مستندی از چپاول معادن یک میلیارد‌ دالری پنجشیر

مستندی از چپاول معادن یک میلیارد‌ دالری پنجشیر

ثروت زیرزمینی افغانستان بیش از یک تریلیون دالر (۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) تخمین زده شده‌است. هرچند، بعضی از متخصصان این ثروت را به‌مراتب بیشتر از آن می‌پندارند. پروفیسر میشل شوسودفسکی در مقاله‌ای درمورد معادن افغانستان به نقل از تحلیل بانک جهانی می‌نویسد که «تولیدات معدن عینک به تنهایی خود می‌تواند ٢ فیصد عاید مارکیت سالانه جهان را به دست گیرد.» و در ادامه علاوه می‌نماید:

«سروی‌های جیولوژیکی اتحاد شوروی در دهه ١٩٧٠ و آغاز ١٩٨٠ موجودیت ذخایر بزرگ معدنیات (که از جمله بزرگترین‌ها در یوریشیا است) را تثبیت می‌کند که شامل آهن، سنگ دارای کرومیوم، یورانیوم، بیروج، باریم، سرب، جست، فلورایت، باکسایت، تانتیلیوم، زمرد، طلا و نقره می‌شود. (افغانستان، مرور سالانه معدنیات، مجله معدنیات، جون ١٩٨٤). این سروی‌ها اظهار می‌دارد ارزش واقعی این معادن به مراتب بیشتر از یک تریلیون است که در مطالعات وزارت دفاع امریکا، "مرکز سروی جیولوژیکی ایالات متحده" و "یو.ایس.اید" تخمین شده‌است.»

افغانستان سرشار از زمرد است که دومین سنگ گرانبها پس از الماس می‌باشد. زمرد افغانستان در سطح جهان از جمله بهترین‌ها به‌شمار می‌رود و در رده‌ی دوم و سوم زمرد کلمبیا و برازیل قرار دارند. هیچ زمردی در جهان به اندازه زمرد افغانستان رنگ سبز و بلورین ندارد. قدمت استخراج زمرد در افغانستان به دهه‌های اخیر می‌رسد، زمانی که احمدشاه مسعود به افرادش امر استخراج و قاچاق این سنگ گرانبها را از کوه‌های پنجشیر داد.

در مستند «سنگ‌های گرانبهای پنهان: بُعد وحشت»، دو فلمساز فرانسوی (ایریک دی لاوارینی و ویرانیک ماودی) یکجا با تاجر فرانسوی به نام رافایل شوباب که در گذشته آموزگار نظامی در افغانستان بوده، یکجا شده و به دیدار معدنچیان پنجشیر می‌روند. قسمی که از نام مستند هویداست، در این فلم از بُعد وحشت مصایب معدنچیان، برخورد ستمکارانه در استخراج زمرد، سود فراوان مافیای این تجارت، بخصوص افراد شورای نظار پرده برداشته می‌شود.

در این مستند که از طریق تلویزیون «الجزیره انگلیسی» نیز نمایش داده شده، ادعا می‌گردد از قاچاق زمرد افغانستان که بیشتر از طریق پاکستان و هند صورت می‌گیرد، سالانه ۱۵۰ میلیون دالر به جیب این انسان‌های حریص می‌آید و درصورتی‌که این صنعت به‌شیوه‌ مسلکی به‌ پیش برده شود، در حدود ۱ میلیارد دالر نصیب دولت این کشور شده می‌تواند. اما از آنجایی که تجارت و قاچاق این سنگ قیمتی در افغانستان در دست افراد شورای نظار است، این پول‌ها شکم آنان را چاق‌تر می‌کند. استخراج معادن در عدم حضور نماینده‌ی وزارت صنایع و معادن صورت می‌گیرد و از تاجران خرده‌پا گرفته تا غول‌های تجاری زمرد، هیچ‌کسی به دولت گزارشی نمی‌دهد.

احمدولی مسعود حین دیدار با تاجر زمرد در «بنیاد مسعود»
احمدولی مسعود حین دیدار با تاجر زمرد در «بنیاد مسعود»

زمانی که رافایل شوباب (تاجر فرانسوی زمرد در افغانستان) می‌خواهد از معادن زمرد پنجشیر دیدار نماید، وی نزد احمدولی مسعود (برادر احمدشاه مسعود) در دفتر «بنیاد مسعود» رفته و از او اجازه دیدار معادن را دریافت می‌کند. در ضمن، احمدولی مسعود با اعتماد کامل در زمینه کار و بار زمرد به رافایل تاکید می‌کند: «هر کاری که از ما می‌خواهی، به دوستان در بنیاد [مسعود] بگو که مشکل را حل کنند. در اینجا باشد، پنجشیر یا کدام ولایت دیگر. ما برایت کمک خواهیم کرد.»

محمد گل، راننده پیشین احمد شاه مسعود، که به امر وی به تجارت زمرد پرداخت و امروز به غول بازار زمرد افغانستان مبدل شده‌است.
محمد گل، راننده پیشین احمد شاه مسعود، که به امر وی به تجارت زمرد پرداخت و امروز به غول بازار زمرد افغانستان مبدل شده‌است.

با این که فلمساز به سراغ غول تجارت زمرد می‌رود که محمد گل نام دارد. محمد گل خود را راننده پیشین احمدشاه مسعود معرفی نموده عکس‌های جوانیش مشترک با مسعود را نشان می‌دهد، می‌گوید که در دهه ۱۹۸۰ مسعود وی را به این ماموریت گسیل داشت تا مقداری از زمرد را از نزد معدنچیان به دست آورده و در خارج به فروش برساند. امروز او بر این باور است که این تجارت مربوط خودش می‌شود. این راننده پیشین مسعود که امروز به تاجر فربه مبدل شده، انحصار بخش اعظم بازار را در اختیار دارد و کسی است که قیمت یاقوت، یاقوت آبی و زمرد را تعیین می‌کند.

تصویری از احمدشاه مسعود حین فروش سنگ‌های قیمتی
تصویری از احمدشاه مسعود حین فروش سنگ‌های قیمتی

در این مستند، صحنه‌های متعدد از زجر و آلام معدنچیان روی پرده می‌آید. معدنچیانی که روزانه به دور از خانه و کاشانه‌ی شان مجبورند برای ۱۸ ساعت کار کنند؛ معدنچیانی که در ناامن‌ترین شرایط دل کوه‌ها را نبش می‌زنند؛ معدنچیانی که گرد و خاک حتا دور حدقه چشمان شان حلقه زده‌ و با خرید خطر مرگ به جان شان، صخره‌ها را انفجار می‌دهند؛ معدنچیانی که از امراض مزمن تنفسی و گرده‌ رنج می‌برند؛ اما در فرجام فقط هفته‌ تقریبا ۳۵۰۰ افغانی نصیب شان می‌شود.

باوجود تمام این نابسامانی‌ها، در اینجا بی‌تفاوتی «وزارت صنایع و معادن» را نیز می‌توان دید که سخنگویش فقط مثل دولتی‌های دیگر پوشیدن دریشی‌ لوکس را بلد است و بس. او چند ماده قانون را طوطی‌وار تکرار می‌کند و نه چیزی بیشتر. در ۲ سرطان ۱۳۹۴، تلویزیون «طلوع» گزارش داد که در حال حاضر ساحه سه هزار معدن از سوی «گروه‌های مسلح غیرمسوول» مورد چپاول قرار دارد.

این مستند گوشه‌ای از منابع زیرزمینی وافر افغانستان را برملا می‌کند، منابع سرشاری که چپاولگران جنگسالار بر آن سینه انداخته بدون ترس از بازپرس این داشته‌های ملی را غارت می‌کنند. معادنی که کشورهای زورگو را به‌سوی افغانستان کشانده و تا زمانی که سیطره‌ی چنین دولت پوشالی بر سرنوشت ملت شوربخت ما سایه پهن کرده باشد، به نظر می‌رسد که در سال‌های آتی هم عسرت‌های ما کاهش نخواهد یافت.


بخش اول


بخش دوم

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 520 نفر