فاشیزم اردوغان، جنبش آزادیخواهی کوردها را خروشان‌تر می‌سازد
تجمع مبارزان ترکیه در پاسخ به فراخوان سندیکاهای انقلابی و مترقی به اعتصاب در حمایت از مردم کوردستان

دولت فاشیستی اردوغان حامی اصلی داعش در منطقه است، پس از این که هیولاهای زنجیری‌اش در کوبانی و اکناف آن شکست دندان‌شکنی را توسط مبارزان کورد متحمل شدند و از سوی دیگر نیروهای مترقی کورد برای نخستین بار با نام حزب شان یعنی «حزب دموکراتیک خلق‌ها» به پارلمان ترکیه راه یافتند، ادامه حاکمیت استبدادی‌اش را در خطر دیده یکبار دیگر به سرکوب مبارزان و مردم عام کورد دست زد. اما این خفقان و سرکوب چندین دهه حاکمیت‌های دیکتاتوری در ترکیه علیه کوردها بود که باعث شد آنان متحد شده دست به اسلحه برند و با شهامت و ایستادگی کم‌مانند از حقوق و حیثیت شان به دفاع برخیزند. موج وحشت کنونی دولت بنیادگرای ترکیه علیه این ملیت ستمکش، نتیجه برعکس داشته جنبش حق‌طلبانه و پیشرو کوردها را فولادین‌تر و فشرده‌تر از پیش خواهد ساخت.

به جعفر عظیم‌زاده مدافع صدیق کارگران درود می‌فرستیم

جمهوری اسلامی ایران بار دیگر با زندانی کردن کارگر مبارز جعفر عظیم‌زاده چهره کریه و ضدکارگری‌اش را به مردم ایران و جهانیان به نمایش گذاشت. عظیم‌زاده رییس هیات مدیره «اتحادیه آزاد کارگران ایران» بود. او کارگری است که خود طعم تلخ استثمار و نابرابری را از سوی حاکمان سرمایه و دستگاه فاشیستی «ولایت فقیه» چشیده است. جرم عظیم‌زاده چیزی نیست جز دفاع از فقیرترین اقشار جامعه، او در برابر ستم و بی‌عدالتی که نه‌تنها محیط کار بلکه سرتاسر جامعه ایران را درنوردیده است، طغیان کرد به همین دلیل در کنار صدها زحمتکش عدالت‌خواه دیگر به زندان افکنده شده به شش سال حبس محکوم گردید.

خون نجیب «شاهرخ زمانی» بر پرچم مبارزه علیه رژیم منفور ایران نقش بست

اینبار شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی و از فعالان سرفراز جنبش کارگری ایران طعمه «اعدام خاموش» ماشین وحشت و کشتار رژیم آخندی ایران گردیده قلب ما را پردرد ساخت. به تاریخ ۲۲ سنبله ۱۳۹۴ هم‌بندانش در حالی با جسد بی‌جان او در زندان رجایی‌شهر مواجه شدند که اثراتی از کبودی و لختگی خون بر روی بدن او نمایان بود. اما دولت با کمال وقاحت علت را سکته مغزی اعلان کرد باآنکه قبلا هیچگونه مشکل صحی نداشت.

دولت امریکا و پاکستان حامیان اصلی تروریزم

تفاهم‌نامه استخباراتی با پاکستان، موجی از بحث‌های داغ را در کشور برانگیخت. تو گویی این نخستین بار است که حاکمان پوشالی و ضدملی به پای نظامیان جنگ‌افروز پاکستان بوسه زده مرتکب خیانت نسبت به مردم و وطن ما شده‌اند. تعداد منتقدان به این تفاهم‌نامه بی‌شمار اند و هریک به نوبه خود می‌کوشد تندتر از دیگری در محکومیت آن سخن گوید. اکثر آنانی که مهره‌های کلیدی دستگاه فاسد حاکم طی چهارده سال گذشته بوده‌اند، حال با توجه به تنفر برحق ملت علیه دولت پاکستان و بخصوص آی.اس.آی تلاش دارند از این جو سود برده، برای شان جایگاهی کمایی کرده و خود را مدافعان پرپاقرص مردم وانمود سازند.

انزجار افکار عامه در برابر باج‌دهی‌های ارگ به پاکستان باعث شد که سخنگویان دولت اظهارات اولی شان را پس گرفته و ارگ نیز دروغ‌هایی به ملت حواله کند. اشرف غنی و عبدالله برای فریب مردم، تعدادی از سران جهادی را زیر نام مشوره به ارگ فراخواندند تا بدینصورت بر این گندیدگی دولت پرده افکند. البته مشوره‌های کسانی که تاریخچه مملو از مزدوری و خودفروشی به آی.اس.آی دارند، هرگز از افکار ملت نمایندگی نخواهد کرد.

مادر خدابخش جوان فقیر اختطاف‌شده

به تاریخ ۴ حوت ۱۳۹۳، مردان سیاهپوش در ولسوالی شاه‌جوی ولایت زابل، دو بس مسافربری را که از قندهار به‌سوی کابل در حرکت بودند، توقف داده، ۳۱ تن از سرنشیان هزاره آن را به گروگان گرفتند. با گذشت چندین هفته از این فاجعه هنوز از سرنوشت این هموطنان ما اطلاعی نیست و دولت ع و غ هم جز اظهارات بی‌قیمت کار جدی برای رهایی آنان انجام نمی‌دهد.

اکثر این ۳۱ تن کارگران فقیری اند که از فرط بی‌کاری و فلاکت سال‌ها نیروی کار شان را به جمهوری اسلامی ایران می‌فروختند و به امیدی صلح و آرامش به‌سوی دیار خویش برگشتند، بی‌خبر از این که جنایتکاران حرفوی در کمین نشسته‌اند و با ساطور خون‌آلود تیره‌روزترین مردم را هدف قرار می‌ٔدهند.

«بی‌عدالتی در هرکجایی که باشد تهدیدی است برای استقرار عدالت در همه جا.»

مارتین لوتر کینگ
حمله تروریستی بر مکتب کودکان در پشاور

به تعقیب حملات کور انتحاری و کشتار مظلومانه مردم ما، اینک قتل‌عام وحشتناک کودکان مکتبی در پشاور، قلب هر انسان آگاه و باوجدان را فشرده و پردرد می‌سازد. کشتار بی‌رحمانه حدود ۱۵۰ طفل معصوم و مجروح‌شدن بیش از ۱۳۰ تن توسط بربرصفتان طالبی، عمق جنایت‌پیشگی این جانوران تاریخ‌زده را برای هزارمین بار برملا ساخت.

این مکتب هرچند توسط اردوی پاکستان راه‌اندازی گردیده، اما قرار معلوم، کودکان فقیرترین لایه‌های جامعه را تحت تربیت داشته‌است. قربانیان این حادثه نوباوگانی بودند که با آرزوهای کودکانه دور از تعصب و تبعیض، هیچ نقشی در رویدادهای جامعه نداشتند که سزاوار یکچنین سرنوشت اندوهباری باشند.

کارتون مرکز تولید انتحاری

قرارداد ایجاد مرکز رسمی تربیت انتحاریون زیر نام «بزرگترین مرکز اسلامی در کابل» با سپردن چک سفید از سوی حکام عربستان خبر هولناکی برای مردم ما بود. خوشبختانه این عمل با انزجار شدید و وسیع هموطنان ما که چندین دهه است قربانی تروریزم و جهالت گروه‌های تروریست بنیادگرا و اربابان خارجی شان اند، مواجه گشت که نشان از آگاهی آنان دارد.

سران عربستان سعودی که مست عیش و عشرت اند، برای فروبردن عمیق‌تر مردم ما و سایر کشورهای اسلامی در دام جهالت و ددمنشی، اسلام نوع داعش و طالبی را تجویز کرده، طی چند دهه پسین حامی خونریزترین موجودات در کشور ما بوده‌اند.

زنان مبارز کوبانی

«حزب همبستگی افغانستان» برای حمایت از مقاومت حماسی شیرزنان و مردان کوبانی علیه گروه وحشی «داعش» در اول نوامبر ۲۰۱۴ به کارزار «روز جهانی همبستگی با کوبانی» پیوست و همزمان در هفت ولایت (بامیان، هرات، فراه، ننگرهار، بلخ، تخار و نیمروز) اکسیون‌هایی به راه انداخت. در ضمن «هواخواهان حزب همبستگی در اروپا» نیز در شهرهای برلین و هانور - آلمان و زندام - هالند به جمع راه‌پیمایان پیوستند.

طی روزهای گذشته ما ایمیل‌ها، تماس‌های تلفنی و پیام‌های فراوان در شبکه‌های اجتماعی از جانب دوستان کورد دریافت نموده‌ایم که مملو از صمیمت و قدردانی بوده، حرکت حزب ما را ستوده‌اند. ما بدینوسیله قلبا از این دوستان ممنون هستیم. می‌خواهیم به این عزیزان خاطرنشان سازیم که حرکت کوچک ما در دفاع از کوبانی، وظیفه‌ای بود که به‌مثابه یک نیروی عدالت‌خواه و دموکراسی‌طلب آن را بر دوش داریم. ما همیشه دین خود دانسته‌ایم که از جنبش‌های عادلانه، پیشرو و مترقی علیه استبداد و استعمار در هر نقطه جهان در حد توان حمایت نماییم. ما شرمنده‌ایم که نتوانستیم در شرایط نفس‌گیر و نبود امکانات، به مبارزان قهرمان کوبانی که رسم حماسی ایستادن و جان‌دادن در دفاع از خاک و ناموس شان را به نمایش گذاشتند، جز تظاهرات کار بیشتر انجام دهیم. کاش در وضعیتی می‌بودیم که می‌شد در میدان عمل در کنار این دوستان رزمنده و شرافتمند قرار گیریم.

امان‌الله خان

مقاله ذیل در شماره ۱۴ (سنبله ۱۳۸۴) «همبستگی غږ»، نشریه «حزب همبستگی افغانستان» به نشر رسیده بود و از آن جایی که نکات مهمی در بر داشت، نشر مجدد آن را مفید دانستیم.

مردم ما شاه امان‌الله خان را در مقایسه با امیران یا روسای جمهور پیشین و پسین او به درستی در حد قهرمان قبول دارند. زیرا که اتفاقا تمامی حاکمان این سرزمین بلادیده در دوره‌های قبل و بعد از امان‌الله سیه‌کار و خونریز و وابسته و بیگانه با بهروزی مردم بوده‌اند.

اما آموزندگی تاریخ یکی هم در این است که درس‌هایش جمعبندی شده و از تکرار اشتباهات جلو گرفته شود.

سوختاندن کارت انتخابات

بالاخره با گذشت چندین ماه بازی با شعور سیاسی مردم و فریب و دغلکاری، «حماسه انتخاباتی» و «جشن ملی» جنایت‌کاران و نوکران بیگانه با افتضاح بی‌مانندی خاتمه یافت و مدیریت بدنام‌ترین،‌ طولانی‌ترین،‌ پرتقلب‌ترین‌ و شرم‌آورترین انتخابات دنیا نیز در کارنامه ننگین کرزی و شرکا رقم خورد. تمامی ستمگران و چپاولگران بعد از چانه‌زنی، حملات لفظی و فزیکی، و رفت و آمد در سفارت امریکا، اینک گله‌وار بر ارگ هجوم برده، زیر نام «حکومت وحدت ملی» جهت دریدن ملت و غارت آخرین داشته‌های کشور، دندان تیز می‌کنند. حال که مقوله‌های «انتخابات» و «دموکراسی» به‌صورت زجرآوری ملوث و بین مردم بی‌اعتبار ساخته‌ شدند، نوبت لجن‌پاشی بر مقوله «وحدت ملی» رسیده‌است.

مظاهره تقبیح ۸ و ۷ ثور

از لابلای نامه‌هایی که بعد از راه‌اندازی مظاهره تقبیح ۸ و ۷ ثور به دسترس ما قرار گرفت، دوستی سوالاتی را مطرح ساخته‌است: «چه خوب خواهد بود که حتی همین پاسخ را در سایت و نشریه تان نیز منتشر کنید، حتما به تعداد هواداران و مدددهندگان تان افزوده خواهد شد.»

بنا به خواهش ایشان و سایر دوستان ما نیز منبعد خواهیم کوشید، پاسخ به یکچنین پرسش‌ها را تا حد ممکن از طریق سایت و نشریه حزب انتشار دهیم تا برای سایر اعضا و هواداران حزب نیز نکاتی را روشن سازد.

انتخابات ریاست‌جمهوری، در گرو اشغالگران و جنایت‌کاران

همهمه‌های دلخراش انتخابات ریاست‌جمهوری زیر سایه اشغال و دولت مزدور که با قربانی‌کردن هموطنان بی‌دفاع ما همراه گردیده به پایانش نزدیک می‌شود. ولی آنچه ملت را در این مقطع زمان هم‌زبان و هم‌جهت ساخته این است که نه رای ما بلکه کاخ سفید با انتصابش سرنوشت آینده را همسان سالیان پیش رقم خواهد زد. بناً کسی به کرسی ریاست‌جمهوری تکیه خواهد زد که بیش از دیگران سرسپرده و مُطیع متجاوزان امریکایی باشد.

بدون شک انتخابات یکی از پایه‌های اساسی دموکراسی راستین در تمامی جوامع بشری بوده که نیروهای ملی-‌دموکرات با اعتقاد راسخ در راه رسیدن به آن می‌رزمند. اما هنگامی که دموکراسی وجود ندارد و سرزمین ما به طعمه‌ی اشغالگران و درندگان مزدورش مبدل شده‌است، داد از «انتخابات آزاد و شفاف» و «کاندیدان مستقل» زدن همانند صدها شعار زیبا ولی مضحک، عوام‌فریبی‌ای بیش نیست. زیر چتر متجاوزان امریکایی و همراهان آدم‌خوارش این انتخابات نمایشی با تقلب، فریب و ناامنی بدرقه خواهد شد و کوچک‌ترین بهبود و تغییر مثبتی را در زندگی مردم مظلوم ایجاد نخواهد کرد.

زنان مبارز و پیشرو

در طول تاریخ، زنان پیشرو برای رهایی و شکستن زنجیرهای ستم و اسارت نقش برازنده‌ای ادا کرده‌اند. فرهنگ حاکم مردسالار همیشه این قهرمانی‌ها را زیر زده و تاریخ به پای مردان رقم خورده است. اما حقیقت این است که زنان همیشه برای رسیدن به دنیای عاری از تبعیض و بی‌عدالتی دوشادوش مردان به پیکار بی‌امان علیه زورمندان مبادرت ورزیده اند. آنان خون شان را نثار و یا قلم و صدای شان را شمشیر کرده سینه و مغز ستمگران را نشانه گرفته‌اند. زنان مبارز و ستم‌ستیز زیادی وجود داشته و دارند که با رزم و شهامت شان ثبت صفحات درخشان تاریخ گردیده اند. در آستانه «روز جهانی زن» چند تن از این زنان را مختصرا معرفی می‌کنیم که بر اساس سال تولد رده‌بندی شده‌اند.

پیمان با امریکا

بار دیگر چتری تحت نام «لویه جرگه مشورتی» که دنباله همان سند فروش مادر وطن تحت عنوان «موافقتنامه امنیتی با امریکا» می‌باشد هموار گردیده است. در حالی که از ماه‌ها بلندگوهای تبلیغاتی امریکا سرگرم آماده‌سازی افکار عامه برای آن بودند، سر و پای شهر را با شعارهای میان تهی و فریبنده سرکاری تزیین کردند؛ راه ها را بروی کابل نشینان بستند؛ با بسیج نیروهای امنیتی در شهر کابل آنرا به یک شهر جنگزده همسان ساختند؛ ده‌ها هموطن معصوم ما طی حمله انتحاری وحشیان طالبی قربانی گردیدند و سرانجام ٦ روز کاری را هم فدای جرگه‌ای نمودند که روشن است شرکت‌کنندگان دستچین دولت مطابق میل حکومت کرزی و حکام امریکایی به سندی رای مثبت خواهند داد که جز غلامی و تداوم جنگ و خونریزی دراز مدت پیامدی برای وطن و مردم ما نخواهد داشت. کرزی با این توطئه برنامه شده می‌خواهد از ثبت شدن نامش منحیث شاه شجاع ثالث در تاریخ جلوگیری نموده طوری وانمود سازد که گویا این «نمایندگان ملت» بودند که سند را تایید و امضا کردند.

دفتر طالبان در قطر

گشایش دفتر برای آدمکشان طالبی در قطر تحت نام «امارت اسلامی افغانستان» به معنی به رسمیت شناخته شدن لشکر جهالت و تروریزم آی.اس.آی پاکستان بود که بعد از مذاکرات مخفی میان سران طالبان و امریکا عملی گردید. این دفتر به جلادان طالبی زمینه می‌دهد که رسما با کشورها و نهاد های مختلف تماس برقرار کرده به نفع اهداف شوم شان استفاده کنند. کرزی به خاطر اینکه درین جریان کاخ سفید به او هیچگونه ارزشی قایل نشده و همه کار را مستقل به پیش برده گله‌مند است و کرشمه نمود که روند مذاکرات بر سر پیمان امنیتی با امریکا را به حالت تعلیق در‌می‌آورد، اما کرزی نگفت که روند گرفتن بوجی های دالر از سی.آی.ای را نیز به حالت تعلیق در‌می‌آورد یا از آن دل کنده نمی‌تواند!

طالبان با همه ژست های ضدامریکایی شان، ثابت ساختند که هنوز هم رشته های ناگسستنی با خالق شان دارند و درحالیکه مذاکره با دولت پوشالی را رد می‌کنند اما با مقامات امریکایی در ناروی و سایرجاها دیدار های مخفی انجام می‌دهند و تحت برنامه امریکا به قطر چندین نماینده می‌فرستند.


استفاده و بازنشر مطالب این سایت در صورت ذکر منبع آزاد است.
حزب همبستگی افغانستان | www.hambastagi.org