نفوذ مبلغان بنیادگرایی و توحش در نهادهای تعلیمی فاجعه است!

نفوذ مبلغان بنیادگرایی و توحش در نهادهای تعلیمی فاجعه است!

اخیرا دولت افغانستان چند استاد و محصل پوهنځی شرعیات پوهنتون کابل را به اتهام عضویت در داعش گرفتار نمود. چند تن این جانیان از ملوث بودن شان در چندین حمله مرگبار مانند حمله انتحاری بر کلب پهلوانی امید میوند، حمله بر میدان‌هوایی، حمله انتحاری بر بس حامل کارمندان ریاست اصلاحات اداری و... اعتراف نمودند. البته این یگانه جنایت این وحشیان نبوده و آدم‌کشی‌های دیگری را بخصوص علیه هموطنان شیعه‌مذهب ما و در شرق کشور نیز مرتکب شده‌اند. از جمله چند محصل اعتراف کردند که از طریق استادان مضامین دینی پوهنتون کابل به داعش جذب گردیده اند.

طی سالهای گذشته گواه رشد روزافزون تبلیغ و ترویج بنیادگرایی در پوهنتون‌ها و دیگر مراکز تعلیمی کشور می‌باشیم، منجمله رژیم آزادیکُش و سفاک ‌ایران نیز با دست باز بخش بزرگی از مراکز آموزشی و رسانه‌ها را تحت حمایت گرفته ازین طریق مشغول شیوع بنیادگرایی نوع «ولایت فقیه» در کشور ماست. دولت افغانستان هم منطبق با خواست امریکا و غرب در برابر این فاجعه ملی سکوت اختیار کرده است. پرچم طالب و داعش از پوهنتون ننگرهار سربلند می‌کند، شعارهایی به طرفداری از داعش در دیوارهای پوهنتون کابل نصب می‌گردند، استادان جهالت‌پیشه مضمون ثقافت اسلامی را تربیونی برای تبلیغ به نفع طالبان و داعشیان و دیگر باندهای دشمن بشریت نموده اند، در محیط پوهنتون دختران مورد بدرفتاری یک تعداد حامیان این گروه‌ها قرار می‌گیرند و موارد عذابناک دیگر.

هرچند، امریکا و شرکایش افغانستان را زیر نام «مبارزه با تروریزم» اشغال کرد، ولی از اول آشکار بود که امریکا نه برای زدودن بنیادگرایی بلکه رشد این پدیده شوم به وطن ما تجاوز کرده است. تاریخچه دولت امریکا ثابت می‌سازد که این کشور بخصوص بعد از جنگ دوم جهانی، در اکثر نقاط جهان برای پیشبرد سیاست‌های تجاوزی‌اش بر ایجاد، پرورش و حمایت از وحشی‌ترین هیولاهای بشریت اقدام نموده است. در کشور ما، دولت امریکا و سی‌آی‌ای در تبانی با دولت پاکستان، عربستان سعودی، ایران و سازمان‌های جاسوسی شان اخوانی‌های افغانستان را فربه ساختند و سپس پروژه ساخت طالبان را به پاکستان سپرد. امروز هم وقتی دید که مولودات جهادی‌اش تا آخرین حد بین مردم منفور گردیده تاریخ مصرف حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، اتحاد اسلامی و حتی طالبان به پایان رسیده است، باید جاگزینی برای آن‌ها داشته باشد و از همینرو زمینه رشد حزب تحریر، جمعیت اصلاح، داعش، جنبش گولن وغیره گروه‌های سوپرمرتجع و قرون‌وسطایی را منحیث ویروس‌های کشنده فراهم می‌سازد تا مردم افغانستان و به‌ویژه نسل جوان را مغزشویی کرده در تاریکی نگه دارد. فقط در موجودیت اینچنین پایگاه مطمئن داخلی است که امریکا می‌تواند به حضور نامیمون خود در سرزمین ما ادامه دهد. این گروه‌های رنگارنگ با وجود بعضی اختلافات و درگیری‌های خونین درونی، در مزدوری به بیگانگان، جنایت، بربریت، جهل‌گستری، ضدیت با دموکراسی و زن و... باهم ماهیت کاملا همسان داشته، غده‌های سرطانی بر پیکر جامعه بشمار می‌روند.

مردم اکثر جوامع اسلامی به ماهیت واقعی جریانات بنیادگرا منحیث دست‌پروردگان استخبارات کشورهای استعماری پی برده علیه آن برخاسته اند. آنان درک کرده اند که تا از چنبره این ویروس هلاکتبار رهایی نیابند، هرگز قادر نخواهند شد به قافله ترقی و پیشرفت و انسانیت بپیوندند. در تونس، راشد الغنوشی، پدر اخوان‌الشیاطین افغانستان در برابر موج مبارزات پیشرو مردم سرفرود آورده خواهان جدایی دین از دولت می‌گردد؛ در مصر، خاستگاه اصلی اخوان، حزب اخوان‌المسلمین غیرقانونی اعلام گردیده رهبرانش مورد پیگرد قرار می‌گیرند. در ترکیه روزتاروز خروش مبارزات ضدبنیادگرایی اوجگیر گردیده، اردوغان را سراسیمه ساخته است. حتی دولت عربستان با درسگیری از موج تمدن‌خواهی در جهان عرب، دست به اصلاحات گسترده زد تا جلو انفجار خشم مردم را بگیرد.

مردم افغانستان و بخصوص نسل جوان باید به این آگاهی برسند که یکی از عوامل اصلی فاجعه کنونی افغانستان، خیانت و مزدوری و جنایات باندهای رنگارنگ بنیادگراست. اینان منحیث پایگاه اشغالگران و دولتهای منفور پاکستان، ایران، عربستان و... وظیفه دارند که با سوءاستفاده از عقاید مردم، بخصوص جوانان را در جهالت نگهداشته از هرگونه حس انسانی و ملی تهی سازند. تا وقتی علیه این بیماری واگیر مبارزه جدی صورت نگیرد، افغانستان هرگز به صلح، بهروزی و عدالت نخواهد رسید.

«حزب همبستگی افغانستان» به‌مثابه یک تشکل پیشرو و نماینده مردم ستمکش این سرزمین و آواز رسای قربانیان حملات انتحاری و جنایت‌کارانه خواستار اشد مجازات این مخلوقات حرامزاده امریکا می‌باشد. اما درعین‌حال بدین باور است که محاکمه و مجازات آدمکشان تنظیمی، طالبی، داعشی و دیگران شان فقط به دست مردم زجردیده‌‌ی مان امکان‌پذیر است و هیچ‌ قدرت استیلاگر و ایادی ناپاک داخلی‌اش این کار را نخواهد کرد چون منافع خاینانه‌ شان در حضور چنین عناصر خون‌ریز و پلید نهفته است. باید از زنان سلحشور کوبانی آموخت و در برابر این ددمنشان قرن ایستادگی کرد. اگر امروز در مقابل این دشمنان خطرناک انسانیت و دموکراسی و عدالت برنخیزیم، افغانستان ما آینده خونین‌تر و سیاه‌تری را تجربه خواهد کرد.

حزب همبستگی افغانستان

۲۵ سرطان ۱۳۹۸ – ۱۵ جولای ۲۰۱۹

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 86 نفر