فراه ولایتی محصور در فقر و محدودیت
- رده: گزارشها
- نویسنده: حامد
- منتشر شده در پنج شنبه، 27 حمل 1405

ولایت فراه یکی از وسیعترین ولایات غربی افغانستان که باید بخاطر داشتن زمینهای وسیع زراعتی، موقعیت تجارتی مهم و مرز مشترک با ایران، در محراق توجه زراعت و تجارت افغانستان قرار میداشت، بدبختانه از سالها بدینسو از نگاه توسعه اقتصادی و خدمات زیربنایی به حاشیه رانده شده است.
کمبود امکانات ابتدایی آموزشی، درمانی و شغلی، زندگی مردم را به یک مبارزه روزمره برای بقا تبدیل کرده و ظلم و یکتازی طالبان جانی و خونریز بر آلام و مصیبتهای این مردم افزوده است.
با آن که فراه بیشتر از دشتهای خشک و مناطق نیمهبیابانی تشکیل شده است اما اگر دولت کارا و مردمی میداشتیم تنها با احداث بند آب روی رودخانه فراه که مهمترین منبع آب است، میتوانست این زمینهای وسیع را به بزرگترین منبع تولید گندم و دیگر اقلام زراعتی تبدیل و کشاورزی و دامداری را در این ولایت و مناطق همجوار رونق دهد.
اما همواره و بخصوص در این چند سال اخیر وضعیت دهقانان در این ولایت نهایت تاسفبار است. بنابر نبود بازار فروش و عدم پشتیبانی تجارتی از فراوردههای زراعتی، اکثر دهاقین ناگزیر اند تا حاصلات شان را تا جایی به مبلغ پایین به فروش رسانند که حتی مخارج سالانه آنان نیز پوره نگردد.
مثلا در فصل حاصل تربوز و ترکاریهایی مثل بامیه، رومی، بادرنگ وغیره وقتی دهقانان پس از زحمات و مصارف زیادی حاصلات را جمعآوری میکنند، بازار فروش آن کاملا کساد بوده و گاهی مجبور میشوند حاصلات را برای گاو و گوسفند بدهند.
افزون بر این، طالبان نظارت شدید بر زندگی روزمره مردم دارند تا همه خود را مطابق به میل و شریعت طالبان عیار سازند. محتسبان امربالمعروف طالبان در همه خیابانها و بخصوص نقاط حساس شهر گشتزنی داشته و بر اندازه و شکل ریشوموی مردان، پوشش زنان، موبایلهای جوانان، نماز جبری در مساجد، رفت و آمد روزمره و خلاصه تمام رفتارهای اجتماعی مردم را به شدت کنترول و نظارت داشته و هر کسی را با بهانههای مختلف به باد تحقیر و توهین و دشنام و لتوکوب میگیرند.
در ماه رمضان، مردم برای شرکت در نماز تراویح تحت فشار شدید قرار داشتند تا جایی که موترسایکلسواران طالبان هنگام نماز تراویح در کوچهها گشتزنی میکردند و مردم را با بدرفتاری و تهدید به مسجد میآوردند. پس از شروع تراویح نیز دروازههای مسجد بر روی مردم بسته میشد تا بیست رکعت تراویح بهصورت مکمل و توسط همه اجرا گردد.
در مورد محمود (نام مستعار) یکی از باشندگان این ولایت چنین اظهار میدارد:
«ساعت هفت شب بود و با دختر یازده سالهام که سرماخوردگی و نفستنگی شدید داشت از خانه بیرون شدم تا به نزدیکترین مرکز که کلینیک طبیبان است بروم. چند قدم از خانه دور شده بودم که محتسبان چپنسفید امربالمعروف طالبان جلوم را گرفتند که تراویح نزدیک است و باید به مسجد بروم.
با بسیار حوصلهمندی برایشان گفتم طفلم مریض است نفستنگی دارد باید عاجل به شفاخانه ببرم ولی قبول نکرده و با الفاظ رکیک نوع طالبانی غالمغال راه انداختند که همسایهها صدای ما را شنیده و بیرون شدند.
بالاخره برایشان گفتم که درست است من به مسجد میروم و شما باید دخترم را به کلینیک برده، تداوی کرده و دوباره صحت و سالم برایم برگردانید. این حرف من به مزاج شان خوش نخورد و سرانجام با پادرمیانی ریشسفیدان مرا اجازه دادند تا دخترم را به مرکز صحی برسانم.»
همچنان آرایشگاهها خیاطیهای زنانه بر روی مردم این ولایت بسته شده و برخی از آرایشگاهها با پرداخت پول برای طالبان به صورت مخفی فعالیت دارند. همه مردم میدانند که طالبان هم فاسد شده و در برابر پول از هر قاعده و قانون میگذرند.
سلمانیها نیز تحت نظارت شدید طالبان هستند و مدل موی و ریش جوانان باید مطابق معیارهای آنان اصلاح گردد در غیر این صورت منجر به جریمه یا بازداشت سلمانها گشته و تا کنون تعدادی از سلمانها یا جریمه شده و یا در حبس به سر میبرند. چنین محدودیتهایی زندگی روزمره مردم را تنگ و فضای اجتماعی را تحت فشار قرار داده است.
سمیع (نام مستعار) یکی از سلمانهای مرکز شهر برایم چنین گفت:
«کارمندان امر بالمعروف طالبان همیشه در کار ما دخالت میکنند و ما باید طبق میل آنان بغل گوش و بالای سر مشتری را به یک اندازه اصلاح نماییم و همچنان اجازه نداریم ریش کسی را کوتاه و یا تراش نماییم.
من مشتریهای زیادی دارم که همیشه ریشهای شان را اصلاح میکنم ولی شاگرد خود را دهن دروازه پهره میمانم تا اگر طالبان را دید خبرم کند. چون طالبان اگر احیانا حین اصلاح ریش گیر کنند دکان را مهر و لاک و خود ما را بندی میکنند.»
سمیع در ادامه نام چندین دوستاش را برد که به جرم همچو تخلفات بندی و جریمه گردیدهاند.
در کنار محدودیتهای اجتماعی، فقر و بیکاری باعث افزایش اعتیاد در میان جوانان شده است. بسیاری از آنان برای فرار از فشارهای زندگی به مصرف مواد مخدر و تابلیتهای روانگردان مانند «کی» و «زیکپ» رو آوردهاند.
با افزایش فقر، دزدیهای شبانه در برخی نقاط این ولایت شایع است. نبود فرصتهای اقتصادی و ناامیدی از آینده، زمینهساز این جرایم شده و امنیت مردم را به شدت مختل ساخته است.
ولایت فراه تصویر کوچکی از افغانستان امروز؛ جایی که فقر، محدودیت و تهدیدهای اجتماعی زیر سلطه طالبان با هم ترکیب شده و زندگی مردم را به جهنم تبدیل کرده اما در عین حال، مقاومت و امید مردم هنوز زنده است.
بازار زنانه «شاه بازار» با وجود تهدیدهای مکرر طالبان هنوز به فعالیت خود ادامه میدهد که تمام فروشندگان و مشتریها زنان میباشند؛ دختران زیادی تلاش دارند تا با هر شیوه و امکان به آموزش و رشد خویش ادامه دهند؛ زنانی بعنوان نانآور خانواده فرصتهای شغلی و ابتکارات تازه دست زدهاند مانند فروش خوراکههای مختلف خانگی یا کار در گلخانهها؛ خلاصه بازهم زنان اند که با پذیرفتن ریسک و خطر در تلاش ایستادگی و نه گفتن به فشار و جبر طالبان وحشی و جاهل اند.