- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

شاید بارها با این سخن معروف دسموند توتو الهیدان افریقای جنوبی برخورده باشید: «وقتی مبلغین به افریقا آمدند، آنان کتاب مقدس را داشتند و ما زمین. گفتند: "بیایید دعا کنیم" ما چشمانمان را بستیم؛ وقتی چشم گشودیم، ما کتاب مقدس را داشتیم و آنان زمین را.»
این روایت به زمانی برمیگردد که استعمار بلژیک با ترویج مسیحیت و اعمار مدارس مذهبی، مردم کانگو را در گرداب خرافات فرو برد تا بتواند بیدریغ منابع طبیعی و داراییهای ملت در بند را به تاراج برد. پس از آن که در قرن نزدهم هنری مورتون استنلی روزنامهنگار و جستجوگر امریکایی-انگلیسی از ثروتهای طبیعی این سرزمین پرده برداشت، لئوپولد دوم، بدنامترین و سفاکترین شاه بلژیک با یورش و قتلعام بیش از ده میلیون انسان سیاهپوست، برای سالیان متمادی کانگو را تحت سلطه سبعانهاش نگه داشت.
- توضیحات
- نویسنده: میرویس
- رده: مقالات

احمد سعدات در سال ۱۹۵۳ در شهر البیره نزدیک رامالله در کرانه باختری به دنیا آمد. او با فعالیت در «جنبش محصلان فلسطین» بیشتر به سیاست علاقمند و در سال ۱۹۶۹، تنها دو سال پس از تأسیس «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» به رهبری جورج حبش، به آن پیوست. سعدات در گفتگویی با سایت «مبارزه کنید» چنین روایت میکند:
«زندگیام در مقاومت ملی از سال ۱۹۶۷ آغاز شد، همان سالی که کرانه باختری و نوار غزه به اشغال صهیونیستها درآمد. همان زمان به "اتحادیه محصلان فلسطین" وابسته به جبهه خلق پیوستم و سپس در سال ۱۹۶۹ رسماً عضویت جبهه را به دست آوردم. انگیزهام برای رو آوردن به مبارزه ملی، جنگیدن علیه اشغال صهیونیستی بود. در آن دوره فضای عمومی فلسطین به شدت زیر تأثیر اندیشههای ناسیونالیستی ناصر قرار داشت و همین امر مرا به انتخاب جبهه خلق بر سایر سازمانها سوق داد.
- توضیحات
- نویسنده: میرویس
- رده: مقالات

محمد محمود مصلحالاسود زاده ۶ جنوری ۱۹۴۳ در حیفا، تنها دو ساله بود که از خانهاش اخراج و به اردوگاه پناهندگان شاطی منتقل گردید، جایی که پرورش یافته و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان رساند. برای ادامه تحصیل به مصر رفت اما به علت ناتوانی مالی خانوادهاش پس از یک سال به غزه برگشت و با ادامه زندگی بهعنوان یک کارگر ساده، به مبارزه جمعی نیز پیوست.
در سال ۱۹۵۹ وقتی الاسود ۱۳ سال داشت ارنستو چهگوارا، انقلابی مارکسیست کیوبا که به دعوت جمال عبدالناصر به نوار غزه آمده بود ضمن بازدید از اردوگاه البریج، از مصطفی ابومیدیان پرسید:
- توضیحات
- نویسنده: نوید نابدل
- رده: مقالات

غزه در نتیجهی نسلکشی و قتلعام هولناک صهیونیزم به همدستی امپریالیستهای غربی نه تنها برای دو میلیون انسان ستمدیده اما مقاوم و مبارزش به مسلخ بدل شده است بلکه بزرگترین قتلگاه خبرنگاران گشته است. تاکنون بیش از ۲۵۰ خبرنگار در اثر وحشیگری و حملات ددمنشانهی اسراییل به شهادت رسیدهاند. این خبرنگاران با روحیهای بلند و جانبازی بیمانند، آگاهانه در جهنم غزه ماندند، جان خود را قربان کردند تا حقیقت را به جهانیان برسانند. آنان با تعهد الهامبخش و اسطورهای زیر بمب و گلوله و در قحطی مرگبار دست از تلاش برنداشتند تا پرده از چهرهی خونبار و بربریت صهیونیزم بردارند، همان حقیقتی که رسانههای جریان مسلط میکوشیدند بر آن پرده بیندازند و با تبلیغات دروغین خون و رنج مردم فلسطین را پنهان سازند.
- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

«کسانی که تاب زندان و شکنجه را میآورند، نمیتوان ترساند و آنانی را که هراسی از مرگ ندارند، نمیتوان سرکوب کرد.»
محمد مسعود
در جهان بیشمار مبارزان و انقلابیونی بوده و هنوز هستند که از کورههای داغ مبارزه، شکنجه و زندان سرافراز برآمده و نه تنها خمی بر ابرو نیاوردهاند بلکه با کینه شدید، عزم راسخ، شور سوزان و تعهد خللناپذیرتر به راه و آرمان خویش ادامه دادهاند. اما در افغانستان با آن که شمار زیادی از مبارزان با نثار خون شان در برابر شکنجههای جلادان خاد با مقاومت افسانوی تا آخر راز تشکیلات و رفقای خود را افشا ننموده و به سوگند و راه شان وفادار ماندند ولی متاسفانه عدهای از نویسندگان، شاعران و مدعیان چپ یا در زندان به دشمن تسلیم شدند و یا هم به مجرد رهایی با پشت کردن به گذشتهی درخشان مبارزاتی خویش، در دام یأس گرفتار و در برابر دشمن به زانو درآمدند. برخی هم چنان خنثی، بیروحیه و تسلیمطلب شدند که برای شستن گذشته پرافتخار شعلهای و مبارزاتی خود آن را «نجاستخواری» خواندند، با قاتلان رفقای خود همآغوش شدند، شعر و قلم شان را در خدمت میهنفروشان جهادی گذاشتند، حتی به حج رفته و یا هم در کنج مساجد به اعتکاف نشستند، و.... بیگمان یکی از عوامل رکود جنبش چپ در افغانستان چنین خیانتهای آشکار، خنثیگری، تسلیمطلبی و پشت کردن به آرمانهای انقلابی میباشد که ضربه سهمگینی بر روحیه نسل جوان نیز وارد کرده است.
این وظیفه ماست تا ضمن افشای عناصر تسلیمطلب و عمال دشمن، از نمونههای درخشان استواری و جانبازی آموخته و آنان را چون مشعلهای فروزان راه خود قرار دهیم. اشرف دهقانی، خالده جرار، مروان برغوثی و جورج ابراهیم عبدالله نمونههای برجستهای اند که دشمن با شکنجه و توهین و تحقیر جسم آنان را زخمی و ضعیف ساخت اما هرگز نتوانست روحیه و اراده پولادینشان را درهم شکند.
- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

بعد از شهادت پاتریس لومومبا ستاره سرخ نامدار قاره افریقا توسط سیا، نلسن ماندلا، آگوستینو نیتو، امیلکار کابرال، جمال ناصر، توماس سانکارا و اکنون ابراهیم تراوره از ژرفای قارهی سوخته و ستمدیدهی و غرق در رنج و بردگی افریقا، چون شعلههای بیداری سر برآورده و به مثابه فرزندان راستین خلقهای شان آراسته با آگاهی طبقاتی و لبریز از کینه عمیق ضد استعمار و استثمار، علیه امپریالیزم برخاستند تا یوغ وابستگی و ذلت و تحقیر بر گردن ملتهای خود را بشکنند. مقام و قدرت این انقلابیون را نفریفت؛ سانکارا و لومومبا و کابرال تا واپسین قطرهی خون و بقیه هم تا آخرین رمق حیات، در صف مردم مانده و پرچم رهایی ملی و برابری را بر سینه فشرده نگهداشتند.
اگر آن فرزندان همیشه وفادار به توده و چشمانداز استقلال و دموکراسی و عدالت اجتماعی، همچون نشتری در گلوی امپریالیزم غرب میخلیدند، وطنفروشان تبهکار، کرزی، اشرف غنی، سیاف، محمد محقق، عمر زاخیلوال، قانونی، خلیلی، دوستم، گلبدین، عطا محمد، فاروق وردک، ضیا مسعود، اسماعیل خان، انورالحق احدی، احمد مسعود و... به علاوه زنان زینتالمجلسی آنان را ببینیم (اگرچه این قیاس به توهینی به قهرمانان افریقایی است) که زمانی بر سر انگشتان سیا جاگزین طالبان شدند و امروز هم بدون آن رشته دیرین خاینانه، بقایی سیاسی نخواهند داشت، چنان وقیح و چشمپاره اند که به اشاره امریکا مجددا ولو آویزان بر لِنگ سراج حقانی یا سرقاتل دیگری از برادران طالبی خود تا هنگام محاکمه و مردار شدن راضی میباشند.
بگذار با پف شدن این داغهای ننگ و سایر دشمنان آزادی و ترقی ما، خجسته قیام مردم افغانستان نام و نشان سانکاراها، لومومباها، کابریلها، آگوستینو نیتوها، جانباختگان قهرمان فلسطینی و... پرچم غرور و افتخار مبارزان انقلابی ما باشد!
- توضیحات
- نویسنده: مریم مروه
- رده: مقالات

با وجود تهدید، سانسور، فشار، بازداشت و اخراج محصلان توسط دولت امریکا برای خاموش ساختن صدای حقطلبانهی دفاع از فلسطین در پوهنتونهای این کشور، موج بیداری و شرافت در میان نسل جوان فروکش نکرده است. هر روز جوانان آگاه و باوجدان با بیاعتنایی به این قیدوبندهای استعماری صدای شان را بلندتر از پیش به گوش جهان میرسانند. سخنرانی میغا ویموری در پوهنتون نامدار تخنیکی ماساچوست (MIT) نمونه تازهای از این مقاومت است.
میغا ویموری، امریکایی هندیالاصل، ريیس صنف پوهنتون ایم.آی.تی به تاریخ ۲۹ می ۲۰۲۵ از فرصت سخنرانی فراغت خود استفاده کرد تا نسلکشی امریکا-اسراییل در غزه و همدستی امپریالیستها در آن را افشا کند.
- توضیحات
- نویسنده: میرویس
- رده: مقالات

خوزه «پهپه» آلبرتو موخیکا کوردانو در ۲۰ می ۱۹۳۵ در مونتهویدیو، پایتخت یوروگوای زاده شد. آموزش ابتدایی را در مکتبهای دولتی کسب کرد ولی نتوانست دوره متوسط را به پایان رسانده و به پوهنتون راه یابد. او خیلی زود وارد فعالیتهای سیاسی شده و در جوانی به حزب ملی، یکی از احزاب راستگرای یوروگوای پیوسته و با کار به عنوان منشی جوانان، استعداد سیاسیاش را به نمایش گذاشت. برخورد با دیدگاههای ارتجاعی حزب نامبرده و تاثیر انقلاب کیوبا، سبب شد تا موخیکا در سال ۱۹۶۲ از آن جدا گشته و با جمعی از نیروهای چپگرا، حزب سوسیالیستی «اتحاد مردمی» را بنیان گذارد.
- توضیحات
- نویسنده: نوید نابدل
- رده: مقالات

حسن اصلیح، خبرنگار متعهد و «نماد روزنامهنگاری در فلسطین»، در ۱۳ می ۲۰۲۵ در پی حمله جنایتکاران صهیونیستی بر شفاخانه ناصر در خانیونس به شهادت رسید. او که در ۱۰ اپریل ۲۰۲۵ بر اثر بمباران اسراییلی زخمی شده بود، در بخش سوختگی این مرکز صحی تحت تداوی قرار داشت که هدف حملهای عمدی واقع شد. حسن اصلیح از نخستین روزهای یورش اسراییل بر غزه، در خط مقدم اطلاعرسانی ایستاد و با کمره و قلمش، حقیقت را به جهان میرساند. او نهتنها به یکی از چهرههای معتبر رسانهای، بلکه به سند زندهای از جنایات اشغالگران بدل شد.
دولت فاشیستی اسراییل که از افشاگریهای اصلیح در خشم و هراس بود، در می ۲۰۲۴ نیز تلاش نمود تا او را ترور کند و خانهاش در خانیونس را با راکت زد. سخنگوی ارتش اسراییل، مدعی شد که اصلیح «عضو لوای خانیونس از گردانهای قسام وابسته به حماس» بوده و در عملیات ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ سهم داشته است.
جبهه خلق برای آزادی فلسطین (PFLP) با تسلیت به مناسبت شهادت این خبرنگار، تروراش را «جنایت جنگی بزدلانه» خواند و اعلام نمود: «آماج این دشمن نهتنها انسان و سنگ است، بلکه برای خاموش ساختن صدای آزادیخواهان نیز از هیچ جنایتی دریغ نمیکند.»
در اعلامیه آمده است:
«جبهه خلق برای آزادی فلسطین، شهادت فرزند جانفدای فلسطین و حقیقت، خبرنگار و چهره برجسته رسانهای، حسن اصلیح را که صبح امروز توسط طیارههای اشغالگران صهیونیست در داخل شفاخانه ناصر خانیونس، هنگام تداوی به شهادت رسید، تسلیت میگوید. این جنایت خایفانه یکبار دیگر نشان داد که دشمن از ترور کلمه و سرکوب آزادی ابایی ندارد.
ما با درود به قهرمان شهید اصلیح و دیگر خبرنگاران شهید این جنگ، تاکید میورزیم که کلمهی آزادی را نمیتوان به گلوله بست و صدای حقیقت، قویتر از راکتهای اشغالگران باقی خواهد ماند.»
حماس نیز در بیانیهای ترور اصلیح را محکوم کرد:
«ترور اصلیح، نقض آشکار تمام قوانین بینالمللی و اصول بشردوستانه و بیانگر ورشکستگی اخلاقی و رسانهای اشغالگران میباشد.»
از آغاز تهاجم اسراییل بر غزه، تا کنون ۲۱۵ خبرنگار فلسطینی جان باخته اند؛ آماری که از تعداد کشتهشدگان خبرنگاران در جنگ جهانی دوم، جنگ ویتنام و جنگ افغانستان بسیار بیشتر است. در جنگ جهانی دوم ۶۹ تن، در جنگ ویتنام ۶۳ خبرنگار و در جریان اشغال افغانستان از سوی امریکا تا سال ۲۰۲۱، ۸۰ خبرنگار جان دادهاند. با درنظر گرفتن وسعت و نفوس غزه، شمار خبرنگاران شهید در این سرزمین، بالاترین در جهان محسوب میشود.

از آغاز تهاجم اسراییل بر غزه، تا کنون ۲۱۵ خبرنگار فلسطینی جان باخته اند.
رژیمهای امپریالیستی در حالیکه خبرنگاران افشاگر و وفادار به امر فلسطین را کشته یا به زندان میفرستند، مزدبگیران رسانهای شان را نوازش داده، مهمان قصر سفید کرده، و برایشان جوایز تدارک میبینند تا آنان را به دست آموزانی برای تبلیغ و پیشبرد سیاستهای خود تبدیل کنند. ما در مطلب «"طلوع"، "آمو" و سایر رسانههای جیرهخوار "سیا" یتیم شدند!» نوشتیم که با قطع کمکهای امریکا رسانههای معین افغانی بیپدر شدند. اما این همیشگی نخواهد بود. هنوز هم سیا، موساد، امآی۶ و سایر استخبارات جهنمی، خریدار آن خبرنگاران بیپدرشده هستند چرا که گره ناف شان با ناف سیا و موساد و امآی۶ کماکان محکم بوده و قول و قرار شان با آنها فسخ نشده است. سیا پشت ربودن یا نابودی جولیان آسانژها میافتد که افشاگریهایش امپریالیزم را لرزاند و با بمباران خانه حسن اصلیح که نشد جان مجروحاش را در بستر شفاخانه میگیرد تا اخبار قتل عامهای اسراییل به گوش دنیا نرسد و بقیه خبرنگاران دلاور فلسطینی مرعوب شوند و از سویی در گوشهی دیگر گیتی خبرنگاران فروختهشده سمیع مهدی، لطفالله نجفیزاده، عارف یعقوبی، امینالله حبیبی، مختار وفایی، نصرت پارسا و... خودنمایی دارند که قسم خوردهاند هرگز از راه سیا و موساد سر نه پیچند. پس عجیب نیست که نذیره کریمی (که اخیرا بزرگنمایی فاسد سرجنایتکار ظاهر اغبر را پیشه کرده) در جواب تحقیر و توهین ترامپ هیچ «شعر»ی نپراند، بردهوار لب فرو بندد و برای توجیه تحقیر پدرخواندهاش، به دامن همتایش احمد سعیدی پناه برد. اگر وجدان او نمرده بود باید به جای سوال بیارزش و کلیشهای از قبله آمالش ترامپ، به نتانیاهو که در محل مغرور و خندان حضور داشت رو میکرد: «من قطرههای خون دهها هزار غزهای را بر اندامت میبینم و در لیست جنایتکاران جنگی محکمه جهانی جا داری و پشتگاه خاینان جهادی و طالبی افغانستانم نیز هستی، چطور اینجا آمدی قاتل زیر تعقیب؟»
البته در حال حاضر تقریبا در هیچ خبرنگار افغان آن قدر حیثیت و شرف سراغ شده نمیتواند که در محضر جلادان امپریالیزم-صهیونیزم و سگهای آنها در اپوزیسیون مادرفروش ایرانی، جرئت دفاع از مقاومت فلسطین را داشته باشد. متاسفانه تا کنون شاهد نبودهایم که جمعی ولو انگشتشمار از آنان به یاد هممسلکان شهید غزهای شان و به رسم اعتراض به رسانههای سیا و موساد (افغانستان انترنشنال، بیبیسی، صدای امریکا، دویچه وله و...) که تمامقد پشت اسراییل ایستادهاند، اعلامیهای بدهند چه رسد به آن که به عذاب وجدان گرفتار آمده، به کار در آن دستگاههای ضد فلسطین، جاسوسپرور و شرافتستان جوانان ما خاتمه بخشیده به مردم بپیوندند. امروز، معیار صداقت و پاکدامنی هر شاعر، نویسنده، فرهنگی، سیاستمدار و هر خبرنگار، پشتیبانی قاطع از جنبش آزادیخواهانهی ضدامپریالیستی فلسطین و مبارزه علیه دشمنان این نبرد خیرهکننده و الهامبخش میباشد.
در سراسر جهان، صلاهایی در همبستگی با مردم غزه خروشید؛ سامویل منا جونیور، خبرنگار و عکاس امریکایی، در برابر قصر سفید دست چپ خود را به آتش کشیده و فریاد زد:
«من ژورنالیست هستم، من ژورنالیست هستم، لطفاً اخبار دروغ را متوقف کنید!
ده هزار کودک غزه که عضوی از بدن خود را در این نبرد از دست دادهاند، من دست چپم را پیشکش میکنم. امیدوارم صدایم فریاد آنان را رساتر سازد.»
مت نلسون، در «شعلههای شرافت» سوخت و نوشت:
«ما بردههای سرمایهداری و ماشین جنگی-صنعتی شدهایم. بیشتر ما نسبت به این فجایع بیتفاوت ماندهایم. اقدام من، فریادیست به دولتمان تا ارسال پول و سلاح برای قتلعام فلسطینیان را متوقف کند.»
و آرون بوشنل، پیلوت امریکایی نیز در واشنگتن خود را به آتش کشید و گفت:
«من میدانم که خودسوزی عمل شدیدیست، اما در مقایسه با رنجی که مردم فلسطین زیر یوغ استعمار متحمل شدهاند، چیزی نیست. فلسطین باید آزاد گردد!»

یک هفته پس از شهادت حسن اصلیح، نیروهای اشغالگر اسراییلی پنج خبرنگار دیگر را نیز در غزه به شهادت رساندند.
اما اهالی بزدل، مرتجع، بی درد و بیشرم رسانهای افغانستان همانند بیسوادهای کور و کر و لال مادرزاد، نمونههای فوق از قهرمانیها را به حکم رییسان یا بد طینتی خود، رذیلانهتر از دولتهای امریکا و اسراییل و متحدان نادیده گرفته زیر زدند؛ گویی سامویل و بوشنل و اصلیح... اصلا وجود نداشته اند. مردم این داغ ذلت و دنائت کمنظیر بر جبین مطبوعاتچیهای وطنی را از یاد نخواهند برد.
«کاشفان فروتن شوکران» امریکایی و غیر امریکایی –که لیست شان طولانی است- به سان پرومتهها بر تارک تاریخ جاودانی اند ولی ملک ستیزها، شفیع عیارها، سمیع مهدیها، طاهر قادریها، وحیده پیکانها، نجفی زادهها و نظایر آنان که زندگی را در بوسیدن موزه عساکر امریکایی و کاسهلیسان فسادزاده و بدذات بومی آنان خلاصه کرده اند، گودالی سزاوارتر از چتلدانی تاریخ نخواهند داشت.
- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

پدربزرگام برده بود
پدرم سرف
من هم کارگرم .
پدربزرگام برخاست -
به صلیباش کشیدند .
پدرم جنگید -
زیر گیوتین کشتند .
من هم مبارزم -
به زندانام آوردند .
تفنگها را خشاب گذاشتند و نام مرا خواندند :
پرولتاریا !
اتهام :
مبارزه...
«مرضیه احمدی اسکویی»
مقالات برگزیده
مقالات رسیده
هنر و ادبیات
از صفحات تاریخ ما
تعداد مهمانان حاضر: 136 نفر