روایت دردناک چپاول مریض‌داران در شفاخانه‌های خصوصی
تصویر با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است.

تداوی برای مردم افغانستان رنج مضاعفی است که بیماران و تیمارداران ناگزیر آن را بر دوش می‌کشند. با هر هموطنی که سر صحبت را باز کنید، از غارت و فساد شفاخانه‌های خصوصی داستان‌های هولناکی بیان می‌کنند. شفاخانه‌های دولتی با پیش کشیدن کمبود ادویه و امکانات، از رسیدگی به مریضان شانه خالی می‌کنند در حالی که شفاخانه‌های خصوصی زیر نام اتاق وی‌آی‌پی، خدمات، پاک‌کاری و خلاصه لیست طویل مصارف، آخرین داشته‌های مردم را به جیب زده و سرانجام جسد مریض را به ورثه‌اش تحویل می‌دهند. در همین رابطه، چشمدید خود را به سایت رسالتمند و افشاگر «همبستگی» می‌فرستم تا مردم از چپاول و دزدی‌هایی که در شفاخانه‌ها جریان دارد، آگاه شوند.

فراه، در چنگال جهالت و فلاکت

نبود فرصت‌های کاری، خشک‌سالی‌های پی‌درپی و فشارهای مضاعف جنایت‌پیشگان طالبی شیرازه زندگی را در ولایت فراه دریده و دامن فقر و محرومیت را گسترش داده است. قرا و قصبات فراوانی در اطراف این ولایت در اثر جنگ‌ها،‌ خشک‌سالی‌ها و کوچیدن اهالی آن به ایران و سایر مناطق، امروز به تلی از ویرانه مبدل شده‌اند.

علاوه بر عوامل فوق که ریشه در ناداری و حاکمیت‌های ضدمردمی دیروز و امروز دارند، محرومیت‌های گوناگون،‌ ناامنی، ‌بیکاری، بی‌سوادی، ‌اعتیاد به مواد مخدر و… فراه را با تمام زمین‌های پهناور و حاصل‌خیز و بندر تجارتی با ایران، چندین سال به عقب سوق داده و زندگی را به دوزخ سوزان مبدل ساخته که در آن بسیاری از خانواده‌ها برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازها با مشکلات فراوان دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

بدخشان، سرزمین رنج با گنج‌های غارت‌شده به دست خاینان و میهن‌فروشان

ولایت بدخشان واقع در شمال شرق افغانستان، سرشار از منابع طبیعی بوده و معادن ارزشمندی چون لاجورد، زمرد، تلا، یاقوت و دیگر مواد معدنی را در دل کوه‌های خود جا داده است. با این همه ثروت و شهرت جهانی در داشتن سنگ‌های نایاب، مردم این ولایت سال‌هاست در فقر، بیکاری و محرومیت به سر برده و به‌ویژه باشندگان روستاها و مناطق دوردست به ابتدایی‌ترین امکانات زندگی نیز دسترسی ندارند.

مردم بدخشان همانند سایر ولایات کشور، در پنج سال حاکمیت طالبان روزبه‌ روز زیر بار بیشتر فقر، ناامیدی و فلاکت فرو رفتند. با وجود سایه تاریک ناداری و بدبختی‌ بر اهالی این ولایت، افراد مسلح گروه طالبان، با زورگویی و چپاول بر گرده‌های مردم سوار شده و منابع سرشار این ولایت را به تاراج می‌برند.

محفل گرامی‌داشت از به جاودانگی پیوستن احمد راتب فقیری

«هواداران حزب همبستگی افغانستان در اروپا» در هفتم جون ۲۰۲۶ مراسم یادبودی را به پاس کار و مبارزه‌ی احمد راتب فقیری برگزار کرد. احمد راتب فقیری یکی از بنیان‌گذاران ما بود که با نهایت اندوه او را در هفتم می ۲۰۲۶ از دست دادیم.

در این برنامه که در شهر هوفددورپ هالند برگزار گردیده بود، خانواده، همرزمان و دوستداران احمد راتب فقیری شرکت ورزیده بودند.

برنامه توسط یکی از همرزمان احمد راتب که در دوران حاکمیت رژیم پوشالی خلق و پرچم، در زندان پلچرخی با وی هم بند بود، گردانندگی می‌شد. وی از رشادت و استقامت احمد راتب زیر شکنجه‌های هولناک دستگاه خاد سخن راند.

فراه ولایتی محصور در فقر و محدودیت

ولایت فراه یکی از وسیع‌ترین ولایات غربی افغانستان که باید بخاطر داشتن زمین‌های وسیع زراعتی، موقعیت تجارتی مهم و ‌مرز مشترک با ایران، در محراق توجه زراعت و تجارت افغانستان قرار می‌داشت، بدبختانه از سال‌ها بدینسو از نگاه توسعه اقتصادی و خدمات زیربنایی به حاشیه رانده شده است.

کمبود امکانات ابتدایی آموزشی، درمانی و شغلی، زندگی مردم را به یک مبارزه روزمره برای بقا تبدیل کرده و ظلم و یکتازی طالبان جانی و خونریز بر آلام و مصیبت‌های این مردم افزوده است.

با آن که فراه بیشتر از دشت‌های خشک و مناطق نیمه‌بیابانی تشکیل شده است اما اگر دولت کارا و مردمی می‌داشتیم تنها با احداث بند آب روی رودخانه فراه که مهم‌ترین منبع آب است، می‌توانست این زمین‌های وسیع را به بزرگ‌ترین منبع تولید گندم و دیگر اقلام زراعتی تبدیل و کشاورزی و دامداری را در این ولایت و مناطق همجوار رونق دهد.

خشم و انزجار مردم امریکا از تجاوز آن‌کشور بر ایران

دولت جنایت‌پیشه و اشغالگر امریکا با رییس‌جمهوران فاسد و خون‌خوارش، یکی از بدنام‌ترین نظام‌های سیاسی جهان به‌شمار می‌رود که همواره خشم و نفرت مردم آزادی‌خواه و ضد استعمار را برانگیخته است. اما پس از حمایت مستقیم از کشتار مردم غزه، افشای اسناد «اپستین» که میزان هولناک فساد اخلاقی مقامات و ابرسرمایه‌داران را برملا ساخت و تجاوز نظامی بر ایران این بار موجی از نارضایتی در درون جامعه امریکا نیز سربرآورده است. با آنکه مزدوران و خاینان ایرانی از جنس رضا شاه، عبدالله مهتدی، حمید تقوایی و... دست به دامن امریکا دراز نموده از این کشور خون‌ریز امید «آزادی» ایران را دارند ولی اکثریت مردم این کشور با برگزاری اعتراضات و راهپیمایی‌ها انزجار خود را از سیستم پوسیده و چهره‌های فاسد آن آشکارا بیان می‌کنند و خواهان توقف جنگ‌های جنایتکارانه اند.

ولسوالی سرخرود،‌ آیینه‌ای از رذالت سردمداران جهادی تا طالبی

سرخرود، یکی از ولسوالی‌های ولایت ننگرهار با زمین‌های حاصل‌خیز و باشندگانی که عمدتا مصروف زراعت، مالداری و خشت‌زنی در کوره‌های خشت‌پزی اند. این ولسوالی با آن‌ که نزدیک مرکز ولایت موقعیت دارد اما همانند سایر مناطق افغانستان از امکانات ابتدایی محروم بوده و مردم آن در فقر و بینوایی به‌سر می‌برند.

با مشاهده زمین‌های سرسبز و حاصل‌خیز تصور می‌شود که باشندگان این مناطق باید از زندگی نسبتا بهتر برخوردار باشند اما با اندکی پرس‌وجو از شرایط زندگی سخت اهالی آن درمی‌یابیم که این حاصلات و سبزیجات که با دستان پینه‌بسته و عرق دهقانان به ‌دست می‌آید، به نرخ بسیار پایین به فروش می‌رسد که حتی اکثرا مصارف بذر و کود را تأمین نمی‌کند و یا گاهی حتی به حدی نرخ پایین دارد که دهقان ناگزیر آن را رایگان در اختیار مردم قرار می‌دهد تا زمین خویش را برای فصل آینده آماده سازد.

روایتی از رنج پنهان اهالی ورس

خارزار، آخرین قریه‌ی دره سرخ‌جوی ولسوالی ورس که با ناهورِ غزنی و بهسودِ میدان وردک هم‌سرحد بوده و با حدود سی‌وپنج خانه، در دل کوهستانی خشن و ناپیوسته جا گرفته که از مسیر کوه، کوتل و سنگلاخ می‌گذرد. همانند سرتاسر افغانستان این ولسوالی بامیان از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی فاصله‌ای عمیق دارد. به روایت شیخ انور، یکی از باشندگان خارزار این منطقه نه ظرفیت مالداری دارد و نه امکان زراعت؛ از برج عقرب تا آخر حمل زمین زیر برف مدفون مانده و زمستان کامل است. در مجموع مردم خارزار تنها سه ماه بهار واقعی را تجربه می‌کنند که حتی آن نیز با ناامنی معیشتی همراه است. در فصل کوتاه برای کشت و کار، زنان هم‌دوش مردان برای تأمین نان خانواده شب روز نمی‌شناسند.

طالبان غرق عیاشی، مردم در فقر و بینوایی

با نصب دوباره طالبان درد و آلام مردم چند برابر شده است، افزایش روز به روز بیکاری، فشار مالیات و پول‌ستانی‌های‌ ظالمانه و برخورد وحشیانه‌ی اینان آخرین امید را از مردمی گرفته که با دستان خالی برای زنده ‌ماندن می‌جنگند. اکثریت صاحبان کسب و کارهای کوچک یا نابود شده‌اند یا در فکر فرار از این جهنم‌ اند. با وجود این همه تیره‌روزی، مقامات طالبان هر روز در مجلل‌ترین رستورانت‌ها غذا می‌خورند و همچو برادران جهادی خود با وقاحت می‌گویند: «با خدا داده‌گان ستیزه مکن!» یا «ما مسوول روزی شما نیستیم!»

این هیولاها که با پول و زور امریکا و غرب بار دیگر بر مردم حاکم شده‌اند، در آغاز برای فریب افکار عمومی چند عکس نمایشی از دسترخوان وزارت‌خانه‌ها و ارگ در رسانه‌ها پخش کردند تا بفریبند که گویا از تجمل و اشرافیت جمهوریت پرفساد کرزی و ع و غ بیزار بوده بجای هفت رقم پلو و گوشت و همان غذای ساده مردم را می‌خورند اما این قیافه‌گیری‌ها خیلی زود پایان یافت. از وزیر گرفته تا رییس و آمر حوزه همگی چاشت و شب به مجلل‌ترین مکان‌ها برای صرف نان می‌روند.

چندی پیش یوتیوبر مشهور امریکایی به نام «سنی» طی سفری به افغانستان، به رستورانت «ضیافت» شهرنو کابل رفته و مینیویی را نشان داد که یک غذایش ۲۴۴۰۰ افغانی قیمت داشت. او با تعجب گفت:

«با آن‌ که در هر گوشه این شهر انسان‌های فقیر و بینوا دیده می‌شوند در اینجا هوتل میلیونرها هم وجود دارد، نمی‌دانم چه کسانی در آن غذا می‌خورند!»

عیاشی طالبان در هوتل‌های مجلل

در پایان سخنانش کامره، طالب مسلحی را نشان می‌دهد که پس از صرف نان در حال بیرون رفتن از ضیافت است.

بخاطر دریدن نقاب دروغین «خادمان مردم» که سران طالبان به چهره دارند به چند رستورانت مشهور شهر کابل سر زدم. به هر کدامی که داخل شدم فقط طالبان با ریش و لُنگی و شکم‌های برآمده دور میزها نشسته‌ و خوراک‌های گران‌قیمت سفارش داده‌ و بیشترشان مشغول لقمه زدن «مُلُنگ» و «ماهیچه» و کراهی می‌باشند. در بیرون ده‌ها کودک زباله‌گرد و گدای گرسنه ایستاده‌ و با حسرت به سوی این حاکمان ستم‌پیشه نگاه می‌کنند تا نان پس‌مانده و یا هم مقداری پول به دست آرند ولی وقتی این درندگان از رستورانت بیرون می‌آیند، با همان بینوایان چنان برخورد تحقیرآمیز می‌کنند که دیدنش دل انسان را می‌لرزاند.

تیم صحی حزب همبستگی در کنر

مردم افغانستان زیر سلطه طالبان جانی نه تنها با فقر، بیکاری و محرومیت دست‌وپنجه نرم می‌کنند بلکه جهالت و اخوان‌زدگی طی نیم قرن، تمامی ولایات و مخصوصا مناطق شرقی کشور را در تاریکی محض فرو برده و گرفتار نگون‌بختی ویرانگر نموده است. باشندگان مناطق زلزله‌های اخیر در شرق افغانستان که‌ نه زمین کافی برای زراعت دارند و نه مالداری، از محروم‌ترین‌های جامعه ما اند و طی سالیان به مثابه گوشت دم‌توپ، قربانی سیاست‌های پلید اشغالگران، دولت‌های پوشالی و بنیادگرایان اخوانی، وهابی، سلفی، داعشی، طالبی و هجوم طالبان پاکستانی گشته و امنیت و پیشرفت و آسایش را به کلی فراموش نموده‌اند. در چنین شرایط فاجعه‌باری، بلایای طبیعی نیز از همین مردم بینوا و بسته به زنجیر استبداد قربانی ‌گرفت؛ زلزله‌های پی‌درپی در ولایات کنر و ننگرهار و نورستان و لغمان،‌ نزدیک به ۳۰۰۰ قربانی گرفته و هزاران‌ خانواده دیگر را بی‌خانمان و غرق در سوگ و ماتم عزیزان شان ساخت.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 82 نفر