خون فرخنده شهید وجدان هر افغان شرافتمند است، نگذاریم خاینان بر وجدان ما پا گذارند!

زجرکش‌شدن وحشیانه فرخنده در کابل، نه تنها افغانستان که جهان را تکان داد. فرخنده نماد توحش در برابر ملتی شد که چهار دهه می‌شود در جهنم جهل و جنایت و اشغال می‌سوزد. این حادثه ملت را متحد ساخته، از هرسو صدای عدالتخواهی بلند شد که نهایتا دولت «وحشت ملی» را مجبور ساخت تا محاکمه فرمایشی‌ای برای فرونشاندن خشم ملت برگزار کند.

اما از نخستین روزها معلوم بود که جلادان حاکم با حمایت از درندگان اصلی فرخنده، می‌کوشند با نیرنگ این قضیه را زیر زده، موج اعتراضات مردم را مهار نمایند. ابتدا سران نیروهای امنیتی، که ندانم‌کاری شان هویدا بود، و مقاماتی که از این فاجعه حمایت کردند، از بازخواست نجات داده شدند، بعد وعده بازداشت چند بدمعاش شورای نظاری مسبب این ددمنشی نظیر حبیب ده‌افغانان را دادند، ولی تا امروز از دستگیری آنان خبری نیست.

اعتصاب معلمان را به جنبش سراسری بدل کنیم!

چند روزیست که معلمان به‌جان رسیده افغانستان با شعارهای «معلمین بی‌بضاعت و وعده‌های دروغین دولت»، «معلم نان ندارد، معلم مسکن ندارد، معلم قرضدار است» و... به نشانه اعتراض در ۱۹ ولایت کشور به اعتصاب ایستاده اند اما طبق معمول گوش دولت کر است و این خروش را نادیده گرفته اند.

در سرزمین ما باوجود نقش بس برازنده، معلم از اقشار محروم و محکوم جامعه است که با رد و بدل شدن رژیم های دست‌نشانده و فاسد، ‌جز سیه‌روزی و فقر و فلاکت آسایش زندگی را هرگز نچشیده اند. اکنون اینان نه برای احراز کرسی وکالت و وزارت چانه می‌زنند و نه توقع بسیار بالایی از دولت فاسد فعلی دارند. می‌گویند، غنی و عبدالله که سرانجام به دستور جان کیری بر گرد دسترخوان دولت وحشت ملی زانو زدند، در دوران انتخابات وعده دادند که طی ۶ ماه نخست حکمرانی شان برای هر معلم یک نمره زمین، افزایش معاش و کاهش ساعات درسی را اجرا می‌سازند، ولی تا کنون کوچکترین توجهی به بهبود وضعیت معلمان نشده بنا اینبار آنان با ایستادگی مدنی، می‌خواهند حق شانرا به دست آورند.

۸ ثور ماتم ملی

هشت و هفت ثور دو روز نکبت‌بار و فاجعه‌آفرین در تاریخ خونین سرزمین ماست که با جنایت و ویرانی گره ناگسستنی خورده و هرگز فراموش نخواهند شد.

هفتم ثور ۱۳۵۷ به یاری سردمداران خلق و پرچم میدان را برای تجاوز شوروی باز کرد و در کنار بربادی و مهاجرت، خون یک‌و‌نیم میلیون انسان را جاری ساخت. هشتم ثور ۱۳۷۱ نیز نه‌تنها حاصل جانفشانی‌های ۱۴ ساله‌ی جنگ مقاومت ضدروسی را برباد داد بلکه فجیعانه‌تر از آن افغانستان را به حمام خون و ویران‌کده مبدل نمود. هشت‌ثوری‌ها تمامی زیربناها و تار‌ و پود روبنایی کشور را به خاک و خون یکسان کردند و شیرازه زندگی و عصمت بخصوص زنان ما را وحشیانه دریدند.

وطن در خـون و خیـانت می‌جوشد، خاموشی ننگ است!

همانگونه که قابل پیش‌بینی بود، با تحمیل حکومت وحشت ملی از سوی امریکا بر مردم ما، افغانستان به‌طور روزافزون در بربریت و بدبختی‌های عذابناک غرق گردیده‌است. فقر و بی‌کاری و فساد و زورمداری از یکسو و تشدید جنگ و انفجار و انتحار و کشتار از سوی دیگر زندگی مردم مظلوم ما را شکنجه‌بار ساخته‌است.

در پی قتل فجیعانه فرخنده، حوادث دلخراش کشته‌شدن هموطنان ما در بدخشان، هلمند، بلخ، غزنی، خوست، ننگرهار، کابل، فراه و سراسر کشور، ابر تیره خفقان و مرگ بر فضای کشور ما مستولی گردیده‌است. به گروگان رفتن ۳۱ هموطن فقیر ما، قتل‌عام و سربریدن داعشی ده‌ها سرباز اردوی ملی در بدخشان و بی‌تفاوتی ذلتبار ع‌–غ و اطرافیان شان در قبال این فجایع، مردم سراسر کشور را غرق تنفر از حکومت شاریده و فاسد ساخته‌است.

فراخوان مشترک سیلی غفار و مینا احدی برای دفاع فعالانه‌تر از جنبش برابری‌طلبانه زنان در افغانستان

راهپیمایی دادخواهانه برای خون فرخنده در کابل

یک هفته قبل در کابل پایتخت افغانستان، فرخنده ۲۷ ساله به دست تعدادی متعصب و جاهل به‌طرز فجیعی به قتل رسید. آن‌ها با اعلام این که فرخنده قرآن را آتش زده او را وحشیانه کشتند و جسدش را آتش زدند.

عکس‌العمل زنان و مردم در افغانستان به این فاجعه، چنان قوی و متحدانه بود که حکومت در افغانستان را مجبور کرد چند نفر را دستگیر کند و چند پلیس را اخراج کند. اگرچه حداقل چهار نفر از مقامات حکومتی قبلا از این جنایت دفاع کرده بودند و نظر تعدادی اینست که این حرکت وحشتناک توسط چند سرکرده احزاب زن‌ستیز اسلامی جهت مرعوب ساختن مردم طرح‌ریزی شده بود.

فرخنده

بازهم موحش‌ترین بربریت در برابر زن در یک کیلومتری ارگ، وجدان‌های بیدار را تکان داد. فرخنده ۲۸ ساله را جهالت‌پیشگان درنده به اتهام واهی قرآن‌سوزی در حضور پولیس جبرکُش کرده، تن توته توته‌اش را به آتش کشیدند. هرچند ملا نیازی، سیمین غزل حسن‌زاده، حشمت استانکزی، زلمی زابلی و چند ناانسان دیگر به‌صورت علنی پرپرشدن فرخنده را مورد تایید قرار دادند، اما واقعیت این است که جمع وسیع از به‌اصطلاح مقامات دم و دستگاه مشبوع از جنایتکاران و جاهلان از این فاجعه حظ بردند. اما خوشبختانه اکثریت مردم ما که فریب و دغلکاری‌های تیکه‌داران دین و وطن را که چندین دهه است با تمام وجود درک می‌کنند، با واکنش سریع و یک‌صدا در مقابل این عمل هیتلری، دهان ملا جاسوسک‌های رژیم ع و غ و سایر اوباشان پلید شان را چنان بستند که در اولین دقایق شرمنده به جایگاه ننگین خود نشستند و سکوت اختیار نمودند.

زنان مبارز کوبانی

هفته‌هاست که مردم مبارز کوبانی اعم از زن و مرد و پیر و جوان آن چنان حماسی و فدایی‌وار علیه لشکر جهل و وحشت ایستادگی می‌کنند که همدردی و حمایت آزادی‌خواهان و انسان‌های شرافتمند سراسر جهان را در پی داشته‌است. شهرهای بزرگ جهان شاهد تظاهرات وسیع در دفاع از مبارزان کوبانی‌است، هرچند جهان به‌اصطلاح آزاد و رسانه‌های غرب در برابر آن چشم بسته‌اند.

آنچه جنبش کوبانی را واقعا نمونه و پرصلابت می‌سازد حضور شیرزنان مسلح در خط مقدم جنگ است. زنان آگاه و مصمم همدوش مردان بی‌باکانه با قلب‌های مملو از عشق می‌رزمند و جان می‌دهند، اما سرزمین شان را به جلادان عصر عتیق نمی‌دهند. درخشش زنان پرشور کورد در کوبانی، درس بزرگی ازعشق به میهن و انسانیت را به تمام ملل دربند و گرفتار رژیم‌های پوشالی خاصتا سازمان‌های زنان آزاده می‌دهد که «مردم متحد هرگز شکست نمی‌خورند».

بریده‌های اخبار جنایات ایالات متحده در افغانستان

از اشغال افغانستان توسط متجاوزان امریکایی و متحدانش سیزده سال گذشت. اشغالی ‌که با دسیسه‌ خونین یازدهم سپتامبر طرح‌ریزی شد و با غرش طیاره‌های بی-۵۲ زیر لوای سازمان ملل و ناتو آغاز و با امضای سند غلامی با نوکرانش در ارگ به هدف نهایی نزدیک گردید. امریکا طی نشست خاینانه بن، دشمنان آزموده ملت را که یک عمر تربیت نموده بود، بار دیگر به بهانه‌ی «مبارزه علیه تروریزم»، احیای «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «بازسازی» بر گرده‌های زخمی ملت نصب کرد که نتیجه آن تکرار مضاعف خونریزی، ویرانی، غارتگری، فقر و تقویت بربریت و تروریزم برای ملت ما بود، اما یک مشت جانی و میهنفروش را میلیاردر و فربه ساخت.

تجاوز جنسی در پغمان

تجاوز وحشتبار جمعی اوباشان بر چهار زن در پغمان مردم سراسر کشور را در شوک عمیقی فرو برد. روزهاست در هر گوشه کشور اکسیون‌هایی در تقبیح این جنایت، راه‌اندازی می‌شوند. همه یک‌‌‌‌‌صدا خواهان اعدام هفت جانی‌ای ‌اند که فعلا در چنگ پولیس قرار دارند و به جرم شان اعتراف کرده‌اند.

درحالی‌که طی سیزده سال بر این چنین پلیدی‌ها چشم پوشیده شده‌است، اما در این مورد، محکمه تحت فشار افکار عامه حکم اعدام هفت تن را صادر کرد و کرزی هم آمادگیش را برای توشیح آن اعلام نمود. اما آنچه رسانه‌ها به آن نمی‌پردازند و زیر زده می‌شود، این است که هنوز مجرمان اصلی آزاد می‌گردند و فقط چند تجاوزکار کم‌زور محاکمه شده‌اند. «امیر پغمان» هم تقاضای اعدام فوری هفت تن را داد، چون بدین صورت افراد کلیدی برائت حاصل کرده، زمینه فراهم می‌گردد که عاملان اصلی این پلشتی در امان بمانند. در پغمان که ساحه حاکمیت عام و تام سیاف و قومندان‌هایش چون ممتاز، زلمی توفان، ملا عزت، شیرعلم و غیره است، ناممکن است که باندهای بی‌ارتباط به اینان بتوانند به راحتی رهزنی‌ و جنایتی به این پیمانه بزرگ را مرتکب گردند.

قربانیان معصوم غور

هنوز خون ده‌ها هموطن ما در ارگون نخشکیده بود که خون‌خواران طالبی ١٤ تن از هموطنان معصوم ما را در ولایت غور به‌صورت فجیع تیرباران کردند. اکثریت قربانیان این فاجعه زحمت‌کشان فقیری بودند که بعد از ماه‌ها کار شاق، می‌خواستند روزهای عید را در کنار فامیل‌های بی‌بضاعت شان سپری نمایند. لطیفه و نوروز که تازه ازدواج کرده بودند، می‌خواستند برای گذشتاندن نخستین روزهای زندگی مشترک شان به بند امیر بروند که اجساد شان که با سه عضو دیگر خانواده ددمنشانه تیرباران شده بودند به بازماندگان شان تسلیم داده شد.

قربانیان غور فقط به خاطر هزاره‌بودن قتل‌عام شدند. در ١٧ جوزای سال جاری نیز در ولسوالی گیزاب ولایت ارزگان ١٧ تن از جوانان رشید دایکندی را این قصابان آدم‌نما به جرم هزاره‌بودن سر بریدند. فقط چند روز قبل چندین هموطن بینوای اوزبیک ما را در فاریاب به گلوله بستند. این همه وحشیگری‌ها و قساوت بی‌مانند که از گوشه و کنار افغانستان گزارش می‌شود تحمل و صبر ملت را به نقطه غلیان رسانیده‌است.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 89 نفر