از سخت‌کوشی، فروتنی و مردم‌دوستی استاد اکبری بیاموزیم

از سخت‌کوشی، فروتنی و مردم‌دوستی استاد اکبری بیاموزیم

انجنیر وحید‌الرحمن کوچی مشهور به استاد اکبری، انسان وطندوست و هنرمند گمنام ما چندی پیش با مرگش، خانواده، دوستان و شاگردانش را در سوگ نشاند.

استاد اکبری در سال ۱۳۲۵ در شهر کهنه‌ی کابل، در خانواده فقیری که پدرش کارمند پایین‌رتبه مطبعه دولتی بود متولد و در منطقه بی‌بی‌ مهرو بزرگ شد. وی مکتب و پوهنتون را در تنگ‌دستی به اتمام رسانید. او جوان پرشور، حساس، مبتکر و نهایت زحمت‌کش بود، همواره می‌کوشید با کار طاقت‌فرسا در کنار تحصیل، بار اقتصادی خانواده را هم سبک سازد.

شکور، یکی از دوستانش می‌گوید:

«همه دوستان و همسایه‌ها به یاد دارند که اکبری با ابزاری مثل اره، تیشه، رنده و... به نجاری آغاز کرد. در پهلوی آن گلکار هم بود، در فصل خزان، خانه‌ای نبود که اکبری در کاه‌گل آن سهم نگیرد. البته در آن زمان همه بچه‌های بی‌بی‌مهرو در کارهای ثقیل و شاقه همسایه‌های خود با پیشانی باز و بدون کدام چشم‌داشت همکاری می‌کردند.»

استاد اکبری سپس به موسیقی رو آورد. چندین آله موسیقی را بدون استاد آموخت و شروع به ساخت توله، تنبور و رباب کرد تا از فروش آن مزدی دریابد که مصارف مکتب خود، خواهر و برادرانش را فراهم نماید. افزون بر این، از درک ساخت کاغذپران، چرخه و تار شیشه قسمتی از مشکلات مالی خود را رفع می‌کرد.

در ادامه، آقای شکور درمورد استاد اکبری می‌افزاید:

«به مطالعه، تربیت و ورزش جوانان توجه خاصی داشت. یادم است یکبار گفت: "بهتر است به جای بیکاری و ایلاگشتی یک میدان والیبال بسازیم. پول انداز کنیم تا جال و توپ بخریم." همین قسم شد و جوانان را در اوقات بیکاری تشویق به والیبال می‌کرد. سال‌ها بعد اکبری با آموختن بوکس و پهلوانی، جوانان دیگر را هم آموزش می‌داد. همه با او کلپی برای تمرین ورزش‌های رزمی ایجاد کردیم.

در ضمن، به تیاتر و سینما علاقه فراوان داشت، همیشه روزهای رخصتی در یکی از کوچه‌های بن‌بست بی‌بی‌مهرو نمایش‌های مختصر و آماتور راه‌اندازی می‌نمود. در روزهای نوروز و عید محافلی را با شوق و ذوق در بالای تپه این منطقه برگزار می‌کرد. هر کس با یک آله موسیقی و یا شطرنج آنجا می‌آمد. روزی یک پسر جوان را گفت که وی چرا در محافل اشتراک نمی‌کند؟ آن جوان در جواب گفت آله موسیقی ندارد. استاد اکبری گفت: "دست خو داری! بیا و کف بزن و چک‌چک کن."»

استاد اکبری به تیاتر و سینما علاقه فراوان داشت

به گفته‌ی ابراهیم کوچی، پسر استاد اکبری، ایشان در فلمی به نام «مجسمه‌ها می‌خندند» نیز نقش بازی کرده است. انجنیر جواد فصیح، یکی از هم‌دوره‌های استاد اکبری، خاطراتش را از وی چنین بازگو می‌کند:

«اوج فعالیت‌ها و شکوفایی هنری اکبری در زمان پوهنتون بود. پوهنتون پولی‌تخنیک در آن ایام جمنازیومی با گنجایش ۱۲۰۰ نفر داشت که اکثرا ستیج برنامه‌های کم‌نظیر تیاتر بود و اکبری در همکاری با هنرپیشگان "افغان ننداری" ابتکار این برنامه‌ها را در دست داشت.

کمیته ورزشی پولی‌تخنیک همه‌ساله برای تعیین مسوول جمنازیوم انتخابات برگزار می‌کرد که بدون استثنا گروه محصلان روشنفکر و دموکرات که خوشنام و محبوب بودند، برنده می‌شدند. حضور روشنفکران دموکرات در راس جمنازیوم خود در تبارز و تبلور هنری استاد اکبری تاثیرگذار بود.

آشنایی با افکار مترقی، اثر آشکار بر شخصیت و هنر اکبری داشت. یادم است که در ۱۳۵۵ نمایشنامه‌ای درمورد زندگی دشوار یک محصل جیولوجست نمایش داده شد که مورد استقبال قرار گرفت. این نمایشنامه در شهرت استاد اکبری نقش بسزایی ایفا کرد.»

آثار استاد اکبری
در شرایط اختناق دولت دست‌نشانده‌ی خلق و پرچم، استاد اکبری تابلو‌ها و آثارش را در نمایشگاه‌ها به فروش می‌رسانید.

در شرایط اختناق دولت دست‌نشانده‌ی خلق و پرچم، استاد اکبری هنر خود را به وطنفروشان عرضه نکرد، کارگاهی آماده نمود و به تدریس نقاشی، خطاطی، کندن‌کاری و سوخته‌کاری پرداخت. تابلو‌ها و آثارش را در نمایشگاه‌ها به فروش می‌رسانید. بعد از یورش تنظیم‌ها به شهر کابل و شدت جنگ‌ها، در یکی از کمپ‌های مهاجران در حوالی شهر پشاور که از لوث تنظیم‌ها و بنیادگرایی در امان بود، جابه‌جا شد. در این کمپ او به‌مثابه یک معلم زبده و با احساس مسوولیت از دل و جان کار کرد و توانست در کم‌ترین وقت بیشترین دستآورد را داشته باشد. در این دوره استاد اکبری شاگردان متعدد دختر و پسر را با انتقال مهارت‌ها و هنرش به ثمر رسانید.

استاد اکبری حتا در دوران کهولت که از بیماری مزمن رنج می‌برد، دست از فعالیت‌های هنری برنداشته به کودکان یتیم و بی‌بضاعت سوخته‌کاری و نجاری می‌آموخت تا این که از ناحیه کمر فلج شد. او دیگر توان کار را نداشت و برای تداوی به هند رفت که پس از سکته مغزی سال‌های پسین عمر را در حزن و اندوه غربت به سر برد و سرانجام در ۱۳ ثور ۱۳۹۷ چشم از جهان بست.

یاد استاد اکبری گرامی‌ باد!

انزجار استاد اکبری از رهبران خاین و وضعیت جاری از دستنویس‌های وی هویدا است.
انزجار استاد اکبری از رهبران خاین و وضعیت جاری از دستنویس‌های وی هویدا است.

استفاده و بازنشر مطالب این سایت در صورت ذکر منبع آزاد است.
حزب همبستگی افغانستان | www.hambastagi.org