مافیای قدرت سد راه اعمار سرک فیض‌آباد‌ـ‌بهارک بدخشان

از چهار سال بدینسو، پروژه قیرریزی سرک فیض‌آباد‌-بهارک ولایت بدخشان تحت کار می‌باشد، ولی کارهای ابتدایی آن هنوز تکمیل نشده‌است. شرکت ساختمانی (MCC) کار اعمار این پروژه را که ۴۴ کیلومتر است، در بدل ۶۶ میلیون دالر با وزارت فواید عامه قرارداد نموده‌است. طبق قرارداد، شرکت متذکره مکلف است تا کار اعمار پروژه را طی دو سال تکمیل نماید، اما چهار سال از آغاز کار آن می‌گذرد و پیشرفت کار هنوز در مراحل ابتدایی‌اش قرار دارد.

گفته می‌شود که شرکت قراردادی از شرکت‌های ساختمانی وابسته به عطا، والی بلخ، است و به همکاری وی شرکت مذکور برنده پروژه اعلان شده‌است. رییس این شرکت به نام بسم‌الله و باشنده مزارشریف، دو ماه قبل در مسیر راه کندز-بغلان مورد تهاجم افراد مسلح قرار گرفت و با چندین تن همراهانش به قتل رسید که یکی از اعضای خانواده عطا هم درمیان شان بود. مردم محل حمله به بسم‌الله را بخشی از عکس‌العمل‌های انتقام‌جویانه جمعه‌خان همدرد می‌دانند، چون چند ماه پیش افراد منسوب به عطا بر کاروان وی حمله نموده و چند محافظش را کشته بودند.

راهپیمایی برای دادخواهی خون شهید فرخنده

درد و رنج فرخنده را که چند روز پیش در کابل با ادعای آتش‌زدن قرآن به قتل رسید با تمام وجود حس می‌کنیم. با نهایت تاسف، فرخنده تنها زنی نیست که از طرف جامعه محافظه‌کار و مردسالار مستحق مرگ شناخته شده‌است. پیکری که ده‌ها نفر شاهد قتل‌اش بودند و به شکلی بی‌رحمانه در فضای مجازی انتشار دادند، بر شانه‌ی بانوان به خاک سپرده شد.

همه ما با چهره ریاکارانه محافظه‌کار دینی و جامعه «اخلاقی» که شریک جرم در به‌وجودآمدن ذهنیت مرسالار است، آشنا هستیم. همه ما انسان‌هایی را که نه تنها اعتراضی به قتلی که در برابر شان صورت می‌گرفت، نداشتند، بلکه در آن مشارکت کردند می‌شناسیم. همه ما پلیس‌هایی را که با عدم دخالت شان زمینه قتل فرخنده را فراهم کردند می‌شناسیم.

بزرگداشت از هشت مارچ در ولسوالی ورس بامیان

۸ مارچ، روز همبستگی زنان، طی محفلی توسط فعالین زنان ولسوالی ورس و جوانان همبستگی تجليل شد. در اين گردهمایی بيش از ۶۰۰ تن كه اكثريت شان را زنان تشكيل می‌دادند، اشتراك ورزیدند. این اولین بار است که محفلی به چنین وسعت در این ولسوالی برگزار می‌گردد. قابل ذکر است که تمام برنامه توسط جوانان محل ترتیب داده شده بود که هرچند برای نخستین بار دست به چنین ابتکاری زده بودند ولی کیفیت کار بسیار عالی بود. در این محفل، برعکس تمامی برنامه‌های سرکاری به ریشه‌های ستم‌کشیدگی زن پرداخته شده بر حقوق مساوی زن و مرد تاکید گردید. باوجود هوای سرد و برف و باران، تعداد زیاد زن و مرد از قریه‌های دوردست در این محفل شرکت جسته بودند ولی کمبود جا باعث گردید که در حدود ۲۰۰ تن در بیرون از تالار به برنامه گوش دهند. برگزاری چنین برنامه‌ها در ارتقا آگاهی مردم نقش به‌سزایی ایفا کرده می‌تواند تا ماهیت خاینان حاکم و اربابان خارجی شان را دریافته، برای کسب حقوق شان بسیج و هم‌صدا گردند.

نمونه‌هایی از جنایت علیه زنان وطنم در تخار

در سرزمینی زندگی می‌کنم که با نیم پیکر جامعه‌ام همچون متاع معامله می‌شود؛ لت و کوب می‌شوند؛ مورد شکنجه و تجاوز قرار می‌گیرند؛ گوش و بینی و گلو بریده می‌شود؛ خرید و فروش می‌گردند؛ ولی از سوی دیگر جنایتکاران با خیال آرام و مفتخر به ترکتازی اربابان شان ادامه می‌دهند. گاهی اوقات بعضی از جوجه جنایتکاران مورد بازپرس قرار می‌گیرند ولی کوسه‌ها آزاد می‌گردند. احیانا اگر از خشونت علیه زنان حرف زده می‌شود، این جنایات در سطح جنایت فردی تقلیل می‌یابد و هیچ‌گاهی تمرکز بر این نمی‌شود که تبعیض و خشونت از سوی نظام حاکم بر زنان مستولی می‌گردد، حالانکه در کشورهای زن‌ستیز عامل اصلی آن دولت‌های فاسد شان است.

مادران شهیدان

این فریاد مادران داغداریست که فرزندان جوان شان به دست رژیم سفاک آخندی ایران به شهادت رسیده‌اند و حال چند تن شان از ولایت هرات به نشانه اعتراض و دادخواهی به کابل آمده‌اند. آنان در مصاحبه با نماینده «حزب همبستگی افغانستان» خواهان همکاری اند تا صدای پردرد شان به گوش‌های کر و وجدان‌های خفته برسد. ما ضمن ابراز تسلیت، آنچه در توان ماست در زمینه همکاری خواهیم نمود.

به تاریخ ۳ سنبله ۱۳۹۱، گروه ۱۳ نفری از کارگران جوان افغان مربوط ولسوالی‌های کُهستان، گلران و غوریان ولایت هرات به نیت مزدوری، به سوی ایران رهسپار می‌گردند. این جوانان مظلوم که فقر و تنگ‌دستی مجبور شان کرده که به امید یافتن کاری به سوی ایران بروند، مرز تایباد را عبور کرده، وارد خاک ایران می‌گردند. در ۵ کیلومتری تایباد در دشت «دره مادر حسن» منتظر موتر هستند تا آنان را به شهر مشهد منتقل سازد. یکی دو تن از این جوانان طی تماس تلفنی با خانواده‌های شان موقعیت خود را به اطلاع آنان رسانده از این که مرز را به آرامی گذشته‌اند، اطمینان می‌دهند. اما غافل از این که موتر گشت و یا گزمه سرهنگ علی اکبر آقابیگی فرزند کربلایی، فرمانده انتظامی تایباد، به تعقیب شان است و همین که به آنان نزدیک می‌گردد، به زیردستانش دستور رگبار داده و همگان را جابه‌جا تیرباران می‌کنند. بعد برای پوشانیدن این جنایت، اجساد کشته‌شدگان را در منطقه پیرشاداب این شهر در گوشه‌ای دفن می‌کنند. خانواده‌های آنان روزها در انتظار فرزندان لادرک شده شان شکنجه روحی می‌کشند، تا این که روزی سربازی از این دسته که تلفن یکی از قربانیان را گرفته‌است، طی تماسی به فامیلش می‌گوید که فرزند شما دیگر در این جهان نیست و شما در پی اجساد فرزندان تان در فلان ساحه تلاش نمایید.

شاهراه بدخشان

شاهراه تخار ـ بدخشان که از ولسوالی کشم بدخشان شروع و به فیض آباد (مرکز بدخشان) متصل می‌شود از بی‌صاحب‌ترین و بی‌کس‌ترین شاهراه‌های افغانستان است. این شاهراه با هزینه بیش از ۱۱۰ میلیون دالر امریکایی اعمار گردید و از جمله مهم‌ترین سرک‌های اسفالتی بدخشان به حساب می‌آید.

حفظ و مراقبت این سرک در حقیقت حفظ و مراقبت دارایی‌ای است که برای این سرک به مصرف رسید و وظیفه آن به ریاست فواید عامه ولایت بدخشان تعلق گرفته و از این ناحیه ده‌ها کارمند ماهانه معاش به دست می‌آورند.

چوپان‌های افغانستان

یکی از روزهای بهاری سفر داشتم به ولایت کوهستانی بدخشان. در مسیر راه رمه‌های گوسفندان را دیدم که گله گله به جهت موتر ما در حرکت اند. گوسفندان گاهگاهی داخل خط سرک شده باعث توقف وسایط نقلیه و اعصاب‌خرابی رانندگان می‌گردیدند. چندین بار پیشانی راننده موتر خودما را دیدم که ترش می‌شود و زیر لب حرف‌های بد نثار چوپان‌ها می‌کند. دلیلش واضح بود و می‌خواست بگوید که چرا آن‌ها جلو ورود گوسفندان شان را به جاده نمی‌گیرند. اما کسی این محاسبه را نمی‌کند که دویدن اینسو آنسو پشت گوسفندان در مسیر ۲۰۰ الی ۳۰۰ کیلومتر انرژی و توانی می‌خواهد که چوپان‌ها در همان دو سه ساعت اول حرکت خود آنرا به مصرف رسانده‌اند.

دانگام ولسوالی

از یک ماه بدینسو جنگ خونین میان طالبان و دولت در ولسوالی دانگام ولایت کنر جریان دارد، که در نتیجه این جنگ صدها تن ملکی کشته و یا هم زخمی شده‌اند. خانه‌های شان سوزانده، مال و دارایی شان چور و چپاول گردیده و باشندگان این منطقه را مجبور به ترک خانه‌های شان نموده‌اند. این جنگ جبهوی در حالی به راه انداخته شده که دولت و نیروهای بین‌المللی بارها ابراز داشتند که طالبان توانایی جنگ جبهوی را ندارند و تنها به جنگ‌های چریکی می‌پردازند.

در اثر این جنگ تا کنون چهار نفر از فامیل دواجان که شامل سه طفل و یک زن، و سه نفر از «قیام‌کنندگان مردمی» به نام‌های متین پسر لعل‌محمد، خان محمد پسر شیرخان و نفر سومی هم پسر جمدر خان به شکل وحشیانه توسط طالبان کشته شده و بیشتر از ۲۰ تن دیگر از مردم ملکی نیز زخم برداشته‌اند.

زن گدای افغان

چیزی که در هر گوشه‌ای از جهان بیشتر به چشم می‌خورد، نابرابری‌های اقتصادیست که عواقب وخیم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را نیز در‌بردارد. از مرگ اطفال گرسنه در افریقا گرفته تا ضعف طفلک اسپندی در افغانستان؛ از تن‌فروشان مبتلا به ایدز در هندوستان گرفته تا زاییدن مادر حامله‌ای روی جاده جلو شفاخانه‌ در مکسیکو؛ از بی‌خانمان‌های امریکایی تا آنانی که در پاکستان برای چندی گرده شان را می‌فروشند؛ همه ریشه در فقری دارد که حاصل همین نابرابری‌هاست. ثروت عظیم سرمایه‌داران از بخش‌های مختلف از قبیل امور مالی، خدمات صحی، بیمه، تکنولوژی، خرده‌فروشی و استخراج گاز و نفت وغیره با استثمار میلیون‌ها کارگر به دست می‌آید. شرکت‌های فراملیتی نیز با استفاده از مواد و نیروی کار ارزان کشورهای جهان سوم به ثروت شان می‌افزایند. با درنظرداشت نظام اقتصادی، توزیع ناعادلانه سود به‌دست‌آمده منجر به گسترش شکاف طبقاتی می‌گردد.

زن افغان

به تاریخ ۱۲ جدی ۱۳۹۳، عبدالباسط کارمند محبس ولایت نورستان، مسکونه قریه کوخی ولسوالی علینگار لغمان که از وظیفه به خانه برگشته بود، با برادرش به نام عبدالخالق برای هواخوری به مزرعه‌ نزدیک خانه‌ شان رفته بودند. ساعت ۰۴:۳۰ عصر بود و دو برادر روی پلوان نشسته بودند. شخص نامعلومی که با طالبان رابطه داشته، از حضور عبدالباسط در قریه به طالبان تلفنی احوال می‌دهد. دو طالب نقاب‌پوش از راه می‌رسند و بگومگوهای شان با این دو برادر شروع می‌شود. طالبان، عبدالباسط را شناسایی کرده و کشان کشان کمی دورتر می‌برند و یکی شان بر سر او تفنگچه را نشانه می‌گیرد و طالب دومی شروع به تلاشی عبدالباسط می‌کند و تمام اشیای جیبش را می‌گیرند. در این اثنا برادر دوم سروصدا راه می‌اندازد و زنان خانواده باخبر می‌شوند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 97 نفر