با تصفیه حساب با تاجران خون مردم از قیام شکوهمند ۲٤ حوت هرات قدردانی کنیم

قیام ۲۴ حوت هرات

در بیست و چهارم حوت ١۳٥٧ مردم آزادی دوست هرات که تا آن زمان دستگاه های استخباراتی امریکا، پاکستان، ایران، عربستان وغیره از طریق هفت تنظیم ساخت پشاور و هشت تنظیم ساخت رژیم منفور ایران، با زور پول و سلاح و متخصصین استخباراتی شان هنوز جنبش مقاومت افغانستان را به لجن نکشانیده و حرکت های پاک و خودجوش مردم را با آفت لاعلاج بنیادگرایی نیالوده بودند، دست به قیام دلاورانه‌ای علیه رژیم وطنفروش خلقی و پرچمی زدند، رژیمی که چون کوچکترین جای پای بین مردم نداشت، برای حفظ و ادامه قدرت خود در عرصه های اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی بصورت کامل خود را به روسها سپرده بود.

امروز که ۳٤ سال از آن قیام می‌گذرد، بعلت خیانت نابخشودنی به خون شهدا، ۲٤٠٠٠ جانباخته هراتی فراموش شده ترین قربانیان تاریخ وطن ما هستند. فقط چند به اصطلاح رهبری جهادی برای چانه زنی به خاطر قدرت و مقام و دالر گاهگاهی از این شهیدان یاد کرده و با بیشرمی خود را وارث خون آنان جا می‌زنند. با گرامیداشت از یاد و خاطره این جانبازان، آرزو می‌کنیم روزی برسد آنطوری که شایسته این قهرمانان واقعی وطن است، از آنان قدردانی صورت گیرد و عاملان این قتل عام وحشیانه به پای میز محاکمه کشانیده شوند.

قیام ۲٤ حوت هرات نقطه عطفی در جنگ مقاومت ضد روسی و مزدورانش بحساب می‌آید زیرا علاوه از تلفات انسانی، از جمله استثنایی ترین حرکت هایی بود که در یکی از شهرهای بزرگ افغانستان و برای اولین بار اتفاق می‌افتاد، به همین دلیل مایه الهام و دلگرمی برای خیزش های بعدی در سایر نقاط کشور گردید.

شکوه و عظمت این قیام و قیام های دیگر آن دوران افغانستان در اصیل بودنش بود زیرا به فرمایش و شیطنت بیگانه ها براه نیفتاده بود؛ کوچکترین اختلاف قومی و سمتی و زبانی در آن به ملاحظه نمی‌رسید چون مبارزات مردم ما با گند تیکه داران اسلام و تاجران خون مردم افغانستان آلوده نشده بود؛ قیام کنندگان کوچکترین چشمداشتی از فداکاری ها و جانبازی های خود درین قیام نداشتند چون هنوز فرهنگ اجیر سازی، گدامنشی، چشم دوختن به جیب بیگانه ها، مزدور صفتی و بیگانه پرستی که به وسیله تنظیم ها به شدت دامن زده میشد، رایج نشده بود؛ درین قیام ها کسی نه چشم به مال و نه هم چشم به ناموس مردم داشتند زیرا مردم پاکدل و شریف ما در مکتب مال خوری و ناموس ستیزی و "غنیمت گیری" اخوان تربیت نیافته بودند؛ درین قیام ها کسی برای همسنگر خود قبر نمی‌کند و حریص به قتل هموطن خود نبود زیرا مردم با امراض جاه طلبی، انحصار گری، زراندوزی و رقابت های خونین جنگسالاران و جدل های استخباراتی بیگانه بودند؛ درین قیام ها به همان پیمانه‌ای که مردم دست شان از سلاح، جیب شان از پول و دسترخوان شان از نان خالی بود به همان پیمانه با اتکا به بازوان توانای خود و ایمان و اراده بالایی برای قربانی دادن بخاطر شرف و خاک شان داشتند زیرا هنوز نقشه زرخرید کردن و فاسد سازی بوسیله پول و مقام و امکانات با دستان سیاه بیگانه و سران خاین تنظیم ها در افغانستان عملی نشده بود.

قیام بیست و چهار حوت هرات در حقیقت تراکم خشم فروخورده ملتی بود در برابر حزب وطنفروشی که چند تن از نظامیانش با اشاره صاحبان روسی شان کودتا کردند و نامش را انقلاب گذاشتند. بعد بدون آنکه شرایط و خواست توده ها را در نظر بگیرند، سرمست از قدرت اولین اقدام شان زیر شعار "هرکه با ما نیست از ما نیست"، اعلان جنگ با مردم بود. دستگیری های بیمارگونه، شکنجه های وحشیانه، اعدام های بدون محاکمه، توهین به مقدسات مردم، بی بندوباری در معیار های اخلاقی، رایج ساختن فحشا زیر نام آزادی زن، تفتیش عقاید، سلب هر نوع آزادی مردم، صادر کردن فرمانها از بالا و تطبیق آن با نوک برچه بر مردم، بکار انداختن تمام حزب وطنفروش در دستگاه خبرچینی و استفاده از اوباشان، لومپن ها و فواحش در دستگاه "خاد" و از طریق آن تحت نظر گرفتن خانواده ها و تک تک اعضای آن وغیره از جمله عواملی بودند که مردم را به تنگ آوردند.

تعدادی این قیام را تحت تاثیر معنوی انقلاب ۲۲ بهمن ایران می‌دانند زیرا ۳۲ روز پس از پیروزی انقلاب مردم ایران، حادثه ۲۴ حوت در هرات به وقوع پیوست. درحالیکه این استدلال درست نیست زیرا قبل از حادثه هرات قیام های بیشماری در افغانستان رخ داده بود بطور مثال:

شهنواز تنی
یکی از جلادان سرکوب قیام هرات شهنواز تنی است که امروز در سایه حمایت امریکا با خاطر آرام در کنار شرکای جرمش حرف از مردم سالاری میزند.

روز اول جوزای ۱۳۵۷ یعنی ۲۴ روز بعد از کودتا، مردم دره وایگل نورستان مرکزی بدون آنکه روح تنظیم های مدعی رهبری قیام ها خبر باشد، قیام کردند. در نتیجه۳۰ نفر از عوامل رژیم کشته و ۱۵۰ نفر دیگر را به اسارت درآوردند؛ سران قوم نورستان غربی بساط ولسوالی دو آب را در ١۲ میزان همانسال برچیدند. بعد ازین تاریخ سرتاسر نورستان از کنترول دولت خارج شد.

قبل از قیام عمومی در مرکز هرات، در نهم حوت حرکت کوچکی در قریه‌ی سلیمی ولسوالی پشتون زرغون (شاقلان) در اعتراض به راه اندازی کورس های سوادآموزی زنان صورت گرفت. اعتراض و مقاومت مردم با توسل به قوه نظامی سرکوب شد. تعدادی جابجا تیر باران شدند و عده‌ای از موسفیدان که دستگیر و زندانی شده بودند، هرگز بر نگشتند. بعد از آن در هجدهم حوت مردم غوریان بخاطر دفاع از توهین شدن موسفید قریه شان بخاطر کار اجباری سر به شورش برداشتند. در نوزدهم حوت مردم زنده جان قیام کردند و آتش این خیزش ها با سرعت بیسابقه به گذره، انجیل و سایر ولسوالی ها سرایت کرد و بالاخره شعله های خشم مردم به مرکز هرات رسید و در صبحگاه بیست و چهارم حوت مردم هرات به جاده ها برآمدند و با شور و هیجان کم نظیرعلیه رژیم پوشالی خلق و پرچم شعار دادند. این اعتراض خیابانی تا شام همانروز ادامه داشت.

در بیست و پنجم حوت مردم ولسوالی ها و حومه شهر از طریق چهار دروازه هرات هر آنچه از سلاح گرم و سرد و کهنه در اختیار داشتند داخل شهر شدند و آن را به تصرف کامل خود درآوردند. قیام کننده ها در تلاش تصرف رادیوی محلی و اشغال زندان هرات بودند که با بارانی از گلوله های توپ و تانک و تفنگ نظامیان خلقی و پرچمی تحت قومانده مشاور روسی جنرال ویسلوویچ و سید مکرم قومندان فرقه هفده و نظیف الله نهضت والی رژیم سفاک مواجه شدند که تلفات سنگینی به مردم بار آورد.

مردم خشمگین با دستان خالی و با قبول از دست دادن جان شان، بر تانک ها حمله ور شده آن را به آتش می‌کشیدند. چنانچه یکی از شاهدان عینی می‌گوید:

«جنگ های خونینی در چند نقطه‌ی شهر هرات از جمله پای حصار، دروازه قندهار و جاده محبس به وقوع پیوست که کشته شدن ‌ی زیادی از قیام کنندگان را باعث شد. در این مناطق تانک ها و نفربرهای زرهی حکومت تا جایی که مرمی در شاجور های شان بود، بر مردم شلیک کردند. تانکی در منطقه‌ی پای حصار هرات به شدت مردم را درو می‌کرد و ماشیندار آن بی‌امان مردم را به کام مرگ می‌فرستاد. بالاخره مردی توانست خود را نزدیک تانک کند. وی خود را بر روی ماشیندار افگند. هرچند خودش سوراخ سوراخ شد، ولی زاویه دید سربازی را که ماشیندار را هدایت می‌کرد کم کرد و مردم بعد از کشته دادن زیاد توانستند این تانک را آتش زنند.»

یکی از مبارزین راه آزادی چشم دید خود را چنین حکایه میکند:

«جوان تقریباً هجده ساله‌ای که در اثر فیر مرمی تانک دستش از بند جدا ولی رگهایش کاملا بریده نشده بود، کف و پنجه های دست او در بند آویزان بود. کسی خواست با او کمک کند و ذریعه یک عمل جراحی دستش را از بند جدا نماید. ولی خود جوان کف دست بریده خود را زیر کفش خود گذاشته و با یک حرکت دستش را از بند جدا کرده به دور انداخت. این جوان خودش با چونه، زخم را خونبندان کرده و دستار کهنه خود را به آن زخم بسته با چهره گشاده به نبرد ادامه داد.»

نظیف الله نهضت
نظیف الله نهضت والی رژیم سفاک و قاتل ۲۴۰۰۰ هراتی

شاهد عینی دیگری می‌گوید:

«من از گرده‌ى سپين ادى الى مكتب خواجه تاكى در روز چهارم يا پنجم ٢٤ حوت رفتم و تمام پياده‌روها از اجساد مملو بود و بايد انسان قدم‌هايش را شمرده و سنجيده مى‌گذاشت تا آنكه اجساد را زير پا نكرده باشد و بعضى از اجساد تكه پاره بود كه نمی‌‌دانم توسط انسان‌ها يا حيوانات پاره شده بودند.»

در بیست و ششم حوت سربازان و افسران فرقه هفدهم هرات با دیدن جوی های خون در خیابانها به خشم آمده به صفوف مردم پیوستند، انبار های اسلحه باز شد و مهمات بین مردم پخش گردید. در همین جریان شبنامه‌ای پخش گردید که در آن از مردم تقاضا شده بود که به سربازان و افسران فرقه هفده بپیوندند و آنان را حمایت کنند. مردم بصورت داوطلبانه به قیام کنندگان نظامی خوراکه میرساندند. در نتیجه فرقه هم بصورت کامل به تصرف قیام کنندگان درآمد.

نظامیان قیام کننده تا روز سی حوت با قوای تازه نفس کماندوی قندهار به رهبری شهنواز تنی، نیروهای نظامی انځرگل قومندان گروپ اپراتیفی زون شمالغرب و حملات قوای هوایی روسی از ترکمنستان و طیارات قوای هوایی شیندند درگیر بودند ولی مقاومت بیشتر دوام نکرد، فرقه تخلیه و دوباره بدست خلقی ها افتاد. این قیام بعد از پنج روز مقاومت با تلفات سنگین به خون نشست.

جلادان خلقی و پرچمی موج تازه‌ای از دستگیری ها را آغاز و تعداد بیشماری را دستگیر و بصورت دسته جمعی تیرباران کردند. چنانچه در سال ١۳٧١ چندین گور دسته جمعی در میان تپه های عقب فرقه هفده هرات کشف گردید که در آن صد ها تن از قیام کنندگان که در روز های قیام کشته شده بودند، یا هم در روز های بعدی توسط رژیم وقت اعدام شدند، دفن گردیده بودند.

این قیام با تلفات بسیار عظیمش شکست خورد اما پیامد های بسیار بزرگی به دنبال داشت:

  • این قیام یک حرکت خود جوش و از جانب مردم بود. هیچ فرد و یا تشکل سیاسی حق ندارد افتخار این قربانی عظیم ملت را با بت تراشی های مزورانه به نام خود ثبت سازد و یا منسوب به خود بداند. تورن اسماعیل نه قهرمان این رویداد، بلکه بعنوان یک فرد از افرادی چون جگرن عبدالعزیز، جگتورن نوراحمد، دگرمن محمد انور نصرتی، جگتورن علاوالدین، جگرن شایسته، تورن نجیب الله، جگرن سید اسدالله، جگرن شمشیر خان، ضابط خلیل احمد، جگرن غلام رسول بلوچ، ضابط سلطان احمد، شیرین گل و بصیر خان و صد ها افسر پایین رتبه و سرباز درین قیام شرکت داشت. یکی از دلایل شکست خونین این قیام نبود رهبری درست آن بود.
  • جنگ مقاومت ضد روسی که از طرف مردم براه افتاد در ابتدا با صفای دل، بدون چشمداشت و عاری از هرنوع پستی و رذالت بود. وقتی پای تنظیم های مزدور امریکا، پاکستان، ایران و عربستان به این جنبش کشانده شد، آن را به هرگونه فساد و ابتذال آلوده ساختند.
  • جنایتکاران علاوه از آنکه جنگ مقاومت را از مسیر اصلی آن منحرف ساختند، از قطره های خون و اشک و عرق مردمی که سزاوار هر نوع ستایش و قدردانی هستند، نیز سوءاستفاده نموده به پول های افسانوی و قصر های مجلل دست یافتند. "جهاد فی سبیل الله" آنان مبدل به جهاد فی سبیل پول و فی سبیل چوکی و فی سبیل قصر گردید.
  • مردم که قربانی های بیشماری دادند، انتظار داشتند بعد از شکست روسهای اشغالگر و مزدوران شان، به رفاه و سعادت برسند. آنان نه تنها به این خواست بسیار ابتدایی خود دست نیافتند، بلکه دیدند که همین منادیان دو آتشه اسلام چگونه خون این ملت رنجدیده را در شیشه کرده همراه با خلقی ها و پرچمی ها این دشمنان سوگند خورده مردم ما، آن را سر کشیدند. و این بسیار غیرطبیعی نبود زیرا آن یکی اگر ۲٤٠٠٠هراتی را به خاک و خون کشید، این دیگری خون ۶٥٠٠٠ کابلی را بر زمین ریخته است.
  • اوج خیانت و بی‌حرمتی نسبت به خون شهدای افغانستان زمانیست که به ابتکار فاشیست های مذهبی بنیادگرا، قانونی در پارلمان پاس شد که به نیابت مردم، خون های ریخته شده بخشیده و جلو محاکمه هر جانی و قاتل گرفته شد و باینصورت قاتلان ملت در یک جبهه متحد باهم قرار گرفتند. پاس کردن این قانون فقط وفقط بیانگر ترس این "قهرمانان جهاد افغانستان" از مردم و عدالت است تا از خون های ناحقی که به گردن دارند و پول های نامشروعی که بدست آورده اند بازخواست صورت نگیرد.

مجموع تمام دلایل بالا یک نتیجه مرگباری به این ملت دارد و آن اینکه در طول تاریخ پرافتخار شان این اولین باری است که تن به انقیاد بیشتر از چهل کشور خارجی مینهند و بدلیل سرخوردگی و ناامیدی، تمایلی از اعتراض و قیام در آنان دیده نمی‌شود. این بزرگترین خیانت جنگسالاران نسبت به ملت افغانستان است که روحیه مقاومت مقابل بیگانگان را با خیانت شان در مردم سست ساختند و خود همه روزه به طرفداری از حضور دایمی بیگانگان شعار می‌دهند.

ملت ما متاسفانه هنوز به آن آگاهی نرسیده اند که اگر پوزه تجاوزکاران روسی را به خاک مالیدند کار با خاینان به خون آرمان شان را نیز یکطرفه کنند.

مردم هرات باید به این آگاهی برسند که وقتی اسماعیل خان برای کسب مقام و دالر خود را پیشوای قیام هرات داد می‌زند، به دهنش بکوبند و بگویند تو معامله‌گر در دامن باداران امریکایی‌ات لمیده‌ای، برای مقبره پسر لمپن‌ات میلیونها دالر را مصرف نموده و مناطق زیادی را به نامش کردی، اما از ٢٤٠٠٠ شهید پاک هرات در تمام دوران "امارت" پرخونت هیچ یادبود شایسته‌ای به عمل نیاوردی.

و چه خلای بزرگی است از پیش‌آهنگان و نمایندگان واقعی مردم آنان را به آگاهی و وحدت برسانند و این پوتانسیل خفته در وجود توده ها را به توفانی از سیل خروشان مبدل سازند. این روز رسیدنیست.


استفاده و بازنشر مطالب این سایت در صورت ذکر منبع آزاد است.
حزب همبستگی افغانستان | www.hambastagi.org