جنگ افغانستان، «جنگ مالی» برای کسب منفعت است

«این جنگ ارزش راه اندازی را دارد»: ذخایر بزرگ مواد معدنی و گاز طبیعی افغانستان

نویسنده: پروفیسور میشیل شوسودوفسکی | مترجم: احمر
منبع: گلوبل ریسرچ، ٦ اکتوبر ٢٠١٢

جنگ امریکا در افغانستان برای چپاول کشور است

یازده سال پیش نیروهای ایالات متحده و ناتو به افغانستان حمله نمودند. افغانستان به حیث کشور حمایت‌کننده تروریزم معرفی گردید. هنوز هم جنگ افغانستان زیر نام جنگ تلافی جویانه در واکنش به حمله یازدهم سپتامبر جار زده می‌شود. برای نخستین بار این مقاله در ١٦ جون ٢٠١٠ به نشر رسید و اشاره می‌کند بر «دلایل اصلی اقتصادی» که چرا ایالات متحده و ناتو یازده سال پیش به افغانستان تهاجم کردند.

بمباردمان و تهاجم بر افغانستان به عنوان «جنگ عادلانه»، جنگی علیه طالبان و القاعده، جنگی در جهت محو «تروریزم اسلامی» و برقراری دموکراسی به شکل غربی، در انظار جهانیان نشان داده شد. درمورد ابعاد اقتصادی «جنگ جهانی علیه تروریزم» به ندرت حرف زده شده. «کارزار مبارزه علیه تروریزم» پس از یازدهم سپتامبر در خدمت مبهم نگهداشتن اهداف واقعی جنگ ایالات متحده و ناتو قرار گرفت. جنگ در افغانستان بخشی از برنامه پرمنفعت است: جنگی برای استیلا و تاراج اقتصادی، یعنی «جنگ مالی». در حالی که افغانستان مرکز استراتیژیک آسیای میانه شناخته شده و هم‌مرز با اتحاد شوروی سابق، چین و ایران می‌باشد و در مسیر لوله‌های ذخایر عمده نفت و گاز قرار دارد، منابع وافر مواد معدنی و ذخایر دست‌نخورده گاز این کشور تا جون ٢٠١٠ از چشم مردم عام امریکا پنهان نگهداشته شده است.

مطابق گزارش مشترک پنتاگون (وزارت دفاع امریکا)، «مرکز سروی جیولوژیکی ایالات متحده» و «یو.ایس.اید»، گفته می‌شود که افغانستان دارای ذخایر دست‌نخورده و «قبلا ناشناخته» مواد معدنی به ارزش یک تریلیون دالر می‌باشد که به طور رسمی تخمین شده است. (ایالات متحده ثروت وسیع مواد معدنی در افغانستان را شناسایی نمود، نیویارک تایمز، ١٤ جون ٢٠١٠، به گزارش ١٤ جون ٢٠١٠ نیز مراجعه کنید.)

کارمندان عالیرتبه ایالات متحده بر این باورند ذخایر معدنی افغانستان که شامل آهن، مس، کبالت، طلا و فلزات مهم صنعتی مانند لیتیوم می‌گردد و در گذشته نامعلوم بوده، آنقدر زیاد و برای صنعت جدید امروزی باارزش است که سرانجام این کشور را به مرکز استخراج معادن دنیا تبدیل می‌کند. به طور مثال، یکی از یادداشت‌های داخلی وزارت دفاع امریکا اظهار می‌دارد افغانستان می‌تواند به «عربستان سعودی لیتیوم» تبدیل شود، فلزی که در تولید بطری‌های لپ‌تاپ و موبایل به کار می‌رود.

ذخایر وافر و باارزش مواد معدنی افغانستان توسط گروه کوچک کارمندان وزارت دفاع و جیولوجیست‌های امریکا کشف شد. کارمندان رسمی امریکا گفتند که این مسئله به دولت افغانستان و رییس جمهور حامد کرزی اعلام داشته شد.

در حالی که سالیان زیادی را دربر خواهد گرفت تا صنعت استخراج معدن رشد کند ولی آنقدر پتانسیل قوی دارد که کارمندان و روسای صنعت مذکور بر این باورند تا حتا پیش از سودمندی معادن، سرمایه‌گذاری‌های سنگین را جلب خواهد کرد به شرطی که نیروی کار از نسل جنگ به دست آید.

عده‌ی کمی می‌دانند که در دهه ١٩٦٠ متخصصین اتحاد شوروی ذخایر بزرگ گاز را کشف نمودند و برای نخستین بار شبکه لوله‌ها اعمار گردید تا گاز به ازبکستان فراهم گردد. در آن زمان اتحاد شوروی سالانه دونیم میلیارد متر مکعب گاز افغانستان را دریافت می‌کرد.

«در اینجا نیروی قوی نهفته است،» و در ضمن جنرال دیوید ایچ. پتریوس، رییس فرماندهی مرکزی امریکا، علاوه نمود... «بلی، اگرهای زیادی وجود دارد ولی نیروی زیادی هم موجود است.» ارزش ذخایر اخیراً کشف‌شده افغانستان نسبت به اقتصاد جنگ‌زده این کشور کمتر جلوه داده می‌شود که بیشتر بر تولید کوکنار و قاچاق مواد مخدر و در ضمن کمک از ایالات متحده و کشورهای دیگر صنعتی استوار است. عاید سرانه سالانه فقط به ١٢ میلیارد دالر می‌رسد. جلیل جمرانی، مشاور وزارت معادن افغانستان می‌گوید: «این به ستون فقرات اقتصاد افغانستان تبدیل خواهد شد» (نیویارک تایمز، همان مقاله)

بنابر روزنامه «نیویارک تایمز»، افغانستان «عربستان سعودی لیتیوم» شده می‌تواند. «لیتیوم یکی از مواد اولیه باارزشی است که در تولید بطری‌های مختلف برای موبایل و لپ‌تاپ و جنس کلیدی در موترهای برقی آینده استفاده می-شود.» در حال حاضر شیلی، آسترالیا، چین و ارجنتاین از تهیه‌کنندگان اصلی لیتیوم در بازار جهانی می‌باشند. بولیوی و شیلی از جمله کشورهایی با بیشترین ذخایر شناخته شده لیتیوم هستند.

«وزارت دفاع امریکا سروی‌هایی را در غرب افغانستان انجام داده است. کارمندان این وزارت می‌گویند که سروی ابتدایی شان در یکی از مناطق ولایت غزنی نشان می‌دهد ذخایر لیتیوم در اینجا برابر با ذخایر بولیوی است.» (نیویارک تایمز، ١٤ جون ٢٠١٠، همچنان به لیتیوم در دانشنامه ویکیپیدیا مراجعه کنید.)

مواد معدنی «قبلا ناشناخته» در افغانستان

«تخمین» یک تریلیون دالر «ذخایر قبلا ناشناخته» شیوه خوبی برای مغشوش ساختن افکار عامه است. عدد یک تریلیونی وزارت دفاع امریکا بیشتر به مبالغه می‌ماند تا حدس:

«ما به دانسته‌های خود نگاهی انداختیم و پرسیدیم که ارزشش معادل دالر امروزی چند می‌شود. به نظر می‌رسید که عدد یک تریلیون خبرساز می‌شود.» (دی سندی تایمز، لندن، ١٥ جون ٢٠١٠)

علاوه بر این، نتایج «مرکز سروی جیولوژیکی ایالات متحده» (در یادداشت وزارت دفاع امریکا نقل شده است) درمورد ثروت مواد معدنی افغانستان سه سال قبل در ٢٠٠٧ در کنفرانس اتاق‌های تجارت افغانستان-امریکا فاش گردید. اگر چه در آن زمان مسایل ذخایر معدنی افغانستان خبرساز نبود.

«قبلا ناشناخته» جلوه دادن ذخایر معدنی دروغ محض است. دور نگهداشتن قضیه ثروت هنگفت معادن افغانستان نيرنگ خوبی است تا دلیل اصلی جنگ پنهان نگهداشته شود.

تایید دولتمردان ایالات متحده که گویا برای نخستین بار بعد از نشر گزارش ٢٠٠٧ «مرکز سروی جیولوژیکی ایالات متحده» متوجه ثروت معادن افغانستان شدند، بیشتر به منظور سردرگم ساختن است. ثروت معادن افغانستان و منابع انرژی (به شمول گاز طبیعی) برای تجارت‌پیشه‌گان و دولت امریکا پیش از جنگ افغانستان-اتحاد شوروی (١٩٧٩-١٩٨٨) آشکار بود.

سروی‌های جیولوژیکی اتحاد شوروی در دهه ١٩٧٠ و آغاز ١٩٨٠ موجودیت ذخایر بزرگ معدنیات (که از جمله بزرگترین‌ها در یوریشیا است) را تثبیت می‌کند که شامل آهن، سنگ دارای کرومیوم، یورانیوم، بیروج، باریم، سرب، جست، فلورایت، باکسایت، تانتیلیوم، زمرد، طلا و نقره می‌شود. (افغانستان، مرور سالانه معدنیات، مجله معدنیات، جون ١٩٨٤). این سروی‌ها اظهار می-دارد ارزش واقعی این معادن به مراتب بیشتر از یک تریلیون است که در مطالعات وزارت دفاع امریکا، «مرکز سروی جیولوژیکی ایالات متحده» و «یو.ایس.اید» تخمین شده است.

کرملین در گزارشی در ٢٠٠٢ تصدیق نمود که این نکته از گذشته معلوم است:

«این راز نیست که افغانستان ذخایر هنگفت را دارا می‌باشد مانند مس در معدن عینک، سنگ آهن‌دار در معدن حاجی‌گک، یورانیوم، سنگ دارای چندین فلز، نفت و گاز.» («آر.آی.ای نووستی»، ٦ جنوری ٢٠٠٢)

هیچگاهی افغانستان زیر مستعمره کشوری نبوده است، پیش از دهه ١٩٥٠ هیچ خارجی در اینجا حفاری نتوانسته است. اغلب مواد معدنی در کوه‌های هندوکش همراه با دامنه‌هایش که ساحه زیاد افغانستان را دربر گرفته است، موجود است. در چهل سال اخیر اکثر کشفیات صورت گرفته، که اغلب شان بسیار موثر اند. بسیاری این کشفیات پنهان نگهداشته شده ولی حالا بعضی واقعیت‌ها برملا شده اند.

واقعیت این است که افغانستان دارای فلزات آهنی و غیرآهنی و سنگ‌های گرانبها است و اگر استخراج شوند قادر خواهد بود که عواید بیشتری نسبت به مواد مخدر را به خود اختصاص دهد. گفته می‌شود معدن مس عینک در ولایت جنوبی لوگر بزرگترین معدن قاره آسیا و اروپا است. موقعیت این معدن (٤٠ کیلومتر دور از کابل) برای استخراج بسیار ارزان تمام خواهد شد. معدن سنگ آهن حاجی‌گک در بامیان که بهترین کیفیت را داراست و ٥٠٠ میلیون تن تخمین شده است. معدن ذغال سنگ نیز در نزدیک این معدن کشف شده است.

افغانستان به حیث کشور ترانزیت نفت و گاز شمرده می‌شود. اگر چه عده‌ی کمی می‌دانند که در دهه ١٩٦٠ متخصصین اتحاد شوروی ذخایر بزرگ گاز را کشف نمودند و برای نخستین بار شبکه لوله‌ها اعمار گردید تا گاز به ازبکستان فراهم گردد. در آن زمان اتحاد شوروی سالانه دونیم میلیارد متر مکعب گاز افغانستان را دریافت می‌کرد. در عین زمان، ذخایر بزرگ طلا، فلوراید، بیرایت و سنگ مرمر با نقش و نگارهای کمیاب را پیدا نمود.

تحت اشغال امریکا و متحدین، ثروت معادن افغانستان باید پنهان نگهداشته می‌شد تا پس از استقرار صلح در کشور توسط مشتی از شرکت‌های چندملیتی استخراج معدن، به یغما برده شوند.

در حالی که میدان‌های سنگ خارا در شرق کابل واقعاً باارزش است. یاقوت، بیروج، لاجورد، کنزیت، هایدنایتس که در هیچ معدن دیگر پیدا نمی‌شود و تا صدها کیلو متر ادامه دارد. همچنان این صخره‌ها فلزات کمیاب مانند بریلیوم، توریوم، لیتیوم و تانتلیوم را در خود دارند که دارای ارزش استراتیژیک اند چون از این فلزات در تولید سفینه‌های هوایی استفاده می‌شود. راه اندازی جنگ در افغانستان ارزشش را دارد. ... (اولگا بوریسوا، «افغانستان – کشور لاجورد»، کاراوان، الماتا، متن اصل به روسی، ترجمه توسط سرویس خبری بی.بی.سی، ٢٦ اپریل ٢٠٠٢، پراگراف ١٠)

در حالی که یک تصویر جنگزده و بدون منابع از افغانستان به جهانیان نشان داده می‌شود اما واقعیت چیزی دیگر است: افغانستان کشوری ثروتمندی است که در زمان حاکمیت اتحاد شوروی طی سروی‌های جیولوژیکی تصدیق گردیده بود.

«قبلا ناشناخته» جلوه دادن ذخایر معدنی دروغ محض است. دور نگهداشتن قضیه ثروت هنگفت معادن افغانستان نيرنگ خوبی است تا دلیل اصلی جنگ پنهان نگهداشته شود. وزارت دفاع امریکا می‌گوید اخیراً پی برد که افغانستان از جمله کشورهای با اقتصاد بزرگ معدنیات است که با جمهوری دموکراتیک کانگو یا زائیر سابق تحت اداره موبوتو قابل مقایسه است. گزارش‌های جیوپولوتیک اتحاد جماهیر شوروی برای همگان معلوم است. در جریان جنگ سرد این معلومات با جزییات روشن بود:

...اکتشافات وسیع اتحاد شوروی نقشه‌ها و گزارش‌های عالی‌ای را به دست آورد که در آن درمورد بیشتر از ١٤٠٠ نشانه‌های معدن‌ها و ٧٠ ذخیره مداوم تجارتی تذکر داده شده است. سپس اتحاد شوروی برای کشف و پیشرفت منابع معدنیات افغانستان ٦٥٠ ملیون دالر امریکایی را در نظر گرفت و پیشنهاد دو پروژه را داد که شامل می‌شد به تصفیه‌خانه با ظرفیت تولید نیم میلیون تن نفت در یک سال و همچنان مجتمع تصفیه فلزات برای معدن عینک که می‌توانست یکونیم میلیون تن مس در سال تولید کند. پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان تحلیل بانک جهانی نشان می‌دهد تولیدات معدن عینک به تنهایی خود می‌تواند ٢ فیصد عاید مارکیت سالانه جهان را به دست گیرد. این کشور ذخایر عظیم ذغال سنگ را نیز دارد که یکی از آنها معدن آهن حاجی‌گک در سلسله کوه‌های هندوکش در غرب کابل است و از جمله بهترین معادن دنیا تشخیص داده شده است. (جان سی.کی. دالی، تحلیل: انرژی دست‌نخورده افغانستان، یو.پی.آی. انرژی، ٢٤ اکتوبر ٢٠٠٨)

گاز طبیعی افغانستان

افغانستان پل خشکه است. حمله ٢٠٠١ به رهبری امریکا و اشغال افغانستان بوسیله منتقدین سیاست خارجی ایالات متحده چنین تحلیل می‌گردد که دلیل آن کنترول بر گذرگاه افغانستان است که بحیره کاسپین را با بحیره عرب وصل می‌کند.

تجارت مواد مخدر در آغاز جنگ افغان-شوروی با حمایت سی.آی.ای شروع و تبدیل به تجارت پرمنفعت چندمیلیاردی شد. این سنگ بنیاد جنگ سری امریکا در دهه ١٩٨٠ بود.

چندین پروژه احداث لوله‌های گاز و نفت از طریق افغانستان در نظر گرفته شده است که شامل پروژه ٨ میلیارد دالری لوله‌های «تی.ای.پی.آی – تاپی» (ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان) با طول ١٩٠٠ کیلومتر می‌گردد و گاز طبیعی ترکمنستان را از طریق افغانستان انتقال می‌دهد. از این کشور به حیث «حیاتی‌ترین گذرگاه» یاد می‌شود. (مراجعه شود به «افغانستان هیچگاهی جنگ "خوب و حتمی" نبوده و تمامش درمورد کنترول بر نفت است.»، دی مارننگ کال، ١ اکتوبر ٢٠٠٩). افزایش تحرکات نظامی زیر نام جنگ افغان-پاک ارتباط مستقیم با پروژه «تاپی» دارد. پس از روسیه و ایران، ترکمنستان سومین ذخیره بزرگ گاز طبیعی را دارد. از سقوط اتحاد شوروی در ١٩٩١ بدینسو، این یکی از برنامه‌های واشنگتن است تا بر راه‌های ترانسپورتی ترکمنستان کنترول استراتیژیک داشته باشد.

نکته‌ای که کمتر در موقعیت جیوپولوتیک لوله‌ها در نظر گرفته شده این است که افغانستان نه تنها در کنار کشورهای غنی از نفت و گاز طبیعی مانند ترکمنستان قرار دارد بلکه این کشور خودش نیز دارای ذخایر دست‌نخورده گاز طبیعی، ذغال و نفت است. در دهه ١٩٧٠ اتحاد شوروی گاز طبیعی افغانستان را به طور دقیق ٥ تریلیون فت مکعب تخمین زده بود. ذخایر ابتدایی «خواجه گوگردک» کمی بیشتر از ٢ تریلیون فت مکعب گفته شده است. (رجوع شود به «اتحاد شوروی می‌خواهد نفوذ خود را بر افغانستان نگهدارد»، مجله گاز و نفت، ٢ می ١٩٨٨).

در ٢٠٠٨ اداره معلومات انرژی ایالات متحده (EIA) تصدیق نمود که ذخایر گاز طبیعی افغانستان «قابل توجه» است:

«قسمی که شمال افغانستان در ادامه جنوب آسیای میانه ساحه بسیار بارور گاز آمو دریا موقعیت دارد، به طور احتمالی و ممکن تثبیت گردیده است که افغانستان تقریباً ٥ تریلیون فت مکعب گاز را داراست.» («یو.پی.آی»، جان سی.کی. دالی، تحلیل انرژی دست‌نخورده افغانستان، ٢٤ اکتوبر ٢٠٠٨)

از آغاز جنگ افغان-شوروی در ١٩٧٩، هدف واشنگتن داشتن جای پای جیوپولوتیک در آسیای مرکزی بوده است.

تجارت هلال طلایی مواد مخدر

جنگ سری امریکا تحت عنوان حمایت از مجاهدین (به شمول القاعده)، همچنان وسیله‌ای برای رشد تجارت هلال طلایی افیون بود که از پول مفاد آن توسط استخبارات ایالات متحده برای تقویت شورشی‌ها علیه اتحاد شوروی استفاده می‌شد. ١

مواد مخدر باعث ازدیاد اعتیاد در کشور گردیده است

تجارت مواد مخدر در آغاز جنگ افغان-شوروی با حمایت سی.آی.ای شروع و تبدیل به تجارت پرمنفعت چندمیلیاردی شد. این سنگ بنیاد جنگ سری امریکا در دهه ١٩٨٠ بود. امروز تحت اشغال نظامی ایالات متحده و ناتو مفاد نقدی تجارت مواد مخدر از بازارهای غربی سالانه به بیشتر از ٢٠٠ ملیارد دالر می-رسد. (رجوع شود به «جنگ امریکا علیه تروریزم، میشیل شوسودوفسکی، گلوبل ریسرچ، مونترال، ٢٠٠٥» و همچنان رجوع کنید به نوشته میشیل شوسودوفسکی، «"هیرویین به صحت شما خوب است": نیروهای اشغالگر از تجارت مواد مخدر افغانستان حمایت می‌کنند»، گلوبل ریسرچ، ٢٩ اپریل ٢٠٠٧)

به سوی اقتصاد غارت

مطبوعات امریکا به طور مشترک این نکته را تقویت می‌کنند که «کشف اخیر» ثروت معدنیات افغانستان «راه حل» برای رشد اقتصاد جنگزده و همچنان محو فقر در این کشور است. حمله ٢٠٠١ امریکا و ناتو و اشغال، مرحله بعدی برای تملک این منابع توسط شرکتهای غربی را مهیا نمود. جنگ افغانستان، «جنگ مالی» برای منفعت است.

تحت اشغال امریکا و متحدین، ثروت معادن افغانستان باید پنهان نگهداشته می‌شد تا پس از استقرار صلح در کشور توسط مشتی از شرکت‌های چندملیتی استخراج معدن، به یغما برده شوند. مطابق نوشته «اولگا بوریسوا» پس از حمله در اکتوبر ٢٠٠١، «جنگ علیه تروریزم به رهبری امریکا به سیاست مستعمراتی تبدیل خواهد شد تا در کشور با ثروت افسانوی نفوذ داشته باشد.» (بوریسوا)

بخشی از برنامه ایالات متحده و ناتو این است تا سرانجام ثروت ذخایر گاز طبیعی افغانستان را تصرف نماید و همچنان از پیشرفت منافع کشورهای رقیب یعنی روسیه، ایران و چین در زمینه منابع انرژی این کشور جلوگیری نمایند.




یادداشت:

در حال حاضر تجارت «هلال طلایی افیون» مرکز اقتصاد صادراتی افغانستان را می‌سازد. تجارت هیرویین که در آغاز جنگ افغان-شوروی در ١٩٧٩ با حمایت سی.آی.ای ریشه گرفت و سالانه مفاد نقدی تجارت مواد مخدر از بازارهای غربی بیشتر از ٢٠٠ میلیارد دالر به دست می‌آید.

از حمله ٢٠٠١ بدینسو تولید مواد مخدر در افغانستان ٣٥ چند افزایش یافته است. در ٢٠٠٩ تولید تریاک به ٦٩٠٠ تن رسید در مقایسه به کمتر از ٢٠٠ تن که در ٢٠٠١ تولید می‌شد. در این زمینه عاید چندمیلیاردی از تولید مواد مخدر افغانستان در بیرون کشور به دست می‌آید تا در داخل کشور. بنابر گزارش ملل متحد به طور سالانه در مقایسه به عاید به دست آمده از فروش جهانی مواد مخدر افغانستان که افزون بر ٢٠٠ میلیارد دالر است، ٢ تا ٣ میلیارد آن به اقتصاد داخلی برمی-گردد. (رجوع شود به «میشیل شوسودوفسکی، جنگ امریکا علیه تروریزم، گلوبل ریسرچ، مونترال، ٢٠٠٥)

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 154 نفر