امریکا و اسراییل هیچ نقشهای ندارند، زیرا فروپاشی خودِ نقشه است
- رده: ترجمه از منابع بیرونی
- نویسنده: لی کمپ
- منتشر شده در شنبه، 24 حوت 1404

لی کمپ، کمدین آتشینزبان، نویسنده، پادکستساز جسور، گوینده خبر و مفسر سیاسی امریکایی است که سالهاست تیغ طنز و نقد خود را بر گلوی قدرتهای حاکم نهاده است. او در سالهای گذشته برنامه «امشبِ سانسورشده» را در شبکه «آرتی امریکا» پیش میبرد که پرده از ریاکاریها و دروغهای نظام سیاسی امریکا برمیداشت. اما پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین در فبروری ۲۰۲۲، دولت امریکا نشرات این شبکه را متوقف ساخت و بهدنبال آن صدای افشاگرانه آن برنامه نیز خاموش گردانیده شد.
اما با بستن این شبکه دولت نتوانست صدای اعتراض او را خاموش کند. لی کمپ پس از آن در جولای ۲۰۲۲ با همکاری رسانه «منت پرس» برنامه تازهای را زیر نام «سانسورشدهترین خبرها با لی کمپ» راهاندازی کرد. او در آن بیپروا جنایات، بربریت و سیاستهای تروریستپرورانه دولت امریکا را افشا کرده و در برابر سیاستهای غارتگرانه و چپاولگرانه آن با صدایی رسا و بیهراس میایستد.
لی کمپ همچنان در یوتیوب حضوری فعال دارد و برنامه خبری دیگری را با عنوان «اندیشههای خطرناک با لی کمپ» نشر میکند که بر خلاف دستگاههای دروغپراکنی امپریالیزم با نگاهی تند، انتقادی و بیملاحظه سیاست، رسانهها و موضوعات جنجالی روز را میشکافد.
ترجمه از منابع بیرونی| از صفحه فیسبک لی کمپ
دیگر فکر نمیکنم گفتن این حرف جنجالی باشد که طبقهی حاکم در امریکا و اسراییل (USrael™) مجموعهیی از روانپریشان احمق هستند. در سراسر جهان بعضیها متوجه شدهاند که این دو اداره ما همه را به سوی احتمال یک فروپاشی اقتصادی جهانی، احتمال یک جنگ هستهای و احتمالاً یک سال بسیار فاجعهبار ۲۰۲۶ میکشانند در حالی که به نظر نمیرسد هیچ «نقشه»، «استراتیژی» یا حتی تصور مبهمی از این که بعد چه خواهد شد داشته باشند.
حتی قانونگذاران امریکایی که دیروز در یک نشست محرمانه دربارهی یورش دولت به ایران شرکت کرده بودند، از اتاق کاملاً گیج بیرون آمدند. آنها نمیدانستند
الف) چرا این جنگ آغاز شده است
ب) نقشهی این جنگ چیست
ج) و پس از پایان آن چه قرار است رخ دهد.
دلیل این که این قانونگذاران میلیونر و بیفکر علتهای واقعی این تهاجم وحشتناک به ایران را درک نمیکنند این است که یا نقش «پترودالر» را در هژمونی دالر نمیفهمند یا عمداً آن را نادیده میگیرند. همین هژمونی دالر است که به الیگارشهای امریکایی اجازه میدهد آنقدر پول چاپ کنند که جزیرههای کامل را بخرند و در آنجا بدون هیچ محدودیتی به سوءاستفادهی جنسی از افراد کمسن بپردازند.
اما دلیل این که کانگرس امریکا، که ۷۲ درصد آن مرد و ۷۸ درصد آن سفیدپوست است نمیتواند از دولت ترامپ پاسخ روشنی بگیرد که اگر این روانپریشان امریکا و اسراییل در ایران «موفق» شوند بعد چه خواهد شد، بسیار ساده است: برای تصمیمگیرندگان اصلاً مهم نیست. آنها اهمیتی نمیدهند. فروپاشی ساختار دولت خود هدف است. پرسیدن این که بعد چه میشود مثل این است که از یک آتشافروز بپرسی بعد از سوزاندن خانه چه چیزی خواهد ساخت. احتمالاً فقط با نگاهی متعجب جواب میدهد، شبیه وقتی که از سگ خود دربارهی وام بانکی با بهرهی متغیر مشوره بخواهی.
بعضی انسانهای عادی که اهداف تاریک و بیروح حاکمان امپریالیستی امریکا را درک نمیکنند، گاهی میگویند امریکا از زمان جنگ جهانی دوم دیگر در هیچ جنگی پیروز نشده است. آنها میگویند هر جنگی که امریکا در پنجاه سال گذشته وارد آن شده، برای خودش فاجعه بوده است. اما متأسفانه این درست نیست. چون انسانهای عادی که احساس، وجدان اخلاقی و دغدغهی زندگی دارند نمیتوانند بفهمند که برای گردانندگان امپراتوری امریکا و اسراییل «پیروزی» دقیقاً به چه معنا است.
نمونههای روشن آن عراق، لیبیا و سوریه است. برخلاف ادعاهای پرهیاهوی دولتهای مختلف امریکا در آن زمان، هدف از حمله به عراق، حمله به لیبیا و جنگ در سوریه هرگز کمک به مردم رنجدیدهی آن کشورها نبود. حاکمان روانپریش اصلاً برای زنان، کودکان، افراد بیگناه، سالمندان یا حتی حیوانات ارزشی قایل نبودند. روانپریشان اساساً توانایی همدردی با دیگران را ندارند.
هدف واقعی این بود که آن کشورها به دولتهای ناتوان، بیثبات و شکستخورده تبدیل شوند. در چنین وضعیتی آنها
الف) خطری برای اسراییل ایجاد نمیکنند
ب) و توانایی استخراج و فروش نفت بیرون از نظام پترودالر یا همپیمانی با کشورهایی خارج از حوزهی نفوذ امریکا و اسراییل را نخواهند داشت.
در نتیجه:
— لیبیا به کشوری بیقانون تبدیل شد با بازارهای بردهفروشی در فضای باز و جنگسالاران خشن.
— پس از حملهی ۲۰۰۳ به عراق، این کشور با بیثباتی شدید، جنگهای فرقهای و تلاش برای ساختن دولت در میان شورشهای خشونتآمیز روبهرو شد.
— پس از سقوط دولت اسد در سوریه، کشور عملاً زیر ادارهی فردی قرار گرفت که با حمایت امریکا و با چهرهی تازهای از القاعده به قدرت رسید. فقر شدید به ورزش ملی تبدیل شد و پاکسازی قومی به گل ملی.
برای مردم عراق، لیبیا و سوریه این وضعیت مانند یک فلم وحشتناک است. با این حال دیگر کمتر میشنویم که سیاستمداران یا رسانههای اصلی امریکا بگویند مردم آن کشورها به کمک ما نیاز دارند. ظاهراً آنها فقط زمانی به «کمک» امریکا و اسراییل نیاز داشتند که پترودالر در خطر بود. حالا که امنیت پترودالر حفظ شده، دیگر بمبهای «آزادی» لازم نیست.
امریکا و اسراییل هیچ نقشهای برای یک ایرانِ پس از جنگ ندارند، زیرا آتشافروز قصد بازسازی خانه را ندارد. سرطان هم نمیپرسد چگونه میزبان خود را دوباره زنده کند. هدف امپریالیستی امریکا چیزی جز ایجاد جهنم نیست. جهنم روی زمین.
- دیگر نه ثبات
- نه جامعه
- نه زیربنا
- و در اصل نه دولت.
و برای امریکا و اسراییل این یعنی دیگر مقاومتی وجود نخواهد داشت، تهدیدی وجود نخواهد داشت، رقیبی برای پترودالر باقی نخواهد ماند و ایران نیز نمیتواند با چین همپیمان شود.
فروپاشی خودِ نقشه است.
اما به نظر میرسد این بار شاید کار نکند.
ایران عراق نیست.
ایران لیبیا نیست.
ایران سوریه نیست.
ایران جامعهای قدرتمند و کهن با ۹۰ میلیون جمعیت است. کسانی که ایران را بسیار بهتر از من میشناسند میگویند ایرانیها تا آخر خواهند جنگید. در مقابل، امریکا تا آخر نخواهد جنگید، زیرا اکثریت مردم امریکا حتی نمیدانند چرا اصلاً جنگی در کار است. در واقع نظرسنجیها نشان میدهد بسیاری از امریکاییها فکر میکنند ترامپ جنگ با ایران را برای منحرف کردن توجه از پروندهی اپستین آغاز کرده است.

کارتونیست: کارلوس لاتوف