صایمه و صادق رفتند، پارلمان‌نشینان بر تخت خود برجا

اول سرطان ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۵ صبح هشت انتحاری پارلمان افغانستان را هدف قرار دادند، ولی پارلمان‌نشینان آسیبی ندیده، طبق معمول هموطنان مظلوم‌ ما در سوگ جگرگوشه‌هایشان نشستند. گفته می‌شود انتحار‌کنندگان از گروه آدمکش و مزدور حقانی و تحت رهبری مستقیم سازمان ترورگستر آی‌.اس‌.ای دست به این عمل فجیع زده‌اند. جای بسا تاسف در اینجاست که رسانه‌ها به‌جای بازتاب آلام قربانیان اصلی این جنایت، تمام داستان را به قهرمانی کاذب «تق چپه کو» خلاصه کردند و پارلمان‌نشینان معامله‌گر و ضدملی هم هرکدام از اینکه جان سالم بدر برده‌اند آنچنان غرق مستی و بزرگنمایی نیروهای امنیتی و شخصیت‌سازی رییس پارلمان بودند که درد جانکاه شهادت صایمه‌گک هشت ساله کلا به فراموشی سپرده شد. صحنه‌سازی‌ها و قهرمان‌تراشی‌های حاکمان به قصد منحرف ساختن افکار عامه به حدی کارا بود که فریاد جگرخراش خانواده مظلوم صایمه گوش شنوایی نیافت.

مردم ولسوالی چهاردره قربانیان اصلی جنگ

بیش از ده روز است که مردم ولسوالی چهاردره کندز در زیر آتش باروت طالبان وحشی و دولت غنی-عبداله قرار دارند. افراد ملکی اعم از زنان و کودکان، اولین قربانی جنگ خانمانسوز اند. در این روزها باشندگان قریه‌های قتل عام، تال گذر، عیسی‌خیل، درمن، سر‌‌آسیا، وردک، قریه قصاب و دوبندی عرب، همه هست و بود شان را رها کرده، برای زنده‌ماندن به جاهای دوردست پناه برده‌اند.

این جنگ از مظلوم‌ترین‌ها بیشترین قربانی را گرفت، ولی رسانه‌ها آواز تفنگ‌ها را منعکس ساختند نه تلفات مردم بیچاره را. ناامنی‌های دامنه‌دار کندز و دست‌به‌دست‌شدن این ولسوالی و سایر مناطق افغانستان میان دولت و طالبان، نشاندهنده آن است که در پشت حوادث دست‌های مغرض در کار است، فعالیت مدرسه «اشرف‌المدارس» با ۶۰۰۰ طالب در قلب شهر کندز و رشد سرسام‌آور تروریزم و طالب در این ولایت و سمت شمال، همه و همه نمایانگر این حقیقت است که امریکا و دولت دست‌نشانده‌اش بذر تروریزم را آبیاری می‌کند تا ریشه‌کنی آن.

فامیلهای قربانیان حمله انتحاری

به تاریخ ۹ حمل ۱۳۹۴، شش شام حمله انتحاری خوک‌های طالبی در سرک اول شاه‌شهید شهر کابل هموطنان مظلوم ما را بار دگر به غم نشاند. گفته می‌شود هدف انتحاری گل پاچا مجیدی وکیل پارلمان بود که جان سالم بدر برد اما مظلوم‌ترین‌ها به کام مرگ رفتند از آن جمله دو طفل به نام های محمد فیصل و احمدالله قربانیانی بودند که زندگی آنان سراپا با رنج و غم گره خورده بود.

شهید محمد فیصل و پسر عمه‌اش شهید احمدالله در کنار مکتب، هر دو دستیاران یک دواخانه بودند تا با اندک مزد خانواده‌‌ی فقیر شان را یاری دهند. اما وحوش طالبی ضربه‌ی کوبنده بر جسم زخمی این خانواده مظلوم وارد کردند. احمدالله سیزده ساله را در همانجا شهید و محمد فیصل پانزده ساله را شدیدا زخمی نمودند. اشرف غنی برای عیادت مجیدی به شفاخانه می‌آید و به این دلیل تمامی جاده‌های منتهی به شفاخانه مسدود می‌گردند، خانواده فیصل نمی‌توانند از این سدها گذشته به جگرگوشه زخمی شان خون برسانند که او از خونریزی شدید جان می‌دهد.

مردم ولایت فراه، گرفتار سه بلا

با امضای قرارداد امنیتی با امریکا و ساخت دولت بیکاره کنونی توسط مقامات امریکایی، ناامنی در سرتاسر کشور اوج گرفت. خبرهای ضد و نقیضِ در مورد حضور گروه آدمخوار داعش در افغانستان به ویژه ولایت فراه در رسانه‌ها هر روز دست بدست می‌شد، ولی دولت به اصطلاح وحدت ملی منکر آن بود. اما واقعیت‌ها نشان می‌دهد که داعش با خاطر آرام در زیر چتر اشغالگران در حال جمع و جور کردن خود در تمامی نقاط کشور است. اینان در واقع طالبان و جنگجویانی اند که بیرق سفید شانرا به سیاه بدل کرده تحت نام داعش وارد میدان شده اند. داعش برای جمعاوری نیرو، معاش های بلند دالری به کسانی که به صفوف آنان می‌پیوندند می‌پردازد و این در کشور گرفتار فقر و بیکاری زمینه سربازگیری را برای آنان مهیا ساخته است.

Crime and instability over northern Afghanistan

از مدتی بدینسو وضع امنیتی در شمال روز به روز رو به وخامت نهاده است. گزارشات از ولایت سرپل حکایت از نبود ادارات دولتی در اکثر نقاط این ولایت کوهستانی دارد. حتی در داخل شهر سرپل امنیت لازم برای شهروندان سرپلی وجود ندارد. مسیر شاهراه میان جوزجان و سرپل که در حدود ۳۵ دقیقه راه است تماما به دست طالبان است. نزدیکترین ولسوالی های این ولایت (سیدآباد و صیاد) از کنترول دولت خارج است و نه تنها شب که در روشنی روز هم طالبان آزادانه درین مسیر گشت و گذار می‌کنند و هر کی را خواسته باشند با خود می‌برند. مردمی که ازین ساحات به مزار می‌آیند از سقوط هر لحظه این ولایت خبر می‌دهند.

در میمنه وضع چندان تفاوتی با سرپل ندارد. ولسوالی المار، قیصار، گرزیوان، پشتون‌کوت به دست طالبان است و شاهراه حلقوی که ازین مسیر می‌گذرد و قرار است کار اسفالت آن دوباره از سر گرفته شود شدیدا ناامن است و دولت قادر به کنترول این جاده نیست.

Two million killed: Results 
of us wars

در یک گزارش تحقیقی مشترک چند سازمان بین‌المللی که تحت عنوان «شمارش اجساد: آمار قربانیان بعد از ده سال ‘جنگ علیه ترور’» در مارچ ۲۰۱۵ منتشر شد، میزان تلفات جنگهای امریکا در عراق، افغانستان و پاکستان ۱.۳ میلیون تن برآورد شده است. بر اساس این گزارش، در اثر صدمات مستقیم و غیرمستقیم این جنگ‌ها حدود یک میلیون تن در عراق، ۲۲۰۰۰۰ (دوصدو بیست هزار) تن در افغانستان و ۸۰۰۰۰ (هشتادهزار) تن در پاکستان کشته شده اند. درین گزارش صد صفحه‌ای گفته می‌شود که ارقام ارائه شده با استناد بر گزارش‌های جنگ، بصورت «محافظه‌کارانه» تخمین زده شده اند اما آمار واقعی شاید به بیش از دومیلیون کشته برسد.

سازمان «داکتران بین‌المللی طرفدار جلوگیری از جنگ هسته‌ای» مستقر در آلمان که برنده جایزه صلح نوبل سال ۱۹۸۵ بوده است، همراه با نهاد «داکتران برای مسئولیت اجتماعی» و سازمان «داکتران برای بقای سراسری» از نهادهایی اند که مشترکا روی این تحقیق کار نموده نتایج آنرا انتشار داده اند.

تظاهرات هواخواهان حزب همبستگی در شهر مونشن آلمان

خواست‌های «محاکمه علنی قضیه قتل وحشیانه فرخنده» و «اقدام جدی برای رهایی ۳۱ هموطن اختطاف شده ما»، موضوع گردهمایی‌ای بود که در آن بیش از صد تن از افغان‌ها، آلمانی‌ها و ایرانی‌های مقیم شهر مونشن آلمان اشتراک کرده بودند. این تظاهرات به تاریخ ۲ می ۲۰۱۵ به دعوت هواخوهان حزب همبستگی افغانستان در اروپا برگزار گردید.

جنگ و وحشت تنظیمی کابل بر اساس گزارش رسانه‌های جهان

اکثر رسانه‌های جهان در جریان چهار سال خون و خیانت تنظیمی (۱۳۷۱-۱۳۷۵) افغانستان را به باد فراموشی سپرده بودند و خبر بربریت سگ‌جنگی‌های کابل کمتر انعکاس می‌یافت. به‌جز چند رسانه محدود بین‌المللی، رسانه‌های طراز اول جهان نه دفتری در افغانستان داشتند و نه خبرنگاری. اما باوجود آن، شمه‌ای از جنایات به ‌وقوع پیوسته در این چهار سال به آژانس‌های خبری و رسانه‌ها درز نموده که از آن میان چند بریده‌ی محدود روزنامه‌ای آنزمان را انتخاب نموده در ذیل انتشار می‌دهیم.

زندگی در گورستان، بیست سال پس از جنگ های تنظیمی کابل

ماما نور در جریان جنگ‌های کابل در یک روز همسر و پنج تن از اعضای‌ خانواده‌اش را از دست داده به روز سیاه نشست. حدود بیست سال تمام غم از دست‌دادن همسر و فرزندان، ماما نور را از همه اقارب و دوستانش به گوشه رانده‌است. شهدای صالحین، گورستانی در شرق کابل پناهگاه این مرد مسن شده‌است. او در اطراف قبرهای عزیزان از دست رفته‌اش کلبه‌گکی برای خود ساخته و با پرنده و سگش زندگی می‌کند.

ماما نور با خاطرات همسر و فرزندانش زنده‌است و غم از دست‌دادن جگرگوشه‌هایش او را چنان درمانده و ناتوان ساخته که حتا حوصله صحبت‌کردن ندارد. می‌گوید زنده است اما هیچ فرقی با مرده‌های اطرافش ندارد.

اشک در چشمان این پدر ماتمدار خشکیده اما با گلوی پردرد ماجرای از دست‌دادن عزیزانش را چنین شرح می‌دهد:

تجمع اعتراضی برای دادخواهی خون فرخنده در برلین

شام پنجشنبه (۲ اپریل ۲۰۱۵) برلین میزبان فریادهای دادخواهی برای فرخنده بود!

«مرکز فرهنگی افغان‌ها در برلین» برگزارکننده تجمع دادخواهی برای فرخنده بود. در نامناسبترین شرایط اقلیمی، ده‌ها تن از ساکنان برلین برای دادخواهی از خون فرخنده جمع شدند و ضمن اعلام نفرت و انزجار از فاجعه انسانی فرخنده همنوایی شان را با حلقات عدالت‌طلب داخل افغاستان در تحقق و پیگیری عدالت و مجازات عاملان این جنایت ابراز داشتند. تجمع با اجرای تیاتر خیابانی بازنمایش قتل فرخنده و اجرای چند ترانه اعتراضی توسط شکیب مصدق، رنگ و بوی هنر اعتراضی گرفت. اشتراک‌کنندگان در تجمع روز پنجشنبه برلین، همزمان با یادبود از فرخنده برای آزادی ۳۱ یک هموطن هزاره نیز شعار دادند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 118 نفر