فاشیزم رژیم هیتلری «ولایت فقیه» علیه مبارزان کورد را محکوم می‌کنیم!

در ۱۳ سنبله (شهریور) ۱۳۹۶ تیرباران دو کولبر کورد هریک حیدر فرجی ۲۱ ساله و قادر بهرامی ۴۱ ساله توسط پاسداران مرزی رژیم تبهکار خامنه‌ای-روحانی، موجی از اعتراضات را در شهرهای مختلف کوردستان تحت حاکمیت ایران در پی داشت. هزاران تن به جاده‌ها ریخته و انزجار شان را از جنایت‌ مداوم این رژیم منفور بر کوردها و دیگر مردم ستمدیده ایران ابراز نمودند.

با حضور امریکا، ناتو و دست‌نشاندگانش، صلح و بهروزی سرابی بیش نیست!

هفتم اکتوبر یادآور روز شومی است که مردم ما را عمیقتر در گودال وابستگی و دهشت و جنایت و تیره‌روزی فرو برد. درست شانزده سال پیش دولت اشغالگر امریکا و ناتو بم‌ّهای شان را زیر نام «صدور دموکراسی» و «آزادی زنان» بر ملت دردمندی ریختند که از سه دهه تحت حاکمیت جنایت‌پیشه‌ترین دولت‌ها از نوع خلقی و پرچمی، تنظیم‌های هفت‌گانه پشاوری و هشت‌گانه تهرانی و طالبان ددمنش با حمایت کامل باداران شرقی و غربی و منطقوی شان، همه‌روزه زجرکش می‌شدند. اما با اشغال میهن ما، مصایب و آلام مردم افغانستان فزونی یافتند: قریه‌های ما هرروز هدف حملات هوایی نیروهای خونریز امریکا و ناتو قرار می‌گیرند که بیشتر قربانیان را زنان و کودکان می‌سازند؛‌ روستانشینان در میان سنگ طالب و داعش و اربکی خرد می‌شوند؛ شهریان در انتحار و انفجار خوکان طالبی و داعشی تکه تکه می‌شوند؛ موش‌های جنگسالار را به گرگ‌های هار بدل کرده بر سرنوشت ما حاکم ساخت و در تازه‌ترین مورد «قصاب کابل» نیز با ناز و کرشمه پذیرایی شده در کنار دیگر جانیان نصب گردید؛ تفرقه‌ مذهبی به‌طور سازمان‌یافته دامن زده می‌شود که نخستین قربانیان آن هموطنان بیگناه ما اند؛ سرزمین ما به میدان جنگ و رقابت‌های قدرت‌های منطقوی و جهانی مبدل شده هرآن خطرات مدهشی تهدیدش می‌کند؛ دستان خونین رژیم‌های پلید ایران و پاکستان تا آخرین حد در وطن ما باز گذاشته شده خاک ما به جاسوس‌خانه نهادهای استخباراتی آنان بدل گشته است، تولید و قاچاق موادمخدر تعیین‌کننده اقتصاد این کشور می‌باشد و سه میلیون معتاد هم پیامد آن؛ زنان نگونبخت ما همچنان در دوزخ سوزان کباب می‌شوند؛ فساد و گندیدگی و خیانت در تار و پود رژیم مزدور آنچنان تنیده که رهیدن از آن به چندین دهه کار طاقت‌فرسا نیاز دارد و هزاران مصیبت و فجایع دیگر.

با راندن اشغالگران و مزدوران بنیادگرا و غیربنیادگرایش از استقلال وطن پاسبانی کنیم!

لبخند کودکانت
از میان ویرانی
و شکنجه
از میان دیوارهای پوشیده از خون
از میان لرزش‌های مرگ و زندگی
پدیدار خواهد شد
ای سرزمین عظیم
ای زخم عمیق و عشق تنها

فدوی طوغان – شاعر فلسطینی


تا برنخیزیم، هر گوشه این خاک میرزااولنگ خواهد بود!

بار دیگر ملت ما در شوک زجرکش شدن هم‌میهنان بی‌گناه ما در سرپل غرق ماتم گردیدند. به تاریخ ۱۵ اسد ۱۳۹۶ داعشی‌ها و طالبان درنده قریه میرزااولنگ ولسوالی صیاد سرپل را متصرف شده و براساس گزارش‌ رسانه‌ها، بیش از ۵۰ تن غیرنظامی را به‌ صورت فجیعی به قتل رسانده و ده‌ها خانواده فقیر را به گروگان گرفتند. قساوتی که انسان را به یاد قتل‌عام یکاولنگ بامیان در جدی ۱۳۷۹ می‌اندازد، اما اینبار با سفاکی بیشتر که حتا به زنان و کودکان رحم نشده انسان‌های بی‌‌دفاع سر بریده می‌شوند و اجساد پاره پاره و سلاخی می‌گردند.

مردم افغانستان تا هنوز در آتش جنایتکاران ۷ و ۸ ثوری می‌سوزند

۷ و ۸ ثور، لکه‌های ننگ تاریخ ماست که تا امروز میهن و مردم ما را در آتش می‌کشند و از آن پیاپی انواع جدید جنایتکاران و جاهلان و فروخته‌شدگان زاییده می‌شوند. دو روز سیاهی که اغلب مردمان این سرزمین آرزو می‌کنند کاش در تقویم وجود نمی‌داشت تا خاطرات هولناک آن همه‌ساله در ذهن شان نمودار نگردد: خاطرات کودتای خونین؛ ناپدید شدن‌ها و اعدام ده‌هاهزار انسان بی‌گناه؛ شکنجه‌ و زنده به گور شدن‌ها؛ دربدری و فرار از بم‌های روس‌ها؛ تحمل توهین و تحقیر در ایران و پاکستان. و به تعقیب آن، جلادان ۸ ثوری افغانستان نگونبخت را در چنگال سیاه شان فشرده جنایات فجیع‌تری بر مردمانش روا داشتند که خاطرات پیشین را می‌شوید: هر کوچه شهر کابل تبدیل به خط اول جنگ می‌گردد؛ در اولین روزها تمام اماکن عامه و دفاتر چور می‌گردند؛ مادران ۷۰ ساله و کودکان معصوم مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند؛‌ دیدن زایمان زنان به سرگرمی افراد تفنگ به دست بدل می‌گردد؛ شکریه‌ها و ناهیدها و صدها زن و دختر پرپر می‌شوند؛‌ نسل‌کشی در افشار صورت می‌گیرد؛ میخ بر سر انسان‌ها کوبیده شده «رقص مرده» نمایش داده می‌شود؛ بر اسیران ادرار خورانیده شده در کانتینرها زنده به آتش کشیده می‌شوند، خاینانه‌ترین و شرم‌آورترین اعمال در برابر هموطنان هندو و سیک ما صورت گرفته دارایی و جایداد شان غصب می‌گردد؛ فابریکه‌های کشور و تسلیحات نظامی در بدل نرخ آهن‌پاره به پاکستان به فروش می‌رسد؛ کابل به شهر ارواح بدل می‌گردد، کشور در آتش جنگ‌های قومی و سمتی و زبانی و مذهبی به آتشدان بدل می‌گردد، دستان خونین دولت‌های مرتجع پاکستان و ایران تا عمق در کشور ما باز گذاشته می‌شوند و صدها قساوت و میهنفروشی و شیادی دیگر. پس از آن، مردم ما باوجود تحمل شلاق و استبداد قرون‌وسطایی طالبان، با پرتاب بم‌های امریکا و شرکایش مواجه شده یکبار دیگر همان جلادان ۸ ثوری برما تحمیل ‌گردیدند که این بار دست به دست شرکای جرم ۷ ثوری خود داده با دریافت بوجی‌های دالر، یکونیم دهه تمام است که با نکتایی و دریشی اما با همان افکار متعفن و دستان پرخون، خیانت و ستم و فساد و میهنفروشی نموده افغانستان را برای مردمش دوزخ ساخته‌اند.

اجازه ندهیم افغانستان میدان رقابت تسلیحاتی ابرقدرت‌ها گردد!

و این بار امریکا بزرگترین بمب غیرهستوی موجود در زرادخانه‌‌اش را که به «مادر تمام بمب‌ها» شهرت دارد، بدون هیچ مانع و دغدغه‌ای در کشور ما آزمایش کرد. اگر در برابر این آزمایشات دهشتناک خاموش بنشینیم، افغانستان ما میدان شغالی رقابت‌های تسلیحاتی ابرقدرتها گردیده حتی خطر هستوی آنرا تهدید خواهد کرد.

نگذاریم جانیان حاکم با حافظه ما بازی کرده دهشت علیه فرخنده به فراموشی سپرده شود!

دو سال از زجرکش‌شدن فرخنده گذشت، وحشتی که انسان‌های باوجدان افغانستان و جهان را تکان داد اما برای «مقامات» نامحترم آب از آب تکان نخورد و تا امروز عاملان اصلی این سفاکی کم‌نظیر مانند شرف بغلانی، حبیب ده‌افغانان و سرجنایتکاران حامی اینان به جزای اعمال شان نرسیده آزاد می‌خرامند. چند عنصر زن‌ستیز و مفلوک مانند ملا ایاز نیازی، سیمین حسن‌زاده، زلمی زابلی، حشمت ستانکزی به دفاع از قاتلان شهید فرخنده برخاستند و اگر مورد بمباران نظرات کاربران فیسبوک قرار نمی‌گرفتند، مطمئنا که جمع وسیعی از دولتی‌های همفکر و هم‌کیش شان برای مسلمان‌نمایی به آنان می‌پیوستند.

مبارزه علیه اشغال و بنیادگرایی، گام اول برای رهایی زن افغان است!

امسال در وضعیتی به پیشواز روز جهانی زن می‌رویم که بر خون‌های نخکشیده‌ی فرخنده و رخشانه، هزاران زن دیگر در گوشه و کنار کشور در آتش سوزان خشونت و ستم سوختند. یکونیم دهه می‌شود که از نام زن افغان و نگون‌بختی‌هایش سوءاستفاده رذیلانه شده در شعار سخن از «رهایی زنان افغان» زده می‌شود اما در عمل امروز وضعیت زنان ما فاجعه‌بارتر تحمل‌ناپذیرتر از هر زمان بوده فریاد جانگدار دختران و زنان تحت ستم از هر سوی کشور بلند است. دهشت حاکم در کشور ما تنها در جنایت و شرفباختگی در برابر مریم‌ها، سحرها، مروه‌ها، سحرگل‌ها، بی‌بی‌گل‌ها و دیگران خلاصه نمی‌شود، مردم ما در پکتیا و هلمند و کنر و شاه‌شهید و سراسر افغانستان مورد بمباردمان‌های کور نیروهای اشغالگر امریکایی و ناتو قرار می‌گیرند؛ حملات انتحاری و انفجاری طالب و داعش در شهرها جان صدها هموطنان معصوم ما را می‌گیرد؛ جنگسالاران زیر نام اربکی و «قیام مردمی» به‌صورت رسمی مسلح‌تر گشته دوران وحشتناک پاتک‌سالاری را احیا نموده اند، در بازی موش و پشک ارگ با طالب و داعش هزاران روستانشین ما دربدر اند؛ جنایتکاران جنگی و فساد‌پیشه‌گان با ناز و نعمت بیشتر بر کرسی‌های قدرت می‌لمند؛ اقلیت‌های مذهبی و دینی سلاخی می‌شوند؛‌ ساحه کار برای نیروهای پیشرو و دگراندیش روز تا روز تنگتر و اختناقی‌تر می‌گردد؛ سانسور و خودسانسوری بیش از پیش حمکفرما می‌گردد؛ فقر و بی‌کاری و قحطی بی‌داد می‌کند؛ سیل فرار جوانان امیدباخته از این ماتم‌کده ادامه دارد؛ مکتب و کلینیک و سرباز خیالی وطن را فرا گرفته، از راه غارت و چاپیدن ملت، مقامات دستگاه مافیایی فربه‌تر می‌شوند؛ و ده‌ها شناعت و مرارت استخوان‌سوز دیگر. درین همه موارد زنان نخستین و آسان‌ترین قربانیان بوده متحمل جانفرساترین فشارهای جسمی و روحی می‌گردند.

تاریخ و مردم راکتیار و شرکای جرمش را هرگز نمی‌بخشند!

دولت اشغالگر امریکا و نوکرانش تلاش دارند تا لاشه‌ گندیده‌ا‌ی موسوم به گلبدین را زیر نام «صلح» بار دیگر بر گرده‌های زخمی مردم ما سوار سازند. هر چند گلبدینی‌های متعددی پیچ و مهره دولت شاریده را می‌سازند، ولی اشغالگران در تبانی با دست‌نشاندگان خودفروخته داخلی شان در نظر دارند تا با استفاده از این نعش، حزب منفور اسلامی را که عملا راه اضمحلال پیموده است، سر و سامان بخشیده و جهت بازی‌های جنایتکارانه در خدمت گیرند.

بدون محاکمه جنایتکاران ۸ و ۷ ثوری، مردم ما صلح و شکوفایی را نخواهند دید!

هرچند سالیان درازی از سیاه‌روز‌های ۸ و ۷ ثور می‌گذرد، ولی هنوزهم مردم زجرکشیده‌ی ما از پیامدهای فاجعه‌بار این دو روز شوم رهایی ندارند. دو روز هولناکی که صدها هزار قربانی از ملت ما گرفت؛ میلیون‌ها تن را بی‌خانمان کرد؛ هزاران انسان آزاده و باوجدان سر به نیست شدند؛ از کودک ۷ ساله تا مادران ۷۰ ساله مورد تجاوز قرار گرفتند؛ زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی ما منهدم شدند؛ داشته‌های ملت تاراج و برباد رفت؛ و صدها قساوت و مصایب دیگر. به همه ملت ثابت شده که سران خلقی‌ـ‌پرچمی و رهبران تنظیمی علت‌العلل تیره‌بختی‌ها و مرارت‌های امروزی کشور اند. از خیانت اینان بود که افغانستان مورد دست‌اندازی‌های دولت‌های مستبد پاکستان و ایران و چهل کشور اشغالگر تحت رهبری امریکا قرار گرفت.

جامه خونین فرخنده را درفش مبارزه علیه بنیادگرایان و اشغالگران سازیم!

یک سال از روز دهشت‌ناک زجرکش شدن فرخنده در کابل گذشت که نه تنها ملت ما بلکه جهان را در بهت و وحشت فرو برد. اما وجدان‌های آلوده و خفته حاکمان پلید تکانی نخورد و تا هنوز قاتلان اصلی و مدافعان شان از چنگ عدالت فراری اند و طی یک ‌سال با شیوه‌های مختلف تلاش صورت گرفت تا بر فاجعه‌بارترین ددمنشی در تاریخ معاصر ما پرده افکنده شود.

مبارزه علیه بنیادگرایی و اشغال گام اول در راه رهایی زن افغان است!

امسال در حالی به مصاف هشتم مارچ رفته و از روز جهانی زن بزرگداشت به عمل می‌آوریم که متاسفانه هر روز شاهد قتل، تجاوز، بریدن گوش و بینی و لت و کوب زنان کشور خود هستیم. در‌ عین‌حال شاهدیم که هنوز قاتلان فرخنده‌، رخشانه‌ و ده‌ها زن دیگر این سرزمین بدون هر گونه محاکمه و بازپرسی به ترکتازی شان ادامه ‌داده و حمایت وسیع سرجنایتکاران دولتی و غیردولتی را هم با خود دارند.

ضجه‌های عذابناک رخشانه، وجدان‌های بیدار را به مبارزه فرا می‌خواند!

اینبار جنایتکاران درنده رخشانه مظلوم را شکار کرده به جرم عشق ورزیدن در محضر عام در دامنه های فیروز کوه سنگسارش نمودند. این خبر کوتاه اما اندوهبار بر دوش مردم ما و سایر زحمتکشان جهان معادل قتل یک ملت بس سنگینی می‌نماید.

تنها با طرد اشغالگران و مزدورانش می‌توان به‌ دموکراسی و رفاه رسید!

از تجاوز آشکار امریکا و متحدانش بر افغانستان چهارده سال گذشت. اشغالگران با دسیسه خاینانه‌ی «مبارزه با تروریزم» وارد میدان شدند و با قتل و غارت، رشد بی‌سابقه مواد مخدر و آفرینش جنگ و چاق نمودن جنایتکاران و هیرویین‌سالاران، این سرزمین را به گورستان مردم بی‌دفاع‌ مبدل کردند. اشغالگران برای اهداف استراتژیک و اقتصادی شان مجهز‌ترین پایگاه‌های نظامی‌ را در افغانستان مستقر ساخته‌اند که تا سالیان دراز سرزمین ‌ما را در آتش جنگ و وحشت شعله‌ور نگهدارند.

ملتی محروم از استقلال، هیچ‌گاهی به عدالت، دموکراسی و ترقی نمی‌رسد!

در آستانه ۹۶مین سالروز استرداد استقلال افغانستان قرار داریم، اما هنوز وطن نگون‌بخت ما در اسارت تام متجاوزان امریکایی و قلاده‌به‌دستان منطقوی‌اش روزهای بس هولناکی را سپری می‌نماید.

امان‌الله ‌خان و یاران مشروطه‌خواه‌اش با عزم راسخ و با درک این نکته که بدون استقلال، یک کشور ناممکن است که راه آزادی و ترقی بپوید، پا به میدان عمل زده، امیر بی‌کاره، عشرت‌طلب و خودکامه را که سد ترقی و شکوفایی سرزمین ما گردیده بود، با یک حرکت قهرمانانه سر به نیست کردند و با کشیدن شمشیر از غلاف در برابر تجاوزکاران انگلیسی، استقلال و آزادی را به بهای خون نیاکان مان برای نسل امروز به ارمغان آوردند.


استفاده و بازنشر مطالب این سایت در صورت ذکر منبع آزاد است.
حزب همبستگی افغانستان | www.hambastagi.org