طالبان غرق عیاشی، مردم در فقر و بینوایی
- رده: گزارشها
- نویسنده: ذاکر
- منتشر شده در پنج شنبه، 18 میزان 1404

با نصب دوباره طالبان درد و آلام مردم چند برابر شده است، افزایش روز به روز بیکاری، فشار مالیات و پولستانیهای ظالمانه و برخورد وحشیانهی اینان آخرین امید را از مردمی گرفته که با دستان خالی برای زنده ماندن میجنگند. اکثریت صاحبان کسب و کارهای کوچک یا نابود شدهاند یا در فکر فرار از این جهنم اند. با وجود این همه تیرهروزی، مقامات طالبان هر روز در مجللترین رستورانتها غذا میخورند و همچو برادران جهادی خود با وقاحت میگویند: «با خدا دادهگان ستیزه مکن!» یا «ما مسوول روزی شما نیستیم!»
این هیولاها که با پول و زور امریکا و غرب بار دیگر بر مردم حاکم شدهاند، در آغاز برای فریب افکار عمومی چند عکس نمایشی از دسترخوان وزارتخانهها و ارگ در رسانهها پخش کردند تا بفریبند که گویا از تجمل و اشرافیت جمهوریت پرفساد کرزی و ع و غ بیزار بوده بجای هفت رقم پلو و گوشت و همان غذای ساده مردم را میخورند اما این قیافهگیریها خیلی زود پایان یافت. از وزیر گرفته تا رییس و آمر حوزه همگی چاشت و شب به مجللترین مکانها برای صرف نان میروند.
چندی پیش یوتیوبر مشهور امریکایی به نام «سنی» طی سفری به افغانستان، به رستورانت «ضیافت» شهرنو کابل رفته و مینیویی را نشان داد که یک غذایش ۲۴۴۰۰ افغانی قیمت داشت. او با تعجب گفت:
«با آن که در هر گوشه این شهر انسانهای فقیر و بینوا دیده میشوند در اینجا هوتل میلیونرها هم وجود دارد، نمیدانم چه کسانی در آن غذا میخورند!»

در پایان سخنانش کامره، طالب مسلحی را نشان میدهد که پس از صرف نان در حال بیرون رفتن از ضیافت است.
بخاطر دریدن نقاب دروغین «خادمان مردم» که سران طالبان به چهره دارند به چند رستورانت مشهور شهر کابل سر زدم. به هر کدامی که داخل شدم فقط طالبان با ریش و لُنگی و شکمهای برآمده دور میزها نشسته و خوراکهای گرانقیمت سفارش داده و بیشترشان مشغول لقمه زدن «مُلُنگ» و «ماهیچه» و کراهی میباشند. در بیرون دهها کودک زبالهگرد و گدای گرسنه ایستاده و با حسرت به سوی این حاکمان ستمپیشه نگاه میکنند تا نان پسمانده و یا هم مقداری پول به دست آرند ولی وقتی این درندگان از رستورانت بیرون میآیند، با همان بینوایان چنان برخورد تحقیرآمیز میکنند که دیدنش دل انسان را میلرزاند.

در بیرون یکی از همین محلها، مصور در کنار خواهرش سمیه سرگردان جستجوی لقمه نان یا قوطی خالی نوشابه بودند. از آنان در باره زندگیشان پرسیدم و مصور پاسخ داد:
«از هلمند آمدهایم. پدرم آب میفروشد، من و خواهرم قوطی خالی و کارتن جمع میکنیم. بیشتر وقتها اینجا میآییم تا شاید کسی نان یا پول بدهد ولی هیچکس حتی طرف ما نمیبیند. وقتی از هوتل بیرون میشوند و ما چیزی بخواهیم با چوبک (خلال دندان) در دهنشان میگویند که بروید نان را سر ما زهر نکنید!»

در شهرنو کابل جایی که مرکز فروشگاهها و رستورانتهای مجلل و مفشن کشور است، هر روز سران طالب، مافیای زمین و قاچاقبران مواد مخدر با خیال آسوده میخرامند و میچرند و تنها چند قدم آنطرفتر دهها کارگر فقیر روی سرک نشسته و به فکر پر کردن شکم خالی فرزندان خویش منتظر کار اند. یکی از آنان حسین علی که باشنده ولایت سرپل است میگوید:
«روزها میشود اینجا منتظر هستم اما کاری پیدا نمیشود. قبلاً در ایران کارگر ساختمانی بودم و به فامیلم پول میفرستادم. از روزی که رد مرز شدهام خانه هم نرفتهام. از صبح تا عصر گرسنه میباشم، گاهی تا پیدا کردن پول، از همین سماوار یک چاینک چای و نان قرض میگیرم. در سرپل هیچ کار نیست، و از وقتی این مردم (طالبان) آمدهاند وضع ما خرابتر شده است. به هزار بهانه ما را آزار میدهند.»

ستم طالبان تنها دامن کارگران، زبالهگردان و گدایان را نگرفته بلکه از دستفروش و کراچیران، تکسیران تا حتی زنان چوریفروش هم از جبر و وحشت آنان در امان نماندهاند. طالبان هر روزه زیر نام «تهجایی» و چه و چه از این مردم نادار با توسل به زور و اذیت، پول میگیرند. مثلا زنان چوریفروش در کنار سرک با کودکان خردسال خود، بیهیچ پناه و سهولتی مصروف کسب و کار اند اما همین دسته نیز با تهدید تفنگ ناگزیر به پرداخت مالیه میگردند.
به بهانه خرید چوری با یکی از این زنان همصحبت شدم. با چهرهای خسته و صدایی پردرد گفت:

«از وقتی این شپشیها آمدهاند نه کار مانده و نه آرامی. هر هفته مجبوریم از همین یک توته جای دوصد افغانی به ناحیه بدهیم. زندگی را برای ما جهنم کردهاند. ما با اطفال شیرخوار خود زیر آفتاب و باران کار میکنیم، گدایی نمیکنیم ولی این بیغیرتها از ما هم با زور پول میگیرند. خودشان در عیش و نوش غرق اند و عساکر طالب به بهانه این که ما را از اینجا دور خواهند کرد، دختران ما را آزار میدهند. در حالی که امربالمعروف شان زیر نام منکرات مردم را اذیت و لتوکوب کرده و پند میدهند، اما افراد خودشان از مجبوریت ما استفاده کرده خوش دارند هر دقیقه به بهانهای بیایند و با ما خوشوبش کنند!»
دولتهای دستنشانده و مزدور آخرین شیره ستمدیدگان را مکیده، منابع طبیعی را غارت کرده و به ثروت خود میافزایند. طالبان پوشالی با چند پروژه نمایشی و عوامفریبانه میکوشند خاک در چشم مردم پاشیده خود را «خادمان ملت» معرفی کنند اما پشت پرده به هر نحوی بر سر مردم و وطن در حال معامله میباشند چنانچه با وجود داد از استقلال، همین اکنون مشغول چنهزنی بخاطر واگذاری بگرام به ارباب امریکایی و قربانی کردن مردم با معاهدات خاینانه خود اند.
یگانه راه رهایی، سرنگونی این میهنفروشان فاسد و استثمارگر و برپایی حکومتی واقعاً مردمی و دموکراتیکی است که منافع زحمتکشان و تودههای فقیر را تأمین نماید.