به تاریخ ۲۳ دسمبر ۲۰۱۰ ساعت ۳:۴۵ دقیقه بعد از ظهر موتر سراچه سفید رنگ که در مسیر شاهراه شبرغان ـ میمنه در حرکت بود و هفت نفر سواری داشت، توسط هلیکوپتر اشغالگران امریکایی مورد رگبار قرار گرفت.

تمامی وسایط نقلیه با راکبین شان در گوشه‌ای از سرک توقف کردند و تا ختم عملیات از بیم گلوله های نیروهای امریکایی لحظات را در وحشت مرگ سپری نمودند. چند دقیقه بعد همه متوجه شدیم که موتر سراچه هدف اشغالگران بوده که منتج به کشتن پنج هموطن مظلوم ما گردیده است. زخمی شدگان دو تن بودند و چنان عمیق جراحت داشتند که اگر زنده بمانند تفاوتی با مردگان حادثه ندارند. من که از درون موتر جریان را مشاهده مینمودم زخمی ها را در حال جان کندن اسف انگیز در شط خون دیدم و دریغا که در آن صحرا خشک هیچ کمکی به آنان نتوانستیم.

فیاض باشنده گذر خانقاه شهر مزار بود. او ۱۶ سال عمر داشت و در صنف هفتم لیسه شیخ شهاب الدین درس میخواند. فیاض بعد از ختم درس مثل هر جوانی دیگر دلش میخواست تا با جمع هم سن و سالش به بیرون از خانه به سرگرمی و تفریح بپردازد اما قاتلین جان، عزت و ناموس مردم به جان رسیده ما او را با سر کشیدن نخستین شگوفه های زندگی اش پرپر کردند.

۲۴ جدی سال ۱۳۸۹ روز جمعه فیاض به دیدن بازی بزکشی که در جنوب شهر مزار مقابل سیلوی دولتی قرار دارد، رفته بود. در مزار اکثراً جوانان در فصل زمستان بغیر از تماشای بازی بزکشی و نشست های درون خانه تفریح دیگری ندارند آنهم بدلیل نبود مکانی مناسب تفریحی سالم در سرزمین بلاکشیده ما. این بازی درست در زمان خلق و پرچم از دایره یک " بازی عنعنوی " بیرون شد زیرا خادیستان با به میدان آوردن " چپن اندازان " ملیشه ای و وابسته به خاد تا توانستند آنرا به لجن کشانیدند. در امارت تنظیمی ها بزکشی به آدم کشی تحول کرد زیرا نه با پول بلکه با مرمی بازیکنان و مردم را مورد " تفقد نقدی " قیادانه قرار میدادند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 223 نفر