نویسنده: دیوید روسین | مترجم: فرزاد
منبع: آلترنت، ٢٤ دسامبر ٢٠١٢

امریکا میخواهد که جهان را زیر کنترول داشته باشد

دولت امریکا با داشتن ١٦ سازمان جاسوسی، شبکه های وسیع کمپیوتری را چه در داخل و چه در خارج از کشور راه اندازی کرده تا تمامی مکالمات و مکاتبات خصوصی را کنترول نموده بر اعمال مردم نظارت داشته باشد. یازدهم سپتامبر و «جنگ علیه تروریزم» بهانه‌ای برای سیستم حاکمه امریکا و اداره بوش بود که به این جاسوسی جنبه قانونی دهد.

اما درین اواخر «خطر حملات سایبری» دستآویزی برای دولت اوباما شده که قوانین جدیدی را وضع کند و به سازمانهای جاسوسی دست بازتری دهد تا به حریم خصوصی امریکاییان و مجموع جهان مداخله نموده همه داده های الکترونیک شانرا تحت نظر گیرد.

نشریه «آلترنت» به تاریخ ٢٤ دسامبر ٢٠١٢ در مقاله‌ای به قلم دوید روسین تحت عنوان «حکومت جاسوسی چنگالش را محکم تر می‌کند» به گوشه‌هایی از این موج جدید جاسوسی دولت امریکا پرداخته است که به بخش هایی از آن توجه شما را جلب می‌کنم:

سعید رمضان در کاخ سفید
١٩٥٣: سعید رمضان (نفر دوم از راست)، داماد حسن‌البنا و در واقع وزیر خارجه اخوان‌المسلمین در کاخ سفید با ایزونهاور رئیس جمهور امریکا. اسناد فاش شده نشان می‌دهند که سعید رمضان از گماشته های سی.آی.ای. بشمار می‌رفت.

رابرت دریفوس نویسنده کتاب ارزشمند «بازی شیطانی: چگونه ایالات متحده بند از پای اسلام بنیادگرا گشود»، تحقیقات فراوانی در باره روابط پیدا و پنهان امریکا، سی.آی.ای و غرب با جنبش بنیادگرایی اخوان‌‌المسلمین نموده و با اسناد و شواهد بیشمار برملا ساخته است که چطور انگلستان و امریکا جنبش پان اسلامیستی را که از آن جهالت پیشگان اخوانی، طالبی، جهادی، القاعده و غیره سردرآوردند، در مقابله با جنبش های مترقی به مثابه دست پرورده‌هایش به میدان کشیده حمایت نمود و تا امروز از این نیروهای ارتجاعی و ضدملی نه تنها در افغانستان بلکه در سایر کشورهای اسلامی همچون سگان هارش سود می‌برد.

مقاله ذیل که تحت عنوان «جنگ سرد، جنگاور مقدس» به قلم دریفوس در نشریه «مادر جونز» (جنوری و فبروری ٢٠٠٦) انتشار یافته است، به گوشه‌هایی از مزدوری سعید رمضان، یکی از سرکردگان و بنیانگذاران اصلی اخوان‌المسلمین، به سی.آی.ای. تمرکز داده است که ما با اندک تلخیص ترجمه آنرا در ذیل می‌آوریم.

منبع: الترناتیو کانسپریسی | مترجم: فرزاد

«اگر می‌دانستم که اداره استخبارات مرکزی امریکا (سیا) به گشتاپوی (١) امریکا مبدل می‌شود، من در سال ١٩٤٧ هرگز به پایه گذاری آن رای مثبت نمی‌دادم.» (رئیس جمهور امریکا، هری اس ترومن، ١٩٦١)

Paperclip Operation of CIA

سی.آی.ای (CIA)، ان.ایس.ای (NSA)، اف.بی.آی (FBI) و تمامی دیگر سازمانهای سه حرفه جمعاوری و نگهداری اطلاعات سری از همدیگر تقلید نموده از یک مدل انجمن های مخفی پیروی می‌کنند. اینان معلومات را جمعاوری و فلتر کرده به شکل ساختمان یک اهرم چندمرتبه‌ای طبقه بندی، ‌اطلاعات راجع به همه کس به جز نخبه‌گان را بر بنیاد "باید دانست" نگهداری می‌کنند. سی.آی.ای از بازوی اطلاعاتی جنگ دوم جهانی، او.ایس.ایس (OSS - دفتر خدمات استراتیژیک) متولد شد و در ابتدا بوسیله بنیاد راکفلر و کارنیجی با هدیه ٣٤ میلیون دالر تنها طی سالهای ١٩٤٥ تا ١٩٤٨ سرمایه گذاری گردید. تقریبا تمامی اشخاص موثر در ساختمان سی.آی.ای و از جمله راکفلرها و برادران دالس قبلا اعضای سی.ایف.آر. بودند.

در سال ١٩٤٥ زمانیکه هنوز سی.آی.ای زیر نام او.ایس.ایس فعال بود،‌ عملیاتی تحت عنوان «عملیات گیره کاغذ» (Operation Paperclip) را آغاز کردند که طی آن بیش از هفتصد دانشمند نازی را برای ساختمان سی.آی.ای، این.ایس.ای و دیگر سازمانهای بلندرتبه دولتی دور هم جمع کردند. چون حتی اجازه ورود این نازی ها به امریکا غیرقانونی بود بگذریم از اینکه در ادارات اشد محرم دولتی کار کنند، سی.آی.ای واتیکان را متقاعد ساخت که باید برای تمامی بیش از هفتصد دانشمند نازی به این بهانه که باید آنها را از دست روسها دور نگهداشت، پاسپورت امریکایی صادر کند.

جنایت جنسی، یک مشخصه دایمی و دردناک حضور نیروهای نظامی امریکا در اوکیناوا بشمار می‌رود

نویسنده: خوری پیتیرسن سمت | مترجم: فرزاد
منبع: کارگر سوسیالیست، ١٦ اکتوبر ٢٠١٢

تظاهرات در اوکیناوا
«کشتار را در اوکیناوا تمرین نکنید»

تصمیم دولت های امریکا و جاپان برای استقرار طیارات نظامی اوسپری MV22 در اوکیناوا، جزیره‌ای واقع در‌ جنوب جاپان و شمال شرق چین و تایوان، موجی از اعتراضات مردمی را دامن زده است.

بزرگترین تظاهرات سازماندهی شده به تاریخ نهم سپتامبر برگزار شد و صدهزار تن در اوکیناوا جمع شدند،‌ هزاران تن تعمیر پارلمان جاپان در توکیو را به محاصره کشیدند و تظاهراتی هم در جزایر ایشیگکی و میاکو و شهر ایواکونی، جاهایی که طیاره های اوسپری جابجا می‌شوند برگزار شدند.

«این جنگ ارزش راه اندازی را دارد»: ذخایر بزرگ مواد معدنی و گاز طبیعی افغانستان

نویسنده: پروفیسور میشیل شوسودوفسکی | مترجم: احمر
منبع: گلوبل ریسرچ، ٦ اکتوبر ٢٠١٢

جنگ امریکا در افغانستان برای چپاول کشور است

یازده سال پیش نیروهای ایالات متحده و ناتو به افغانستان حمله نمودند. افغانستان به حیث کشور حمایت‌کننده تروریزم معرفی گردید. هنوز هم جنگ افغانستان زیر نام جنگ تلافی جویانه در واکنش به حمله یازدهم سپتامبر جار زده می‌شود. برای نخستین بار این مقاله در ١٦ جون ٢٠١٠ به نشر رسید و اشاره می‌کند بر «دلایل اصلی اقتصادی» که چرا ایالات متحده و ناتو یازده سال پیش به افغانستان تهاجم کردند.

بمباردمان و تهاجم بر افغانستان به عنوان «جنگ عادلانه»، جنگی علیه طالبان و القاعده، جنگی در جهت محو «تروریزم اسلامی» و برقراری دموکراسی به شکل غربی، در انظار جهانیان نشان داده شد. درمورد ابعاد اقتصادی «جنگ جهانی علیه تروریزم» به ندرت حرف زده شده. «کارزار مبارزه علیه تروریزم» پس از یازدهم سپتامبر در خدمت مبهم نگهداشتن اهداف واقعی جنگ ایالات متحده و ناتو قرار گرفت. جنگ در افغانستان بخشی از برنامه پرمنفعت است: جنگی برای استیلا و تاراج اقتصادی، یعنی «جنگ مالی». در حالی که افغانستان مرکز استراتیژیک آسیای میانه شناخته شده و هم‌مرز با اتحاد شوروی سابق، چین و ایران می‌باشد و در مسیر لوله‌های ذخایر عمده نفت و گاز قرار دارد، منابع وافر مواد معدنی و ذخایر دست‌نخورده گاز این کشور تا جون ٢٠١٠ از چشم مردم عام امریکا پنهان نگهداشته شده است.

نویسنده: پاتریک برکی | مترجم: شریفه
منبع:‌ سی.ان.اس نیوز، ٢٣ اکتوبر ٢٠١٢

کشته شدگان امریکا در جنگ

تعداد خودکشی میان سربازان فعال و ذخیره ارتش امریکا در سال ٢٠١٢ بالاتر از مجموع کشته شدگان نظامی این کشور در عملیات نظامی افغانستان طی همین مدت بوده است.

با آنکه هنوز آمار ماه اکتوبر از خودکشی ها در دست نیست، اما تعداد خودکشی ها از جنوری الی سپتامبر امسال از مجموع کشته شدگان در جنگ افغانستان از شروع سال الی ٢٢ اکتوبر بالاتر بوده اند.

مطالعات تازه ارتباط بمباردمان سنگین در فلوجه و بصره را با ولادت نوزادان ناقص‌الخلقه و سقط جنین نشان می‌دهد

منبع: «کامن دریمز»، ١٤ اکتوبر ٢٠١٢| مترجم: شریفه

نوزاد ناقص‌الخلقه در عراق

تحقیقات جدید ارتباط بمباردمان امریکا در عراق را با ولادت‌های ناقص در دو شهر بشدت ویران این کشور نشان می‌دهد. بعد از بمباردمان امریکا در عراق ازدیاد چشمگیری در آمار تولد نوزادان ناقص دیده شده است. تحقیقات منتشره در «نشریه آلودگی محیط زیست و سم‌شناسی» شهرهای جنوبی بصره و مرکزی فلوجه را مورد بررسی قرار داده و آمار بلندی از سقط جنین و ولادت‌های ناقص بشمول مشکلات در سیستم عصبی و بیماری سپینا بیفیدا را در سال‌های بعد از بمباران شدید ٢٠٠٣-٢٠٠٤بدست آورده اند.

نویسندگان این مطالعه، سطح بالای سیماب و سرب را که به گفته نیروهای امریکایی «جزء لاینفک مهمات جنگی بوده و وسیعا در ساختن مرمی و بمب بکار گرفته می‌شود» در اطفال مشاهده نموده‌ اند.

مقامات «سی.آی.ای» مدعی اند که کتمان سازی توانسته بود اعتباری برای «رادیو اروپای آزاد» و «رادیو آزادی» در میان شنوندگانش کمایی کند

قسمت دوم
نویسنده: ستانسی کان | مترجم: سمیر

رادیو آزادی و سی.آی.ای

آنمک کارمیک، یکی از برندگان جایزه پولیتزر و گزارشگر روزنامه «نیویارک تایمز»، کسی که چهره شناخته شده در مصاحبه با رهبران جهان است، با جان فوستر دالاس در زمان تصدی‌اش به عنوان وزیر خارجه مکاتباتی داشت.(٣٨) برادر دالاس، الین، اولین رئیس کمیته اروپای آزاد و رئیس «سی.آی.ای» میان سال های ١٩٥٢ و ١٩٦١ بود. علاوه از دالاس، این خانم با چمبرلین هم آشنایی داشت. آیا او ازین دو منبع جویای معلومات در زمینه شده بود؟ او شاید قادر بود تا رابطه سی.آی.ای و «رادیو اروپای آزاد» را در سال های ١٩٥٠ افشا سازد. این هیچ جای بحث ندارد، چون او در باره این دستگاه های میدانست و بازدید اش در ١٩٥٣ به عنوان یادگار ثبت آرشیف داخلی «رادیو اروپای آزاد» است. (٣٩)

روابط مک کارمیک با سیاست مداران و کارمندان داخلی رادیو او را در جمع آوری معلومات پیرامون این دستگاه ها میتوانست کمک کند. او تنها روزنامه نگاری نبود که همچو روابط وسیع داشت. (٤٠) جوزف الساپ، یکی از مقاله نویسان برجسته روزنامه «نیشن» در سال های ١٩٥٠ نیز بخوبی با این دستگاه ها آشنا بوده و روابط نیک با آنان داشت. او بوسیله مسئولین کمپاین آزادی دعوت شده بود تا حقیقت زندگی در امریکا را برای «میلیون ها انسانی که اسیر پنجه کمونیزم اند» تشریح کند. الساپ این دعوت را نپذیرفت، چون مدعی بود که تعهدات قبلی‌اش مانع از پذیرفتن این برنامه میشود. (٤١) از جانب دیگر میتوان پرسید، چرا او در رابطه به کمپاین و این رادیو ها تحقیقات بیشتر انجام نداد؟ زمانیکه الساپ این دعوت نامه را دریافت کرد سه سال از فعالیت «رادیو اروپای آزاد» می‌گذشت. با گذشت زمان روزنامه نگارانی چون او قادر بودند تا معلومات بیشتر در ارتباط به این دستگاه ها داشته باشند که بدون شک رابطه آنان را با سرویس های استخباراتی برملا می‌ساخت.

تا وقتی این دروغ ادامه دارد و کسانیکه مسئول آن بودند از حسابدهی فرار کنند، جنگ عراق در ما زنده خواهد ماند

نویسنده: دنیس کوسینیج، عضو کانگرس امریکا از ایالت اوهایو و کاندید قبلی ریاست جمهوری
مترجم: فرزاد
منبع: «کامن دریمز»، ١٠ اکتوبر ٢٠١٢

جنایات امریکا در عراق

دهسال قبل، به تاریخ دهم اکتوبر ٢٠٠٢، مجلس نمایندگان ایالات متحده امریکا یکی از مصیبت بار ترین اشتباه یک نسل گذشته را مرتکب گردید. کانگرس، با بی‌بصیرتی مشتاق آمیز، رای به حمله، اشغال و تجاوز به یک کشور مستقل و نفت خیز در شرق میانه داد،‌ کشوری که نه ما را مورد حمله قرار داده بود و نه هم برای مردم امریکا تهدیدی به حساب می‌آمد.

جنگ عراق نهایتا برای امریکا پنج تریلیون دالر هزینه خواهد داشت. ٤٤٨٨ امریکایی کشته شدند. دهها هزار امریکایی زخمی شدند. حداقل یک میلیون عراقی بیگناه به قتل رسیدند. عراق به مرکزی القاعده مبدل شد در حالیکه قبل از دخالت ما چنین نبود. خشم عمومی در برابر امریکا، دنبال کردن صلح را مشکلتر ساخته است. و ما هنوز هم هزاران پیمانکار مسلح در عراق داریم که از پول تکس دهندگان امریکا معاش دریافت میکنند.

نویسنده: ارتشاد احمد | مترجم: فرزاد
منبع: One Struggle South Florida، اول کتوبر ٢٠١٢

پایگاه نظامی امریکا در دیگو گارسیا
جزیره دیگو گارسیا یکی از مهم‌ترین پایگاههای فرامرزی ارتش امریکاست. حدود ۱۷۰۰ نظامی و ۱۵۰۰ غیر نظامی روی این جزیره اقامت دارند.

«بهرصورت، امپریالیزم جدید قبلا بر ما تحمیل شده است. این یک نسخه تغییر شکل داده و موثر شده چیزیست که قبلا ما در موردش میدانستیم. برای نخستین بار در تاریخ یک امپراتور با زرادخانه سلاح هایی که در آن واحد میتواند تمام جهان را محو کند، هژمونی یک قطبی، اقتصادی و نظامی را در اختیار دارد.» (آرندوتی رای، «راهنما برای افراد عادی جهت شناخت امپراتور»)

(و دیگو گارسیا ـ باید علاوه کنم ـ اگر شما یک جزیره کوچک با جمعیت فقط چند هزار نفر، واقع در یک منطقه مهم استراتژیک و دارای موقعیت مناسب جغرافیای سیاسی باشید.)

سال ١٩٧٢ بود، بنگلادیش تازه استقلالش را حاصل کرده بود. نام دیگو گارسیا، یکی از جزایر مجموع الجزایر چاگوس در اوقیانوس هند، آغاز به ظاهر شدن در صفحات روزنامه ها کرد. دولت امریکا تلاش داشت که یک پایگاه نظامی در آنجا بنا کند. زمزمه‌هایی در حلقات سیاسی و روزنامه های بنگلادیش درین وقت جریان داشت. چرا امریکا اینقدر نزدیک به ما پایگاه می‌سازد؟ چه انگیزه‌ای دارند؟‌ آیا امریکا تلاش دارد که ما را تهدید کند؟‌ چون شهروندان کشور تازه به استقلال رسیده بنگلادیش خود را آسیب‌پذیر و بیمناک احساس می‌کردند. در ذهن آنان هنوز این نکته تازه بود که فقط چند ماه قبل آن، اداره نکسون می‌خواست هر کاری انجام دهد و از جمله کشتیهای جنگی به خلیج بنگال اعزام نماید تا جلو ظهور بنگلادیش به مثابه یک دولت مستقل را بگیرد.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 441 نفر