سخنرانی سیلی غفار در مراسم روز جهانی زن

سیلی غفار

درود بی پایان به همه مهمانان گرانقدر، هموطنان ارجمند و مادران دردیده،

امروز درینجا جمع شده‌ایم تا از روز جهانی زن تجلیل به عمل آوریم. اگر در جامعه ما در بهترین حالت این روز را با تبریک گفتن و تقدیم دسته‌های گل به زنان برگزار می‌کنند، اما من نمی‌خواهم به شما تبریک بگویم. درحالی که زنان وطن ما در دوزخ سوزان بسر برده دهشت و سفاکی بی‌مانندی علیه آنان جریان دارد، جایی برای تبریک گفتن باقی نمی‌ماند و فقط می‌توان تسلیت گفت و وجدان های بیدار باید برای مبارزه عملی و جدی جهت تغییر بنیادی فاجعه جاری پیمان و تعهد ببندند.

هشتم مارچ را زنان مبارز و بزرگی چون کلارازاتکین و رزا لوکزامبورگ با هدف پیکار علیه تبعیض جنسیتی و مبارزه برای عدالت و برابری بنیاد گذاشتند، اما حالا دولتهای ضدمردمی و استبدادی و نهادهای دالرگیر کوشش دارند آن را پروژه‌ای و نمایشی برگزار کرده از مضمون غنی و بار مبارزه‌جویانه و انقلابی آن تهی سازند. در ادبیات اکثر نهادهای افغانستان کلمات «مقاومت» و «ایستادگی» جایی ندارد چون می‌هراسند که مبادا با بکاربرد آن چینل‌های فند بروی شان بسته شود.

ما نمی‌خواهیم مثل یک مشت عناصر زبون و روباه‌صفت، سر در زیر خاک نموده در برابر آنهمه خیانت و بربریت و بازیهای شیطانی که در برابر ملت ما جریان دارد خاموشی اختیار کرده از بیان حقیقت چشم بپوشیم.

اما عناصر پیشرو و تشکل‌های واقعا مبارز که برای تغییر و برابری حقوق زن و مرد تلاش جدی دارند، هشتم مارچ را زمینه‌ای برای بلند بردن سطح آگاهی زنان و مردان و زدودن فرهنگ شوم مردسالاری و هرگونه تبعیض و نابرابری می‌دانند. به همین دلیل هم حزب همبستگی به مثابه حزبی که تساوی کامل مرد و زن در سرلوحه اهدافش قرار دارد، این روز را یک گام کوچک درین راستا پنداشته برگزار می‌کند.

ما خود را راهیان ‌زنان سرفرازی چون ناهید‌، مینا، وجیهه، لیلا قاسم‌، شیرین‌علم هولی، زویا، مرضیه اسکویی‌، سکینه جانسز، جیلان اوزلاب و بی‌شمار‌ بزرگ‌زنان جهان می‌دانیم که با مقاومت و رزم حماسی و نثار خون شان ثابت نمودند که زنان می‌توانند همگام با مردان در راه جامعه عاری از ستم و بی‌عدالتی قدم‌های ماندگاری گذاشته و توسط زور بازوان شان درهم شکننند.

در جامعه ما انبوهی از مردان تحصیل‌کرده در حرف خود را مدافعان حقوق زن وانمود می‌نمایند اما در عمل برخورد شان با زنان خانواده تفاوت چندانی با برخورد بنیادگرایان ندارد. آن مردان روشنفکر افغان که داد از آزادی زن می‌زنند، تا وقتی سنت برابری جنسیتی را در خانواده خود شان عملی نسازند، ادعای شان کاذب و دروغین خواهد بود. اگر اینان نتوانند خانواده خود را تغییر دهند، هرگز انتظار تغییر در جامعه را از آنان نمی‌توان داشت. بنا روز هشتم مارچ، روز آگاهی‌دهی و تکان دادن مردان نیز است که به نیرو و توان زن پی‌برده علیه شوونیزم مردانه با زنان همگام و همصدا شوند.

هموطنان عزیز،

از چهار دهه بدینسو کشور ما در آتش جنگ و جنایت و جهالت می‌سوزد. ضد ملی‌ترین و ضدزن‌ترین حکومت ها از خلق و پرچم گرفته تا بنیادگرایان جهادی، طالبان وحشی و دولت های پوشالی کرزی و غنی افغانستان را به گورستان برای مردم بی دفاع و مخصوصا زنان نگونبخت اش تبدیل کرده اند. اما در سطح تبلیغات هنوز هم می‌کوشند وضعیت زنان افغان را خوب و آرمانی نشان دهند. یک عوامفریبی امریکا و نوکرانش اینست که همیشه همه چیز افغانستان را با دوران طالبان و در واقع با صفر مقایسه می‌کنند درحالیکه زنان افغانستان یک قرن قبل زمانی‌که هنوز زنان امریکا حق رای نداشتند، پیشرفت‌هایی در مبارزه داشته و نقش بزرگی ایفا می‌کردند. زمانی که هنوز در سطح منطقه زنان در غل و زنجیر بودند، ما زنان پیشرو از جنس ملکه ثریا و اسما طرزی داشتیم و شاه ترقی‌خواه چون امان‌الله خان که سخن از آزادی زنان می‌گفت و گام‌های عملی برمی‌داشت.

نهادهای بزرگ جهانی هم نسبت به زنان ما راه خیانت در پیش گرفته اند. سازمان ملل متحد با حذف نام یکی از پلیدترین جنایت‌کاران افغانستان از لست سیاه، نشان داد که جز ابزاری در خدمت سیاست‌های استعماری امریکا و کشور های قدرت‌مند نیست. امریکا و غرب زیر نام «رهایی زنان» کشور ما را اشغال کردند اما همان گونه که قابل پیش‌بینی بود نه‌تنها کاری برای زنان نکردند که اولتر از همه ضدزن‌ترین و جانی‌ترین مزدوران و دست‌پروردهای خود را حاکم ساختند.

کاخ سفید که ادعا دارد زنان افغان را رهایی بخشیده است فعلا در گرو دونالد ترامپ فاشیست قرار دارد که با افتخار از تجاوز جنسی بر زنان سخن گفته با توهین و تحقیر به آنان برخورد دارد. هرگونه انتظاری از دستگاه جنگ‌افروز و جبار امریکا، خودفریبی‌ای بیش نیست.

مسئولیت هر فرد و جریان عدالتخواه است که افشا و طرد روشنفکران مرتجع و خودفروخته را ازیاد نبرده با قاطعیت علیه آنان مبارزه نمایند.

خیانت دیگر غرب و دولت های مزدورش نصب زنان سرکاری در پارلمان و دولت بحیث وزیر و والی وغیره بود که نه تنها کوچکترین دلسوزی در برابر رنج‌های استخوانسوز زنان ما نداشته بلکه خود بالای حقوق زن تجارت می‌کنند. این نوع زنان وجدان‌باخته خود دشمنان قسم‌خورده زنان اند و بدون طرد آنان نمی‌توان جنبش واقعی رهایی زن را بارور ساخت. زنانی که واقعا برای رفع نابرابری و ستم بر زن می‌رزمند، باید در قدم اول مبارزه را علیه زنان سرکاری و گدی‌گک‌های جنگسالاران از نوع فوزیه کوفی، شاه‌گل ضیایی، آمنه بلخی، شکریه بارکزی، هیله ارشاد، قدریه یزدان‌پرست، کبرا مصطفوی، و جمعی دیگر گل‌های سر سبد ارگ و سفارت امریکا و رسانه‌های مزدور آغاز کنند چون اینان علف‌های هرزه گلزار مقاومت زنان افغان اند. اینان نام بدی برای زن افغان کمایی کرده و در تربیون های جهانی هم تلاش دارند که بر بدبختی‌های زنان ما پرده انداخته وضعیت را عادی جلوه دهند. چند سال قبل سایت افشاگر ویکی‌لیکس سند محرمی از نهادهای استخباراتی امریکا پخش کرد که در آن گفته شده بود باید از اینچنین زنان افغان در تبلیغات سود برد تا مردم اروپا را برای حمایت از جنگ ناتو در افغانستان تشویق کرد.

با رویکار آمدن دولت وحشت ملی متشکل از خاینان چهار دهه گذشته، نه تنها زنان که تمامی مردم افغانستان عمیق‌تر از دوران پرفساد و خیانت کرزی در بحران و فلاکت بی‌سابقه فرو رفته‌اند. طی یکسال گذشته افغانستان در رده‌بندی های سازمان‌های معتبر جهان منحیث جنگزده‌ترین، ناخوش‌ترین، بیسوادترین، ناامیدترین، توسعه‌نیافته‌ترین، فاسدترین، بی‌قانون‌ترین، ضدزن‌ترین و.... جا گرفته است.

امروز ما و شما شاهدیم که حکومت ع و غ از معامله صلح با طالبان این گروه نوکرپیشه و زن‌ستیز که هنوز هم هر روز زنان ما را به شکل وحشیانه سنگسار و تیرباران می‌کنند، بسنده نکرده، بلکه راکتیار و جانیان این حزب جلاد را نیز خوش‌آمدید می‌گویند. آرایش لاشه گندیده گلبدین و عروس‌گونه آوردنش به کابل با مصارف کلان از بودجه ملت، هیچ ربطی به بازگشت صلح در کشور ندارد بلکه امریکا می‌خواهد از این غلام دیرینه‌اش یکبار دیگر در صحنه سیاسی افغانستان سودبرده وی را در برابر پیشروی‌های روسیه و ایران و چین در افغانستان همچون کاغذ تشناب مورد استفاده قرار دهد.

آن مردان روشنفکر افغان که داد از آزادی زن می‌زنند، تا وقتی سنت برابری جنسیتی را در خانواده خود شان عملی نسازند، ادعای شان کاذب و دروغین خواهد بود.

سازمان ملل و غرب می‌توانند پلشت‌ترین قاتلان را از فهرست سیاه شان بیرون کنند، اما هیچ نیرویی قادر نیست تومار جنایات و خیانت‌ها و میهنفروشی‌های گلبدین، قطب‌الدین هلال، غیرت بهیر، قدیر کریاب، هارون زرغون، کریم امین و دیگر آدمکشان خاین حزب آدمخوار اسلامی را از خاطره تاریخ محو کند.

صلح با قربانی کردن عدالت هیچگاهی دست یافتنی نیست. همانگونه که بخشیدن و نصب جنایتکاران معلوم‌الحال در پست‌های دولتی طی ۱۵ سال گذشته افغانستان را به سلاخ‌خانه و فساتکده بدل ساخت، پیوستن گلبدین خونخوار وطن ما را سوگوارتر و ویران‌تر خواهد کرد.

می‌خواهم به یک نکته مهم دیگر نیز اشاره نمایم که افغانستان با یک بحران روشنفکری نیز مواجه است. در اکثر جوامع عقب‌نگهداشته شده، روشنفکران نقش پیشرو و مهمی در بیداری توده‌ها و رهبری مبارزات مردمی ایفا می‌کنند، اما در کشور ما متاسفانه اکثریت مطلق مدعیان روشنفکری در دام دالر و قدرت گیر افتاده به بلند گوهای غرب و دولت وحشت ملی تبدیل شده اند. مبارزه و افشای این قماش روشنفکران وظیفه مهم و ضروریست که «حزب همبستگی افغانستان» از آن هرگز غافل نخواهد ماند و این مسئولیت هر فرد و جریان عدالتخواه است که افشا و طرد روشنفکران مرتجع و خودفروخته را ازیاد نبرده با قاطعیت علیه آنان مبارزه نمایند. در حالیکه جانیان تنظیمی و طالبی و داعشی با تفنگ و با شلاق استبدادی شان ملت ما را زجرکش می‌کنند، اما روشنفکران مزدبگیر اینان اینکار را آسانتر و عوامفریبانه‌تر در ورای کلمات زیبا انجام می‌دهند و مردم ما را در دام خاینان می‌اندازند.

اگر دالر و مقام، وجدان های زیادی را آلوده ساخته است، حزب ما می‌کوشد که وجدان بیدار ملت و صدای تیره‌روزترین و ستمدیده‌ترین لایه های جامعه باشد. ما نمی‌خواهیم مثل یک مشت عناصر زبون و روباه‌صفت، سر در زیر خاک نموده در برابر آنهمه خیانت و بربریت و بازیهای شیطانی که در برابر ملت ما جریان دارد خاموشی اختیار کرده از بیان حقیقت چشم بپوشیم. ما در سنگر پیکار ایستاده‌ایم و حاضریم به خاطر مردم تیره‌روز خود هر سختی و حتی مرگ را پذیرا شده اما هرگز ننگ سکوت و معامله‌گری را نپذیریم. حزب ما از میان مردم برخاسته و با اتکا به نیروی مردم می‌خواهد جنبش سراسری ضدبنیادگرایی، ضد اشغال و دموکراسی‌خواهانه را سازمان دهد که خوشبختانه درین کارزار جمع وسیع زنان را با خود دارد و معتقد است که بدون شرکت فعال زنان هرگز قادر نخواهد بود به آرمان‌های آزادیخواهانه‌اش جامه عمل بپوشاند. اگر دولت و گروه‌های ستمکار بخواهند حزب ما را ببلعد این لقمه سخت گلوی شان را خواهد درید.

خواهران،

آرایش لاشه گندیده گلبدین و عروس‌گونه آوردنش به کابل با مصارف کلان از بودجه ملت، هیچ ربطی به بازگشت صلح در کشور ندارد

زن افغان با تضرع به این و آن ان‌جی‌او و پروژه هرگز به آزادی و رستگاری نمی‌رسد. ما باید با ارتقای آگاهی خود در عرصه سیاست آزادیخواهانه و مترقی متحدانه گرد آییم تا حقوق خویش را با اتکا بر بازوان خود به دست آوریم در غیر آن بر علاوه هزاران مصایب جانفرسا، فاجعه حقوق زن در کشور کماکان ادامه خواهد داشت.

ما دیدیم که چگونه خون معصوم فرخنده و تبسم و رخشانه مردم ما را یکدست و یکصدا کرده و به‌طور بی‌نظیر هزاران تن را به جاده‌ها کشانید و از آنجایی که زنان در صف اول این اعتراضات قرار داشتند، رژیم فاسد ع و غ را تکان داد. برماست تا این موج عدالت‌خواهانه را خروشان نگهداریم.

«حزب همبستگی افغانستان» به مناسبت هشتم مارچ به تمامی زنان سرفراز جهان که دوشاش مردان در سنگر مبارزه به خاطر آزادی و رهایی می‌رزمند مخصوصا شیر زنان وحماسه‌آفرینان کورد که در برابر جهالت‌پیشگان داعش و اربابان جنگ‌افروزشان به آزادیخواهان سراسر جهان الهام پیروزی انسانیت در برابر ظلم، وحشت و نابرابری را می‌دهد درود میفرستیم. ما به خون تمامی مبارزان و قربانیان خشونت علیه زنان سوگند وفاداری یاد می‌کنیم، با قبول هرگونه قربانی‌ها برای یک افغانستان مستقل، آزاد، دموکراتیک و سربلند تا آخرین قطره خون میرزمیم.




متن بالا سخنرانی خانم سیلی غفار، سخنگوی «حزب همبستگی افغانستان» است که در مراسم بزرگداشت از روزجهانی زن به تاریخ هشتم مارچ ۲۰۱۷ در کابل ایراد نمود.


استفاده و بازنشر مطالب این سایت در صورت ذکر منبع آزاد است.
حزب همبستگی افغانستان | www.hambastagi.org