امریکا؛ بهشت سرمایهداران، جهنم بیخانمانها
- رده: مقالات
- نویسنده: کاوه عزم
- منتشر شده در شنبه، 05 ثور 1405

شاید بارها شنیده باشید که امریکا «سرزمین فرصتها» و «رویای امریکایی» است، اصطلاحاتی که شبوروز از طریق رسانههای وابسته و مزدور این نظام تبلیغ میشوند. صدها انسان از سراسر جهان به امید «زندگی بهتر» و بهرهمندی از «دموکراسی» و «حقوق بشر» به آن کشور میروند. با بازگشت طالبان، شاهد بودیم که هزاران افغان بخاطر رسیدن به امریکا هرگونه حقارت، توهین و لگدمالی را پذیرفتند و حتی از بال طیارهها خود را آویزان کردند.
در زیر پوست این همه تبلیغات و زرقبرقنمایی، واقعیتهای دردناک و چهره زشت اما اصلی این نظام خونریز و جنگافروز که مسوول کشتار هزاران انسان بیگناه است، پنهان میماند. دولت امریکا که متشکل از ابرسرمایهداران و سرکردگان مافیای اسلحه، مواد مخدر و فحاشی است، نهتنها بر مردم کشورهای مستعمره رحم ندارد، بلکه ملت فقیر خود امریکا نیز از گزند این جنایات در امان نماندهاند.
نمونههای فراوان و تکاندهندهای از ستم و بیرحمی بر اقشار فقیر امریکا در دسترس است که چگونه عمداً قربانی سیاستهای این نظام امپریالیستی گشته و به سمت بیخانمانی و اعتیاد کشانده شدهاند. بهطور فشرده میتوان به دو نمونه اشاره کرد: «سکید رو» (Skid Row) و «سرزمین زامبیها».
«سکید رو» یکی از فقیرترین مناطق در ایالت مجلل و ثروتمند کالیفرنیا، در شهر لاسانجلس موقعیت دارد و به «پایتخت بیخانمانها» شهرت یافته است. در این ناحیه کوچک بیش از ۱۰هزار تن بیخانمان در خیمههای پلاستیکی و کارتنها میخوابند، منطقهای مملو از بیکاران و معتادان مواد مخدر. این نظام جهت تداوم خود و تولید هرچه بیشتر ارزش اضافی به «ارتش ذخیره کار» نیازمند بوده و این سکید رو مثال روشنی از آن به شمار میرود. سرمایهداران با تهدید دایمی اخراج و کاهش دستمزد، نیروی کار را تحت فشار نگه میدارند و القا میدارند که هرگونه نافرمانی از قواعد تحمیلی، فرد را به گودال سرنوشتی مشابه ساکنان چنین مناطقی سوق خواهد داد.
جیمز پارکر، یکی از باشندگان این منطقه در مستندی میگوید:
«قبلا کارگر یک فابریکه تولیدی بوده و خانه، موتر و زندگی داشتم اما صاحب فابریکه ما را جواب داد. آهسته آهسته خانه و موتر را که با اقساط بانک خریده بودم از دست دادم و فعلا به اینجا آمدهایم. هر روز به ما وعده میسپارند که شغلی برایتان فراهم میگردد ولی نه کار وجود دارد و نه هم غذای کافی. بیسرنوشت در این خیمهها به سر میبریم. در جریان شیوع کرونا خانمم را که عاشقاش بودم، از دست دادم و سپس به مواد مخدر رو آوردم چون در اینجا فراوان و ارزان در دسترس است.»
الکس، صاحب یک مغازه در نزدیکی «سکید رو» میگوید:
«اگر دولت بخواهد مشکلات را در کوتاهترین مدت حل میتواند ولی نمیخواهد. از این محل اینجیوها، موسسات خیریه و مافیایی مواد مخدر سالانه میلیاردها دالر به دست میآورند. صاحبان اینجیوها در سنا و مجلسنمایندهگان با افراد قدرتمند در ارتباط اند و هرگز نمیخواهند این منبع عایداتی شان مسدود شود. هر رییسجمهور در کمپاین انتخاباتی از پاک کردن این منطقه سخن میگوید ولی پس از روی کار آمدن، یادی هم از این جا نمیکند.»
امریکا که سرمایه آن فقط در دست معدود ثروتمندان انباشت نموده است، بیش از ۷ میلیون بیکار دارد. بر اساس آمار سال ۲۰۲۵، تنها یک درصد از سرمایهداران حدود ۵۵ تریلیون سرمایه خالص را در اختیار دارند که با دارایی ۹۰ درصد مردم این کشور برابری میکند. هر چه تمرکز سرمایه افزایش مییابد، شکاف طبقاتی نیز عمیقتر شده و در پی آن شمار نفوس افراد بیکار و بیخانمان، مسلسل افزایش مییابد.
این نظام استیلاگر و استثمارگر تنها به این اکتفا نکرده بلکه مردم بیکار و فقیر را بهمثابه موشهای لابراتوار با انواع مواد زهری و کشنده، مورد آزمایش قرار میدهد. به طور مثال «ترنک» (Tranq) ماده مخدری مرکب از زایلازین (Xylazine) و فنتانیل (Fentanyl)است که انسان را به حالت زامبیگونه درمیآورد. این ماده در میان افراد نادار کنسینگتن ایالت فیلادلفیا بهوفرت استفاده شده و بر اساس گزارشها، مافیای مواد مخدر سالانه تا یک میلیارد دالر عاید تنها از فروش «ترنک» به چنگ میآورد.
کنسینگتن که زمانی منطقه صنعتی با دهها فابریکه به شمار میرفته و کارگران زحمتکش و سختکوش آن به کارهای روزمره رسیدگی کرده و از اعتیاد و مواد مخدر خبری نبود. اما در دهه ۱۹۶۰، همزمان با سیاست «صنعتزدایی» و کاهش سرمایهگذاری، باشندگان این محله بیسرنوشت مانده و در فقر عمیق فرو رفتند. سرمایهداران به حیلههای مختلف مساکن و زمینهای این کارگران را به نرخ خیلی پایین خریده و با راندن شان قصرهای مجلل در آن ساحه اعمار نمودند.
امروز مناطق فقیرنشین این شهر به نام «سرزمین زامبیها» شهرت دارد که مردمان بینوای آن بهخاطر فرار از مشکلات اقتصادی و اجتماعی به استفاده از ماده زهری و کشنده «ترنک» رو آوردهاند. در مستندهایی که در یوتیوب موجود است، اکثریت معتادان دلیل اعتیاد به این ماده را ناداری، بیکاری، ارزانی و فروش آزاد این ماده پنداشتهاند. در همهجا پولیس حضور دارد اما با فروشندگان و استفادهکنندگان این ماده عملاً کاری ندارند. روزانه حدود ۱۰ تا ۲۰ نفر بر اثر استفاده از این مواد زهری جان میدهند. تمام کوچههای این شهر مملو از سرنجهای استفادهشده است. با مصرف این مواد، زخمهایی در بدن ایجاد میشود که به تدریج سرتاسر وجود را در بر گرفته و در نهایت به قطع اعضا و مرگ دردناک فرد میانجامد.
جیمز شرمن، از باشندگان این محله اظهار میدارد:
«هر سو بوی بد گوشت انسان به مشام میرسد. در هر گوشه اجساد افتادهاند. شاروالی پیکرها از روی جاده را برمیدارد اما از ترس گنگسترها به پسکوچهها و خانههای متروکه سر نزده و اجساد هفتهها باقی میماند.»
برخی از زنان ضمن مصاحبه اعتراف نمودهاند که از طریق تنفروشی، پول ناچیزی بهدست آورده و با آن مواد میخرند و مردانی هم اند که با دزدی از مغازهها و خانهها مخارج خود را تأمین میکنند.
در ادامه، مجموعهای از تصاویر این دو ناحیه را نشر میکنم تا مشت نمونه خروار، برای شناخت نظام وحشی و درنده امپریالیستی باشد که بهخاطر منافع چند تن، به هر کشوری هجوم برده، هزاران انسان بیگناه را زیر نام «آزادی»، «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «حقوق زن» به خاک و خون میکشاند.