سید شیرآغا منیری نیز به کاروان جان‌باختگان همبستگی پیوست

شهید سید شیرآغا منیری

با تاسف فراوان خبر غمناک دیگری از فراه بدست ما رسید که درندگان طالبی بازهم یکی از اعضای آگاه «حزب همبستگی افغانستان» را در ولسوالی پشت کوه قلعه کاه ولایت فراه به شهادت رسانیده‌اند. به تعقیب جان‌باختن فریده و نوراحمد طی سال جاری، این سومین عضو برجسته حزب همبستگی در این ولسوالی می‌باشد که با قساوت تمام از سوی جنایت‌پیشگان طالبی به شهادت می‌رسد.

سید شیرآغا در خانواده علم‌دوست و دهقان‌پیشه در سال ۱۳۴۳ در قریه کوه‌جر ولسوالی قلعه کاه چشم به جهان گشود. دوره تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در قریه چاه زندان و مرکز ولسوالی قلعه کاه به انجام رسانید و ماهی بیش از ختم تحصیلات ثانوی‌اش در لیسه زراعت فراه نمانده بود که رژیم استبدادی و ضد‌مردمی خلق و پرچم ظهور کرد و سید شیرآغا نیز همسان سایر هموطنانش با از دست‌دادن پدر، اولین ضربه را از سوی مزدوران روسی متقبل شده و ترک تحصیل کرد. از آنجایی که، او فرزند بزرگ فامیل بود بعد از ناپدیدشدن پدر سرپرستی مادر، دو خواهر و دو برادر کوچکش را به دوش گرفته، رهسپار ایران شد و مدتی به کارگری جهت اعاشه و اباته خانواده پرداخت.

قبل از کودتای ننگین هفتم ثور ۱۳۵۷ سید شیرآغا به‌عنوان جوان آگاه و فعال خط سیر مبارزاتی‌اش را در برابر خودفروختگان خلقی و پرچمی روشن نموده و تحت تاثیر اندیشه‌های مترقی استادانش همچون استاد حبیب‌الله خان گجگینی و استاد محمد علم راهش را دریافته بود. بنابراین همانند روشنفکران مردم‌گرا تا آخر عمر بدون هیچ‌گونه ادعای روشنفکرانه و زر‌اندوزی ساده زیست و سنگر عدالت و آزادی‌خواهی را رها نکرد.

با تشکیل «جبهه سادات» عضو فعال آن جبهه گردیده و دوشادوش سایر مبارزان علیه اشغالگران روسی و رژیم دست‌نشانده به جنگ مقاومت ضدروسی پیوست. بعد از یک سلسله مشکلات درونی، «جبهه سادات» به دو بخش تقسیم گردید. بخش مهم این جبهه به «جبهه عمومی سورخاش فراه» مشهور به «جبهه معلمان» ملحق شد که سید شیر‌آغا نیز یکی از افراد کلیدی آن بود. او به‌مثابه فرد فعال و پرکار جبهه در تمام ساحات کاری و عملیاتی به‌طور خستگی‌ناپذیر شرکت می‌جست و مورد تحسین دوستان و همرزمانش قرار می‌گرفت.

با سقوط رژیم مزدور روس و تشکیل حکومت به‌اصطلاح مجاهدین، سید شیر آغا سلاحش را همسان سایر مبارزین راستین به زمین گذاشت و در زادگاهش مصروف معلمی و کشت و کار گردید. بعد از مدتی به‌حیث مامور در بخش مالیات ایفای وظیفه می‌نمود، اما بعدها مدیر آن بخش شد.

وی از ردیف افراد سرشناس منطقه بود و در اکثر موارد با بردباری مسایل مهم قومی و منطقه‌یی را حل‌ و ‌فصل می‌نمود. او با درک دقیق اوضاع، فقر و بی‌سوادی را مادر بسا مشکلات زندگی دانسته، به همین سبب توجه اهالی منطقه را به سوی معارف سمت داده و پس از برگشت از وظیفه داوطلبانه به تدریس شاگردان می‌پرداخت و یا بعضی اوقات به‌جای خانمش با علاقمندی وافر در صنف حاضر گردیده به تدریس و تشویق شاگردان جهت فرا گیری علم پرداخته و با آنان از مشکلات افغانستان و مسایل روز می‌گفت.

سید شیرآغا انسان سخاوتمند، مهربان و بردبار بود. مردم اهالی که با شهادت وی در اندوه غرق اند، نبود او را ضایعه می‌دانند و می‌گویند: او در همه جا انسان پرتلاش بود، زیرا در کنار ماموریت رسمی به زراعت، نگهداری حیوانات و سایر کارهای روزمره پرداخته با مردمش بود و از آن هم پا فرا تر نهاده همدوش خانمش به امور منزل از جاروکشی و آشپزی گرفته تا لباس‌شویی با پیشانی باز سهم می‌گرفت، چیزی که بنا به سنت‌های خرافاتی و افکار متحجر فیودالی تا هنوز متاسفانه کار شرم‌آور و بی‌غیرتی شمرده می‌شود. بنا او به آنانی که تمام هم و غم خانواده را به دوش زنان مظلوم می‌سپارند و فقط امر و نهی می‌کنند، عملا درس سازنده داده‌است.

سرانجام روز یکشنبه (۵ میزان ۱۳۹۳) بعد از ظهر‌‌، هنگامی که سید شیر‌آغا با موترسایکل از ولسوالی به‌سوی خانه‌اش روان بود، توسط دو تن از آدم‌خواران طالبی، به عمر ۵۰ سالگی تیرباران شد.

دشمنان مردم افغانستان که همیشه در کمین افراد صادق و مترقی نشسته‌اند، با قلع و قمع انسان‌های پیشرو و مردم‌گرا اختناق و بربریت را شایع نموده و زمینه را برای مداخله و تجاوز بیگانگان عملا مساعد می‌سازند.

ولسوالی پشت کوه قلعه‌کاه که مرز مشترک با ایران دارد، شامل ناامن‌ترین ولسوالی‌های ولایت فراه است که در آنجا به‌طور سازمان‌یافته قتل‌های گروهی و فردی به گونه وحشتناک جریان دارد. طی یکی دو سال اخیر، در این ولسوالی بیش از یکونیم‌صد تن به‌صورت فجیعانه به قتل رسیده‌اند که ثبت و راجستر دولت می‌باشد.

شایان ذکر است که روز بعد (۶ میزان ۱۳۹۳) در قریه مدبخ جوار قریه کوه جر و چاه زندان عبدالکریم فرزند شریف با دو کودک خرد سالش مورد هجوم وحشیانه طالبان مزدور قرار می‌گیرند. در نتیجه، عبدالکریم و فرزندانش به شهادت رسیدند و پدرش (شریف) با جراحات شدید و غم و اندوه فرزندانش تا اکنون با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند.

«حزب همبستگی افغانستان» که در کنار مردمش حضور فعال دارد، به‌مثابه خار چشم دشمنان رنگارنگ تلقی شده و همیشه مورد تاخت و تاز بی‌رحمانه قرار داشته‌است. حزب همبستگی با ابراز تسلیت عمیق به خانواده و همرزمان شهید سید شیر آغا، مصمما بار دیگر تعهد می‌سپارد که در راه عدالت و آزادی افغانستان جانفشانی نموده با تشدید مبارزه،‌ انتقام خون پاک شیرآغا‌ها، فریده‌ها، نوراحمدها، لعل محمدها و سایر شهدای راه آزادی و دموکراسی را از طالبان وحشی و دیگر غلامان پلید بیگانگان خواهد گرفت.

یاد شهید سید شیرآغا را با مبارزه خستگی‌ناپذیر گرامی می‌داریم!

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 138 نفر