snowden, assange and manning statue in berlin

جمعی از فعالان آزادی بیان در همکاری با حزب سبز‌های آلمان، روز اول می ۲۰۱۵ مجسمه های برنجی ادوارد سنودن (پیمان‌کار سابق سازمان جاسوسی ان.اس.ای امریکا)، جولیان آسانژ (بنیانگذار سایت افشاگر ویکی‌لیکس) و بردلی منینگ (سرباز افشاگر امریکایی) را در میدانی در شهر برلین نصب نمودند. این مجسمه‌ها که بالای کرسی‌هایی جابجا شده اند بخشی از کارزار «چیزی برای گفتن» می‌باشند. در کنار این سه تن کرسی چهارمی خالی گذاشته شده است که برای هرکسی زمینه‌ می‌دهد که در کنار سه قهرمان آزادی بیان قرار گرفته ناگفته‌هایشان را بیان کنند.

snowden, assange and manning statue in berlin

داوید دورمینو، مجسمه ساز ایتالیایی که این مجسمه‌ها را خلق کرده است در گفتگویی با «یورو نیوز» گفت: «این مجسمه ها را به سه نماد تاریخ معاصر اختصاص دادم؛ سه قهرمان معاصر. آنها آزادی خود را برای حقیقت از دست دادند. آنها به ما یادآوری کردند که تا چه حد دانستن حقیقت و جرات دانستن حقیقت مهم است.»

snowden, assange and manning statue in berlin

این سه تن با افشای اسناد محرم دولت امریکا جهانیان را از برنامه‌های شیطانی آن‌کشور باخبر ساختند. درحالی که بردلی مننگ در امریکا زندانی‌است و مقامات برای دستگیری و محاکمه اسنودن و آسانژ تلاش دارند، اما در سراسر جهان از آنان منحیث قهرمانان آزادی بیان و شهامت بزرگذاشت به عمل می‌آید.

قرار است این مجسمه‌ها در شهرهای مختلف جهان به نمایش درآیند. هزینه ۱۵۰هزار دالری ساخت و انتقال آن از یک شهر به شهر دیگر قبلا از طریق یک کارزار اینترنتی جمعاوری شده بود.

Fall of Saigon 29 April 1975

۳۰ اپریل ۲۰۱۵ برابر بود با چهلمین سالگرد پایان جنگ ویتنام که ارتش امریکا با دادن حدود ۵۸۰۰۰ کشته با سرافکندگی آن کشور را ترک نمود. تصویر بالا ‌از مشهورترین صحنه‌های جنگ ویتنام است که به سمبول شکست مفتضح امریکا بدل گشت.

این تصویر به تاریخ ۲۹ اپریل ۱۹۷۵ به دنبال سقوط سایگون (هوشی‌مینه ستی کنونی) توسط یک خبرنگار هالندی به نام Hubert van Es از هوتلی در نزدیکی دفتر USAID برداشته شده است. یک منزل این تعمیر به سی.آی.ای اختصاص داشت که در آخرین لحظات، هیلی‌کوپتر کوچک نظامی بر بام آن فرود آمده تا کارمندان سی.آی.ای را از شهر خارج نماید. جمع وسیع آنان برای فرار صف بسته‌اند درحالی که هیلی‌کوپتر توان انتقال فقط چند تن را دارد.

در ابتدا این تصویر زیر نام فرار کارمندان سفارت امریکا در سایگون در سراسر جهان مخابره شده و به زودی به نماد شکست عبرتناک و فرار ارتش امریکا از ویتنام بدل گشت. این صحنه تا کنون در کارتون‌ها و بحث‌های سیاسی برای یاددهانی شکست امریکا مورد استفاده دارد.

قابل یادآوریست که در جنگ امریکا در ویتنام از سال ۱۹۵۷ الی ۱۹۷۵، بیش از سه میلیون ویتنامی کشته شده و میلیونها تن دیگر مجروح و معیوب شدند. امریکا با ریختن هفت میلیون تن بمب (دو برابر مجموع بمبی که در جنگ جهانی دوم بکار رفت) بالای مردم ویتنام، کامبوچ و لائوس جنایات بی‌نظیر تاریخی را مرتکب شد که رئیس جمهور ویتنام در مراسم چهلمین سال ختم جنگ ویتنام آن را «جنایات وحشیانه امریکا» خواند.

cartoon us out of Iraq
کارتون بالا، به دنبال خروج امریکا از عراق تحت عنوان شکست آن کشور انتشار یافت.
Tourists in Afghanistan in past

جاذبه های طبیعی و آثار باستانی افغانستان در گذشته توریست های زیادی را به سویش می‌کشانید و آنان بدون احساس خطر در افغانستان به گشت و گذار می‌پرداختند و با گرمی از جانب مردم استقبال می‌شدند. اما امروز ویروس جهالت و جنایت و بنیادگرایی جامعه ما را آنچنان به قهقهرا برده است که دیگر حتی افغانها نمی‌توانند به آرامی در گوشه و کنار کشور گشت و گذار نمایند.

این تصویر را روزنامه «دی نیوز انترنیشنل» پاکستان به تاریخ ۱۷ دسامبر ۱۹۹۴ زیر عنوان «افغانستان در حال فروش» در اوج جنگهای تنظیمی کابل انتشار داده است. درین تصویر یک زرهپوش روسی متعلق به اردوی افغانستان نمایش داده می‌شود که پولیس سرحدی پاکستان آنرا در بدل فقط ۱۵۰هزار کلدار از نزد قومندانان جهادی خریداری کرده است.

با به قدرت رسیدن تنظیم‌های پشاوری در کابل، اکثر داشته‌های افغانستان در بازار‌های پاکستان به لیلام گذاشته شد. سلاحهای پیشرفته ارتش افغانستان، طیاره‌های نظامی، آثار موزیم کابل، فابریکه‌ها و آهن‌پاره‌ها و بعدها چوب جنگل‌ها و معادن افغانستان مورد چپاول قرار گرفته به قیمت ناچیز در اختیار جرنیل‌های پاکستانی قرار گرفتند. زمانی نصیرالله بابر وزیر داخله پاکستان اعتراف کرده بود که بخشی از آثار موزیم کابل در اختیار او قرار دارند.

ماریو دراگی، رییس بانک مرکزی اروپا روز چهارشنبه، ۱۵ مارچ ۲۰۱۵ در مقر این نهاد واقع در فرانکفورت آلمان در جریان یک کنفرانس خبری مشغول تشریح تصمیمات و سیاست‌های اتخاذ شده توسط سران این بانک بود که از سوی یک دختر جوان مورد اعتراض قرار گرفت.

با تماشای این صحنه دیدنی سرخمی «مغز متفکر» به شیوخ فاسد و زنباره عربستان پاسخ به این سوال را درخواهید یافت که رییس جمهور پوشالی چرا از تجاوز جنایتکارانه عربستان بر یمن که باعث کشته شدن صدها تن از مردم بیگناه آن کشور شده است دفاع کرد، در مهمترین نقطه شهر کابل برای آنان اجازه داد که مرکز انتحارپروری ایجاد کنند و ولایت فراه را برای آنان واگذار کرده است که به تقویت و تجهیز داعش اقدام کنند.

حنیف دستگیرزاده: امشب به آسمان می‌دیدم بعد از اندکی سکوت آه کشیدم و گفتم دنیا چقدر بی وفاست بعد خندیدم و گفتم از چی وفا دیدی که از دنیا گله داری.

بازهم جنایتکاران بیگانه‌پرست طالبی ده‌ها هموطن معصوم ما را در بلخ کشته و زخمی کردند. به تاریخ ۲۰ حمل ۱۳۹۴ (۹ اپریل ۲۰۱۵) چهار مهاجم انتحاری با حمله بر تعمیر سارنوالی بلخ، به کشتار فجیع پرداخته که بر اساس آمار رسمی ۱۸ کشته و ۶۵ مجروح به بار آورد.

حنیف دستگیرزاده یک تن از قربانیان جوان این حادثه دلخراش بود. آخرین پست فیسبوکی او رساننده آن است که او مثل اکثر مردم در معرض خطر افغانستان هر لحظه انتظار حادثه‌ای را می‌کشیده‌است.

سال ١٩٨٢: شماری از زنان و مردان ارجنتاینی زیر نام «مادران پلازا د مایو» بخاطر دادخواهی پسران و دختران شان که در جریان «جنگ کثیف» (که به حمایت امریکا بخاطر سرنگونی دولت ملی و ضد امریکایی آنکشور راه‌اندازی شده بود) در ارجنتاین اختطاف، شکنجه، کشته و لادرک شده اند گردهم آمده‌اند. بنا بر گزارش «سازمان عفو بین‌الملل» در جریان «جنگ کثیف» حدود ٣٠٠٠٠ نفر کشته و ناپدید شده‌اند. تمامی این افراد مترقی، روشنفکر، معلم و رهبران اتحادیه‌های کارگری بودند.


سال ١٩٩٥: جمعی از مادران داغدار افغانستان تحت نام «بستگان‌ شهدا و اسیران‌ آزادیخواه‌ افغانستان» به خاطر دادخواهی پسران مبارز و دیگراندیش خود که توسط «حزب اسلامی افغانستان» به کمک آی.اس.آی پاکستان در پشاور اختطاف و کشته شده‌اند، در برابر پارلمان و وزارت خارجه پاکستان دست به تظاهرات زدند. حزب اسلامی به کمک مستقیم آی.اس.آی، سالها پشاور را به مرکز شکنجه و قتل روشنفکران و آزادیخواهان افغان بدل نموده، دهها شخصیت ملی و مترقی را اختطاف، ترور و سربه‌نیست کرد. این جنایت تحت برنامه امریکا صورت می‌گرفت که سالها بعد شریل برنارد، همسر زلمی خلیلزاد و یکی از کارگزاران مهم «راند کارپوریشن»، طی اعترافی شرح می‌دهد:

«ما گذاشتیم که تمامی رهبران میانه‌رو کشته شوند. دلیلی که ما امروز در افغانستان رهبر میانه‌رو نداریم این است که ما به آنان [بنیادگرایان] اجازه دادیم که همه را بکشند. آنان چپ‌ها، میانه‌روها و عناصر بینابینی را در دهه هشتاد و بعد از آن کشتند و همه را نابود کردند.» («ایشیا تایمز»، ١٨ مارچ ٢٠١٠)

در نیمه اول قرن ١٩ انگلستان آگاهانه در بدل چای، تریاک به چین صادر می‌کرد تا مردم آن کشور را معتاد و زمینه اشغال آن مساعد گردد. به مرور زمان تعداد کثیری از جمعیت چین رو به مواد مخدر آورده از زندگی و فعالیت و تمدن بی‌خبر گشتند. دولت چین به‌خاطر جلوگیری از واردات تریاک، انبارها و محموله‌های تریاک را در بندر کانتون آتش زد و این اقدام باعث شد تا انگلستان وارد جنگی شود که به نام «جنگ تریاک» شهرت دارد. انگلیس‌ها در مدت کوتاه چندین ایالت بزرگ چین را تسخیر و آن کشور را به تسلیمی مجبور ساختند. در نتیجه چین وادار به امضای پیمان صلح با انگلستان گردید و بدنه‌ای از خاکش را تحت نام هانگ‌ گانگ به آن کشور واگذار کرد. تنها با برچیده‌شدن سلطه انگلستان از چین بود که آن کشور توانست به این معضل ویرانگر اجتماعی پایان بخشد.


در افغانستان نیز پس از تجاوز امریکا کشت و تولید مواد مخدر به اوج خود رسید که طبق گزارش «دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل» در سال ٢٠١٣، ٢٠٩٠٠٠ هکتار زمین تحت کشت کوکنار قرار داشت درحالی‌که این رقم در سال ٢٠٠١ پس از برچیدن رژیم طالبان ٨٠٠٠ هکتار بود. طبق آمار رسمی «وزارت مبارزه با مواد مخدر»، تعداد معتادان کشور به ٢ میلیون و پنجصد هزار تن می‌رسند که با زندگی فلاکتبار به سر می‌برند. امریکا نیز آگاهانه مناطق مساعد برای زرع کوکنار چون هلمند را ناامن نگهداشت تا بدون کنترول و بازپرس موادمخدر تولید شود و بتواند به‌خاطر آرام برنامه‌هایش را عملی سازد.

یک ملت دچار اعتیاد و مافیای مواد مخدر را به آسانی می‌توان به زنجیر غلامی کشید. بنا تا وقتی از شر مواد مخدر کشورخود را رهایی نبخشیم، از اشغال و جنگ و وحشت و فقر و بدبختی نیز رهایی نخواهیم یافت.

تا حال تنها در سطح ملی لاف‌های مقامات فاسد افغان را می‌شنیدیم، حال با آمدن ع و غ تصور می‌شود که این گزافه‌گویی‌ها ابعاد جهانی به‌خود گرفته‌است.

ارگ‌نشینان به جای همدردی با عربستانی که تا دندان توسط امریکا مسلح شده، بروند ۳۱ هموطن ما را از چنگ گروگان‌گیران جانی نجات دهند که خانواده‌های‌ شان بیش از یک ماه می‌شود عذاب می‌کشند و برای برگشت عزیزان بینوای شان روزشماری دارند.

ثانیا هرگونه حمایت از مداخله وحشیانه عربستان بر یمن که تا حال بر کشته‌شدن ده‌ها کودک و مردم بی‌گناه منجر شده‌است در واقع هم‌صدایی با جنایت و اشغالگری است. اشرف غنی باید بداند که منحیث یک رییس‌جمهور پوشالی می‌تواند با تقلید از صاحبان امریکایی‌اش از این مداخله بی‌شرمانه حمایت کند، اما مردم افغانستان با او نیستند.

مقالات برگزیده

مقالات رسیده

هنر و ادبیات

از صفحات تاریخ ما

تعداد مهمانان حاضر: 117 نفر