آتش آندم استخوانم را چو خـــاکستر کـند
بــــاد پاشـــد بر وطـــن خـاکستر آزادگی
ره روم چون آذرخشی نور خورشید رها
برکــــند بند اســــارت مشــــعل آزادگــی

علی‌رضا احمدی، مبارز پُرشور و شاعر گم‌نام

این چهار بند یک شعر مصداق زندگی پربار شاعر گمنام و معلم مبارزیست که یک عمر تمام در راه آرمان‌هایش رزمید و برای آزادی و سعادت وطن دوشادوش مردمش در سخت‌ترین برهه تاریخ ایستاد. انسان بزرگی که در ظلمانی‌ترین دور با چراغ معرفت و علم به جنگ سیاهی رفت. او هرگز همسان یک مشت روشنفکران حراف و شرف‌باخته امروز نه شعرش را به دربار ستمگران به لیلام گذاشت و نه ادعای بلند پروازانه شاعری کرد بلکه بنابر مقتضیات زمانش، گاهی در لباس یک مبارز راستین در سنگر دفاع از استقلال وطن ایستاد و گهی چون معلم آگاه هر کجا وجودش لازم بود، بی‌هیچ بهانه‌ای بی‌باکانه شتافت.

علی‌رضا احمدی در سال ۱۳۳۰ در یک خانواده بی‌بضاعت، در محله آغا حاکم شهر مزارشریف دیده به جهان گشود. وی در کنار خانواده از همان آوان کودکی با فقر و تنگدستی دست به گریبان بود. به ‌گفته اعضای فامیل، او پسر سرشار و خندانی بود که غم زمانه را به دلش راه نمی‌داد و با هم‌ردیفانش صفا و صمیمیت خاصی داشت. علی رضا دوره ابتداییه و لیسه را در لیسه عالی باختر مزار شریف موفقانه به پایان برد.

پوستر سرخ

در ۱۹۴۴ سایه شوم نازیزم بر فراز اروپا در گردش بود. در فرانسه نیز دولت دست‌نشانده هیتلری از چهار سال (۱۹۴۰) بدینسو حکمروایی می‌کرد، اما از سوی دیگر مبارزات ضدهیتلری در سراسر قاره ادامه داشت. زنان و مردان سلاح برداشته و در گروه‌های پارتیزانی علیه این هیولا به‌خاطر نجات خاک شان می‌جنگیدند. آنان با استفاده از تاکتیک‌های مختلف مانند فلج نظام اقتصادی، نشر مخفی مواد ضدنازیزم، جمعاوری اطلاعات، سبوتاژ و مبارزات چریکی به دولت هیتلر و دیگر دولت‌های دست‌نشانده‌اش ضربه می‌زدند.

Charlie Chaplin

شاید کمتر کسی را یافت که نام چارلی چاپلین این نابغه سینما را نشنیده باشد. سِر چارلز اسپنسر چاپلین به تاریخ ۱۶ اپریل ۱۸۸۹ چشم به جهان گشود. چارلی از جمله مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجسته دوره خود به شمار می‌رفت. هنرمندی که با زبان طنز نازیبایی های جهان را مورد آماج قرار داد و جهانی عاری ستم و مملو از صلح و عدالت را تمثیل کرد. به علت موضعگیری های قاطع سیاسی او علیه رژیم سرمایه‌داری و ضدیتش با جنگ و فاشیزم، از این هنرمند بزرگ قرن بیستم، آنطوری که شایسته اوست در دوران حیاتش بزرگداشت به عمل نیامد. اسنادی که طی سالهای گذشته فاش شدند نشان داد که او همیشه تحت تعقیب دستگاه های استخباراتی امریکا و انگلستان قرار داشت و زیر نام «کمونیست» تلاش داشتند بر او محدودیت وضع کنند.

صدیق عابدی

«حزب همبستگی افغانستان» به تاریخ ۲۰ حمل ۱۳۹۴ کنفرانسی را تحت عنوان «نقش آگاه‌گرانه سینما در اجتماع» در شهر کابل برگزار نمود که در آن جمعی از جوانان و هواداران حزب اعم از پسر و دختر، خبرنگاران و علاقمندان سینما اشتراک ورزیده بودند. در این کنفرانس روی وضعیت اسفبار هنر سینما در افغانستان و نقشی که آثار سینمایی عاری از ابتذال می‌توانند در بلندبردن آگاهی سیاسی مردم و بسیج آنان ایفا نمایند، بحث صورت گرفت.

گرداننده‌ی برنامه، سخن را با نقلی از خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مبارز و جانباخته ایران، چنین آغاز کرد: «در جوامعی که فرهنگ خون ندارد و در آن فرهنگ به مفهوم پوسته‌ای بی‌بنیاد برای حفظ نظم موجود است، بیشتر ذهن‌های مشتاق که با هنر در رابطه اند، متوجه معیارهای هنر و ادبیات وارداتی می‌شود. هنگامی که این توجه فزونی گرفت، پوسته کاذبی به‌عنوان معیارهای هنری مطرح می‌شود.»

فرخنده

شاعر فرزانه ایران، آقای رضا مقصدی شعری در سوگ فرخنده سروده به حزب همبستگی فرستاده‌اند. وی ضمن ارسال شعر، پیامی برای مردم افغانستان دارند که بدینوسیله از احساس بزرگ انسانی شان قلبا سپاسگزاریم:

«دو شیوه زندگی داریم: یا همه چیز را آن طوری که هست بپذیر، یا برای تغییر آن مبارزه کن!»

از دیالوگ فلم «رنگ دی بسنتی»

فلم رنگ دی بسنتی

معیار خوبی یا بدی هر اثر قدرتمند و مطرح هنری چند نکته است: این اثر در سنگر دفاع از کدام گروه اجتماع ایستاده‌است؟ از اکثریت فقیر، محروم و ستمدیده جامعه دفاع می‌کند یا به کاسه‌لیسی اقلیت بهره‌کش و زورمند جامعه می‌پردازد؛ این اثر مسایل عمیق و اساسی جامعه را بیان می‌دارد و یا مردم را به سطحی‌نگری، ابتذال و روزمرگی عادت می‌دهد؛ این اثر کارنامه‌های قهرمانان مبارز و شرافتمند توده‌ها را برجسته می‌سازد یا به مشاطه‌گری و لیسیدن خون از سر و روی ستمگران تاریخ می‌پردازد و بالاخره آیا شجاعانه از حقیقت و مردم دفاع می‌کند و آگاهی آنان را برای ایستادگی در برابر ناملایمات بالا می‌برد و یا با عوامفریبی، دروغ و رذالت و تسلیم‌طلبی را به خورد اجتماع می‌دهد؟

شیرزنان کوبانی

هشتم مارچ روز همبستگی زنان، امسال با مبارزه و جانفشانی الهام‌بخش شیرزنان کوبانی عجین گشته‌است. بدین مناسبت شعر «دختران رزم و آگاهی!» همنوا با تمامی تشکل‌های آزادی‌خواه و مترقی تقدیم به زنان آگاه کوبانی، این پاسبانان قهرمان آزادی و مقاومت می‌گردد.

قربانیان برف‌کوچ پنجشیر

تقدیم به تمامی هموطنان ستمدیده‌‌ام در پنجشیر و سایر ولایات که در اثر برف‌کوچ‌های اخیر زندگی مظلومانه اما پرصفای شان طعمه قهر طبیعت شد، اما کسی به داد شان نرسید.

بـــــاز روز آمــد به پایان شام دلگـــــیر است و من
تا سـحـر ســودای آن زلـف چـو زنجـیر است و من
دیگـــران ســرمست در آغـــوش جــانـان خـفته‌اند
آنکه بیدار است و هر شب مرغ شبگیر است و من
گـفـته بـودم زودتـر در راه عشـقـت جــان دهــــــم
بعد از این تا زنده باشم عــذر و تاخــیر است و من
از در شــــاهــــــــان عـــــالــم لــذتی حـاصـل نــشد
بـعـد از این در کــنـج عــزلت خدمت پیر است و من

عبدالرحیم ساربان

این مصراع‌های شعر ایرج میرزا از شاعران مشروطه‌خواه ایران است که سال‌ها قبل با صدای حزین ساربان به آهنگ کشیده شد و این ابیات تو گویی زندگی نگونساز ساربان را هدف قرار داده تا پای عمر بدرقه‌اش می‌کند.

در کوچه‌ی علی رضاخان شهر کهنه‌ی کابل، آنجا که زندگی ساده بود و صفا و صمیمیت از هر در و دریچه‌اش فریاد می‌کشید، در خانواده‌ی آکه پیرو قندهاری (پیر محمد) که مشغله برنج‌فروشی داشت، در ۷ حمل ۱۳۰۸ پسری چشم به جهان کشود که نامش را عبدالرحیم نهادند.

سقوط شاهین سیاه

دولت امریکا از سینمای هالیود در توجیه سیاست‌های تجاوزگرانه‌اش دروغ‌پراگنی می‌کند و از این حربه برای کنترول افکار عامه جهت به بردگی کشانیدن ملت‌ها سود می‌برد. هالیود به مثابه بازوی تبلیغاتی دولت امریکا، با ساختن فلم‌های پرمصرف که بودجه و بخصوص امکانات نظامی آن مستقیما توسط پنتاگون در خدمت فلم‌سازان قرار داده می‌شود، در تلاش است تا نظام امپریالیستی‌ آن کشور را یگانه قدرت «شکست‌ناپذیر» نظامی، اقتصادی با فناوری پیشرفته به نمایش بگذارد. مضمون و ماهیت اکثر فلم‌های هالیودی و سریال‌های تلویزیونی اینست که دولت اشغالگر امریکا را تنها «ناجی» بشریت و «کبوتر صلح» و ترویج‌کننده «دموکراسی» در جهان وانمود سازد.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 135 نفر