لیسه ابوعثمان تالقانی در تخار

به تاریخ ١٦ عقرب ١٣٩١ شاگردان و استادان «لیسه ابوعثمان تالقانی» تخار با اعتراض خشم‌آلود نظام‌الدین زیارمل، مدیر این لیسه را مجبور به فرار ساختند.

نظام‌الدین زیارمل، رئیس حزب اسلامی گلبدین در ولایت تخار، یک شخص بی‌کفایت و نالایق است که توسط عبدالوهاب ظفری رئیس معارف تخار، که اوهم مربوط به حزب گلبدین است، ‌به صفت مدیر نصب گردیده است. زیارمل یک شخص کودن و منفور است که قبلا در ریاست تفتیش وزارت معارف انجام وظیفه میکرد اما از آنجا به علت ناتوانی در پیشبرد امور برطرف گردید.

او به مجردی که به چوکی مدیریت لیسه ابوعثمان تکیه زد به تغییر و تبدیل معلمان و سرمعلمان دست زده و هم‌حزبی های خودش را در این لیسه جابجا نمود. از جمله او سرمعلم بدخشی را که یک استاد خوشنام و محبوب است به لیسه پل‌قاق در یکی از قریه های تالقان تبدیل نمود.

شمس اله جاوید و عطامحمد

در دولت مافیایی و جنایت پرور کرزی که با دستان خون آلود امریکای اشغالگر طراحی و دیزاین شده است هرآنچه زشتی، پلشتی و تباهیست؛ مقدس و محترم است و هر قاتل و رهزن و فاسد؛ شاه و امیر و حاکم مملکت. در مافیا پیشگان جهادی، چهره ملال‌آور عطامحمد با اکت های سینماییش که یک مشت ستایشگران پتلون پوش و ریشو هم دارد قابل مکث است. یکی از مداحان نوکرصفت عطا، رئیس مبارزه با ارتشا و فساد اداری زون شمال است که خودش با فاسدان اصلی دهن جوال را گرفته است.

شمس الله جاوید (پنجشیری) رئیس مبارزه با فساد اداری در شمال که از مهره های باند بدنام «شورای نظار» است در مصاحبه‌ای با «خبرگزاری پژواک» (٢٢ میزان ١٣٩١) پیرامون فساد در ولایت بلخ حقایقی را بیان نموده است اما با چشم پارگی خاصی، استاد اصلی فساد و جنایت را پاک و منزه جلوه می‌دهد. پاره‌ای از حرفهایش را عینا نقل می‌کنم:

ولایت پروان

غوربند از چهار سو در محاصره جنگسالاران و احزاب جنایتکار جهادی جمعیت اسلامی و حزب اسلامی قرار گرفته و از دو سال بدینسو به یکی از ناامن‌ترین مناطق کشور مبدل شده است.

دره غوربند که از چهاریکار، مرکز پروان آغاز می‌شود راه اصلی ولایت بامیان است. این دره به دو بخش تقسیم می‌شود: شینوار که بدست حزب اسلامی و افراد عبدالستار خواصی عضو پارلمان و از قومندان‌های پلید این حزب است و سیاگرد که به دست حزب جمعیت و شخص خونخواری به نام آمر ستار است.

پروان در حدود هفتاد کیلومتری شمال کابل، زمانی از مراکز اصلی فرماندهی مسعود بود و گروه‌های چور و چپاول «ائتلاف شمال» از همین ولایت به کابل اعزام می‌شدند. براساس تقسیمات سیاسی و اداری تنظیمی حکومت کرزی، این ولایت سهمیه شورای نظار و جمعیت است. غوربند که متشکل از هجده دره پرخم و پیچ است و صدها هزار خانواده تاجیک، هزاره و پشتون در کنار هم زندگی می‌کنند. در زمان جنگ‌های داخلی میان گروه‌های مجاهدین در دهه هفتاد مثل سایر نقاط افغانستان، این ولسوالی نیز میدان سگ جنگ‌های جمعیت و حزب اسلامی بود و هیچ قریه نیست که در این سال‌ها بیش از صد و یا حتی دو صد قربانی نداده باشند. در سال‌های ١٣٧٠ تا ١٣٧٤ تنها در شینوار، سیاگرد و سرخ و پارسا بیش از ٥٠٠ نفر از جوانان این مناطق در جنگ‌ها میان این دو حزب کشته شده‌اند.

چند نماینده مافیای زمین در افغانستان

چپاول زمین توسط باندهای مافیایی به یکی از مشکلات جدی در جامعه ما مبدل گشته است. تفنگداران و جنگسالاران با حیله و نیرنگ های مختلف زمین های مردم و یا هم زمین های دولتی را به قبضه شان درآورده اند. اینان بالای زمین های غصب شده شهرک میسازند و یا آنرا نمره نموده به قیمت هنگفت بالای مردم به فروش میرسانند. غصب زمین در سراسر افغانستان بارها باعث درگیری های خشونت بار نیز گردیده است.

اکثر قومندانان و به اصطلاح رهبران جهادی در راس مافیای زمین در کشور قرار دارند و اینان این زمین ها را «ثمره جهاد» خوانده برای خود حلال میدانند! زمانی یوسف پشتون وزیر شهرسازی گفته بود که در سراسر کشور بیش از چهار میلیون جریب زمین غصب شده و از قسیم فهیم منحیث رئیس مافیای زمین نام برد.

افراد کشته شده توسط تیروهایی امریکایی

اشغالگران امریکایی چهار کودک را در ولایت لوگر کشتند و دو کودک را زخمی کردند. همچنان سربازان امریکایی در ولایت زابل سه غیر نظامی را که نه با طالبان و نه هم با حکومت رابطه داشتند با خود بردند.

نظامیان امریکایی ساعت ٣ بعد از ظهر روز ٢١ اکتوبر، عملیاتی را در بره‌کی برک لوگر به راه انداختند که در نتیجه بمباردمان هوایی چهار کودک که مصروف چراندن مواشی بودند جان های خود را از دست دادند. نیروهای آیساف نیز کشته شدن کودکان را تایید نموده اند.

در ولایت زابل هم به دلایل نامعلومی سربازان امریکایی وارد یک خانه شده و چهار نفر را با خود برده اند که از سرنوشت سه تن آنان اطلاعی در دست نیست.

پیرم قل جلاد

سال ١٣٧٩ متعلم صنف نهم در لیسه حضرت عمر فاروق ولسوالی رستاق ولایت تخار بودم. در آنزمان مثل امروز جو انارشی در کشور حاکم بود و در رستاق پیرم قل با باند دزدانش حکمروایی داشت. در روز شروع مکتب ما قرار بود پیرم قل شخصا برای افتتاح سال تعلیمی شرکت کند. ما منتظر تشریف آوری این شاهنشاه جنگسالار بودیم. او با بادی گاردهایش که چهره های مضحک و وحشتناک داشتند وارد محوطه مکتب شد. شاگردان به حکم اداره مکتب صف بسته بودند تا سخنرانی این دانشمند قتل و چپاولگری را بشنوند! وقتی پیرم قل به متعلمینی که عده‌ای با پیراهن و تنبان و تعدادی با پتلون و یخن قاق حضور داشتند نظر انداخت بصورت برافروخته گفت، اینهایی که پتلون به تن دارند فردا این لباس کافری را دور انداخته با لباس مسلمانی بیایند آنگاه من به شما سخنرانی خواهم کرد و بدینصورت مراسم افتتاحیه را یکروز به تعویق انداخت.

فردایش که اکثریت با پیراهن و تنبان حضور به هم رسانیده بودند چند تنی هم که بیخبر از روز قبل هنوز مرتکب جرم پتلون پوشی شده بودند از ورود شان به داخل مکتب جلوگرفته شد. مثل روز قبل باز پیرم قل آمد و طی سخنرانی‌اش در کنار تعریف و تمجید از خود و مجاهدینش، گفت «فزیک مزیک را دور بیاندازید، قرآنکریم و مضامین دینی بخوانید که در روز آخرت به درد تان میخورد.»

سرکوب محصلین بوسیله پولیس

در ادامه اعتراضات محصلان پوهنتون تعلیم و تریبه کابل، امروز دوشنبه ١٧ میزان ١٣٩١ (٨ اکتوبر ٢٠١٢) صد ها پولیس ضدشورش به محل تجمع معترضان یورش برده و دهها محصل معترض را دستگیر کرده اند. پولیس به لت و کوب محصلان پرداخته که در نتیجه تعدادی از آنان زخمی شده است.

اعتراض این محصلان وارد بیستیمن روز خود شده است اما حکومت هنوز هم به خواست شان پاسخ مثبت نداده است. در آخرین دیداری که با رئیس جمهور داشتند، کرزی اعتراف کرده که با گذاشتن نام ربانی به این موسسه تعلیمی اشتباه نموده و باعث جنجالهای سیاسی میان محصلان شده است، اما گفته است که پایین کشیدن لوحه حاوی نام برهان الدین ربانی در ید صلاحیت او نیست و در این مورد باید حزب جمعیت اسلامی و شخص صلاح الدین ربانی تصمیم بگیرند .اما وقتی نمایندگان محصلان به صلاح‌الدین رجوع کرده اند با برخورد خشن او مواجه شده جواب گرفته اند که اینکار ناممکن است.

دوسیه‌ی فساد ظاهر اغبر

یک گزارش تازه فاش شده از کمیته المپیک افغانستان حاکیست که از سال ٢٠٠٢ به این سو بیش از ٢٠٠ تن زیر نام ورزشکار به بیرون از افغانستان فرستاده شده و دوباره به کشور باز نه گشته اند. گفته می‌شود نیمی از این افراد در بدل پرداخت پول به مسوولان المپیک و متباقی با واسطه و پیوند های حزبی و سیاسی به خارج از کشور فرستاده شده اند.

در این گزارش که در برخی از رسانه های افغانستان منتشر شده آمده است که این افراد زیر نام ورزشکاران مسلکی و یا هم مربیان به کشور های آسترالیا، اروپا و یا هم امریکا فرار کرده اند. بر بنیاد این گزارش هر یکی از این افراد در بدل پرداخت ٥٠٠٠ تا ١٢٠٠٠ دالر امریکایی موفق به فرار از افغانستان شده اند.

گفته می‌شود شمار زیادی از این افراد در زمان ماموریت انور جگدلک از جنایت کاران جنگی افغانستان، عضو جمعیت اسلامی و والی فعلی قندوز که ریاست کمیته المپیک را بر عهده داشت و ظاهر اغبر رئیس فعلی این کمیته که از یاران و هم حزبی های جگدلک میباشد، از افغانستان بیرون شده اند.

این در حالیست که فغان ورزشکاران افغان از فساد بی‌انتها در این کمیته بلند است و با آنکه در اثر زحمات شخصی تعدادی از جوانان ما، در بعضی رشته های ورزشی افغانستان درخششی در سطح جهان داشته، اما اگر کمیته المپیک بدست عناصر پاک و وطندوست قرار گیرد، افغانستان شانس بزرگی برای کسب افتخارات بیشتر در رشته ورزش را داراست.

usa solider

در اثر بمباردمان هوایی و عملیات زمینی نیروهای ویژه امریکایی به تاریخ ١٧ اسد سال ١٣٩١ در روستای شیشابه‌ای ولسوالی خاشرود ولایت نیمروز در جنوب غرب افغانستان چندین تن از افراد غیر نظامی به شمول کودکان و زنان جان های خود را از دست دادند.

با آنکه نیروهای امریکای کشته شده ها را طالبان می خوانند اما مردم محل به رسانه ها گفته اند که تمامی قربانیان غیر نظامی و بی گناه هستند. حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان به دنبال این رویداد دو روز پیش هیئتی را به منظور بررسی عملیات مشترک قوای ائتلاف و اردوی ملی به این ولایت فرستاد اما تا کنون نیتجه کار این هیئت اعلام نشده است.

این هیئت شامل نمایندگان وزارت امور داخله، امنیت ملی و اداره مستقل ارگانهای محل میباشد. در سالهای اخیر بمباردمان نیروهای امریکایی و حامیان غربی آن در افغانستان افزایش یافته و این مسئله باعث انزجار و تنفر بیشتر در میان مردم شده است. حکومت افغانستان کاریکه در قبال این همه جنایات انجام میدهد تنها تعین هیئت و مطرح کردن آن از طریق رسانه هاست اما هیچگاهی موردی مشخصی از این جنایات به گونه جدی بررسی ویا هم عاملان آن مجازات نشده است. رویداد نیمروز نیز وضعیت بهتر از این نخواهد داشت .

international worker's day

از جانبازی های بیهراس کارگران باید آموخت!

تاریخ جنبش گارگری جهان، دیرینه درخشان دارد و مالامال از اعتراضات و قیام های شکوهمندی است که با خون و عرق آنان نوشته شده است. این جانبازی ها درسهای گرانبهایی به زحمتکشان به میراث گذاشته که اگر متحد بود و اراده کرد، پوزه هر قدرت بزرگی را میتوان بسادگی بخاک مالید.

اولین خواست صنفی کارگران، تحقق هشت ساعت کار و تعطیلات شان، بر میگردد به سال ١٨٥٦ که از طرف پرولتاریای آسترالیا مطرح شد که این روز را با توقف دسته جمعی کار و راه اندازی جلسات سازماندهی کردند. در سال ١٨٧١ قیام كمون پاريس، فرانسه و تمام اروپا را به لرزه درآورد. كارگران پاريس توانستند جامعه را از طريق بدست گيري قدرت سياسي ٧٢ روزه، با خواست از ميان بردن طبقات، هدايت نمايند.این قیام بیرحمانه سرکوب شد.حدود ٣٠٠٠٠ نفر در آن کشته، ٥٠٠٠٠نفر اعدام و زندانی و ٧٠٠٠ نفر تبعید شدند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 93 نفر