تنها با سازماندهی و پیکار می‌توان بساط ننگین امارت طالبی را برچید

چهار سال سیاه حاکمیت طالبان

چهارمین سال حاکمیت سفاکانه طالبان بر سرزمین ویران و فاجعه‌بار ما گذشت. روزهای سیاهی که افغانستان و بخصوص زنانش در زندان و خفقان بسر برده و آخرین مظاهر آزادی، انسانیت، علم، دانش و پیشرفت زیر شلاق قلدران مست از قدرت به نابودی کشانیده شد.

کشور ما تحت حاکمیت غلامان طالبی امریکا و غرب، تاریک‌ترین و تلخ‌ترین روزگار را پشت سر گذاشته و مردم ستمدیده‌اش از هرگونه آزادی، دموکراسی، عدالت و رفاه بی‌بهره مانده و مجبور اند تا فرمان‌های قرون‌وسطایی ملاغیبت‌الله را اجرا و یا تهدید و تحقیر و شکنجه و زندان را تحمل نمایند؛ اقتصاد کشور کاملا ورشکسته شده و بیکاری و فقر و گرسنگی بیداد می‌کند؛ رشوه و غارتگری و بخصوص چپاول معادن و منابع طبیعی همانند دوران پرفساد جمهوریت ادامه داشته و به تقلید از قومندانان جهادی، سران این رژیم نیز هر یک در حال تبدیل شدن به سران مافیا اند. مصایب جاری جو شدید ضدطالبی را در جامعه ما حاکم ساخته است اما خاینان خونریز با توسل به شلاق و ترور و ارعاب و خفقان، هر جرقه اعتراض و خیزش و قیام را در نطفه خفه می‌گردانند.

طالبان با سیاست‌های ارتجاعی و ضدملی، همانند هم‌جنسان ستم‌پیشه جهادی شان آتش اختلافات قومی را شعله‌ورتر از همیشه کرده و فضای نفرت و تفرقه را گسترش داده‌اند. اقلیت‌های غیرپشتون از هر سو تحت فشار، تحقیر و زورگویی قرار گرفته‌ و کوچک‌ترین خواسته‌های برحق شان منکوب می‌گردد در حالی که توده‌های پشتون نیز با عین مصایب و دهشت مواجه اند. این دلقکان دست‌نشانده زمینه‌های اتحاد و همبستگی میان اقوام مختلف را فرو ریخته‌ و سایه جنگ داخلی و اختلافات قومی را بر افغانستان سنگین‌تر از همیشه ساخته‌اند. درهم کوفتن اعتراضات مردمی در تخار و بدخشان و به گلوله بستن اهالی‌ای که فقط خواهان اجرای عدالت بودند، حملات کوچی‌ها در همدستی با تفنگ‌داران طالب در هزاره‌جات و قتل، تاراج و کوچ اجباری هموطنان هزاره ما، تازه‌ترین نمونه‌های این سیاست خاینانه است.

به هم‌میهنان ما کاملا روشن است که طالبان از همان ابتدا به مثابه پروژه استخباراتی و برنامه‌های استعماری امپریالیزم امریکا و غرب به میدان آمده، تقویت شده و تا امروز از نظر مالی و نظامی و دیپلوماتیک به صورت پیدا و پنهان حمایت می‌گردند. این گروه وظیفه دارد تا افغانستان را در بی‌ثباتی و فقر و فلاکت و جهل و استبداد دینی عمیقا فرو برد چون در چنین فضای مسموم است که بذر هر گروه‌ تجزیه‌طلب، وابسته و تبهکار به‌ آسانی می‌روید. امریکا از طریق طالبان تلاش دارد افغانستان را مسیری برای رسوخ تروریزم و بربریت و بدامنی به سوی جمهوری‌های آسیای‌میانه و چین و روسیه مبدل نماید تا رقبایش را که تهدیدی در برابر حاکمیت بلامنازع‌اش در جهان به شمار می‌‌روند، درگیر مشکلات جدی سازد.

از نیم قرن بدینسو افغانستان بازیچه سیاست‌های استعمارگران و امپریالیست‌ها و بخصوص دولت خونخوار امریکا بوده و تغییر رژیم‌های پوشالی با برنامه و میل استخبارات خارجی صورت گرفته است، دسیسه‌هایی که بدون استثنا کشور را به سوی تباهی و توده‌ها را در بدبختی‌های جانفرساتر از گذشته غرق ساخته است. آنانی که هنوز هم انتظار دارند با دست خارجی‌ها امارت جهل و بربریت طالبی سقوط و اوضاع بهتری را تجربه کنند، از تاریخ چیزی نیاموخته‌اند. تاریخ نیم قرن در ضمن به اثبات رسانید است که گروه‌های بنیادگرای مذهبی پایگاه مطمئن امپریالیزم در سرزمین ما اند و تا وقتی با این گروه‌های جنایتکار و وطن‌فروش کار یکسره نگردد، رهایی درددیدگان میسر نخواهد بود. دوای اصلی درد این خاک سوگوار دموکراسی و سکیولاریزم است که هر نیرویی مدعی مبارزه مترقی و عدالت‌خواهانه اگر تحقق این خواست را در سرلوحه اهدافش قرار نداده و جهت رسیدن به آن تلاش عملی نکند، بود و نبودش ارزشی نخواهد داشت.

امپریالیست‌ها و نوکران بومی شان طوری وانمود می‌سازند که مردم افغانستان شایسته حاکمیت طالبی اند و این پدیده برخاسته از «فرهنگ» جامعه است تا بدین صورت رسمیت‌شناسی و معامله ضدبشری با این موجودات تاریخ‌زده را مشروع جلوه دهند. اما ملت تهیدست ما همانند سایر ملل جهان شیفته آزادی، عدالت، دموکراسی و بهروزی اند و چون سال‌ها در رنج و نبود این ارزش‌های والا زیسته‌اند، بیش از دیگران به ضرورت آن پی برده‌اند. تنفر عمومی جامعه از جهادی‌ها و طالبان بیانگر این حقیقت است.

در کنار تمام ستم‌ها و سیهروزی‌هایی که توده‌های ما متحمل می‌شوند، اظهارات و پوست‌پشک به رخ کشیدن «جمهوریتی»های وطنفروش و جنگسالاران و غارتگرانی که از اروپا و امریکا و ترکیه لاف «مقاومت» می‌زنند تهوع‌آور و به منزله نمک‌پاشی بر زخم‌های مردم ماست. اینان که خود با مزدوری، فساد، غارت و معامله‌های ننگین شان عامل وضعیت تراژیک کنونی اند، بر درگاه دولت‌های متجاوز غربی تضرع دارند تا اگر بار دگر بادار بر سر اینان دست نوازش کشیده به دوران مافیایی شان برگردند و یا در کنار برادران طالب شان نصب گردند. هراس و نفرت از برگشت جنگسالاران وحشی یکی از عواملی است که تعداد زیادی در برابر حاکمیت استبدادی طالب عکس‌العملی نشان نمی‌دهند چون بین آنان تفاوتی قایل نیستند.

ما اعتقاد راسخ داریم که اعتراضات و خیزش‌ها از دل جامعه علیه این سلطه عصر حجری سربلند کرده ماه عسل این دست‌پروردگان سی.آی.ای و آی.اس.آی دوام زیادی نخواهد داشت. نیروها و عناصر مترقی ضدبنیادگرا و ضدامپریالیست با بردن آگاهی، سازماندهی و فعالیت ملموس عملی در بسیج توده‌ای می‌توانند رسیدن این روز خجسته را نزدیک‌تر سازند. ما می‌توانیم و باید از مقاومت و ایستادگی حماسی خلق قهرمان فلسطین علیه فاشیست‌های صهیونیست الهام گرفته و در مواجهه با هر سختی استوار بایستیم. حزب همبستگی افغانستان، با تعهد همیشگی به مردمش، از تلاش و مبارزه لحظه‌ای درنگ ننموده و دست هر هموطن آگاه و پیشرو را در این راه می‌فشارد.

کوتاه‌باد سلطه ننگین خیانت و بربریت طالبی!
مرگ بر امپریالیزم و چاکران بنیادگرای جهادی و طالبی‌اش!

حزب همبستگی افغانستان

۲۴ اسد ۱۴۰۴ – ۱۵ اگست ۲۰۲۵

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 77 نفر