جورج ابراهیم، نماد مقاومت در برابر امپریالیزم و صهیونیزم
- رده: مقالات
- نویسنده: کاوه عزم
- منتشر شده در جمعه، 01 سنبله 1404

«کسانی که تاب زندان و شکنجه را میآورند، نمیتوان ترساند و آنانی را که هراسی از مرگ ندارند، نمیتوان سرکوب کرد.»
محمد مسعود
در جهان بیشمار مبارزان و انقلابیونی بوده و هنوز هستند که از کورههای داغ مبارزه، شکنجه و زندان سرافراز برآمده و نه تنها خمی بر ابرو نیاوردهاند بلکه با کینه شدید، عزم راسخ، شور سوزان و تعهد خللناپذیرتر به راه و آرمان خویش ادامه دادهاند. اما در افغانستان با آن که شمار زیادی از مبارزان با نثار خون شان در برابر شکنجههای جلادان خاد با مقاومت افسانوی تا آخر راز تشکیلات و رفقای خود را افشا ننموده و به سوگند و راه شان وفادار ماندند ولی متاسفانه عدهای از نویسندگان، شاعران و مدعیان چپ یا در زندان به دشمن تسلیم شدند و یا هم به مجرد رهایی با پشت کردن به گذشتهی درخشان مبارزاتی خویش، در دام یأس گرفتار و در برابر دشمن به زانو درآمدند. برخی هم چنان خنثی، بیروحیه و تسلیمطلب شدند که برای شستن گذشته پرافتخار شعلهای و مبارزاتی خود آن را «نجاستخواری» خواندند، با قاتلان رفقای خود همآغوش شدند، شعر و قلم شان را در خدمت میهنفروشان جهادی گذاشتند، حتی به حج رفته و یا هم در کنج مساجد به اعتکاف نشستند، و.... بیگمان یکی از عوامل رکود جنبش چپ در افغانستان چنین خیانتهای آشکار، خنثیگری، تسلیمطلبی و پشت کردن به آرمانهای انقلابی میباشد که ضربه سهمگینی بر روحیه نسل جوان نیز وارد کرده است.
این وظیفه ماست تا ضمن افشای عناصر تسلیمطلب و عمال دشمن، از نمونههای درخشان استواری و جانبازی آموخته و آنان را چون مشعلهای فروزان راه خود قرار دهیم. اشرف دهقانی، خالده جرار، مروان برغوثی و جورج ابراهیم عبدالله نمونههای برجستهای اند که دشمن با شکنجه و توهین و تحقیر جسم آنان را زخمی و ضعیف ساخت اما هرگز نتوانست روحیه و اراده پولادینشان را درهم شکند.
جورج ابراهیم عبدالله مشهورترین زندانی سیاسی اروپا که ۴۱سال از عمرش را در بند فرانسه گذراند و بالاخره در ۲۵ جولای ۲۰۲۵ رهایی یافت. عبدالله متولد سال ۱۹۵۱ در خانوادهای مسیحی مارونی در قوبیات، یکی از بزرگترین روستاهای شمال لبنان به دنیا آمد. عبدالله در جوانی مشغول تدریس در مکتب متوسطه شده و سپس به بیروت رفت، جایی که با محافل هوادار فلسطین و ناسیونالیستهای عرب متاثر از مارکسیزم آشنا شد.
با آغاز جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵-۱۹۹۰) عبدالله به «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» (PFLP) پیوست و سپس با جمعی از رفقایش «گروههای انقلابی مسلح لبنانی» (LRAF) را بنیان نهاد که در دفاع از مردم فلسطین نقش حیاتی و مهم ایفا نمود. در اوایل دهه ۱۹۸۰ چندین اقدام خونین به این گروه نسبت داده شد از جمله ترور کرنل شارلری معاون نظامی سفارت امریکا و یاکوف برسیمنتوف مشاور دوم سفارت اسراییل در پاریس، و نیز قتل افسر نیروی دریایی امریکا لیمونهانت در روم. عبدالله به اتهام این قتلها در پاریس دستگیر گردید. هر چند بهعنوان عضو کلیدی گروه شناخته میشد اما هیچ دخالت شخصیاش در حملات به اثبات نرسیده و اتهامات صرفاً با استفاده از اسناد جعلی محدود بود. فشار مستقیم امریکا و اسراییل بر دولت فرانسه باعث اعمال مجازات سنگینتر بر وی گردد.

«مقاومت ضعیف نیست، به خاطر وجود شهدایی که به آن نیرو میدهد، قوی است. وقتی رهبرانش شهید میشوند، مقاومت قوی است. مقاومت فقط وقتی ضعیف میشود که رهبرانش خاین باشند.» (جورج عبدالله)
اعضای گروه در واکنش به زندانی شدن عبدالله و جهت رساندن صدای مقاومت به گوش سردمداران جنایتکار امریکا و اسراییل در ۲۳ مارچ ۱۹۸۵ دیپلمات فرانسوی «سیدنی ژیل پیرول» را ربودند. پس از سیزده روز و از طریق میانجیگری الجزایر دیپلمات آزاد شد اما عبدالله کماکان در بند ماند.
به تاریخ ۲۳ فبروری ۱۹۸۷ محکمهای خاص در پاریس و تحت فشار مستقیم امریکا، بدون ارایه و بدست آوردن هیچ سندی مبنی بر شراکت او در ترورها، عبدالله را به حبس ابد محکوم کرد. عبدالله در دفاع از خود گفت:
«اگر مردم افتخار سپردن مسوولیت این اقدامات ضدامپریالیستی را به من ندادهاند، دستکم افتخار دارم که محکمه شما مرا به آنها متهم ساخته و من در برابر مشروعیت جنایتکارانه جلادانشان، از مشروعیت آن اقدامات دفاع کنم.»
طبق قوانین فرانسه عبدالله از سال ۱۹۹۹ میتوانست آزاد گردد اما میان سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۰، نه بار درخواست آزادی مشروط او رد شد. یادداشتهای اداره نظارت سرزمینی فرانسه آشکار میسازد که دلیل زندانی ماندن او سیاسی بود زیرا بیم داشتند که آزادی او میتواند به جنبشهای مقاومت در لبنان و جهان عرب، قدرت تازهای بخشد.
این اداره در نامهای به مقامات فرانسوی مینویسد:
«به عنوان چهرهای نمادین در مبارزه ضدصهیونیستی، آزادی جورج عبدالله بیگمان در لبنان به یک رویداد بدل خواهد شد. او در بازگشت به کشورش از سوی مردم و جنبشهای انقلابی همچو قهرمان مورد ستایش قرار خواهد گرفت.»
و همچنان هیلاری کلینتن در جنوری ۲۰۱۵ طی ایمیل از وزارت خارجه فرانسه خواسته بود: «عبدالله در زندان نگهداشته شود زیرا پس از بازگشت به لبنان بهعنوان یک قهرمان مورد استقبال قرار خواهد گرفت و بدین ترتیب به جنبش ضداستعماری و ضدامپریالیستی جان تازهای میبخشد.»
تام مارتین از شبکه همبستگی با زندانیان فلسطینی میگوید:
«عبدالله تجسم مقاومت و استقامت است. او ضدامپریالیست و کمونیست واقعی بوده و مبارزهاش به نسلهای بعد منتقل شده است. وی در جهان عرب به نماد مقاومت مبدل شده است.، هم در برابر اشغال لبنان و هم اشغال فلسطین.»
و این روحیه رزمنده را در روز آزادی خود به نمایش گذاشت. او در ۲۵ جولای ۲۰۲۵ در اولین مصاحبه بعد از رهایی اظهار داشت:
«اگر من ۴۱ سال در زندان دوام آوردم، به دلیل مقاومت شما در بیرون از زندان بود، مقاومت من بدون مقاومت شما هیچ معنایی نداشت. وقتی یک تکه گوشت یخ میزند، هیچ تغییری نمیکند. یک فعال سیاسی تکه گوشت نیست: انعطافپذیر است، درست مثل بسیج نیروهای رفقایش بیرون از زندان. هرچه نقش رفقا در مبارزه پررنگتر باشد، انعطافپذیری نیز بیشتر میشود.
من بر دشمن پیروز شدم. وظیفه همهی ماست تا مبارزه را الی درهم شکستن کامل آنان ادامه دهیم. اسراییل آخرین لحظاتش را سپری میکند. مقاومت در فلسطین باید ادامه یافته و تشدید شود، باید به اندازه استقامت استخوانهای به حرکت درآمده کودکان باشد. بله، ما استخوانهایی را میبینیم که حرکت میکنند و میلیونها عرب تنها نظارهگر اند. در چند قدمی الازهر در مصر و در چند قدمی کعبه محمدبنعبدالله، کودکان فلسطینی از گرسنگی میمیرند... این ننگی تاریخی است که نه تنها رژیمها بلکه مردم عرب را نیز دامنگیر کرده است. ما رژیمها را میشناسیم. ما در برابر شهدای مقاومت سر تعظیم فرود میآوریم، امروز، فردا و همیشه. آنان پایه و اساس هر اندیشه راستین آزادیبخش اند.»
جورج عبدالله با همان روحیه قوی و اراده استوار بازگشته است تا به جنبش مقاومت بپیوندد و تا آخر عمر در خدمت میهن و مردمش باقی بماند. او نماد پایداری و تسلیمناپذیریای است که هر انقلابی و مبارز واقعی باید آن را سرمشق خویش قرار دهد.
جهت ادای احترام به ایستادگی جورج عبدالله در زندان و دفاع دلیرانهاش از خلق قهرمان فلسطین و لبنان، این تصویر را یکی از هواداران حزب به ما فرستاده است که با سپاس فراوان اینجا به نشر میسپاریم.