• حمید گل با سران تنظیمی

    حمیدگل رییس سابق آی‌اس‌آی که حکم پدر معنوی تمامی سران تنظیم‌های هفتگانه و طی سال‌های گذشته طالبان را داشت و از او منحیث «ماستر مایند – مغز چیره» تروریزم و وحشت بنیادگرایی در منطقه نام برده می‌شد، به تاریخ ۱۵ اگست ۲۰۱۵ با کوله‌باری از جنایت و ترورافکنی به زباله‌دان تاریخ رفت.

    در مورد پلیدی‌ها و خیانت‌های این جنرال پاکستانی که سال‌ها به کشور ما جانی و تروریست فرستاد و یکی از عوامل تیره‌بختی‌های مردم ما بود زیاد گفته شده‌است. در کنار جنرال ضیاءالحق، جنرال اختر عبدالرحمن، دگروال یوسف، کرنل امام، مولانا فضل‌الرحمن، نصیرالله بابر، نواز شریف، مولانا سمیع‌الحق، اسد درانی وغیره، حمیدگل از رذالت‌پیشه‌ترین مهره‌های استخبارات نظامی پاکستان بود که دستان خونین در کشور ما داشت.

  • ریگان با برهان الدین ربانی رهبر یکی از گروه‌های بنیادگرا و افراطی افغانستان در کاخ سفیدریگان با برهان الدین ربانی رهبر یکی از گروه‌های بنیادگرا و افراطی افغانستان در کاخ سفید

    نویسنده: بن نورتون | مترجم: پویا
    منبع: سالون، ۱۸ نوامبر ۲۰۱۵


    آنانی که اسلام را بخاطر داعش سرزنش می کنند، چه بسا که اسامه بن لادن را در دهه‌ی ۸۰ حمایت می‌کردند.

    تاریخ بی‌رحم است، چون با وضاحت کامل نشان میدهد که افراط‌گرایی اسلامی که امروز جهان را به بربادی کشانیده،‌ زاده‌ی سیاست‌های دیروزی غرب است.

  • «شورای حراست و ثبات افغانستان»، وسمه بر ابروی کور

    یکبار دیگر تعدادی از سران بدنام تنظیمی با قی شده های کابینه فاسد کرزی دور یک دسترخوان جمع شده «شورای حراست و ثبات افغانستان» را اعلان کردند. از دور پیداست که شخص حامد کرزی در پس این شورا کله‌کشک دارد و آنرا منحیث آله فشار برای غصب مجدد قدرت مورد استفاده قرار می‌دهد.

    برای درک ماهیت این شورا، لازم نیست زیاد تحقیق کرد، فقط مرور رده رهبری آن همه چیز را در مورد آن بیان می‌دارد: سیاف، قانونی، اسماعیل خان، بسم‌الله خان، ارغندیوال، رحیم وردک، صادق مدبر، عمر داوودزی، روف ابراهیمی و.... کسانی که مسئول اصلی وضعیت ابتر کنونی اند امروز حرافی نموده تصور دارند که ملت گذشته ننگین شانرا فراموش کرده است.

  • طیاره‌های پیشرفته اردوی افغانستان کجا شدند؟

    دولت امریکا چهار طیاره جنگی نوع سوپرتوکانوی A-29 برازیلی را به افغانستان خیرات داد که روزها وزارت دفاع کشور اعلانات تلویزیونی به نشر رسانیده به این مناسبت پایکوبی راه انداخته بود! دولت امریکا از ۲۰۱۱ قرارداد ۴۲۷ میلیون دالری را برای خرید و تسلیم‌دهی ۲۰ فروند از این طیاره‌ها به افغانستان امضا کرده بود که معلوم نیست این مبلغ «بلاعوض» است یا بر بار قرض بر ملت ما افزود شده است. یک دلیل تاخیر فرار دو پیلوت افغان بود که در خاک امریکا برای آموزش این جنگنده‌ها تحت تربیت قرار داشتند.


  • مصاحبه سیلی غفار، سخنگوی حزب همبستگی در برنامه «نگرش» تلویزیون آریانا (١٧ دلو ۱۳۹۴ - ٦ فبروری ۲۰۱۶)

    مصاحبه سیلی غفار، سخنگوی حزب همبستگی در برنامه «نگرش» تلویزیون آریانا (١٧ دلو ۱۳۹۴ - ٦ فبروری ۲۰۱۶): بی‌نظیر بوتو، مادر طالبان گفته بود که ایده طالبان را انگلیس داد، ‌امریکا مدیریت کرد، عربستان تمویل و پاکستان آنان را تربیه نمودند... کسانی که می‌گویند تعریف اشغال تغییر کرده و آن تعریف گذشته نیست، درحقیقت سیاستهای امریکا را ماست‌مالی می‌کنند. طالبان، دولت دست‌نشانده و تحلیلگران مزدور از یک کاسه آب می‌خورند! اگر ما دولت‌ مردمی داشته باشیم، هیچگاه مخالف برقراری روابط با کشورهای خارجی به خاطر منافع افغانستان نیستیم. اما فعلاً روابط فقط بخاطر منافع شخصی و تنظیمی خود شان است نه منافع افغانستان.

    جریان کامل این بحث را از اینجا تماشا نمایید.

  • پاکستان، قدرت اتمی تروریست‌پرور که مردمش نان خوردن ندارند

    پاکستان علاوه بر غرق بودن در فساد اداری و ناامنی و بحران سیاسی، با فجایع شدید اقتصادی درگیر است و مردم بخصوص ایالت‌های فراموش‌شده اش روزگار سختی را پشت سر می‌گذرانند. آفات و حوادث طبیعی در چند سال اخیر همچو هیولای بی‌رحمی مردم فقیر و ستمکش این کشور را به سیهروزی می‌کشاند. سیلاب، زلزله و مخصوصا قحطی و خشکسالی سالانه صدهاهزار انسان را در این کشور با خطر مرگ مواجه ساخته است که اکثر قربانیان زنان و کودکان اند.

  • روزی که وطن‌ما در پنجال خونین پاکستان فرورفت

    ۱۰ ثور ۱۳۷۱ (۳۰ اپریل ۱۹۹۲) روز ننگینی در تاریخ وطن ماست. درین روز حکام ملکی و نظامی پاکستان به سرکردگی نوازشریف وارد کابل شده سیاست‌های شوم شان برای فروریزی زیربناهای افغانستان را پایه‌ریزی و غلامان شان را بر مردم ما مسلط ساختند.

    جنرال اختر عبدالرحمن رییس سابق آی.اس.آی شعار داده بود که «کابل باید بسوزد!». او خود در سانحه هوایی همراه با ضیاالحق کباب شده به آرزوی پلیدش نرسید، اما چوچه‌های حرام هفتگانه‌اش رویای او را با انهدام کابل و غرق کردن هفتادهزار از مردمش در خون متحقق ساختند. پاکستان دست‌پرورده‌های تنظیمی ‌اش را به این هدف مامور ساخته محشری در کابل برپا کرد که باگذشت بیش از دو دهه از کابوس و پیامدهای ننگین آن رهایی نداریم.

  • گلبدین با کی.‌جی.‌بی رابطه داشت

    خیانت و جنایت گلبدین به راکت‌پرانی و کشتار و تباهی کابل در دهه نود میلادی محدود نمی‌شود، او حتی قبل از ورود به کابل، در ستمگری و معامله‌گری گوی سبقت را از دیگر همفکران و شرکای جرم تنظیمی‌اش ربوده، مقاومت ضدروسی ملت ما را از پشت خنجر می‌زد. باآنکه ساخت و پاخت با قاتل و میهنفروشی چون شهنواز تنی ماهیت ضدملی باند گلبدین را برای همه آفتابی نمود، اما گاهگاهی اربابان امریکایی و پاکستانی وی نیز گوشه‌هایی از حقایق در مورد این گروه خیانت‌پیشه را برملا ساخته اند. در ذیل ترجمه مقاله‌ای منتشره در روزنامه معتبر پاکستانی را نقل می‌کنیم که از رابطه گلبدین با کی.جی.بی در روزهایی که داد از «جهاد» می‌زد، پرده برمی‌دارد.

  • درگیری مرزی در تورخم و سوءاستفاده از احساسات ملی مردم

    از چند روز بدینسو، آوازه درگیری مرزی میان نیروهای افغانستان و پاکستان در سرحد تورخم همه‌جا را فراگرفته است. بازار جنگ با پاکستان در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه فیسبوک گرم است و حتا تصاویر رویداد‌های دیگر زیر نام منازعه مرزی به نشر می‌رسند.

    افغانستان کشوری است اشغال‌شده که بنابر آمار رسمی دولت بیشتر از ۱۰ میلیون در زیر خط فقر زندگی می‌کنند؛ انتحار و انفجار به یک امر معمول مبدل شده و همه روزه جان ده‌ها تن از هموطنان ما را می‌گیرد؛ جنایتکاران جنگی به‌جای محاکمه رهسپار ارگ می‌شوند؛ براساس رده‌بندی سازمان «شفافیت جهانی» افغانستان سومین کشور مفسد جهان می‌باشد؛ مطابق آمار «سازمان صحی جهان»، افغانستان سومین کشوری با رقم بالای مرگ و میر کودکان زیر سن پنج است؛ براساس آمار «صندوق جمعیت ملل متحد – یو‌ان‌اف‌پی‌ای» و «صندوق کودکان ملل متحد – یونیسف»، افغانستان بلندترین رقم مرگ و میر مادران در هنگام زایمان در آسیا و دومین در جهان را داراست؛ از تولید‌کنندگان اصلی کوکنار در جهان است و ۳.۵ میلیون معتاد را در خود جا داده است؛ معادنش توسط جنگسالاران دولتی حیف و میل می‌گردند؛ مطابق همه‌پرسی‌ها اکثریت مردم از «حکومت وحشت ملی» ناراض اند و ده‌ها فاجعه دیگر.

  • رسوایی مفتی پاکستانی با یک مدل

    مفتی عبدالقوی یکی از ملاهای پاکستانی است که در کنار شهرت دینی‌‌اش، عضو شورای علما و کمیته «رویت هلال» این کشور می‌باشد. این مفتی که گاهی برای فتوای جهاد در افغانستان و زمانی هم برای جایز بودن نکاح با زنان بی‌شمار در سرخط رسانه‌های پاکستان قرار می‌گیرد، این بار در جریان ملاقات با یک مدل پاکستانی به نام قندیل بلوچ به دام افتاده افتضاح به بار آورد.

    قصه زمانی شروع شد که مفتی عبدالقوی در برنامه زنده «تلویزیون نیو» خواهان ملاقات با قندیل بلوچ (مدل و بازیگر پاکستانی که بنابر ادعاهایی در محله‌ی روسپیان لاهور موسوم به «هیرا مندی – مندوی الماس» به دنیا آمده است) گردید و او هم جواب مثبت داد. سپس مفتی مذکور چندین بار به بهانه‌هایی از شهر دیگری به کراچی می‌آید و خواستار دیدار می‌گردد ولی هر بار بلوچ بنابر مصروفیت‌هایش ابا می‌ورزد. اما چند روز قبل، ویدیوی را که قندیل بلوچ توسط موبایل خود از ملاقات خصوصی در خلوت اتاق هوتلی در کراچی در جریان ماه رمضان گرفته در صفحه تویتر خود پست نمود. این کلیپ همه جا پخش شد و موضوع بحث داغ رسانه‌های برقی، چاپی و اجتماعی پاکستان شده است.

  • «دارالعلوم حقانیه» پاکستان میلیون‌ها دالر از دولت دریافت می‌دارد

    نویسنده: تم کریگ | تلخیص و ترجمه: سمیر
    منبع: روزنامه «واشنگتن پست»، ۲۲ جون ۲۰۱۶

    پس از این که تروریستان هجده ماه قبل بیش از ۱۰۰ کودک مکتبی پاکستان را به قتل رسانیدند، رهبران این کشور عهد بستند تا مدارس دینی‌ای را درهم بشکنند که زمینه‌ی استخدام برای گروه‌های جنگجوی داخلی و بین‌المللی اسلامی را فراهم می‌آورند.

    دولت ایالتی خیبر پختونخواه پاکستان ۳ میلیون دالر را به مدرسه «دارالعلوم حقانیه» که به «پوهنتون جهاد» هم مشهور است، می‌پردازد.

    ...

  • وقتی برهان‌الدین ربانی جنرال حمیدگل را مامور «تشکیل» اردو می‌ساخت

    ظاهرا جمعیت اسلامی و شورای نظار چهره‌ی ضدپاکستانی گرفته و تلاش می‌ورزند مارک آی‌اس‌آی خود را بپوشانند. اما در هنگام اشغال افغانستان توسط‌ شوروی، جمعیت اسلامی دومین گروه اخوانی‌ای بود که پس از حزب اسلامی بیشترین امکانات مالی و نظامی سی‌آی‌ای را از طریق آی‌اس‌آی دریافت می‌کرد. افزون بر آن، دولت و سازمان استخباراتی پاکستان سهولت‌های دیگری چون مرکز آموزش نظامی «قلعه بده‌بیر» تحت رهبری احمدشاه مسعود و «اردوگاه خراسان» در مسیر راه پشاور ـ چارسده را در اختیار این حزب گذاشته بودند. حتا کوچه‌ای در شهر پشاور به «ربانی رود» مسما است.

  • «ایشیا تایمز»: بازگشت گلبدین، معامله پس پرده امریکا و پاکستان است

    ام.کی بدراکمار، دیپلمات کارکشته هندی در مقاله‌ای در روزنامه «ایشیا تایمز» (۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶) معاهده صلح گلبدین با دولت افغانستان را نتیجه معامله امریکا و پاکستان خوانده مدعی شده است که امریکا در پس پرده گلبدین را برای حذف نامش از لیست سیاه سازمان ملل متحد اطمینان داده است. هردو کشور سودهایی از برگشت گلبدین دارند و مشخصا استخبارات پاکستان که کنترول کاملی بر گلبدین دارد، با توجه به دیدگاه ضد هندی او، می‌کوشد از وی برای برهم زدن مناسبات کابل و دهلی سود برد چیزی که دولت هند را نیز نگران ساخته است.

  • گلبدین خواهان الحاق افغانستان با پاکستان است
    گلبدین در مراسم پنجمین سال مرگ ضیاءالحق در کنار نوازشریف، اعجازالحق و دیگران. تمامی رهبران جهادی از مریدان ضیاءالحق به شمار می‌رفتند اما امروز هیچکدام شان جرئت دفاع علنی از این دشمن پلید مردم ما را ندارند.
    گلبدین خواهان الحاق افغانستان با پاکستان است

    این صفحه‌ای از نشریه رسمی «حزب اسلامی» است که به مناسبت دهمین سالگرد اشغال افغانستان توسط قشون شوروی به نشر رسیده است. تصاویر صفحه نخست آن قهرمانان این حزب منفور اند - چهره‌های پلید مسبب تباهی و سیهروزی افغانستان. هرچند عده‌ای از اینان چون ضیاءالحق، قاضی حسین احمد، غلام اسحاق خان و عبدالله عزام بعد از ادای نقش به غایت خاینانه نسبت به مردم ما به زباله‌دان تاریخ پیوستند، اما درین میان مولانا فضل‌الرحمن، مولانا سمیع‌الحق و میرزا اسلم‌بیگ هنوز به زندگی ننگین شان ادامه داده منحیث پدران معنوی وحشیان طالبی مشغول انتحارپروری و ددمنشی نسبت به مردم افغانستان اند.

  • جنگ و پیشروی طالبان در فراه

    فراه با آنکه در چند سال گذشته از امنیت چندانی برخوردار نبود و بسیاری از ولسوالی‌های آن در چنگ طالبان قرار داشتند اما در یک هفته گذشته حملات این گروه بر برخی مناطق در اطراف شهر فراه شدت گرفته که مردم را نگران ساخته اکثریت آنان به مناطق دیگر آواره شده اند.

    طالبان نخست روکن، نوبهار، رج، گنهکان، ختی‌وان، ملاها، ده هک، برنگتوت و برخی قریه‌های دیگر در اطراف شهر را مورد حمله قرار داده و تمامی این مناطق را در کنترول گرفتند و خود شانرا تا حدود دو کیلومتری دفتر والی به منطقه باغ پل رساندند.


  • سیلی غفار، سخنگوی حزب همبستگی افغانستان در برنامه «محور» تلویزیون «طلوع نیوز» (۱۳ عقرب ۱۳۹۵ - ۳ نوامبر ۲۰۱۶): سران حکومت همیشه مطابق سیاست‌های استعمارگرانه باداران شان عمل می‌کنند. اگر پلان‌های صلح دارند، با جلادانی دارند که مردم را تباه می‌کنند، اگر پلان‌های امنیتی دارند، هرگز بخاطر منافع مردم نیست. تا زمانیکه حکومت پوشالی حاکم باشد و کشورهای اشغالگر حضور داشته باشند، افغانستان روی صلح و بهروزی را نخواهد دید.

    جریان کامل این بحث را از اینجا تماشا نمایید.

  • گلبیدین را خوبتر بشناسید

    این روزها رسانه‌ها از معامله‌ دیگر حزب اسلامی سخن می‌گویند که تلاش دارد زندانیان جنایتکار طالب را زیرنام عضو حزب بر اساس معاهده خاینانه‌ای که با دولت بسته رها سازد. در یک میزگرد تلویزیونی، فرد بزدلی به نام فضل‌الله واحدی درین مورد تحلیل ارایه کرده با تملق گفت فکر نمی‌کند حزب اسلامی با چنین کاری، تاریخچه‌اش را مخدوش و خراب سازد. اما واقعیت اینست که تاریخ این حزب منفور و بیگانه‌پرست، به جنایت و راکت‌پرانی در کابل خلاصه نشده، بلکه مملو از معامله‌های ضدملی و شیطانی‌است که اسناد کافی در مورد موجود است. در سال ۱۳۶۶، یک عضو ناراض این حزب بصورت ناشناس نامه سرگشاده‌ای را در پشاور وسیعا پخش کرد که در آن به گوشه‌هایی از زدوبندها و مزدوری‌های این باند سیاه و بخصوص رهبر بیمارش در جریان جنگ مقاومت ضدروسی اشاره دارد. من آنرا بازتایپ و همراه با اصل سند جهت انتشار در سایت «حزب همبستگی افغانستان» تقدیم می‌دارم.


  • مصاحبه سیلی غفار به تاریخ ۲۱ جوزا ۱۳۹۶ (۱۱ جون ۲۰۱۷) در برنامه باهم: امروز زیر نام مبارزه علیه تروریزم، امنیت، دموکراسی و غیره بیشتر از چهل و یک کشور در افغانستان حضور دارند، آیا بخاطر این مسائل کاری صورت گرفته؟ در آن وقت اگر تنها طالب وجود داشت، امروز داعش نیز در کنارش اضافه شده و افغانستان عملاً به مرکز نیابتی کشورهای ابرقدرت تبدیل گردیده است. از طرف دیگر تمام بنیادگرایان و جنایتکاران تنظیمی در قدرت سهیم اند، اینها نیز عامل بدامنی در افغانستان هستند. حکومت وحشت ملی، افغانستان را به یک ماتمکده مبدل نموده است.

    جریان کامل این بحث را از اینجا تماشا نمایید.

  • «تلک خرس ‌ـ داستان ناگفته ‌افغانستان»، سند مزدوری تنظیم‌های اخوانی به آی.اس.آی

    «تلک خرس ــ داستان ناگفته افغانستان» کتابی‌است به قلم دگروال محمد یوسف و مارک ادکین امریکایی که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. این کتاب سند انکارناپذیر غلامی و مزدوری برده‌وار سران و اکثر قومندان‌های تنظیم‌های هفتگانه پشاوری به پاکستان است. تا امروز هیچکدام از جهادیان جرات نکردند که به رد محتویات کتاب بپردازند چون می‌دانستند که در صورت کوچکترین عکس‌العمل، با اسناد بیشتر به روی شان زده شده روسیاه‌تر خواهند شد. یوسف برای نخستین بار علنی فاش نمود که «تیم های آی.اس.آی بطور مرتب و مکرر با همراهی مجاهدین به افغانستان اعزام می‌گردیدند» و سرتاسر کتاب با لحنی نوشته شده که عملا این آی.اس.آی بود که زنجیر رهبران تنظیم‌ها را در چنگ داشته عملیات‌های شان را رهبری می‌کرد. درین کتاب در می‌یابیم که پاکستان از طریق احزاب منفور اخوانی از همان آوان کوشید مقاومت ضدروسی ملت ما را از مسیر اصلی منحرف ساخته برای تباهی کامل وطن ما از آن سود برد.