- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

تاریخ امریکا و همه قدرتهای امپریالیستی آکنده از حذف، اختطاف و ترور فعالانی است که در راه رفاه، آزادی و عدالت اجتماعی برای کشور خویش رزمیدهاند. رهبران ملیای که بخاطر تامین استقلال سیاسی و اقتصادی دولتهای شان تلاش کردهاند، در کوتاهترین فرصت ممکن با اتهامات گوناگون و یا شیوههای معمول در فرهنگ قدرتهای استیلاگر، ترور گردیده و یا از قدرت ساقط شدهاند.
از فهرست طویل چنین جریاناتی در اینجا تنها به چند نمونه برجسته، به صورت فشرده به آن ملیون آزادیخواه، دموکرات و مترقی اشاره میشود که به جرم حرکت خلاف خواست و منافع امریکا و ایستادگی در برابر امپریالیزم، در نهایت جان شان را در راه تودهها و میهن خویش فدا نمودهاند.
- توضیحات
- نویسنده: میرویس
- رده: مقالات

بیش از دو سال از مقاومت و پیکار افسانهای مردم غزه در برابر تهدید، تجاوز و وحشیگری امریکا و سگ هار و زنجیری آن میگذرد، آنان نهتنها تسلیم شدن را به تمسخر گرفتند بلکه امپریالیزم امریکا و رژیم صهیونیستی را با شکستی مفتضح و تاریخی روبرو کردند. این مقاومت بیمانند فلسطینیان دلیر، آگاه، عاشق توفانی وطن و آزادی باید به سرمشق ما و تمام ملتهای دربند جهان بدل شود و بدانند که میتوان با دستان خالی اما ارادهای پولادین، وحدت میهندوستانهی عاری از جهالتهای قومی و مذهبی، حتی پوزهی یک «ابرقدرت» با متحدانش را بر زمین مالید و خوار کرد. هرچند در مورد جنایات، نسلکشی و ددمنشی رژیم صهیونیستی و حامی خونآشامترش امریکا در سرزمین های فلسطین خبرها و مستندهای نسبتا فراوان ـ نه به لطف رسانههای مزدور و امریکاپرست غربی منجمله «افغانستان انترنشنال» و امثالش بلکه به بهای خون حدود ۳۰۰ گزارشگر شهید فلسطینیـ منتشر شده اند، ولی امپراتوری رسانهای غرب کماکان و با سانسور خاینانهای میکوشند از آنچه در فلسطین میگذرد مردم دنیا حتیالامکان در بیاطلاعی کامل به سر برند.
- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

شاید بارها با این سخن معروف دسموند توتو الهیدان افریقای جنوبی برخورده باشید: «وقتی مبلغین به افریقا آمدند، آنان کتاب مقدس را داشتند و ما زمین. گفتند: "بیایید دعا کنیم" ما چشمانمان را بستیم؛ وقتی چشم گشودیم، ما کتاب مقدس را داشتیم و آنان زمین را.»
این روایت به زمانی برمیگردد که استعمار بلژیک با ترویج مسیحیت و اعمار مدارس مذهبی، مردم کانگو را در گرداب خرافات فرو برد تا بتواند بیدریغ منابع طبیعی و داراییهای ملت در بند را به تاراج برد. پس از آن که در قرن نزدهم هنری مورتون استنلی روزنامهنگار و جستجوگر امریکایی-انگلیسی از ثروتهای طبیعی این سرزمین پرده برداشت، لئوپولد دوم، بدنامترین و سفاکترین شاه بلژیک با یورش و قتلعام بیش از ده میلیون انسان سیاهپوست، برای سالیان متمادی کانگو را تحت سلطه سبعانهاش نگه داشت.
- توضیحات
- نویسنده: میرویس
- رده: مقالات

احمد سعدات در سال ۱۹۵۳ در شهر البیره نزدیک رامالله در کرانه باختری به دنیا آمد. او با فعالیت در «جنبش محصلان فلسطین» بیشتر به سیاست علاقمند و در سال ۱۹۶۹، تنها دو سال پس از تأسیس «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» به رهبری جورج حبش، به آن پیوست. سعدات در گفتگویی با سایت «مبارزه کنید» چنین روایت میکند:
«زندگیام در مقاومت ملی از سال ۱۹۶۷ آغاز شد، همان سالی که کرانه باختری و نوار غزه به اشغال صهیونیستها درآمد. همان زمان به "اتحادیه محصلان فلسطین" وابسته به جبهه خلق پیوستم و سپس در سال ۱۹۶۹ رسماً عضویت جبهه را به دست آوردم. انگیزهام برای رو آوردن به مبارزه ملی، جنگیدن علیه اشغال صهیونیستی بود. در آن دوره فضای عمومی فلسطین به شدت زیر تأثیر اندیشههای ناسیونالیستی ناصر قرار داشت و همین امر مرا به انتخاب جبهه خلق بر سایر سازمانها سوق داد.
- توضیحات
- نویسنده: میرویس
- رده: مقالات

محمد محمود مصلحالاسود زاده ۶ جنوری ۱۹۴۳ در حیفا، تنها دو ساله بود که از خانهاش اخراج و به اردوگاه پناهندگان شاطی منتقل گردید، جایی که پرورش یافته و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان رساند. برای ادامه تحصیل به مصر رفت اما به علت ناتوانی مالی خانوادهاش پس از یک سال به غزه برگشت و با ادامه زندگی بهعنوان یک کارگر ساده، به مبارزه جمعی نیز پیوست.
در سال ۱۹۵۹ وقتی الاسود ۱۳ سال داشت ارنستو چهگوارا، انقلابی مارکسیست کیوبا که به دعوت جمال عبدالناصر به نوار غزه آمده بود ضمن بازدید از اردوگاه البریج، از مصطفی ابومیدیان پرسید:
- توضیحات
- نویسنده: نوید نابدل
- رده: مقالات

غزه در نتیجهی نسلکشی و قتلعام هولناک صهیونیزم به همدستی امپریالیستهای غربی نه تنها برای دو میلیون انسان ستمدیده اما مقاوم و مبارزش به مسلخ بدل شده است بلکه بزرگترین قتلگاه خبرنگاران گشته است. تاکنون بیش از ۲۵۰ خبرنگار در اثر وحشیگری و حملات ددمنشانهی اسراییل به شهادت رسیدهاند. این خبرنگاران با روحیهای بلند و جانبازی بیمانند، آگاهانه در جهنم غزه ماندند، جان خود را قربان کردند تا حقیقت را به جهانیان برسانند. آنان با تعهد الهامبخش و اسطورهای زیر بمب و گلوله و در قحطی مرگبار دست از تلاش برنداشتند تا پرده از چهرهی خونبار و بربریت صهیونیزم بردارند، همان حقیقتی که رسانههای جریان مسلط میکوشیدند بر آن پرده بیندازند و با تبلیغات دروغین خون و رنج مردم فلسطین را پنهان سازند.
- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

«کسانی که تاب زندان و شکنجه را میآورند، نمیتوان ترساند و آنانی را که هراسی از مرگ ندارند، نمیتوان سرکوب کرد.»
محمد مسعود
در جهان بیشمار مبارزان و انقلابیونی بوده و هنوز هستند که از کورههای داغ مبارزه، شکنجه و زندان سرافراز برآمده و نه تنها خمی بر ابرو نیاوردهاند بلکه با کینه شدید، عزم راسخ، شور سوزان و تعهد خللناپذیرتر به راه و آرمان خویش ادامه دادهاند. اما در افغانستان با آن که شمار زیادی از مبارزان با نثار خون شان در برابر شکنجههای جلادان خاد با مقاومت افسانوی تا آخر راز تشکیلات و رفقای خود را افشا ننموده و به سوگند و راه شان وفادار ماندند ولی متاسفانه عدهای از نویسندگان، شاعران و مدعیان چپ یا در زندان به دشمن تسلیم شدند و یا هم به مجرد رهایی با پشت کردن به گذشتهی درخشان مبارزاتی خویش، در دام یأس گرفتار و در برابر دشمن به زانو درآمدند. برخی هم چنان خنثی، بیروحیه و تسلیمطلب شدند که برای شستن گذشته پرافتخار شعلهای و مبارزاتی خود آن را «نجاستخواری» خواندند، با قاتلان رفقای خود همآغوش شدند، شعر و قلم شان را در خدمت میهنفروشان جهادی گذاشتند، حتی به حج رفته و یا هم در کنج مساجد به اعتکاف نشستند، و.... بیگمان یکی از عوامل رکود جنبش چپ در افغانستان چنین خیانتهای آشکار، خنثیگری، تسلیمطلبی و پشت کردن به آرمانهای انقلابی میباشد که ضربه سهمگینی بر روحیه نسل جوان نیز وارد کرده است.
این وظیفه ماست تا ضمن افشای عناصر تسلیمطلب و عمال دشمن، از نمونههای درخشان استواری و جانبازی آموخته و آنان را چون مشعلهای فروزان راه خود قرار دهیم. اشرف دهقانی، خالده جرار، مروان برغوثی و جورج ابراهیم عبدالله نمونههای برجستهای اند که دشمن با شکنجه و توهین و تحقیر جسم آنان را زخمی و ضعیف ساخت اما هرگز نتوانست روحیه و اراده پولادینشان را درهم شکند.
- توضیحات
- نویسنده: کاوه عزم
- رده: مقالات

بعد از شهادت پاتریس لومومبا ستاره سرخ نامدار قاره افریقا توسط سیا، نلسن ماندلا، آگوستینو نیتو، امیلکار کابرال، جمال ناصر، توماس سانکارا و اکنون ابراهیم تراوره از ژرفای قارهی سوخته و ستمدیدهی و غرق در رنج و بردگی افریقا، چون شعلههای بیداری سر برآورده و به مثابه فرزندان راستین خلقهای شان آراسته با آگاهی طبقاتی و لبریز از کینه عمیق ضد استعمار و استثمار، علیه امپریالیزم برخاستند تا یوغ وابستگی و ذلت و تحقیر بر گردن ملتهای خود را بشکنند. مقام و قدرت این انقلابیون را نفریفت؛ سانکارا و لومومبا و کابرال تا واپسین قطرهی خون و بقیه هم تا آخرین رمق حیات، در صف مردم مانده و پرچم رهایی ملی و برابری را بر سینه فشرده نگهداشتند.
اگر آن فرزندان همیشه وفادار به توده و چشمانداز استقلال و دموکراسی و عدالت اجتماعی، همچون نشتری در گلوی امپریالیزم غرب میخلیدند، وطنفروشان تبهکار، کرزی، اشرف غنی، سیاف، محمد محقق، عمر زاخیلوال، قانونی، خلیلی، دوستم، گلبدین، عطا محمد، فاروق وردک، ضیا مسعود، اسماعیل خان، انورالحق احدی، احمد مسعود و... به علاوه زنان زینتالمجلسی آنان را ببینیم (اگرچه این قیاس به توهینی به قهرمانان افریقایی است) که زمانی بر سر انگشتان سیا جاگزین طالبان شدند و امروز هم بدون آن رشته دیرین خاینانه، بقایی سیاسی نخواهند داشت، چنان وقیح و چشمپاره اند که به اشاره امریکا مجددا ولو آویزان بر لِنگ سراج حقانی یا سرقاتل دیگری از برادران طالبی خود تا هنگام محاکمه و مردار شدن راضی میباشند.
بگذار با پف شدن این داغهای ننگ و سایر دشمنان آزادی و ترقی ما، خجسته قیام مردم افغانستان نام و نشان سانکاراها، لومومباها، کابریلها، آگوستینو نیتوها، جانباختگان قهرمان فلسطینی و... پرچم غرور و افتخار مبارزان انقلابی ما باشد!
- توضیحات
- نویسنده: مریم مروه
- رده: مقالات

با وجود تهدید، سانسور، فشار، بازداشت و اخراج محصلان توسط دولت امریکا برای خاموش ساختن صدای حقطلبانهی دفاع از فلسطین در پوهنتونهای این کشور، موج بیداری و شرافت در میان نسل جوان فروکش نکرده است. هر روز جوانان آگاه و باوجدان با بیاعتنایی به این قیدوبندهای استعماری صدای شان را بلندتر از پیش به گوش جهان میرسانند. سخنرانی میغا ویموری در پوهنتون نامدار تخنیکی ماساچوست (MIT) نمونه تازهای از این مقاومت است.
میغا ویموری، امریکایی هندیالاصل، ريیس صنف پوهنتون ایم.آی.تی به تاریخ ۲۹ می ۲۰۲۵ از فرصت سخنرانی فراغت خود استفاده کرد تا نسلکشی امریکا-اسراییل در غزه و همدستی امپریالیستها در آن را افشا کند.
- توضیحات
- نویسنده: میرویس
- رده: مقالات

خوزه «پهپه» آلبرتو موخیکا کوردانو در ۲۰ می ۱۹۳۵ در مونتهویدیو، پایتخت یوروگوای زاده شد. آموزش ابتدایی را در مکتبهای دولتی کسب کرد ولی نتوانست دوره متوسط را به پایان رسانده و به پوهنتون راه یابد. او خیلی زود وارد فعالیتهای سیاسی شده و در جوانی به حزب ملی، یکی از احزاب راستگرای یوروگوای پیوسته و با کار به عنوان منشی جوانان، استعداد سیاسیاش را به نمایش گذاشت. برخورد با دیدگاههای ارتجاعی حزب نامبرده و تاثیر انقلاب کیوبا، سبب شد تا موخیکا در سال ۱۹۶۲ از آن جدا گشته و با جمعی از نیروهای چپگرا، حزب سوسیالیستی «اتحاد مردمی» را بنیان گذارد.
مقالات برگزیده
مقالات رسیده
هنر و ادبیات
از صفحات تاریخ ما
تعداد مهمانان حاضر: 111 نفر