نیست که طی دهسال گذشته اماکن ما با نام های عناصر پلید و ستمکار ملوث می‌گردند.

جوانان ما که زخم کاری بربریت هولناک دوران زمامداری ربانی و شرکا در سالهای ٧٠ را به دل دارند و قتل و کشتار و وحشیگریهای باند ربانی و دیگر تنظیمهای آدمکش را فراموش نکرده‌ اند، اینبار در برابر حاتم بخشی دولت حامی قاتلان، سکوت را برهم زدند و با اعتراض شدید در برابر آن ایستادند. آنان راه پارلمان نشینان را بستند و قریب یک ماه است با این شعار که تحصیل تحت نام یک جنایتکار را ننگ میپندارند، از رفتن به صنوف درسی ابا ورزیده اند. جوانان ما میدانند که تحت لوح مزدورپیشگان حامی جهالت و دشمن علم به تحصیل پرداختن زهرخندیست که تنها به کام میهنفروشان گواراست نه جوانان فردای افغانستان آزاد.

amanullah khan

نودوسه سال قبل از امروز، در همین کابل پیچیده به سیم خاردار، غازی امان اله خان با بلند کردن شمشیر، شجاعانه اعلام استقلال کرد و با عزم راسخ در برابر استعمارگران انگلیس در پرتو آزاد اندیشی و وحدت ملی قیام های سرتاسری را سامان بخشید و افغانستان عزیز را بر سکوی استقلال و آزادی نشاند و برای سایر ملل آسیایی راه را برای رهیدن از غل و زنجیر استعمار هموار نمود.

امروز ٢٨ اسد که مصادف با سالروز جشن استقلال و ایثارگری قهرمانان این خاک است، افغانستان خاموش است و هیچ نشانی از نشاط و ولوله در سیمای شهروندانش بخاطر تجلیل ازین روز سترگ به چشم نمی‌خورد، شهرها با حصارهای کانکریتی و سیم های خاردار به زندان سراسری شباهت یافته اند. توگویی تاریخ عوض شده و افتخارات قهرمانانی که جز خدمت به مردم مظلوم اندیشه‌ای نداشته اند، یکباره مُرده است. دولت مزدور کرزی که از سالروز مرگ هر جنایتکار و دزد و روزهای شوم تاریخ کشور ما تجلیل به عمل می‌آورد، میکوشد روز درخشان استقلال افغانستان به باد فراموشی سپرده شود.

afghan refuges in yazd

رژیم منفور و آدمکش ایران که هیچ قانون و ارزش انسانی را نمی‌شناسد در کشتن، بستن، توهین و تحقیر ایرانیان آزادیخواه، زنان، اقلیت های ملی و مذهبی و پناهجویان شهره عالم است، به همین دلیل طی بیش از سه دهه بربادی افغانستان کوچکترین ترحمی نسبت به مهاجران نگونبخت ما که بار ستم چند لایه را میکشند، نداشته است.

یورش سگان شکاری رژیم پلید «ولایت فقیه» بر کاشانه مهاجران بیدفاع ما در یزد، منع عبور و مرور، ممنوعیت حضور افغانها در تفریحگاه ها، اعدام های پی در پی، پرتاب کارگران از بلند منزل ها، شکنجه روحی و جسمی مردم ما در «گتو» های «تل سیاه»، «سفید سنگ»، «عسکر آباد» وغیره و بیشمار فشارهای دیگر نمونه‌هایی از استبداد آخندی اند که مکررا توسط عوامل دولت هیتلری احمدی نژاد ــ خامنه‌ای مقابل آوارگان ما در ایران روا داشته شده قلب هر انسان آزاده و شرافتمند را به سختی می‌فشارد. در زندانی به نام ایران، بارها اتفاق افتاده است که به جای یک قاتل حرفه‌ای، یک افغان مظلوم، به جای یک قاچاقبر بسیجی یک کارگر مهاجر، به جای یک متجاوز واقعی یک انسان شریف بر طناب دار «عدالت الهی» حلق آویز گردیده است.

ministry order

چنانچه به تاریخ ۲۰ ثور ۱۳۹۱ طی اعلامیه‌ای گفتیم، «حزب همبستگی افغانستان» بعد از راه اندازی تظاهرات بزرگی در تقبیح سیاهروز های هفتم و هشتم ثور در کابل، با موجی از فشار های نهاد های مافیایی دولت کرزی روبرو بوده و بخصوص مشرانو جرگه میکوشد عرصه را برای فعالیت های ما تنگتر سازد.

به ادامه این فشار ها، به تاریخ ١٣ جوزا، نمایندگان ما در کمسیون «سمع شکایات» مشرانو جرگه فراخوانده شدند که در آنجا با قاطعیت تمام از موضع حزب در برابر جنایتکاران سه دهه اخیر و اکسیون اخیر ما دفاع نموده به آنان تفهیم نمودند که هیچ مقدار تهدید و فشار قادر نخواهد شد که حزب ما را از مبارزه برای عدالت، دموکراسی و آزادی بازدارد.

دیروز ما مکتوبی از وزارت عدلیه دریافت نمودیم که حکم مشرانو جرگه را به اطلاع ما رسانیده اند که در آن از این وزارت خواسته شده است تا به خاطر تعلیق فعالیت حزب ما و معرفی آن به نهاد های عدلی و امنیتی اقدام نماید. در نامه گفته شده:

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 399 نفر