در برابر استبداد دینی طالبان و حامیان جهانیاش بایستیم!
- رده: اعلامیهها
- نویسنده: حزب همبستگی افغانستان
- منتشر شده در جمعه، 23 اسد 1405

پنج سال از حاکمیت قرونوسطایی و جنایتبار طالبان میگذرد که طی آن افغانستان دلبندما و مردم تیرهروز آن تحقیرآمیزترین و دهشتناکترین روزهای تاریخ خود را پشت سر گذاشتهاند. در این پنج سال بخصوص زنان ما از هرگونه آزادی و عدالت بیبهره و با شلاق استبداد دینی، تحقیر و سرکوب گردیدند. فقر و بیکاری کمرشکن، خشونت سیستماتیک و افسارگسیخته علیه زنان، ازدواجهای اجباری، فشارهای خردکننده روحی و جسمی، زندانیکردن و شکنجه بیرحمانه مردم، خفهکردن هر صدای اعتراض، انحطاط نظام آموزشی و مسخ آن در زیر سایهی جهل و تحجر دینی، شلاقزدن و سنگسار زنان و مردان در ملاعام، اختطاف و سربهنیستکردنها، قتلهای زنجیرهای، تجاوز جنسی و دهها جنایت و ستم دیگر که زندگی تودهها را دوزخآسا ساخته است. این همه افغانستان را به زندانی بزرگ و نمادی از اَنکیزیسیون معاصر و سرکوب انسان تبدیل کرده، از همینرو خشم، انزجار و نفرت عمیق مردم از امارت خونریز طالبی به منزله آتشی زیر خاکستر است که دیر یا زود شعله خواهد کشید.
طالبان بهمثابه چوبدست امریکا و متحدانش، با تحمیل قوانین ضدانسانی جامعه را به مرز انفجار کشانیده اند. آنان با فرمانهای ماقبل تاریخ شهروندان را به چهار طبقه «علما، اشراف، اوساط و سفله» تقسیم کرده و خود را از هرگونه مجازات و پیگرد قانونی مصون ساختهاند. خود رهبران و حاکمان طالب در سرزمین فقرزده مشغول فساد و غارت اند و با اتکا به زور، پول و تفنگ، زن سوم و چهارم را همچون «غنیمت» تصاحب میکنند. طبق آمار منتشرشده، تنها در سه ماه نخست حاکمیت این گروه، ۵۷۸ مورد ازدواج اجباری ثبت شده که اکثریت قربانیان آن دختران زیر سن بودهاند. شماری از این دختران برای رهایی از چنگ این وحوش با خوردن سم یا حلقآویزکردن خود به زندگیشان پایان دادهاند: «ملالی»، دختر ۱۷ ساله در ولسوالی دهصلاح بغلان، پس از چهار ماه ازدواج اجباری با مردی ۳۷ ساله، خودکشی کرد؛ «فهیمه»، دختر ۱۵ ساله در ولسوالی کوهستانات سرپل، پس از نامزدی اجباری با مردی در برابر ۷۰۰ هزار افغانی، خود را حلقآویز کرد. دختر جوانی در ناحیه ششم جلالآباد با استفاده از کلاشینکوف، در اعتراض به ازدواج اجباری به زندگی خود پایان داد. همچنین دختر ۱۶ سالهای در ولسوالی قادس بادغیس خودکشی کرد و پیش از آن، دختری در روستای «سیدبابا»ی ولسوالی سیغان بامیان، به دلیل مخالفت با ازدواج اجباری، خود را دار زد. اینها تنها چند نمونه از فجایع بیشماری است که به رسانهها درز کرده اما پشت پرده این امارت ننگین هزاران جنایت و قربانی خاموش دیگر پنهان مانده است.
با آنکه طالبان لاف از «شکست امریکا» میزنند، واقعیت عریان این است که حیات سیاسی و اقتصادی این گروه به حمایتهای مالی، دیپلوماتیک و سیاسی امریکا و متحدانش گره خورده است. این مزدوران ارزان و بیمقدار در خدمت برنامههای امپریالیزم، وظیفه گرفته اند تا هر صدای عدالتخواهی و استقلالطلبی را در گلو خفه کنند؛ تضادهای قومی و مذهبی را به مرز انفجار برسانند و با تفرقهافکنی مانع اتحاد و همبستگی مردم شوند؛ زنان را از تمامی عرصههای اقتصادی-اجتماعی حذف و آنان را انسان نشمارند؛ قوانین را ملغا ساخته و تنها اوامر «امیر غایب» خود را با زور تفنگ تحمیل کنند که نتیجه آن چیزی جز ویرانی و سقوط کشور نیست که در آن اکثریت نفوس در فقر و بینوایی دستوپا میزنند در حالی که بساط عیش و نوش و امتیازات حاکمان طالب هر روز گستردهتر میشود.
باوجود سرکوب و اختناق، زنان افغانستان ظرفیت عظیم مبارزاتی دارند. آنان از نخستین روزهای حاکمیت طالبان در برابر سیاستهای ضدانسانی و وحشیانه این گروه به پاخاستند و با قبول شلاق، گلوله، زندان و شکنجه ثابت کردند که نجات از ستم جنسیتی و طبقاتی بدون ایستادگی و مقاومت میسر نیست. در تازهترین نمونه، زنان و مردان هرات در برابر بیداد طالبی و فرمانهای ضدبشری این گروه به پا خاستند و با خون خود بر راه رهایی از استبداد مهر تایید گذاشتند. ما از این حرکتهای مردمی قاطعانه حمایت میکنیم اما بر این باوریم که بدون ایجاد تشکل پیشرو، آگاه و متعهد به عدالت اجتماعی و دموکراسی مبارزات پراکنده نمیتواند به آزادی واقعی و رهایی پایدار منجر گردد.
در آشفتهبازار افغانستان، دکان تجزیهطلبان و قومگرایان خاین، مرتجع و راندهشدهای چون محیالدین مهدی، لطیف پدرام، احمد مسعود، سرور دانش، فرید مزدک، رزاق مامون، عطا، محقق نظایر شان را گرم کرده است که هر روز برای تجزیه افغانستان چنگ و دندان تیز میکنند تا از این راه به بهشت ازدسترفته خویش بازگردند. اینان با شعارهای خاینانه مغایر خواست و نیاز مردم، عملا به خونخوران طالبی وجهه میبخشد که خود را عاشقان یکپارچکی افغانستان تبلیغ کرده عدهای را فریب دهند. از سوی دیگر شونیستهای کثیفی چون اسماعیل یون، باری جهانی، کریم خرم، روستار ترهکی، حلیم تنویر، انورالحق احدی، طاقت، دولت وزیری و امثال آنان با پشتونیزم خاینانه شان عمر امارت جهل و جنون طالبی را طولانیتر میسازند. ما در برابر رذالت، وطنفروشی و سیاستهای تفرقهافکنانه این مرتجعان که با زهرپراکنی و دامنزدن به تعصبات قومی و سمتی میکوشند سد راه وحدت و همبستگی ستمکشان شوند، قاطعانه میایستیم و تاکید میورزیم که تنها در یک افغانستان متحد و یکپارچه است که ستمکشان همه ملیتها میتوانند به حقوق و آزادیهای خود دست یابند و بساط ستمگران و جانیان را برچینند.
چنانکه گفتیم تسلط طالبان در گرو حمایت امریکا است، اما شکست مفتضحانه آنکشور در تجاوزش به ایران، مقاومت قهرمانانه و حماسی مردم فلسطین و رسوایی و سرافکندگی اسراییل و سربرآوردن قدرتهایی چون روسیه، چین و کوریای شمالی نشانههای آشکار افول هژمونی امریکا و حرکت جهان به سوی چندقطبیشدن است. با تضعیف هرچه بیشتر این «ببر کاغذی»، پایههای رژیمها و گروههای وابسته به آن نیز سستتر خواهد شد و دیر یا زود در برابر اراده و مقاومت مردم فرو خواهند ریخت.
هموطنان درددیده!
ما باور داریم که سرنگونی این رژیم ضدملی، ضدترقی، زنستیز و انسانستیز تنها و تنها به دست مردم ما میسر است نه با «کمک» امریکا و شرکای آن. تجربه تلخ بیست سال اشغال افغانستان بهروشنی ثابت ساخت که «کمک» امریکا چیزی جز تروریزم، بنیادگرایی، فساد، تولید و قاچاق مواد مخدر، کشتار، بینوایی و سیهروزی به ارمغان نیاورد. چشمدوختن به امریکا از سوی مزدوران و میهنفروشانی چون سمیع سادات، خوشحال سادات، یاسین ضیا، احمد مسعود و دیگر همقطارانشان به معنی به حراجگذاشتن استقلال و سپردن دوباره افغانستان به اشغالگران است. ما با قاطعیت صفوف خود را از جانیان، مرتجعان و میهنفروشان پاک کرده، دست اتحاد و همبستگی به سوی مردم محروم و ستمدیده و همه تشکلهای ملی، مستقل و مترقی دراز میکنیم و با صدای رسا اعلام میداریم: تنها با اتحاد و همبستگی رنجبران تمام اقوام میتوان این نکبت و ظلمت را از سرزمینمان زدود و راه آزادی، عدالت اجتماعی و رهایی را گشود.
حزب همبستگی افغانستان
۱۵ اگست ۲۰۲۶ (۲۴ اسد ۱۴۰۵)