با بحران اقتصادی در جهان سرمایه و تشدید استثمار، زحمتکشان امریکا، کانادا، آسترالیا و اکثر کشورهای اروپایی سال‌هاست که دست به اعتراضات گسترده زده، جاده‌های این کشورها روزی نیست که شاهد تظاهرات وسیع اقشار نادار جامعه نباشد. هنرمندان آزادی‌خواه و مترقی نیز با هنر شان در جنبش‌های توده‌ای و ضدجنگ سهم فعال و موثر ادا می‌کنند. آنان سرودخوانان با موج خروشان مردمی به‌جان‌رسیده از ستم و استبداد یکجا شده صفوف مبارزان را رنگ دیگری می‌بخشند.

جزیره داوسون ۱۰

به تاریخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ کودتا نظامی‌ای مطابق نقشه سی.آی.ای در شیلی صورت گرفت که منجر به سرنگونی دولت منتخب و دموکراتیک سالوادور آلنده و به قدرت رسیدن دیکتاتور فاشیستی به نام آگوستو پینوشه شد که پیامد آن مستولی شدن جو خفقان و ترور و وحشت در آن کشور بود. بعد از رویکار آمدن نظامیان وابسته به امریکا در شیلی، اعضای کابینه آلنده دستگیر و در اردوگاه کار اجباری جزیره داوسون (جزیره‌ای در جنوب شیلی) زندانی شدند. وزیر داخله، معاون وزیر داخله، وزیر دفاع، وزیر امور خارجه، وزیر معادن، وزیر اقتصاد و دبیر مطبوعات از جمله این زندانیان بودند.

«جزیره ۱۰» نام مستعاریست که از سوی نظامیان پینوشه بر سرجیو بیتار (Sergio Bitar)، وزیر معادن دولت آلنده، در زمان حبس‌اش تحمیل گردیده بود. سرجیو از تجربیاتش در طول حبس کتابی نوشت که فلمنامه فلم «جزیره داوسون ۱۰» (Dawson Isla 10) نیز براساس این کتاب استوار است. این فلم با کارگردانی «میگل لیتین» (Miguel Littín) ساخته و در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹، درست ۳۶ سال پس از روزی که دولت مترقی آلنده توسط پینوشه با همکاری دولت امریکا سقوط داده شد، انتشار یافت.

اوباما هیتلر

«فریب نخواهم خورد» چند سال قبل، هنگامی سروده شد که جورج بش خون‌خوار، رییس جمهور امریکا، جایگاه جنایت‌پیشه‌اش را به بارک اوباما سپرد و مطبوعات غرب و متحدانش برای آماده‌سازی اذهان عامه، جهت رسیدن به امیال شوم شان، شب و روز داد می‌زدند که اوباما جای پای بش قدم نخواهد گذاشت و به اقشار زیرین و بخصوص سیاهپوستان توجه خواهد کرد. ولی حقیقت نشان داد که سیستم غارتگرانه سرمایه‌داری تعیین‌کننده است، نه رد و بدل‌شدن مهره‌ها از هر انس و جنسی که باشند. سیستم جنایت‌کارانه و منفور حاکم که در سراسر گیتی تروریزم و اسارت صادر می‌کند، مستلزم همبستگی و مبارزه بی‌امان ملل دربند دنیای ما است. حال با گذشت چندین سال و کسب لقب «بدنام‌ترین رییس جمهور تاریخ امریکا» ماهیت واقعی اوباما برای اکثریت امریکاییان و جهان برملا گردید.

فلم «گانگستر امریکایی»

در جریان جنگ ویتنام که به شکست مفتضحانه‌ امریکا منجر گردید، مقادیر زیاد مواد‌مخدر تولیدشده در آسیا در طیاره‌های نظامی به خاک امریکا انتقال داده شده، به قیمت گزاف جهت به اعتیاد کشانیدن جوانان به فروش می‌رسید. از آنجایی که بیش از ۵۵ هزار نظامی امریکایی در ویتنام کشته شده، اجساد شان به امریکا منتقل گردید، به آسانی هزاران کیلو هیرویین در تابوت‌ها جاسازی و وارد آن کشور گردید.

«گانگستر امریکایی» (American Gangster) فلم مشهور هالیود است که براساس داستان واقعی به این قضیه پرداخته‌است. این فلم زندگی یکی از قاچاقیان بزرگ موادمخدر به نام فرنک لوکاس را به تصویر می‌کشد که در زمان جنگ ویتنام، در تبانی با مقامات ارتش امریکا، در تابوت‌های عساکر کشته‌شده امریکایی هیرویین را از ویتنام به امریکا انتقال می‌داد.

شاندور پتوفی

عشق و آزادی
این دو را می‌خواهم
جانم را فدا می‌کنم
در راه عشقم
و عشقم را
در راه آزادی

شاندور پتوفی (۱ جنوری ۱۸۲۳ – ۳۱ جولای ۱۸۴۹) یکی از مشهورترین شاعران مبارز و انقلابی جهان بود که زندگی حماسه‌آفرین و اشعار انقلابی‌اش درخشش جنبش آزادی‌خواهی ملت مجارستان است. پتوفی شاعری است که تا پای مرگ برای استقلال و آزادی مردم و میهنش پیش رفت و زندگی کوتاهش را فدای خوشبختی ملتش نمود. او قهرمانی است که نه تنها شعر، بلکه تمام وجودش را در خدمت انقلاب و آزادی گذاشت و با ایثار خونش در قلب توده‌های محروم و زحمتکش دنیا جاودانه گشت.

«این کیست که مرگش با سرودهای انقلاب جشن گرفته می‌شود و در کنار تابلویش جمعیتی بیش‌تر از عزاداران پادشاهان، رهبران دولت‌ها شرکت دارند.»
نوشته یک روزنامه برای جسد تیرباران‌شده جو هیل
جو هیل

جو هیل (Joe Hill)، متولد ۷ اکتوبر ۱۸۷۹ و وفات ۱۹ نومبر ۱۹۱۵، آهنگ‌ساز، ترانه‌سرا، کارتونیست و رهبر نام‌آور جنبش کارگری بود که در راه دفاع از زحمتکشان جانش را فدا نمود و به‌مثابه نمادی از ایستادگی و خیزش در برابر استبداد و بی‌عدالتی برای همیشه جاودان گشت.

جو هیل در شهر گاول سویدن چشم به جهان گشود. نام اصلی‌اش جول هگلند بود که بعد از مهاجرت به امریکا، آن را به جوزف هیل استورم تغییر داد. پدرش «آلوف هگلند»، کارگر راه آهن و مادرش مارگریتا مانند اکثر زنان سرپرست خانه بود.

سیمین بهبهانی شاعر عشق و آزادی

سیمین بهبهانی از پرآوازه‌ترین شاعران زن ایران به تاریخ ٢٨ اسد ١٣٩٣ در سن ٨٧ سالگی درگذشت. این بیدارزن شجاع، طی زندگی پربارش در برابر استبداد و سیاهی ایستاد و بُراترین، صریح‌ترین و امیدبخش‌ترین آثار از خود بر جا گذاشت.

در مورد زندگی و جایگاه رفیع ادبی و نوآوری‌های او در غزل فارسی فراوان گفته‌اند، بنا من نمی‌خواهم به این گوشه از کار و تلاش او تمرکز کنم. آنچه مرا واداشت که به معرفی این بزرگ‌زن ادبیات فارسی بپردازم، تعهد اجتماعی اوست که برای ما افغان‌ها و بخصوص به مدعیان ادب و شعر نکات آموزنده فراوانی در بر دارد.

کشتار فلسطینیان توسط دولت اسراییل

فلسطین، آه من با درد تو یکسان
فلسطین، خون من چون خون تو ارزان
فلسطین، تا به کی باید
کفن دوزیم به فرزندان
ترا در هر کجا
با دشنه‌ای صد ناسزا
کشتند،
مرا با فقر و جهل و جنگ
آغشتند،
همین بدکیش و آدم‌خوار
به وزن زندگانی
کشته ما را
در شبان تار.

جان کیو

درمیان هنرها، سینما بزرگ‌ترین نقش را در بیداری ملل ایفا کرده و می‌کند چون از تمام جلوه‌های دیداری و شنیداری استفاده خوب صورت می‌گیرد. در کشورهایی که میزان سواد فوق‌العاده پایین است، این نقش به‌مراتب بیشتر می‌گردد. بعضی از منتقدان فلم بر این باور اند که یک فلم می‌تواند دولتی را سرنگون کند. بدبختانه در کشور نگونبخت ما از بدو پیدایش سینما تا امروز این حربه در دست رژیم‌های فاسد و ضد مردمی قرار داشته و برای گمراهی افکار عامه مبتذل‌ترین نوع آن را به پرده کشیده‌اند. ده‌ها چینل‌ تلویزیونی کنونی در افغانستان که با «فند» امریکا و متحدانش همچو سمارق‌ در یک شب روییدند هرگز هنر مردمی را که حافظ منافع رنجبران جامعه باشد به نمایش نمی‌گذارند جز فلم‌ها و سریال‌های منحرف‌کننده که زندگی تجملی و آرزوهای ناپاک را در ذهن‌ها تداعی می‌کند و فقر کمرشکن اقشار محروم را کتمان کرده و در خدمت سیاست‌های اشغالگران و حامیان داخلی شان می‌باشد. سینما و تلویزیون‌های افغانی به اشاره دولت فاسد و اربابان خارجی شان حاضر اند هر فلم مبتذل هندی، ترکی و امریکایی را به نمایش بگذارند نه فلم‌های آگاهی‌بخشی چون «جان کیو» و یا «رنگ دی بسنتی – رنگ زعفران» را.

آرونداتی روی

در افغانستان راجع به آرونداتی روی کم شنیده و یا گفته شده ولی در جهان او را یکی از چهره‌های پرآوازه ضدجنگ افغانستان و عراق می‌شناسند که منسجم‌ترین فعالیت‌ها را در سطح جهان سازماندهی کرده و مقالات بسیاری در رابطه نوشته است. او برخلاف اکثر روشنفکران غرب و نویسندگان غرب‌زده شرق که در اولین روزهای بعد از سقوط رژیم قرون‌وسطایی طالبان و اشغال افغانستان، آن را پیشرفتی برای رهایی زنان افغان و آمدن آزادی و دموکراسی در کشور ما می‌خواندند، صدا مخالفتش را بلند کرد. او به رسم اعتراض جایزه معتبر «بوکر» را، که دریافت آن آرزوی هر نویسنده است، پس داد و در نامه سرگشاده‌ای اعلام کرد که هرگز جایزه‌ی دولتی را که کشورهای مظلوم را تحت اشغال خود درمی‌آورد، نمی‌پذیرد. هالیود را نیز به همین علت دست خالی برگرداند وقتی می‌خواست از رمان مشهورش «خدای چیزهای کوچک» فلمی بسازند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 124 نفر