حمایت سیلی غفار از محصلان و استادان تربیه‌معلم «سیدجمال‌الدین افغان»

۳۰ ثور ۱۳۹۷: سیلی غفار در تحصن محصلان و استادان تربیه معلم «سید جمال الدین افغان» در کابل که خواستار ارتقای این مرجع علمی به پوهنتون «سید جمال الدین افغان» هستند، اشتراک و از اعتراض شان پشتیبانی نمود.

۱۳ روز می‌گذرد که استادان و محصلان در صحن پوهنتون خیمه تحصن برافراشته اند اما دولت به خواست‌های آنان وقعی قایل نشده است.

یک تن از استادان می‌گوید:

«مسوولین حکومتی نمی‌آیند و به گپ‌های ما گوش نمی‌دهند ولی ما هرگز از اعتراض خسته نمی‌شویم، ۱۳ روز است که اعتصاب کرده‌ایم و تا پوره شدن خواست‌های خود ادامه می‌دهیم.»

معترضان یکصدا می‌گویند:

«اگر حکومت و وزارت تحصیلات عالی به خواست ما پاسخ مثبت ندهد ما درس‌های سمستر پنجم خود را شروع می‌کنیم و هیچ کسی نمی‌تواند ما را به جرم درس دادن و درس خواندن زندانی کند.»

حمایت سیلی غفار از محصلان و استادان تربیه‌معلم «سیدجمال‌الدین افغان»

دلایل هیئت رهبری و استادان بخاطر ارتقای نهاد شان به پوهنتون اینها اند:

۱. سیستم آموزشی پویا و کارآمد سیستمی است که همگام با تحول زمان در خود تحول ایجاد کرده و در هر دوره پاسخگوی نیازهای زمان باشد.

۲. تربیه سید جمال الدین افغان با تاریخچه بیش از یک قرن، با سابقه‌ترین نهاد علمی و تخصصی مدرن در کشور بوده و تشکیلات و سیستم آموزشی آن با ساختار آموزشی پوهنتون‌ها یکسان است.

۳. بلند بردن جاذبه تربیت معلم

۴. کمک ویژه برای بانوان معلم

۵. داشتن بیش از ۶۰ فیصد استادان با مدرک ماستری

سیلی غفار در نطقی که برای معترضان ایراد نمود گفت:

«مطمینم که اکثریت اعضای پارلمان حمایت شان را از اعتراض شما اعلام نموده اند چون کارزارهای انتخاباتی شان جریان دارند. شما بازی وعده‌های فریبنده شان را نخورید، به مجردی که به کرسی‌های دالر‌زا راه یافتند دیگر مردم و موکلین و وعده‌های داده شده را فراموش می‌کنند و فقط به فکر منافع خود می‌شوند. مقامات حکومتی هم تنها بخاطر خاموش ساختن صدای عدالت‌خواهی شما برایتان وعده‌های چرب می‌دهند و از همینجا که رفتند همه چیز را به باد هوا می‌‌سپارند و اصلا اعتنایی به خواست‌های برحق تان ندارند.

در کشورهای زیر سلطه استعمار و حکومت‌های مزدور حق را فقط از طریق اعتراضات پیگیر و جنبش‌های سراسری حق‌طلبانه می‌شود گرفت و بس. یکی ازسیاست‌های استعمار این‌ست که مردم را در بیسوادی، عقب مانده‌گی، جهل و جهالت، فقر و تنگدستی نگهدارند تا به آسانی از طریق غلامان داخلی شان بتواند سیاست‌های شوم شان را در کشور عملی نمایند. بنا برای نجات از این وضعیت و تربیه سالم اولاد ما، باید یک نسل باسواد و بااحساس در افغانستان تربیه کنیم. پس ما باید همیشه از خواست‌های برحق خود بشکل سرسختانه و قاطعانه باید دفاع نماییم.

در دولتی که از سر تا پایش فساد تیرک می‌زند و خاینان برآن حاکمیت دارند، انتظار نمی‌رود که به خواست‌های برحق مردم جواب داده شود، چه خواست معلمان و استادان ما باشد، چه خواست اقشار و طبقات محروم جامعه. امروز وضعیت کشور به حدی ابتر است که دزد معارف مشاور ارشد ارگ می‌شود اما شما که معلم یعنی با وجدان‌ترین و مقدس‌ترین افراد جامعه را تربیت می‌کنید کسی به صدای تان گوش نداده حاکمان خود را کر می‌اندازند.»

حمایت سیلی غفار از محصلان و استادان تربیه‌معلم «سیدجمال‌الدین افغان»

در آخر سیلی غفار گفت:

«من برای شما مانند مقامات وعده‌های چرب نمی‌دهم یگانه وعده من این است که من تا آخر در این مبارزه برحق با شما ایستاده‌ام و پیامم به شما این‌ست که بازی حرف‌های فریبنده حکام فاسد را نخورید و قاطع به اعتراضات تان تا عملی شدن آن ادامه دهید.»

محفل یادبود از زنده‌یادان داکتر هادی محمودی و فاروق حقبین

۲۵ ثور ۱۳۹۷ – ۱۵ می ۲۰۱۸: حزب همبستگی افغانستان درگذشت زنده‌یادان داکتر هادی محمودی و فاروق حقبین دو تن از پیشکسوتان جنبش دموکراتیک نوین را طی محفلی در کابل گرامی داشت. در این برنامه حدود دوصد تن، عمدتا جوانان شرکت ورزیده بودند.

ابتدا برای ادای احترام به دو جانباخته و سایر شهدای جنبش مترقی افغانستان همگان به پا ایستاده یک دقیقه سکوت کردند. بعدا کارنامه فشرده زندگی داکتر هادی محمودی توسط یکی از جوانان دختر خوانده شد. در بخشی آن آمده بود:

وحدت یوسفزی توسط نیروهای امریکایی به شهادت رسید

وحدت یوسفزی پسر معراج‌الدین از قریه قلعه دامان لغمان در ۱۳۶۷ به دنیا آمده و مربوط یک خانواده زحمتکش می‌شد. او در کنار کار به تحصیلش نیز ادامه می‌داد و ۱۳۸۸ از لیسه اسحاق ننگیالی فارغ شد. پس از فراغت، وحدت پیهم جوانان را به‌سوی درس و آموزش تشویق می‌کرد. وی دارای فکر پیشرفته بوده و همیشه به جوانان قریه درباره وضعیت مکدر کنونی و عاملان آن آگاهی می‌داد. از اینرو، به توافق همه وی منحیث رییس جوانان قریه مذکور انتخاب شد. افزون بر آن، او در هلال احمر به‌‌شکل داوطلب کار می‌کرد.

یادبود از سومین سالروز زجرکش‌شدن فرخنده

کابل- ۲۹ حوت ۱۳۹۶: تعدادی از اعضای «حزب همبستگی» با تجمع در برابر منار یادبود شهید فرخنده، از سومین سالروز زجرکش‌شدن این دختر معصوم یادبود به عمل آوردند. اشتراک‌کنندگان پلاکارت‌هایی در محکومیت جنایت علیه فرخنده، رخشانه، شکریه تبسم، زهرا، قربانیان قتل‌عام میرزااولنگ و زنان دیگر قربانی ستم و بربریت را برافراشته بودند. پلاکارت‌هایی نیز با این پیامها در دست اشتراک‌کنندگان به چشم می‌خورد: «تا جنایتکاران خاین خلع قدرت نشوند، هرروز فرخنده دیگری قربانی خواهد گشت!» «ضجه‌های دردناک رخشانه، هر وجدان بیدار را به مبارزه فرا می‌خواند!» «زهرا جان، به‌جای خودکشی کاش ریشه نگون‌بختی‌های زنان افغان را آتش می‌زدی!» «من پشتون هزاره‌ام، انتقام شکریه دلبندم را گرفتنی‌ام!»، «تا وقتی امریکا و مزدوران بنیادگرایش حاکمیت دارند، سیهروزی زنان افغان را پایانی نخواهد بود!»، «زنجیرهای اسارت را زنان خود فقط با مبارزه و ایستادگی شان می‌توانند درهم شکنند!»، «رهایی زنان افغان از دوزخ اشغال، بنیادگرایی و مردسالاری با آگاهی، اتحاد و مبارزه خود شان میسر است و بس!» و غیره.

دیدار با زخمیان حمله داعشی‌های بربرصفت در ننگرهار

در ۹ صبح، ۴ دلو ۱۳۹۶، گروه وحشی داعش بر دفتر «نجات کودکان» حمله نمود که در کنار تلفات محافظان و کارمندان این اداره، دکانداران و باشندگان چهار دو بر ساحه نیز کشته و زخمی شدند. در جمع قربانیان، یک خیاط و سلمان نیز بودند که به نمایندگی از حزب همبستگی به دیدار شان رفته و از نزدیک جویای حال آنان شدیم.

لت و کوب وحشیانه زنی در ولسوالی چاه‌آب تخار

به تاریخ ۱۲ دلو ۱۳۹۶ در قریه رباط عمدین ولسوالی چاه‌آب، زن ۲۲ساله‌ای به نام ثریا در محضر عام مورد لت و کوب قرار گرفت. این زن که شوهرش در ایران به‌سر می‌برد،‌ به اتهام رابطه عاشقانه با مرد دیگری، به فرمان قومندان فیض از سروگرپ‌های بشیر قانت مربوط حزب منفور اسلامی گلبدین در یک محکمه صحرایی با وحشت تمام مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد.

ملکه‌ی دستفروش، پدر خانواده بود

یکی از هموطنانی که در حادثه المناک حمله انتحاری وزیر محمد اکبرخان به تاریخ ۹ عقرب ۱۳۹۶ به شهادت رسید، کودک ۱۴ ساله‌‌ای بود که در جاده‌های وزیرمحمد اکبر خان دستفروشی می‌کرد. او ملکه نام داشت، از ۷ سالگی برای حمایت از خانواده آغاز به کار کرده و دوشادوش پدر و برادر از نان‌آوران فامیل بود. ملکه برای نان چاشت به سوی غرفه پدرش روان بود که متاسفانه در انفجار انتحاری، قلب کوچک اما پرامیدش برای همیشه از حرکت بازایستاد.

محفل یادبود از شهدای قتل‌عام یکاولنگ

۱۸ جدی ۱۳۹۶ (۸ جنوری ۲۰۱۸): «حزب همبستگی افغانستان» شاخه بامیان و خانواده‌های قربانیان به مناسبت شانزدهمین سالروز شهادت صدها هموطن ما بدست طالبان ددمنش در یکاولنگ بامیان، طی محفلی از قربانیان این جنایت یادبود به عمل آوردند. در این محفل جمع وسیعی از بستگان قربانیان اشتراک نموده بودند.

مطالب مرتبط:
محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
ویدیوی محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
خون قربانیان معصوم یکاولنگ هنوز نخشکیده

محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
محفل رونمایی منار یادبود شهدای قتل‌عام یکاولنگ
سفر سیلی غفار به ولایت‌های بامیان، ننگرهار و لغمان

از تاریخ ۲۴ عقرب الی ۴ قوس ۱۳۹۶، سیلی غفار، سخنگوی «حزب همبستگی» سفری به ولایت‌های بامیان، ننگرهار و لغمان نمود تا با اعضا و هواداران حزب دیدارهایی داشته باشد.

مردم ولسوالی چهاردره کندز

از چند روز بدینسو جنگ شدیدی زیر نام عملیات تصفیوی توسط نیروهای اشغالگر امریکایی همراه با دولت وحشت ملی برضد طالبان وحشی در چندین قریه‌ی ولسوالی چهارده کندز به راه انداخته شده که در اثر آن مردم بی‌گناه قریه‌های قتل‌عام، غروقشلاق، سرآسیاب و عیسی‌خیل (متشکل از اوزبیک و تاجیک و پشتون) تلفات داده و از خانه‌های شان آواره شده در مناطق نسبتا امن‌تر قریه‌های همجوار پناه برده‌اند. طالبان که خانه‌های مردم قریه قتل‌عام را سنگر ساخته‌اند در بمبارد شبانه‌ی نیروهای خارجی تعدادی از خانه‌ها آتش گرفته و مردم دار ‌و ندار شان را از دست داده‌اند.

کندز: شکنجه‌گاه ستمدیدگان، عشرت‌کده‌ ستم‌پیشگان

وقتی چند سال قبل از هلمند نام برده می‌شد موهای بدنم راست می‌شد؛ در ذهنم تصویری از جنگ، کشتار، سربریدن، تن دریدن، موادمخدر و... ترسیم می‌گشت و حالا خود در گردباد شهر جهنمی گیر مانده‌ام که نامش «کندز» است. حداقل چند سال قبل شهری بود پر جنب و جوش و به قول عام شهر روزی و کار.

اشرف غنی طی سخنرانی‌ای به تاریخ ۲۸ حوت ۱۳۹۲ در کارزار انتخاباتی‌اش به مردم کندز وعده‌های چرب و گرم داده از جمله گفت: «کندز را محور ترانزيت بين‌المللی می‌سازيم». اما او عملا کندز را «محور» تروریزم بین‌المللی ساخته به کشتارگاه مردمش مبدل کرد. دیگر برای همگان روشن گشته است که امریکا و ناتو کندز و در مجموع شمال را قصدا بدامن ساخته تروریست‌ها را به آنجا انتقال داده تجهیز می‌کنند تا موج بدامنی را به داخل آسیای مرکزی و روسیه وسعت بخشند.

مردمان ینگی قلعه، خواجه بهاوالدین و درقد میان دو سنگ آرد می‌شوند

ینگی قلعه، خواجه بهاوالدین و درقد از آن جمله ولسوالی‌های ولایت تخار می‌باشند که تقریبا همه‌ی مردم آن مصروف زراعت و مالداری اند. وقتی به مرکز و روستاهای این ولسوالی‌ها بروید، از چهره‌های رنگ‌پریده و مغموم مردمانش می‌توان دنیایی مملو از رنج، تهی‌دستی، فقر و محرومیت را به وضوح مشاهده کرد. در پهلوی این همه رنج و درد، مصیبت کشنده دیگری که دامنگیر باشندگان رنجور مناطق مذکور است، حضور افراد مسلح تنظیمی و طالبان وحشی می‌باشند که هر لحظه با گرفتن عشر، ذکات و... شیره جان شان را می‌مکند.

وحشت و یاغی‌گری شورای نظاری در جاده‌های کابل

۱۸ سنبله هر سال، در مرگ احمد شاه مسعود، مردم کابل شوک سال های بربریت تنظیمی را بار دیگر تجربه می‌کنند. جمعی از افراد بی‌بند و بار متعلق به شورای نظار با مستی و وحشت‌افکنی در سراسر شهر گشت‌زنی کرده باعث مزاحمت و نگرانی شهریان کابل می‌شوند. اکثر آنان به فیرهای هوایی می‌پردازند بدون اینکه نیروهای امنیتی جلو شانرا بگیرد و حتی بعضی وسایط نظامی و دولتی نیز شامل کاروان‌های آنان می‌باشند. اینان که زیر نام سوگواری برای مسعود به جاده ها می‌ریزند، حرکات شان بیشتر به جشن و پایکوبی شباهت دارد.

معارف و پوهنتون تخار اسیر جاهلان بنیادگرا

چند دهه قبل افراد سنتی و عقب‌مانده اگر باسواد می‌شدند و به پوهنتون‌ راه می‌یافتند، معمولا به انسان‌های آگاه و مترقی تبدیل شده و قادر بودند در تغییر افکار دیگر افراد جامعه نقش ایفا نمایند. بعد از حاکم شدن جانیان تنظیمی و طالبی در کشور، مکاتب و پوهنتون‌های ما به آن مراکز بنیادگرایی و جهالت تبدیل شد که به مراتب از فضای بیرون تاریک‌اندیش‌تر بوده و حتی افراد بیسواد و عامی، روشنتر و بهتر از محصلان بنیادگرا، اندیشه و قضاوت دارند.

درد دل خانواده‌های قربانیان حمله بر «مسجد امام زمان»

به تاریخ ۳ سنبله ۱۳۹۶ بر «مسجد امام زمان» در خیرخانه شهر کابل توسط آدمخواران داعشی حمله صورت گرفت. هرچند، رسانه‌ها گزارش دادند که در این حادثه ۲۸ تن کشته و بیش از ۵۰ تن زخمی شده‌اند، اما شاهدان و فامیل‌های قربانیان تنها تعداد شهیدان را بیش از ۵۰ تن می‌گویند. پس از گذشت چهار روز، با جمعی به محل حادثه سر زدیم تا جویای حال بازماندگان این حادثه شویم. به درب مسجد که رسیدیم، دیوار را پر از عکس‌های شهیدان این حادثه دیدیم که هرکدام با شعارهایی عجین شده بودند. از پولیس کنار مسجد نشانی شماری از خانواده‌های قربانیان را خواستیم، ناگهان از جایش بلند شده و با دستش به‌طرف مردی که از کنار مسجد می‌گذشت، اشاره کرده گفت: «آن مرد، خانمش را در این حادثه از دست داده و دخترش نیز زخمی شده است.» با خودم گفتم، یافتن بستگان قربانیان در این سرزمین چقدر ساده است، لازم نیست حتا اندکی جستجو کنی، به هر سو که بنگری، مرد، زن و کودکی را می‌بینی که یکی از عزیزانش را از دست داده است.


استفاده و بازنشر مطالب این سایت در صورت ذکر منبع آزاد است.
حزب همبستگی افغانستان | www.hambastagi.org