داستان تلخ کوچ اجباری و مصادره زمین مردم رشک توسط کوچی‌های طالبی

کوچ اجباری مردم قریه رشک

کوچ اجباری مردم قریه رشک، ولسوالی پنجاب ولایت بامیان داستان دردناکی‌است که انعکاس رسانه‌ای چندانی نداشت. به همین دلیل تلاش کردم که با تحقیق و گفتگو با قربانیان و دسترسی به اسناد، چون و چرای این بی‌عدالتی نسبت به مردم ستمکش را دریافته و برای انتشار در سایت آگاهی‌بخش حزب همبستگی افغانستان ارسال نمایم.

در اکثر مناطق هزاره‌جات، درگیری‌هایی بین کوچی‌های مسلح و مردم محل، که نسل‌اندرنسل آنجا زیسته اند، روی داده است. طالبان با حمایت از کوچی‌ها و عدم رسیدگی عادلانه به قضایا، عملا تضادهای قومی را شعله‌ور ساخته و زمینه‌ساز خشونت و بینوایی دهقانان ستمدیده گردیده اند.

پس از آن‌که طالبان محلی کاشانه‌های محقر و زمین دهقانان بینوای قریه رشک را به زور تفنگ از چنگ‌شان بیرون کشید، اهالی قریه با پشتاره‌ای از درد و رنج در گوشه و کنار بامیان پراکنده شدند. نه نشانی از آنان مانده بود و نه راهی برای تماس، چرا که هراس از فشار طالبی برای امضای اسناد تحمیلی، مجبور شان ساخت که در فقر کشنده برای مخفی‌شدن از تفنگ‌‌داران طالب نیز زجر مضاعف را متحمل گردند.

پس از هفته‌ها تلاش، توانستم با دو تن از وارثان رشک هم‌صحبت گردم، دو صدای شکسته اما استوار که حاضر شدند از درد و رنج خود سخن بگویند. این مصاحبه، بازخوانی یک زخم باز و فریاد خاموش از عدالت لگدمال‌شده است. به دلیل نگرانی از امنیت جانی‌اش، او نمی‌خواهد نامش در گزارش ذکر گردد.

او می‌گوید:

«در سال ۱۳۳۶، شخص بنام سرور خان، مشهور به «سرور خان روباه»، نیم دفتر زمین از جمع پنج دفتر زمین قریه رشک که جز ملکیت مورثی خانم‌اش یعنی نیک‌بخت نام را به شخص حضرت محمد خان کوچی می‌فروشد.

بعد، طبق سند نمبر ۱۶۸۸/۹ مورخ ۱۳۳۷/۶/۵، حضرت محمد خان کوچی، کُلِ پنج دفتر زمین قریه رشک را به شاه گُل خان کوچی و حاجی نواز خان کوچی به فروش می‌رساند. این زمین، بعداً در سال ۱۳۴۹، بالای ۲۷ نفر دیگر نیز فروخته می‌شود.

در این جا، سند اولی که حضرت محمد از سرور خان روباه، آن نیم دفتر زمین را خریداری کرده بود، وجود ندارد. و تا حال، آن سند را کوچی‌ها به محکمه ارایه نکردند. صرف سند اصلی آنان، همان سند نمبر ۱۶۸۹/۹ سال ۱۳۳۷ است، که حضرت محمد، پنج دفتر زمین رشک را به دو تن کوچی دیگر فروخته اند.

سند حضرت محمد
سند حضرت محمد

در جریان دعوا و محکمه، مهم‌ترین سوالِ که به عنوان وارثان اصلی پنج دفتر زمین قریه رشک داشتیم این بود، که حضرت محمد خان کوچی، این پنج دفتر زمین قریه رشک را از کجا کرده؟ آیا این زمین مورثی‌اش می‌باشد؟ یا زمین زرخرید اش؟ در هر حالت، کوچی‌های طرف دعوا، باید آن سندِ را نزد محکمه ارایه و آشکار کنند. در متن سند که حضرت محمد خان کوچی به اینان داده، از مورثی بودن و یا زرخرید بودن زمین اشاره‌‌ای نشده است. این موضوع بیانگر اینست که سند در دست داشته کوچی‌ها، فاقد اعتبار حقوقی می‌باشد. که با تأسف محکمه طالبی و کمیسیون حل منازعه کوچی‌ها و ده‌نشینان به این موضوعات از روی عمد، توجه نکردند و یک جانبه و ظالمانه و بدون توجه به اسناد ما بر اساس همان سند بی‌بنیاد حضرت محمد خان کوچی، به نفع کوچی‌ها فیصله کرده‌اند.

بعد از سال ۱۳۳۷، منازعه کوچی‌ها با اَهالی این قریه شروع می‌شود. تا اینکه در سال ۱۳۵۰، یک اِبرأ خط شرعی توسط عوض بخش علی برادر خونی نیک‌بخت نام، که این زن خانم سرور خان روباه بوده، به شاه گل خان کوچی و حاجی نواز خان کوچی در حضور محکمه آن زمان داده می‌شود. در آن اِبرأ خط، فقط نیم دفتر زمین از طرف عوض بخش علی که وکالت رسمی مادرش یعنی سکینه نام را داشت، اعتراف گردیده است. شاه گل خان و حاجی نواز خان کوچی که دیگر سند معتبر مبنی بر پنج دفتر زمین که ادعا داشت، ارایه نمی‌تواند. به ناچار، اِبرأ خط نیم دفتر زمین را قبول کرده و شصت و امضا می‌کند و محکمه آن زمان نیز مهر نموده و این منازعه حقوقی در ظاهر پایان می‌یابد.

ابرا خط عوض بخش علی
اِبرأ خط عوض بخش علی

با گذشت دو سال از حل منازعه، در سال ۱۳۵۲، شب هنگام کوچی‌های مسلح به اهالی رشک یورش برده و عوض بخش علی را اختطاف می‌کنند و اموال شان را به یغما می‌برند. بعداً کوچی‌ها اعتراف کردند که وی را به قتل رسانده اند. متاسفانه جسدش را به ما تحویل نداده و فعلا از آن مقتول، هیچ مقبره‌ای در دست نیست. خانواده این مقتول چندین بار از خون ریخته شده دادخواهی کردند ولی هیچ نتیجه‌ای نگرفتند. با وجودی که کل مردم پشته غرغری پنجاب به جواب استعلام محکمه آن زمان پاسخ دادند که عوض بخش علی توسط کوچی‌ها به قتل رسیده و اموال و دارایی شان را غارت کردند.

بعد از آن قتل، کوچی‌ها پراکنده شدند. تا این‌که بیست و چهار سال بعد، یعنی در دوران اول حکومت طالبان، برگشتند و اَهالی قریه رشک را تحت فشار قرار داده و ادعا می‌کنند که پنج دفتر زمین قریه رشک متعلق به آنان است و باید اجاره آن را بپردازند. بالاخره با استفاده از قدرت طالبان با زور و ارعاب شصت و امضای اهالی قریه را پای اجاره خط پنج دفتر زمین می‌گیرند و سالیانه اجاره زمین را دریافت می‌کردند. ما برعلاوه اینکه بدون رضایت و با جبر و فشارهای طالبان و کوچی‌ها اجاره می‌پرداختم، به دولت نیز مالیه می‌دادیم. حدوداً از سال ۱۳۲۲ تا سال ۱۳۵۴، مسلسل مالیه پرداخت کردیم و حتا بعد از آن نیز به طور غیرمنظم مالیه زمین را می‌دادیم.

سند پرداخت مالیه
اسناد پرداخت مالیه توسط مردم رشک

ما اهالی قریه رشک نسل اندر نسل با عذاب و رنج زندگی کردیم. از یک طرف فقر و محرومیت و مالیه‌های سنگین دولت و از طرف دیگر ظلم و تجاوز و غارت کوچی‌ها در طول این دوران. تا اینکه حکومت دور اول طالبان سقوط کرد و کوچی‌ها نیز به این قریه برنگشتند.

بعد از گذشت بیست سال، با روی کار آمدن دوباره طالبان، سر و کله کوچی‌ها نیز پیدا شد و بار دیگر درد و رنج‌های ما تازه شدند.

اما این‌بار، ما وارثان و نسل جدید رشک که زخم‌های گذشته هنوز التیام نیافته بود در برابر غارت‌گری و زورگویی کوچی‌ها تا جایی‌که ممکن بود مقاومت کردیم و خانه و زمین مورثی خویش را به آنان واگذار نکردیم.

بالاخره دعوای ما بالا گرفت و در نهایت عبدالله سرحدی، والی طالبان دربامیان کمیسیون حل منازعه را در سال ۱۴۰۱ تشکیل داد تا به این قضیه رسیدگی شود. این کمیسیون با حضور حاجی تاتا، یکی از کوچی‌ها که خود طرف‌ دعوا بود تشکیل شد.

کمیسیون یک جانبه و بدون تحقیق و بررسی اسناد به نفع کوچی‌ها فیصله داد و مردم رشک را غاصبان زمین خوانده و حکم کوچ آنان را صادر کرد.»

در این پیوند، یک تن از اعضای پیشین کمیسیون طی مصاحبه‌ای گفت:

«در ترکیب کمیسیون ۱۱ نفر از کوچی نماینده بود و ۹ نفر دیگر از هزاره‌ها عضو این کمیسیون بودند. این کمیسیون که ما عضویت آن را داشتیم، بدون تحقیق و بررسی اسناد طرفین و مطابقت آن در ساحه، به نفع کوچی‌ها فیصله دادند. که آن فیصله نامه را قبلا عضو کمیسیون جناب تاتا، که خودش طرف دعوا نیز بود ترتیب داده و بعد به اعضای کمیسیون جهت امضا پیشکش نمودند. که این امر باعث تنش بین اعضای کمیسیون می‌شود. بالاخره هفت نفر از اعضای کمیسیون فیصله‌نامه را مغرضانه و یک‌طرفه خوانده و جلسه را ترک کردند. بعد این هفت نفر به حضور عبدالله سرحدی والی این ولایت می‌روند. در آن‌جا نیز تحت فشار والی قرار گرفته و یک تن از آنها به دلیل مقاومت در برابر تصمیم والی مدت کوتاهی زندانی می‌گردد و بعد به وساطت دیگر اعضای کمیسیون آزاد می‌شود که سرانجام این هفت تن از کمیسیون استعفا دادند.

بعد از آن اعضای باقی مانده کمیسیون بخاطر تطبیق فیصله‌نامه حکم کوچ اهالی آن قریه را صادر می‌کنند. اما این فیصله‌نامه از طرف اهالی رشک ظالمانه خوانده شده و در برابر آن مقاومت می‌کنند.»

فیصله کمیسیون
فیصله کمیسیون بدون تحقیق و بررسی اسناد طرفین و مطابقت آن در ساحه، به نفع کوچی‌ها.

در ادامه‌ی مستندسازی این فاجعه، یکی دیگر از اهالی رشک که به‌دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت:

«ما آن فیصله را قبول نکردیم و طی عریضه رسمی خواهان بررسی مجدد از سوی محکمه شدیم.

اما محکمه ابتداییه پنجاب و بعد محکمه مرافعه ولایت بامیان نیز بدون بررسی دقیق و صحیح اسناد طرفین، فیصله را به نفع کوچی‌ها انجام دادند.

به تاریخ ۶ اسد ۱۴۰۴، اعضای محلی طالبان و تعدادی از کوچی‌های مسلح جهت تطبیق حکم به قریه حضور یافتند و ما را با زور تفنگ و خشونت از خانه‌های مان بیرون کشیدند. چون سرپناهی نداشتم در اطراف قریه خیمه بر پا کردیم.

یک هفته بعد والی بامیان طی سفری که به ولسوالی پنجاب داشت به نیروهای مسلح ولسوالی پنجاب دستور داد که از کودک و زن گرفته تا پیر و جوان اهالی رشک را دست‌بند زده بیاورید و تحت فشار قرار دهید تا پای فیصله‌نامه محکمه شصت نموده و رسماً زمین به کوچی‌ها انتقال یابد.

وقتی ما از این موضوع آگاه شدیم، قبل از آمدن نیروهای طالبان ساحه را ترک کردیم که تا امروز مخفیانه زندگی می‌کنیم. همه‌ی ما تحت تعقیب نیروهای طالبان هستیم. از کار و بار ماندیم، کشت و زراعت ما به دست همسایه‌هاست که چند روز قبل کوچی‌ها همسایه‌های ما را تحت فشار قرار داده اند که محصولات را جمع‌آوری و تسلیم آنان نمایند.

کودکان ما از مکتب باز ماندند و وضعیت زندگی ما بحرانی است و هیچ منبع درآمد نداریم. کم کم به فصل زمستان نزدیک می‌شویم و نگرانی‌های ما نیز بیشتر می‌شود که بدون غذا و امکانات اولیه چطور زندگی کنیم؟»

اخراج اجباری اهالی قریه رشک
اهالی قریه رشک به دستور عبدالله سرحدی، والی بامیان به‌گونه اجباری از خانه‌های‌شان اخراج شدند.

این در حالی‌ست که دیگر قریه‌های پشته غرغری) توبک، نوگدی، حوض محمود، غوچ نو، زندوبیگ، گُلی، قاش و غوج‌نو) نیز زیر چرخ ظلم کوچی‌های مسلح و فشار سازمان‌یافته‌ی طالبان نفس می‌کشند. زمین‌های مورثی مردم یکی‌یکی به تاراج می‌روند.

یکی از باشندگان قریه نوگدی در تماس تلفنی گفت:

«ما در مقابل این تجاوز و غارت‌گری مقاومت کردیم ولی به دلیل لت و کوب‌ وحشیانه کوچی‌ها و نیروهای محلی طالبان، مجبور شدیم که از زمین‌ها خود دست بکشیم و سالانه‌ اجاره زمین را به کوچی‌ها پرداخت نماییم. در ۱۱ میزان سال ۱۴۰۲، به تعداد ۹ تن از قریه‌های مختلف (حوض محمود، بازار گلی، نوگدای...) به ولسوالی پنجاب خواسته شدیم و با شلاق و کیبل شصت ما را پای سند تسلیم‌دهی زمین گرفتند.»

این تنها گوشه‌ی کوچک از ستم و جبر کوچی‌های مسلح تحت حمایت طالبان علیه مردم درددیده و زحمتکش است.

عبدالله سرحدی، والی منفور طالبان با همدستی «عالم»، معاون شاروالی بخش‌هایی از زمین‌های مردم بی‌دفاع نوآباد (قل‌روباه) را که دارای اسناد معتبر ملکیت بودند با بی‌شرمی غصب نموده و به فروش رسانیده‌اند.

اکنون درین زمین‌های اشغال شده مارکیت‌های تجارتی و بلندمنزل برافراشته اند، نمادهایی سنگی از معامله‌ای که نه قانون آن را تأیید می‌کند، نه وجدان انسانی آن را تاب می‌آورد.

زمین غصب شده توسط والی بامیان

در سرزمینی که قرن‌هاست خون با خاک آمیخته است اکنون حتی حق گریستن نیز از مردم دریغ شده است. رشک، تنها نام یک قریه نیست بلکه پاره‌ای از حافظه‌ی جمعی مردم است که قرن‌ها در لبه فراموشی زیسته اند و حالا نیز باید در حاشیه ظلم سکوت کنند یا قربانی شوند.

از کوچ اجباری مردم رشک گرفته تا لت وکوب، بازداشت و شکنجه‌ی دهقانان و بی‌صدایان در قریه‌های پشته غرغری، از تهدید به شصت‌گیری‌های محکمه تا امضای ورق‌پاره‌های از پیش نوشته شده، از غصب زمین‌های نوآباد در قلب بامیان توسط عبدالله سرحدی تا فروش خاینانه آن به نام اشخاصی که بر استخوان مردم مارکیت‌های شیک بالا کردند، همه چیز گواه یک پروژه ساختاری ستم است که ادامه دارد.

رهایی واقعی نه از دوحه و اسلام‌آباد می‌آید، نه از ژنیو و نیویارک بلکه تنها از دل آگاهی، وحدت و خیزش عمومی زاده می‌شود.

بیایید پیش از آنکه خاک مان را، نام مان را، تاریخ مان را و انسانیت مان را از ما بگیرند زنجیر ستم را با دست‌های پینه بسته خود بشکنیم.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 269 نفر