چنگال خونین امریکا در ترور ملیون مترقی

چنگال خونین امریکا در ترور ملیون مترقی

تاریخ امریکا و همه قدرت‌های امپریالیستی آکنده از حذف، اختطاف و ترور فعالانی است که در راه رفاه، آزادی و عدالت اجتماعی برای کشور خویش رزمیده‌اند. رهبران ملی‌ای که بخاطر تامین استقلال سیاسی و اقتصادی دولت‌های ‌شان تلاش کرده‌اند،‌ در کوتاه‌ترین فرصت ممکن با اتهامات گوناگون و یا شیوه‌های معمول در فرهنگ قدرت‌های استیلاگر، ترور گردیده و یا از قدرت ساقط شده‌اند.

از فهرست طویل چنین جریاناتی در اینجا تنها به چند نمونه برجسته، به صورت فشرده به آن ملیون آزادیخواه، دموکرات و مترقی اشاره می‌شود که به جرم حرکت خلاف خواست و منافع امریکا و ایستادگی در برابر امپریالیزم،‌ در نهایت جان شان را در راه توده‌ها و میهن خویش فدا نموده‌اند.

هرچند مطلب مشابهی قبلا نیز در سایت «همبستگی» منتشر گردیده است اما شاید بیجا نباشد اگر گفته شود که «حافظه مردم کوتاه می‌باشد»، جنایات و وقایع تاریخی را زود فراموش می‌کنند. امروز نیز شماری از مزدوران امریکا و عده‌ای فریب‌خورده از تبلیغات شباروزی رسانه‌های غربی، از امریکا می‌خواهند تا رژیم ایران را سرنگون ساخته و ملت آن را به‌اصطلاح به «خوشبختی»، «سعادت» و «رفاه» برساند. از اینرو نشر این مطلب ضروری‌ست تا بار دگر یادآوری گردد که جار زدن‌های اغواگرانه «رفاه و سعادت» چیزی جز بینوایی و سلاخی و ویرانی بیشتر، و گسترش و تعمیق جهالت و بنیادگرایی و خلاصه بازگشت به عصر حجر نمی‌تواند باشد.

سلوادور آلنده

سلوادور آلنده
سلوادور آلنده

سالوادورآلنده رییس‌جمهور منتخب شیلی پس از روی کار آمدن، معادن بزرگ مس و صنایع عمده را که پیش‌تر در اختیار شرکت‌های چندملیتی امریکایی قرار داشت، ملی اعلام نموده و در راستای رهایی کشور و مردم‌اش از سلطه اقتصادی و سیاسی خارجی گام‌های عملی نهاد. این سیاست‌ها با مخالفت شدید امریکا روبرو شده و بالاخره به بهانه «تهدید علیه امنیت»، در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ کودتایی علیه حکومت او صورت گرفت.

در جریان این کودتا آلنده به قتل رسیده و به‌جایش آگوستو پینوشه، نظامی وابسته و مورد حمایت امریکا بر اریکه قدرت نشست. با حاکمیت پینوشه، بار دیگر شیلی به دست امریکا افتاد و دوره‌ای از اختناق شدید آغاز شد. بر بنیاد گزارش‌ها در جریان این حکومت هزاران آزادیخواه و هوادار دولت مردمی آلنده تیرباران و ده‌ها هزار تن دیگر زندانی گردیدند.

بدینترتیب یکی از مهم‌ترین موانع در برابر سیاست‌های غارتگرانه امریکا در منطقه، از میان برداشته شد.

ژائو گولارت

ژائو گولارت
ژائو گولارت

ژائو گولارت، رییس‌جمهور منتخب و چپ‌گرای برازیل که در برابر چپاول امپریالیزم ایستاد و خواهان بازپس‌گیری معادن و مزارع از چنگ شرکت‌های امریکایی بود. وی تلاش می‌ورزید تا ثروت‌ ملی را مصون نگهداشته و سرزمین‌اش را از وابستگی اقتصادی رهایی بخشد. ضمن ایجاد روابط نزدیک با ممالک سوسیالیستی نظیر کیوبا، چین و اتحاد شوروی، در سال ۱۹۶۱ به چین سفر و با مائو تسه‌دون دیدار نمود.

این عمل مستقل و ضدامپریالیستی‌اش خشم واشنگتن را برانگیخته و از گولارت خواست تا در کنار امریکا قرار گرفته و علیه استقرار «موشک‌های شوروی در کیوبا» موضع ‌گیرد. او با قاطعیت این تقاضا را رد کرد و همین سیاست مستقلانه کافی بود تا امریکا وی را «تهدیدی برای امنیت» خود تلقی نماید.

در نتیجه به تاریخ ۳۱ مارچ ۱۹۶۴ با حمایت و دست‌درازی امریکا طی کودتایی حکومت قانونی گولارت سرنگون شده و قدرت به‌دست راست‌گرایان افراطی و نظامیان وابسته افتاد که بی‌درنگ تمامی اصلاحات مترقی را لغو و با سرکوب احزاب سیاسی، نظام استبدادی و تک‌حزبی‌ای را بر مردم برازیل تحمیل کردند.

گولارت با خانواده‌اش به یوروگوئه تبعید شد که بعدها بر اساس اسناد فاش‌شده، استخبارات برازیل در تبانی با سی‌آی‌ای وی را در همانجا با زهر مسموم ساخته و به قتل رسانید.

قوام نکرومه

قوام نکرومه
قوام نکرومه

قوام نکرومه، بانی نظریه «پان‌افریقاییزم» و از پیشگامان رهایی قاره افریقا در سال۱۹۵۱ به‌عنوان صدراعظم غنا برگزیده شد. او با اراده‌ای استوار برنامه ده‌ساله انکشافی را تنها در پنج سال موفقانه عملی ساخته و نشان داد که اگر ملل تحت ستم بر پای خود بایستند، می‌توانند زنجیرهای عقب‌ماندگی را بهتر درهم شکنند.

در دوران او پروژه‌های بزرگ زیربنایی با سرعت بی‌سابقه اجرا شدند؛ جاده‌های عصری، خطوط آهن مدرن، شبکه‌های کانالیزاسیون و طرح‌های وسیع ساختمانی چهره غنا را دگرگون ساخت. هم‌زمان در دورافتاده‌ترین مناطق کشور برنامه‌های فوری سوادآموزی و تربیه معلم روی دست گرفته شد. تنها در فاصله سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶، شمار شاگردان مکاتب از ۲۰۰ هزار به ۵۰۰ هزار تن افزایش یافت.

نکرومه در عرصه بین‌المللی نیز راه استقلال را در پیش گرفت و با اتحاد شوروی و چین روابط نزدیک برقرار کرده و به پاس تلاش‌های فراون‌اش جهت رهایی مردم افریقا از استعمار، جایزه صلح «لنین» را به‌دست آورد. وی بخاطر جلو گرفتن از وابستگی اقتصادی، واردات بی‌رویه کالاهای خارجی را محدود ساخته و از مردم خواست به تولیدات داخلی رو آورند. در سال ۱۹۵۹ با اجرای پلان انکشاف تولیدی ۶۰۰ کارخانه در۱۰۰ رشته صنعتی تاسیس و صنایع کلیدی را در کنترول دولت قرار داد.

اما این شعور استقلال‌طلبی و شور مردم افریقا را امپریالیزم تحمل نمی‌توانست. نکرومه نه‌تنها غنا را از چنگال نفوذ خارجی می‌کشید بلکه الهام‌بخش سایر ملل افریقا برای قطع دست غارتگرانی بود که طی قرن‌ها منابع این قاره را به یغما برده بودند.

در نتیجه «سیا» با تمویل و تجهیز مخالفان داخلی، زمینه سرنگونی دولت مردمی او را فراهم ساخت. در سال ۱۹۶۶زمانی که نکرومه سرگرم سفر رسمی به ویتنام شمالی و چین بود، کودتایی علیه وی به راه افتاده و نظامیان وابسته به امریکا روی کار آمدند. با سقوط نکرومه روابط با کشورهای سوسیالیستی قطع گردیده و نهادهای چون بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول که فعالیت‌شان ممنوع بود، بار دیگر برای غارت کشور بازگشتند.

امیلکار کابرال

امیلکار کابرال
امیلکار کابرال

از برجسته‌ترین مبارزان ضداستعمار در افریقا که همراه با یارانش «حزب افریقایی برای استقلال گینه بیسائو و کیپ‌ورد» (PAIGC) را در سال ۱۹۵۶ بنیان گذاشته و پرچم نبرد برای برابری و آزادی را برافراشت. او در بدو کار کوشید تا از راه گفتگو و مصالحه به سلطه استعمار پایان دهد اما رژیم فاشیستی پرتگال به‌جای پاسخ، فشار و سرکوب را پیشه کرد. همین امر کابرال را به نتیجه رساند که وسیله موثری جز مبارزه مسلحانه نیست.

بدین ‌گونه در جنوری ۱۹۶۳ با حمله به پایگاه «تیته»، جنگ آزادی‌بخش شروع شده و به ‌سرعت به یکی از الهام‌بخش‌ترین جنبش‌های رهایی‌بخش در قاره افریقا بدل گشت. به باور کابرال رمز اصلی پیروزی در آزادی یک ملت تنها از طریق تفنگ نه بلکه با آموزش، آگاهی و اتحاد کارگران و دهقانان میسر می‌باشد. در جریان این نبرد، نیروهای تحت رهبری او ضربات سنگینی بر پیکر استعمار وارد کرده و دشمن را به وحشت انداختند. استعمارگران پس از شکست نظامی، به توطئه و نفوذ متوسل شده و چندین نقشه سوءقصد علیه کابرال را ریختند که همه ناکام ماند.

سرانجام طی دسیسه خائنانه‌ای، رژیم پرتگال با همکاری سازمان جاسوسی امریکا «سیا» توانست توسط عنصر نفوذی و گماشته‌شده در درون حزب،‌ کابرال را به قتل رساند. با این جنایت یکی از مشعل‌‌داران پیکار ضداستعماری از پا درآمد اما اندیشه و راه او الهام‌بخش نسل‌های بعدی ماند.

توماس سانکارا

توماس سانکارا
توماس سانکارا

توماس سانکارا معروف به «چه‌گوارای افریقا» از پیشوایان انقلابی‌ای بود که با اراده‌ آهنین، استقلال و رهایی بورکینافاسو را از یوغ امپریالیزم بدست آورد. او در عرصه‌ صحت‌عامه، زراعت، حقوق زنان و اصلاحات ارضی تغییرات بنیادی به‌وجود آورده و ساختارهای فیودالی وابسته به استعمار را درهم شکست. سانکارا جهت استقلال اقتصادی به‌ویژه با غنا در پی ایجاد یک اتحاد منطقوی برآمده و حتی طرح چاپ پول مستقل را ریخت تا وابستگی کشورش به فرانک استعماری فرانسه را پایان دهد. با کیوبا و سایر دول سوسیالیستی روابط نزدیک برقرار کرده و با قاطعیت برنامه‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF) را رد نمود که از عوامل اصلی کاهش خدمات اجتماعی و تشدید فقر بر مردم محسوب می‌گردند.

سانکارا باور داشت که عزت و استقلال هر ملتی، در گرو ایستادگی مقابل امر و نهی نهادهای مالی وابسته به قدرت‌های بزرگ است. با توجه به منابع غنی از جمله طلا، مس و سایر معادن و تلاش سانکارا در راستای ملی‌سازی آنها، بورکینافاسو به نقطه تمرکز منافع قدرت‌های خارجی بدل شد و در نهایت با حمایت و پشتیبانی فرانسه و امریکا، زمینه برای خیانت از درون فراهم گشت و بلیز کومپاوره با کودتای خونین دست به ترور سانکارا زده و قدرت را غصب کرد.

خوان خوزه تورس

خوان خوزه تورس
خوان خوزه تورس

خوان خوزه تورس از رهبران نظامی چپ‌گرای بولیوی بود که خلاف خواست امریکا در کنار نیروهای مترقی قرار گرفته و بین اقشار فقیر جامعه از محبوبیت خاصی برخوردار بود.

تورس پس از رسیدن به قدرت سیاست‌های ملی‌‌سازی منابع طبیعی و صنایع را اجرا نمود. وی با ایجاد «مجمع مردم» کوشید تا کارگران، دهقانان، محصلان و سایر اقشار محروم را در تصمیم‌گیری‌های سیاسی شریک سازد. همچنان بودجه معارف را افزایش داد و روابط نزدیکی با کشورهای مترقی از جمله شیلیِ سالوادور آلنده برقرار ساخت. در اولین سخنرانی خود پس از پیروزی اظهار داشت:

«ما اتحاد نیروهای مسلح با مردم را تقویت و هویت ملی را بر چهار ستونِ کارگران، محصلان، دهقانان و نظامیان بنا خواهیم نهاد. ما مردم را از بازوی مسلح‌شان جدا نکرده و حکومتی ملی‌-‌انقلابی‌ای برپا خواهیم ساخت که تسلیم نگشته و حتی به بهای جان خویش از منابع طبیعی دفاع ‌نمایند.»

مرکز جاسوسی امریکایی «گوانتانامیتو» را تعطیل و داریی‌های شرکت‌های امریکایی از جمله «ماتیلده» را ملی اعلام کرد. حضور نهادها و اجرای برنامه‌های وابسته به امریکا مانند «سپاه صلح» را نیز منع ساخت.

این اقدامات چپ‌گرایانه‌اش با مخالفت فزاینده داخلی و فشارهای خارجی بخصوص از جانب امریکا روبرو بود. نهادهای مالی بین‌المللی از همکاری با این حکومت خودداری ورزیده و عناصر راست‌گرا در داخل کشور علیه آن دست به توطئه زدند.

بالاخره در سال ۱۹۷۱ تورس در جریان کودتای خاینانه به رهبری هوگوبانزر، دست‌پرورده سی‌آی‌ای سرنگون شده و به ارجنتاین تبعید گردید. وی در سال ۱۹۷۶ ضمن عملیاتی مسما به «کندور» توسط نیروهای وابسته به دیکتاتوری نظامی بولیوی و متخصصان «سیا» ترور شد.

چنانچه در بالا تذکر رفت لیست رهبران انقلابی و ملی‌ای که در اثر مداخله و توطئه‌ دولت امریکا و سی‌آی‌ای ترور شده‌اند خیلی طویل بوده و شامل لومومبا، محمد مصدق، هوگو چاوز، ارنستو چه‌گوارا، عمر ترخیو، داکتر احمد سوکارنو، جاکوب آربنز و حتی اختطاف مادورو و همسرش نیز می‌شود. این لیست رهبران سلحشور مقاومت فلسطین و لبنان را نیز در بر می‌گیرد که تسلیم زور و پول نگشته و توسط سگ‌ِ هار امریکا در خاورمیانه -اسراییل- ترور شده‌اند از جمله حسن نصرالله، مروان عیسی، خالد مشعل، محمودالزهار، یحیی سنوار، اسماعیل هنیه، محمدالضیف و در ایران خامنه‌ای و دیگران که تا پای‌جان مقاومت کردند.

از این ترورها تعدادی از به‌اصطلاح چپ‌های خارج‌نشین نیز مسرور ‌اند و چنین می‌پندارند که گویا امریکای «بشردوست» بخاطر رهایی ملت‌های «دربند» دست به این اقدامات زده است؛ عناصر بزدلی که بخاطر حفظ جان خود و خانواده‌های‌شان به غرب پناه برده‌اند ولی از تاریخ درس نگرفته و علیه مقاومت مردم غزه و ایران لجن‌پراکنی می‌کنند. آنان در دل (از بیم رویارویی با عکس‌العمل شدید مردم غزه و ایران که زیر بمب، راکت، قحطی... می‌جنگند، جرأت بیان علنی را هم ندارند) رغبت دارند که اگر در درگیری امریکا و اسراییل با ایران، انکل سام پیروز بدر آید.

نادین روزا-روسو، مارکسیست و فعال بلژیکی که دلیل اصلی ترورها و اختطاف‌های مذکور را در دلیری و پایداری این رهبران و تن ندادن شان به تسلیم می‌بیند، به درستی می‌نگارد:

«شجاعت مقاومت در دنیای امروز اساسی است. دشمن این را می‌داند و هر کاری از دستش بربیاید انجام می‌دهد تا ما را ساکت کند، ما را پیش از اقدام، هر چقدر هم که عمل ساده‌ای باشد، دچار تردید کند. وقتی فعالان کاری را که دولت‌های ما باید انجام دهند -مانند جلوگیری از ارسال سلاح به دولت نسل‌کش اسرائیل- انجام می‌دهند، مانند اعضای اقدام فلسطین در بریتانیا، زندانی می‌شوند یا مانند فعالان بلژیکی که علیه شرکت اسلحه‌سازی البیت می‌جنگند، به دادگاه کشیده می‌شوند.

به همین دلیل است که ما باید شجاعت مقاومت در برابر استعمار و دیکتاتوری سیستم مالی در سراسر جهان را، صرف‌نظر از اختلافات سیاسی، ایدئولوژیک یا تاکتیکی خود، حفظ کنیم. حمایت از مادورو و انقلاب ونزوئلا بخشی از موج حمایت از مقاومت فلسطین است که خود را به عنوان یک نیروی ساختاردهنده در سطح جهانی تثبیت کرده است. این به ما بستگی دارد که روز به روز، در اقدامات کوچک و بزرگ، شجاعت خود را نشان دهیم. بیایید در هر لحظه تردید یا دلسردی به یاد داشته باشیم که در اوج مقاومت علیه آلمان نازی، در اکثر کشورهای اروپایی، جنبش‌های مقاومت به سختی یک یا دو درصد از جمعیت را تشکیل می‌دادند. با این حال، تاریخ حقانیت آن‌ها را ثابت کرده است.»

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 67 نفر