والری زینک

غزه در نتیجه‌ی نسل‌کشی و قتل‌عام هولناک صهیونیزم به همدستی امپریالیست‌های غربی نه تنها برای دو میلیون انسان ستمدیده اما مقاوم و مبارزش به مسلخ بدل شده است بلکه بزرگ‌ترین قتلگاه خبرنگاران گشته است. تاکنون بیش از ۲۵۰ خبرنگار در اثر وحشی‌گری و حملات ددمنشانه‌ی اسراییل به شهادت رسیده‌اند. این خبرنگاران با روحیه‌ای بلند و جانبازی بی‌مانند، آگاهانه در جهنم غزه ماندند، جان خود را قربان کردند تا حقیقت را به جهانیان برسانند. آنان با تعهد الهام‌بخش و اسطوره‌ای زیر بمب و گلوله و در قحطی مرگبار دست از تلاش برنداشتند تا پرده از چهره‌ی خونبار و بربریت صهیونیزم بردارند، همان حقیقتی که رسانه‌های جریان مسلط می‌کوشیدند بر آن پرده بیندازند و با تبلیغات دروغین خون و رنج مردم فلسطین را پنهان سازند.

جورج ابراهیم عبدالله

«کسانی که تاب زندان و شکنجه را می‌آورند، نمی‌توان ترساند و آنانی را که هراسی از مرگ ندارند، نمی‌توان سرکوب کرد.»

محمد مسعود

در جهان بی‌شمار مبارزان و انقلابیونی بوده‌ و هنوز هستند که از کوره‌های داغ مبارزه، شکنجه و زندان سرافراز برآمده و نه تنها خمی بر ابرو نیاورده‌اند بلکه با کینه شدید، عزم راسخ‌، شور سوزان و تعهد خلل‌ناپذیرتر به راه و آرمان خویش ادامه داده‌اند. اما در افغانستان با آن که شمار زیادی از مبارزان با نثار خون شان در برابر شکنجه‌های جلادان خاد با مقاومت افسانوی تا آخر راز تشکیلات و رفقای خود را افشا ننموده و به سوگند و راه شان وفادار ماندند ولی متاسفانه عده‌ای از نویسندگان، شاعران و مدعیان چپ یا در زندان به دشمن تسلیم شدند و یا هم به مجرد رهایی با پشت کردن به گذشته‌ی درخشان مبارزاتی خویش، در دام یأس گرفتار و در برابر دشمن به زانو درآمدند. برخی هم چنان خنثی، بی‌روحیه و تسلیم‌طلب شدند که برای شستن گذشته پرافتخار شعله‌ای و مبارزاتی خود آن را «نجاست‌خواری» خواندند، با قاتلان رفقای خود هم‌آغوش شدند، شعر و قلم شان را در خدمت میهن‌فروشان جهادی گذاشتند، حتی به حج رفته و یا هم در کنج مساجد به اعتکاف نشستند، و.... بی‌گمان یکی از عوامل رکود جنبش چپ در افغانستان چنین خیانت‌های آشکار، خنثی‌گری، تسلیم‌طلبی و پشت کردن به آرمان‌های انقلابی می‌باشد که ضربه سهمگینی بر روحیه نسل جوان نیز وارد کرده است.
این وظیفه ماست تا ضمن افشای عناصر تسلیم‌طلب و عمال دشمن، از نمونه‌های درخشان استواری و جانبازی آموخته و آنان را چون مشعل‌های فروزان راه خود قرار دهیم. اشرف دهقانی، خالده جرار، مروان برغوثی و جورج ابراهیم عبدالله نمونه‌های برجسته‌ای‌ اند که دشمن با شکنجه و توهین و تحقیر جسم آنان را زخمی و ضعیف ساخت اما هرگز نتوانست روحیه و اراده پولادین‌شان را درهم شکند.

ابراهیم تراوره

بعد از شهادت پاتریس لومومبا ستاره سرخ نامدار قاره افریقا توسط سیا، نلسن ماندلا، آگوستینو نیتو، امیلکار کابرال، جمال ناصر، توماس سانکارا و اکنون ابراهیم تراوره از ژرفای قاره‌ی سوخته و ستمدیده‌ی و غرق در رنج و بردگی افریقا، چون شعله‌های بیداری سر برآورده و به مثابه فرزندان راستین خلق‌های شان آراسته با آگاهی طبقاتی و لبریز از کینه عمیق ضد استعمار و استثمار‌، علیه امپریالیزم برخاستند تا یوغ وابستگی و ذلت و تحقیر بر گردن ملت‌های خود را بشکنند. مقام و قدرت این انقلابیون را نفریفت؛ سانکارا و لومومبا و کابرال تا واپسین قطره‌ی خون و بقیه هم تا آخرین رمق حیات، در صف مردم مانده و پرچم رهایی ملی و برابری را بر سینه فشرده نگهداشتند.
اگر آن فرزندان همیشه وفادار به توده و چشم‌انداز استقلال و دموکراسی و عدالت اجتماعی، همچون نشتری در گلوی امپریالیزم غرب می‌خلیدند، وطنفروشان تبهکار، کرزی، اشرف غنی، سیاف، محمد محقق، عمر زاخیلوال، قانونی، خلیلی، دوستم، گلبدین، عطا محمد، فاروق وردک، ضیا مسعود، اسماعیل خان، انورالحق احدی، احمد مسعود و... به علاوه زنان زینت‌المجلسی آنان را ببینیم (اگرچه این قیاس به توهینی به قهرمانان افریقایی است) که زمانی بر سر انگشتان سیا جاگزین طالبان شدند و امروز هم بدون آن رشته دیرین خاینانه، بقایی سیاسی نخواهند داشت، چنان وقیح و چشم‌پاره اند که به اشاره امریکا مجددا ولو آویزان بر لِنگ سراج حقانی یا سرقاتل دیگری از برادران طالبی خود تا هنگام محاکمه و مردار شدن راضی می‌باشند.
بگذار با پف شدن این داغ‌های ننگ و سایر دشمنان آزادی و ترقی ما، خجسته قیام مردم افغانستان نام و نشان سانکاراها، لومومباها، کابریل‌ها، آگوستینو نیتوها، جانباختگان قهرمان فلسطینی و... پرچم غرور و افتخار مبارزان انقلابی ما باشد!

میغا ویموری

با وجود تهدید، سانسور، فشار، بازداشت و اخراج محصلان توسط دولت امریکا برای خاموش‌ ساختن صدای حق‌طلبانه‌ی دفاع از فلسطین در پوهنتون‌های این کشور، موج بیداری و شرافت در میان نسل جوان فروکش نکرده است. هر روز جوانان آگاه و باوجدان با بی‌اعتنایی به این قیدوبندهای استعماری صدای شان را بلندتر از پیش به گوش جهان می‌رسانند. سخنرانی میغا ویموری در پوهنتون نامدار تخنیکی ماساچوست (MIT) نمونه‌ تازه‌ای از این مقاومت است.

میغا ویموری، امریکایی هندی‌الاصل، ريیس صنف پوهنتون ایم.آی.تی به تاریخ ۲۹ می ۲۰۲۵ از فرصت سخنرانی فراغت خود استفاده کرد تا نسل‌کشی امریکا-اسراییل در غزه و همدستی امپریالیست‌ها در آن را افشا کند.

خوزه موخیکا

خوزه «په‌په» آلبرتو موخیکا کوردانو در ۲۰ می ۱۹۳۵ در مونته‌ویدیو، پایتخت یوروگوای زاده شد. آموزش ابتدایی را در مکتب‌های دولتی کسب کرد ولی نتوانست دوره متوسط را به پایان رسانده و به پوهنتون راه یابد. او خیلی زود وارد فعالیت‌های سیاسی شده و در جوانی به حزب ملی، یکی از احزاب راست‌گرای یوروگوای پیوسته و با کار به عنوان منشی جوانان، استعداد سیاسی‌اش را به نمایش گذاشت. برخورد با دیدگاه‌های ارتجاعی حزب نام‌برده و تاثیر انقلاب کیوبا، سبب شد تا موخیکا در سال ۱۹۶۲ از آن جدا گشته و با جمعی از نیروهای چپ‌گرا، حزب سوسیالیستی «اتحاد مردمی» را بنیان گذارد.

حسن اصلیح

حسن اصلیح، خبرنگار متعهد و «نماد روزنامه‌نگاری در فلسطین»، در ۱۳ می ۲۰۲۵ در پی حمله جنایتکاران صهیونیستی بر شفاخانه ناصر در خان‌یونس به شهادت رسید. او که در ۱۰ اپریل ۲۰۲۵ بر اثر بمباران اسراییلی زخمی شده بود، در بخش سوختگی این مرکز صحی تحت تداوی قرار داشت که هدف حمله‌ای عمدی واقع شد. حسن اصلیح از نخستین روزهای یورش اسراییل بر غزه، در خط مقدم اطلاع‌رسانی ایستاد و با کمره و قلمش، حقیقت را به جهان می‌رساند. او نه‌تنها به یکی از چهره‌های معتبر رسانه‌ای، بلکه به سند زنده‌ای از جنایات اشغال‌گران بدل شد.

دولت فاشیستی اسراییل که از افشاگری‌های اصلیح در خشم و هراس بود، در می ۲۰۲۴ نیز تلاش نمود تا او را ترور کند و خانه‌اش در خان‌یونس را با راکت زد. سخنگوی ارتش اسراییل، مدعی شد که اصلیح «عضو لوای خان‌یونس از گردان‌های قسام وابسته به حماس» بوده و در عملیات ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ سهم داشته است.

شریفه محمدی

پدربزرگ‌ام برده بود
پدرم سرف
من هم کارگرم .
پدربزرگ‌ام برخاست -
به صلیب‌اش کشیدند .
پدرم جنگید -
زیر گیوتین کشتند .
من هم مبارزم -
به زندان‌ام آوردند .
تفنگ‌ها را خشاب گذاشتند و نام مرا خواندند :
پرولتاریا !
اتهام :
مبارزه...

«مرضیه احمدی اسکویی»

«طلوع»، «آمو» و سایر رسانه‌های جیره‌خوار «سیا» یتیم شدند!

قطع کمک‌های «یو.اس.اید»، تشت رسوایی ده‌ها رسانه‌ی به‌اصطلاح «مستقل» را در سراسر جهان پایین ریخته و وابستگی آنها به دولت امریکا و «سیا» برای همگان آشکار گردید. در نخستین روزهای پس از توقف این جیره‌ها، چندین برنامه تلویزیون «آمو»، «رادیو اروپای آزاد (رادیو آزادی)»، «صدای امریکا» و غیره تعطیل و کارکنان‌شان اخراج شدند. این رسانه‌ها که همواره ماسک مطبوعات «آزاد» و «مستقل» را به رخ داشتند،‌ به مثابه بلندگوی امپریالیزم امریکا، ماموریت داشتند جنایات آن کشور را رنگ‌آمیزی کرده و بپوشانند. به بیان نوام چامسکی: «در جنگ‌های امریکا، رسانه‌ها نه‌تنها گزارشگر نیستند بلکه همدست جنایت‌ اند. آنها واژه‌ها را تغییر می‌دهند؛ "اشغال" را "آزادی" می‌نامند و "کشتار غیرنظامیان" را "خسارت جانبی".» وظیفه دیگر آنها دامن ‌زدن به جنگ و تبلیغات به‌ نفع شرکت‌های اسلحه‌سازی بود. این رسانه‌های طراز اول با گرم نگه‌داشتن بازار جنگ، زمینه فروش سلاح‌های تولیدشده از سوی ابرشرکت‌های امپریالیستی و نیز غارت سرزمین‌های دیگر را مهیا می‌سازند. جان پلجر خبرنگار و پژوهشگر متعهد آسترالیایی ضمن گفتگو با پابلوناوارِته در مورد گفته بود:

آتش‌سوزی وحشتناک کالیفورنیا، نمادی از فروپاشی و پوسیدگی نظام حاکم

از هفتم جنوری ۲۰۲۵ آتش‌سوزی‌ رخ داده در جنگل‌های جنوب کالیفورنیا بعلت وزش باد، به سرعت مناطق مختلف لاس‌انجلس را در بر گرفت که طبق آخرین آمار تا کنون ۳۵ کشته، ۲۲ زخمی و ۳۱ نفر ناپدید بجا گذاشت، بیش از ۱۲۴۰۰ خانه ویران و ۲۵۰ میلیارد دالر خسارت مالی وارد آورد. این آتش‌سوزی‌ها ادامه داشته و به گفته اهالی متضرر و کارشناسان، «اداره اطفایه لاس‌انجلس» با نبردی مواجه گردید که پیشاپیش آن را باخته بود. گر چه اکثر اوقات حوادث طبیعی هست و بود فقیرنشینان را به کام می‌کشد اما این فاجعه رحمی بر مناطق عیان‌نشین هم نکرده و خانه‌های رویایی ستاره‌های هالیوود و ورزش را مبدل به خاکستر ساخت. البته این بار نخست نیست و همه‌ساله آتش‌سوزی‌ها قسمت‌هایی از این ایالت را به کام تباهی می‌کشاند.

تسلیمی رژیم منفور اسراییل در برابر اراده خلل‌ناپذیر خلق فلسطین

هنری کسینجر، استراتژیست نامدار یهودی‌تبار و وزیرخارجه و مشاور امنیت ملی سابق امریکا در مصاحبه‌ای در ۲۰۱۲ گفته بود: «تا ده سال اسراییلی وجود نخواهد داشت.» حرف او تعجب اکثریت را برانگیخت اما فوران خشم مردم فلسطین در هفتم اکتوبر ۲۰۲۳، نسل‌کشی دیوانه‌وار صهیونیست‌ها و نهایتا زانو زدن خفتبار شان در برابر اراده پولادین خلق فلسطین نشان داد که افسانه «شکست‌ناپذیری» این غده سرطانی خاورمیانه فروپاشیده و عمر قلدری‌اش به سر رسیده است.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 51 نفر