نداف‌ها، پیشه‌وران تهی‌دست و تحقیرشده افغانستان

«ندااااااف کار دارین، نداااف! ندااااااف کار دارین، نداااف!»

آوای مردان بی‌روزگاری است که فقر و تنگدستی شان را فریاد می‌کشند؛ آوای پیشه‌ورانی که باوجود داشتن کار، بی‌کار هستند؛ آوای فرودستانی که در کوچه و بازار نام پیشه‌ی شان معادل داو و دشنام پنداشته می‌شود؛ اما آنان در آهنگ تار ماشین ندافی، درد و رنج شان را می‌نوازند. در افغانستان هیچ پیشه‌وری مانند آهنگر، کلال، گلکار، نجار، آسیاب‌بان، حبلی‌ساز و دیگران روزگار خوشی نداشته باشند ولی نداف‌ها در بدترین وضع زندگی نسبت به همه به‌سر می‌برند، چرا که کار جابه‌جا و دوامداری ندارند. امروز پولی کمایی می‌کنند تا قرض دیروز شان را بپردازند و شاید پس‌فردا چیزی کمایی کنند تا قرض امروز و فردا را بدهند.

معارف تخار زیر بار خیانت و فساد زمین‌گیر است

در معارف تخار، خیانت بزرگی در جریان است، اما چون دزدان و فاسدان حاکم اند، از کنار آن به آرامی می‌گذرند و فریاد تخاریان را کسی نمی‌شنود. از وزارت معارفی که خود مخترع هزاران مکتب، معلم و شاگرد «خیالی» بوده، انتظار بالاتری هم نمی‌توان داشت.

در تخار، از رییس معارف گرفته تا تمامی مدیران لیسه‌ها و... بر اساس روابط تعیین شده اند که جز منافع شخصی خود شان به بهبود تعلیم و تربیه، ذره‌ای علاقه ندارند.

مارسیلا: مادرم تمام آرزوها و خوشی‌های ما را با خود زیر خاک برد

به تاریخ ۲۲ جدی ۱۳۹۵ ماموران پایین رتبه پارلمان که اکثر آنان تنها سرپرست فامیل شان بودند مورد حمله انتحاری گروه وحشی طالب قرار گرفتند که در نتیجه ده‌ها کشته و زخمی به جا گذاشته خانواده های نادار زیادی را در سوگ نشاند. فریده ۴۱ ساله یکی از قربانیان این حادثه المناک بود. او که تقریبا ۹ سال قبل شوهرش ملا محمد را در اثر بیماری سرطان از دست داد، یگانه نان‌آور چهار فرزندش بود.

پیمودن سرک راغ‌های بدخشان عذاب واقعی‌ است

راغ یا راغها سه ولسوالی ولایت بدخشان را شامل می‌شود. راهی که مرکز ولایت را به این ولسوالی‌ها وصل می‌کند اصلا نمی‌توان سرک نامید. انتقال مال و راکبین به‌وسیله ترانسپورت سه ولسوالی راغ و پنج ولسوالی دروازه از همین راه صورت می‌گیرد. خرابی غیر قابل تصور سرک از ناحیه‌ای به نام صفحه شروع و الی مراکز هر سه ولسوالی و از آنجا الی مراکز پنج ولسوالی درواز بدخشان که فاصله به مراتب طولانی‌تر چندین روزه است ادامه دارد.

مردم ولسوالی چاه‌آب در برابر بشیر قانت و اوباشانش برخاستند

چاه‌آب از ولسوالی‌های دورافتاده‌ ولایت تخار است که از سی سال بدینسو آمر بشیر قانت و اقاربش درین دیار بر مردم ستم روا داشته و امروز هم از برکت حکومت وحشت ملی تمامی اراکین بلندپایه این ولسوالی از بستگان این جنگسالار مستبد اند. بطور نمونه، داکتر جنید ولسوال چاه‌آب (پسرکاکای بشیر)، سالم، مدیر معارف که در گذشته شاروال بود (خواهرزاده)، حامد آمر جنایی (برادرزاده) که تمام صلاحیت قوماندانی امنیه چاه‌آب را به دست دارد و قوماندان امنیه فقط به نام است.

اعتراضات مردم رستاق پیروزمندانه پایان یافت اما مبارزه ادامه دارد

شنبه، ۱۹ حمل ۱۳۹۶، ششمین روز از مظاهره مردم رستاق پرخروش‌تر از روزهای دیگر با اشتراک هزاران تن از مردم شهر و ده، ملیت‌ها و اقشار مختلف بر ضد اربکی‌های زیر فرمان پیرم‌قل جنایتکار برگزار شد. اشتراک‌کنندگان با شعارهایی علیه پیرم‌قل و سرگروپ‌های جانی‌اش خواهان محاکمه و خلع‌سلاح تمامی ستمکارانی شدند که به نام اربکی و «خیزش‌های مردمی» توسط دولت مسلح شده آرامش را از تمام اهالی شریف رستاق ربوده اند.

ادامه اعتراض مردم به‌جان آمده رستاق و خاموشی رسانه‌ها
ادامه اعتراض مردم به‌جان آمده رستاق و خاموشی رسانه‌ها

هزاران انسان خشمگین به تاریخ ۱۵ حمل ۱۳۹۶ با وجود بارندگی شدید جسد خون‌آلود ویس‌الدین «مسلم» را بعد از دو روز مظاهره ساعت یک بعد از ظهر با شعار های «مرگ به پیرم‌قل»، «مرگ به سبحان‌قل»، «مرگ به والی بی‌کفایت و پسرخوانده‌ی پیرم‌قل» و... به خاک سپردند. شماری از روشنفکران رستاق بر آرامگاه شهید ویس سخنرانی‌های پرشوری نمودند. طی این روز راه رستاق به مرکز تخار و سایر ولسوالی‌ها مسدود شده بود و به تاریخ شانزدهم حمل که به شدت برف می‌بارید مظاهره مردم هنوز ادامه یافته در اطراف قوماندانی امنیه و ولسوالی خیمه‌های تحصن برافراشته اعلان کرده اند که تا محاکمه قاتلان به اعتراض شان ادامه خواهند داد. ولی والی حامی جنگسالاران تا هنوز به رستاق نرفته و هیچ اقدامی در جهت دستگیری قاتلان این جوان برومند نکرده اند. امروز چهارمین روز مظاهره مردم شریف رستاق است، اما رسانه‌هایی چون «طلوع» در برابر آن سکوت سخیف اختیار کرده اند.

ادامه اعتراض مردم به‌جان آمده رستاق و خاموشی رسانه‌ها

به تاریخ ۱۷ حمل پنجمین روز مظاهره مردم شرافتمند و ستم‌دیده رستاق با اشتراک هزاران هموطن ما ادامه یافت که شعارهایی علیه پیرم‌قل، سبحان‌قل، زمان گرگ‌علی و غیره ایادی جنایتکار شان سر می‌دادند. درحالیکه با رویکار آمدن حکومت دهشت ملی کارد به استخوان مردم رسیده، آنان اعلان کرده اند که تا بازداشت و محاکمه عاملان قتل و شکنجه فرزندان شان آرام نخواهند نشست.

تظاهرکنندگان معتقد اند که در قتل‌های زنجیره‌ای در رستاق، در کنار پیرم‌قل، والی نیز دست دارد.

جمعه، ۱۸ حمل نیز قرار بود دههاهزار تن دست به تظاهرات زنند اما هیئت دولتی که از کابل رسیده، از مردم مهلت خواسته که به زودی به بررسی و حل قضایا خواهند پرداخت. مردم با آنکه به این وعده‌های کمسیون‌های دولتی اعتمادی ندارند، تظاهرات را به تعویق انداخته گفتند که در صورت عدم برخورد قاطع و فوری، آنان دوباره به جاده‌های ریخته با زور خود حاکمان خاین را وادار به قبول خواست‌های شان خواهند کرد.

ادامه اعتراض مردم به‌جان آمده رستاق و خاموشی رسانه‌ها
ادامه اعتراض مردم به‌جان آمده رستاق و خاموشی رسانه‌ها
ادامه اعتراض مردم به‌جان آمده رستاق و خاموشی رسانه‌ها
تظاهرات خشماگین رستاقیان بر قتل ویس‌الدین توسط شغالان پیرم‌قل

به تاریخ ۱۴ حمل ۱۳۹۶ مظاهره پرشوری در شهر رستاق ولایت تخار علیه جنایات و ستم جنگسالاران و قتل ویس‌الدین فرزند فیض‌الدین مسلم راه‌اندازی گردید.

معلم شفیقه با شنیدن خبر اخراجش سکته کرد

معلم شفیقه به تاریخ ۶ حمل ١٣٩٦ در داخل اداره مکتب عبدالرحمن شهید واقع شهر تالقان ولایت تخار هنگامیکه خبر اضافه بست شدنش را شنید سکته کرد و جان داد. وقتی او به زمین افتاد و دیگر معلمان خواستند به کمکش بشتابند، مدیر مکتب با بیان اینکه «او مکر و تظاهر به مردن می‌نماید چون مکر خصلت زن می‌باشد» کمک‌کنندگان را مانع می‌شود که او را از زمین بردارند. گفته شده است مدیر مکتب بست شفیقه را قبلاً به معلم دیگر که زن سیداکرام‌الدین ادیب می‌باشد معامله کرده بود.

گفتگو با مادر در‌دیده‌ای که جنازه سه پسر جوانش را تسلیم گرفت

نامش شیماست و در یک خانه کرایی فرسوده در گوشه‌ای از کابل زندگی دارد. با اولین نگاه، سوز و درد عمیق را می‌توان در چهره معصومش دریافت. مادر درددیده‌ایست که جنازه سه پسر جوانش را در یک روز تسلیمش کردند. فقر و بیکاری پسرانش را واداشته بود که به صفوف اردو پیوسته در ناامن‌ترین نقطه کشور به ماموریت جنگی بروند.

محمد ظاهر ۲۹ ساله، محمد حفیظ ۲۲ ساله و محمد جاوید ۲۰ ساله به تاریخ اول دلو ۱۳۹۵ در نتیجه حمله طالبان بر پوسته شان در ولسوالی میوند کندهار کشته شدند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 154 نفر