SHARE


ادبیات فولکلوریک، مملو از روح ستیز با استبداد و سیاهی

نامه الکترونیک
ملالی میوند

ادبیات فولکلوریک (Folklore) یکی از پربارترین گنجینه ها در فرهنگ تمامی ملل جهان است که خوشبختانه ادبیات کشورما هم ارثیه غنی‌ای از آثار فولکلوریک را در خود دارد اما کمتر به آن پرداخته شده است. هرچند تفحص در ادبیات مردمی افغانستان نیازمند تحقیق عمیق و تلاش کافی‌ست اما به گوشه هایی از آن در این نوشته اشاره خواهم کرد.

ادبیات عامیانه یا شفاهی که معمولا سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌گردد به ادبیاتی اطلاق می‌شود که آفریدگان آن افراد گمنام و مردم عادی بوده، هدفش انعکاس واقعیتهای اجتماعی و تلخی روزگار و یا بازتاب روح، روان و آرزوهای انسان و محیط معین شمرده می‌شود، دارای ساختار زبانی ساده ولی عالی بوده در قالب نظم، نثر، رقص، متل و ... جهت رهنمود، آموزش، سرگرمی در نهاد همه اجتماعات بشری، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

ادبیات فولكلور كه‌ به بیان مروج امروزیان به‌ فرهنگ‌ مردم‌، فرهنگ‌ عامه‌، دانش‌ عوام‌، فرهنگ‌ توده‌ و ... تعریف و ترجمه گردیده است برای نخستین بار در نیمه‌ی قرن ١٨ میلادی توسط اروپاییان معرفی و جمع آوری گردید و با الهام از آن در اقصا مناطق جهان از سوی نویسندگان و پژوهشگران این سلسله تعقیب و ثبت گردید. مثلا در ایران صادق هدایت، صمد بهرنگی، احمد شاملو و دیگران با جمع‌آوری و آفرینش مجدد این گوهر نهفته در دل کوی و برزن، خدمت بزرگی به ادبیات فولکلوریک نمودند. اما در افغانستان با تاسف باید گفت که همانند صدها رمز و راز دیگر زندگی، ادبیات عامیانه یا به گوشه گور سوق داده شده و یا در سینه ها حبس مانده که تلاش و فکر جستجوگر و رسالتمند را می‌طلبد که به جمعاوری و غنای این گنجینه بپردازد. آنچه از این داشته های جامعه تا کنون روانه کتب و مجلات گردیده بی‌نهایت اندک، ناقص و کم مایه است.

پس بطور کلی ادبیات فولکوریک از ارزش والایی که همانا حفظ هویت ملی، آداب و رسوم مثبت، طرز زندگی ساده، مبارزه با ناگواریهای اجتماعی،‌ ضدیت با استبداد و استعمار و تاریخ واقعی ملل است، برخوردار می‌باشد.

ادبیات عامیانه شامل چندین بخش گسترده است که می توان به شکل فشرده در نثر از اسطوره ها، افسانه ها، قصه ها و غیره نام برد و در نظم از چاربیتی ها، تک بیتی ها، ترانه و تصنیف، لالایی و سوگناله ها یادآور شد.

به همین صورت، شاخه‌ی دیگر آن شامل ضرب المثل، طنز، چیستان، فکاهیات، معما، بازی های زبانی و... می‌شود که همپای زمان واقعات دردناک و افسانه های ماندگار زندگی را حرف به حرف تعقیب نموده تا به امروز رسیده است.

درطول اعصار توده های مردم در مقابل استبداد طبقات حاکم، شاهان مستبد و تجاوزات بیگانگان مطابق محل و شرایط زندگی شان آثار گرانبهایی آفریده اند. این گوشه از ادبیات حماسی ما آفریده‌هایی اند که بیانگر آرزوها و ضدیت مردم در مقابل حکام خودکامه، جهالت، خرافات و بسا نابسامی های وابسته به آن می‌باشد. این سلسله سترگ و بیباک که درس ایستادگی و نفرت به انسانهایی می‌دهد که با دردهای زمانه خو گرفته و در برابر استبداد دهانشان را سخیفانه دوخته اند.

ادبیات عامیانه که زادگاهش توده‌ی محروم و محکوم است در تقابل و تضاد آشتی ناپذیر با ادبیات سرکاری، درباری و رسمی قد علم نموده و رزمیده است. طبقات حاکم و دول مزدور با استفاده از امکانات در دست داشته خود همیشه کوشیده اند تا در بدل رز و زیور و زمین مورخین، شاعران، هنرمندان، نویسندگان سرکاری و بی‌مایه‌‌ای را برای بقای حاکمیت خود گماشته و سلطه ننگین خود را طولانی سازند. این دسته‌ی هنر فروشان با آفرینش داستانها، ضرب المثلها و کتابهای بی‌شماری بخاطر اغفال و ارعاب توده ها تدوین نموده این پروسه تا طلوع آفتاب مردم ادامه خواهد داشت.این ادبیات ضدمردمی تا امروز بوسیله مرتجعان و مستبدین نشخوار می‌شود که نقطه مقابل ادبیات مردمی می‌باشد. بطور نمونه رسول سیاف یکی از ویرانگران و جنایتگران مشهور عصر ما زباله های گنده و تاریخزده را بنام "شعر" و میراث گذشتگان طی سخنرانی‌ای تکرار نمود که «با خدا دادگان ستیزه مکن ـ که خدا داده را خدا داده است» تا کار مطیع سازی و تحمیق مردم را به با توسل به ادبیات منفعل و سرکاری گذشته آسان سازد. دربار خون و خیانت آقای کرزی پر است از مداحان بی‌مسلک و مردم ستیز که خوش خدمتی و نان به نرخ روز خوردن را جز عادت زندگی خود پنداشته و تن به ذلت می‌دهند.

مشترکات فرهنگی ستمزدگان را حتا تقسیم بندی های جغرافیایی نیز از هم جدا نساخته است و شباهت های فراوان را می‌توان در آداب و رسوم مردم دارای یک زبان ولی لهجه های متفاوت و دور از هم دریافت نمود.

متقابلا توده های مردم درتقابل با آن افسانه های بیشمار، ضرب‌المثل های ماندگار، طنزها، فکاهات و دوبیتی های آبدار و نیش دار را ایجاد نموده اند که هیچ نویسنده ، شاعر و هنرمند سرکاری و خود فروخته قدرت ایجاد آنرا ندارد. این ادبیات به حدی گستره وغنی اند که جمع آوری همه‌ی آنها امکانات وافر می‌طلبد. ادبیات ظریف و کوبنده را همسان قهرمانان واقعی شان توده های ملل زحمتکش می‌آفرینند و چو مردمک چشم در خاطره ها حفظ نموده و از نسلی به نسل دیگرانتقال می‌دهند. البته هرنسلی بر غنا و عظمت آن افزوده و به کمال تکامل رسانده و به نسل بعدی به ارث گذاشته است.

درافسانه های گوناگون به وضوح دیده می‌شود که شاهان و ستمگران را به سخره گرفته اند و از آنان آدمهای کودن و مضحک ساخته اند و در مقابل از توده های مردم قهرمانان باخرد و درایت نمایش داده اند و این نمونه ها را می‌توان در خم هر کوچه شهر و ده افغانستان دریافت نمود. قسم نمونه افسانه‌ای را در اینجا نقل خواهیم نمود که گواه حقایق فوق است:

درزمان قدیم شاه مستبدی حکومت می‌کرد و از تمام اهالی دور و بر خود خواسته بود که نان سه وقته خود را به دربار آورده یکجا صرف نمایند. مردم از ترس شاه و درباریان قلدرشاه، غذا های خوب آماده کرده به دربارشاه می‌آمدند که ازهمه‌ی غذا ها ابتدا شاه و درباریان استفاده کرده و پس مانده آنرا اهالی می‌خوردند و مردم از این وضع به شدت رنج می‌بردند و یکتن ازآنان که نسبت به دیگران از هوش و خرد بیشتر برخوردار بود، از رفتن به دربار شاه ابا ورزیده نانش را در خانه صرف می‌نمود.

سرانجام شاه ازموضوع خبرشد و او را احضار نموده و برای ارعاب مردم داری را درصحن دربار برپاکرده فرد مذکور را بخاطراعدام به پای دار می‌طلبند که موصوف به صدای بلند با افسوس و آه می‌گفت: ای کاش شاگردی تربیه می‌کردم که هنرم در دنیا باقی می‌ماند. سخنان او را شاه و درباریانش شنیدند و از وی پرسیدند که تو چی هنرداری؟ او در جواب گفت: من حریرجنت می‌بافم که غیرازمن کسی این هنر را نمی‌داند و یکی از خواص حریر جنت این است که حلالزادگان آنرا دیده می‌توانند و حرامزادگان نه.

شاه علاقمند حریرشد و از کشتن او صرف نظرکرده به وی دستور داد تا برایش یک دست لباس از حریرجنت ببافد. محکوم با کمال میل قبول کرد و مقدار هنگفت پول را از شاه گرفت و به خانه خود برمی‌گردد. در خانه زیردرختی کارگاه بافندگی ایجاد می‌کند که در آن تاری به چشم نمی‌خورد چون وجود ندارد و پسرش را مترصد می‌سازد و به او می‌گوید؛ هرزمانیکه افراد شاه از دورمعلوم شدند به او خبر بدهند. چون میدانست که افراد شاه به دیدن حریرخواهند آمد.

بعد از یک هفته وزیردربار با هیاتی از درباریان به حکم شاه بخاطر دیدن حریر جنت به خانه جولا آمدند. پسر جولا، پدر را باخبر ساخت و پدر مصروف بافتن حریر می‌شود و ماکوی خالی را این طرف و آنطرف پرتاب می‌کند. زمانیکه هیات وزراء به خانه‌اش می‌‌رسند او مصروف کار شده نزد آنان بخاطراحترام نمی‌‌خیزد و به آنان می‌گوید ببخشید که در جریان بافتن حریرنزد شما ایستاد شدن گناه بزرگ هم به شما وهم به من دارد. هیات معذرت او را می‌پذیرند. وزیر و هیات درکارگاه آثار از چیزی نمی‌بینند وهمه دردل به مادران خود نفرین گفته خود را حرامزاده می‌دانند. ولی به روی خود نمی‌آوردند. جولا از وزیر دربار می‌پرسد‌ که حریرجنت را چگونه یافتید؟ وزیر می‌گوید، خیلی قشنگ و ظریف است واه ، واه و هیات.... هم به تایید او سر می‌جنبانند. بار دیگر جولا از وزیردربار می‌پرسد که تاحال چند متر بافته‌ام؟ وزیر پیش خود حدس زده می‌گوید: شما تا حال سه متر حریر بافته اید. جولا می‌گوید، شما واقعاً حلالزاده اید و درست من سه متر بافته‌ام .

شاه بدون لباس

بالاخره هیات نزد شاه آمده تعریف و تمجید زیادی از رنگ و ظرافت و مرغوبیت حریرمی‌نمایند و می‌گویند، تا حال سه متر بافته است و به خوبی آن تا حال ندیده اند. با توصیف حریر علاقمندی شاه را دوچند می‌سازند. هفته دوم باز هیات به رهبری قاضی‌القضات از طرف شاه به خانه جولا آمده و باز جولا را مصروف بافتن آن می‌بینند و باز طبق معمول جولا از قاضی‌القضات می‌پرسد، جناب عالی از نظر شما رنگ و ظرافت حریر چگونه است. قاضی در حالیکه چیزی نمی‌بیند و در دل خود را حرامزاده دانسته به خود لعنت می‌فرستد، به جولا می‌گوید؛ واقعاً حریر جنت است و خیلی خوش رنگ و مرغوب معلوم می‌شود. بازهم هیات به رسم تایید سر می‌جنبانند و باز جولا از قاضی‌القضات می‌پرسد که چند متربافته‌ام قاضی می‌گوید به گمان اغلب شش متربافته اید. جولا هیجانی شده می‌گوید که واقعاً شما حلالزاده اید و کاملا درست دیده اید من فقط شش متر حریر بافته‌ام. قاضی القضات با خوشحالی به دربارشاه آمده گزارش را با آب و تاب میدهد.

خلاصه بعد از رفت و آمد چندین هیات لباس تکمیل شده، جولا به هیات می‌گوید که بردن حریربه دربار شاه گناهیست بزرگ و امکان ندارد پس شاه باید برای پوشیدن حریرجنت به خانه او بیاید. هیات موضوع رابه شاه گزارش میدهند و شاه هم قبول می‌کند. شاه جشنی به مناسبت پوشیدن حریر برپا می‌دارد و از تمام مناطقی که دراطراف قلمرو پادشاهی او زند گی می‌کنند درین جشن دعوت به عمل آورده و قبل از آن محلی را برای جمع شدن مردم و مهمانان تعیین می‌کنند که همگان شاه را با لباسش که از حریر جنت بافته شده تماشا نمایند. روزبعد شاه با جمعی از وزرا و درباریان با شان و شوکت به خانه جولا می‌آیند تا حریر جنت را پوشیده به میان مردم بروند. جولا به شاه می‌گوید که پیراهن و تنبان از حریر جنت ساخته شده است و آنرا جز حلالزاده ها کسی دیگر نمی‌بیند و بند تنبان از تار و پود دنیایی است که هرکس آنرا می‌بیند. جولا شاه را لچ و لخت می‌نماید و ابتدا پیراهن را به طریق خاصی به او می‌پوشاند و کسی آنرا نمی‌بیند ولی بخاطریکه حرامزاده خطاب نشوند همه واه واه می‌گویند و از رنگ و رخ آن تمجید می‌نمایند و خود شاه نیز در بدن خود چیزی نمی‌بیند، دردل خود را حرامزاده دانسته و مادرش را لعنت میفرستد ولی در ظاهر مثل دیگران واه واه می‌گوید و خود را خوشحال نشان می‌دهد. در میان ولوله تماشاچیان تنبان را هم به تن شاه کرده بند تنبان را به کمرشاه می‌بندند. شاه با بدن برهنه که غیر از بند تنبان چیزی به تن ندارد از خانه جولا برآمده در کوچه و بازار در معرض تماشای دیگران قرار می‌گیرد و همه پادشاه را برهنه دیده غیر از بند تنبان چیزی دیگری نمی‌بینند ولی بخاطریکه حرامزاده خطاب نشوند همه واه واه کنان به تعریف و توصیف حریر جنت می‌پردازند.

بالاخره بعد از چند روز شاه ملکه خود را قسم می‌دهد که در بدن او چیزی بنام لباس می‌بیند یا خیر؟ خانم شاه می‌گوید نه تنها من بلکه هیچکس در بدن شما چیزی بنام لباس ندیده است. درباریان و خود شاه در نتیجه بجایی می‌رسند که می‌دانند جولا آنان را فریب داده و سر شان کلاه گذاشته است. لشکر شاه با قهر و غضب به خانه جولا هوشمند هجوم می‌برند و با تعجب در می‌یابند که جا است و جولا نه.

این ضرب‌المثل «جا است وجولا نه» از همان زمان مانده است و در گفتار روزانه مردم ما استفاده می‌شود. درین افسانه به حماقت و کودنی شاه و درباریانش و زیرکی جولا که تمثیل از توده ها است صحه گذاشته است. به همین قسم در تمام دوبیتی ها، فکاهات، طنزها و ضرب‌المثل وغیره ادبیات فولکلوریک این گونه طرح ها به صراحت دیده می‌شود.

نویسندگان غربی معمولا سوژه های آثار شانرا از میان ادبیات سرشار فلکلوریک کشورهای شرقی جستجو نموده، بهترین بخش های این ادبیات مردمی و دست نخورده را جذب فرهنگ خود نموده به آن غنا می‌بخشند. اما متاسفانه نویسندگان شرقی و بخصوص افغانستان از این گنجینه استفاده چندانی نکرده و حتی تعدادی از نویسندگان سرکاری از استفاده ادبیات مردمی در آثار شان خجالت کشیده آنرا نوعی کسر شان تصور می‌کنند. اما مبارزین راه عدالت و دموکراسی می‌توانند و باید در یافتن این نوع ادبیات، که در واقع زبان توده هاست، تلاش وافر بخرج دهند و در نبشته هایشان از آن استفاده نمایند، چون این نوع ادبیات است که مردم عمدتا بیسواد افغانستان به آسانی و عمیقا آنرا درک کرده و پیام مبارزین به مخاطبان عمیقتر رسوخ می‌نماید.

البته در زمان ما با جنایات و کشتار بی دریغ خلق و پرچم و روسهای متجاوز، جنایات جهادی ها در کابل و سایر نقاط افغانستان، وحشی گری های طالبان بربرمنش، بمباردمان کور امریکا و متحدانش و حکومت فاسد کرزی و کابینه و مجلسینش توده های مردم فراوان دوبیتی، فکاهی، طنز، ضرب‌المثل و ... آفریده اند که بیانگر امیال آنان و بازگوکننده واقعیت های تلخ و جانکاه سرزمین ماست. مثلاً در زمان زمامداران تنظیمی که پاتک سالاری، وند گیری و چور و چپاول حد نمی‌شناخت، فکاهی را به این مضمون یافتم: «از قومندان جهادی پرسیده اند که خدا را دوست داری یا خداوند را، جهادی در جواب می‌گوید خداوند را. می گویند چرا؟ می‌گوید چون که وند دارد.» این فکاهی ساده و امثالهم با تمام سادگی‌اش نمایندگی از فرهنگ، سیاست و چپاول دزدانی می‌کند که روزگاری سرنوشت افغانستان را در گرو خود داشتند و اینک یک شبه دموکرات شده با ثروت افسانوی زندگی تجملی را در همین کابل مملو از فقر دارند.

با ضرب المثل "تانک داری، بانک داری" تا دیروز "وند" می‌رفتند و امروز "فند" همه آشنا اند که بیانگر واقعیت دردآور امروز جامعه ماست همه می‌دانند که ادبیات فولکلوریک یا عامیانه توسط هیچ شاعر، نویسنده و یا هنرمند مشخص به میان نیامده بلکه از دل فرهنگ مردم مطابق واقعیت های و شرایط اجتماعی برمی‌خیزد.

توده ها با ظرافت خاص بعضی کلمات و جملاتی را که با معنای واقعی آن همخوانی ندارد با شیرین زبانی خود را به کوچه حسن چپ می‌زنند تا پیامی را که می‌خواهند بیان دارند با این کج فهمی های درست اندیش همیشه اهداف مردمی جهت آگاهی عامه تفهیم می‌شود .بطورمثال: پدر حبیبه دانش وکیل پارلمان خود را قاضی "مفرد" تخلص داده بود ولی آدم فاسد و جانی بوده مردم محل او را قاضی "نفرت" می‌خوانند. و یا ترکی را خرکی، کرزی را شاه شجاع، نجیب را نجیب گاو می‌گفتند. همین قسم در زمان تجاوز روسها صدها دوبیتی ذریعه مردم سروده شده که هنرمندان محلی آزادانه با تار و غیچک در محافل خود زمزمه می‌کردند. بطورمثال در مورد مل اصمد یکتن از مجاهدان پاکباز خان آباد تخار که شهرت خوبی داشت دوبیتی سروده بودند بدین مضمون:

سرکوه بلند تانکها قطار اس ملاصمد می‌گه راکت بکار اس
ملاصمد میگه راکت برقی چرنگس می‌کند در گوش خلقی

و یا

امو دهقان و شالی ره مه قربان امو مـرد جوالـی ره مه قـربـان
کتی دستای خالی میکنن جنگ امو دستای خالی ره مـه قربـان

و یا چار پاره دیگری که مضمون قوی و رزمندگی دارد و تا اکنون ورد زبان زندانیان آزاده اند:

چشمان خوده بناز می گردانی ما را ز سر بریده میترسانی
ما گر زسر بریده می‌ترسیدیم بر کوچه‌ای عاشقان نمی رقصیدیم.

داستان کوراوغلو (بچه‌ی کور) که همگان کم و بیش در موردش شنیده اند از همین قسم اشعار فولکلوریک است که در سمت شمال افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و سایر مناطق با ساز مخصوصی در شب های زمستان سروده می‌شود و مردم تا پایان شب با علاقه وافر به آن گوش فرا می‌دهند. با هجوم فرهنگی بیگانگان و در خدمت گرفتن ده ها تلویزیون و رادیو جهت امیال مبتذل و شوم دشمنان این بوم و بر تا هنوز این سنت کهن ولی دلپذیر پا برجا در دل توده ملت زنده باقی مانده است. البته تدوین و تنظیم داستان «کوراوغلو و کچل حمزه» و سایر نوشته های زنده یاد صمد بهرنگی شهکارهای ادبی‌ایست که نقش برازنده‌ای در دو سوی مرزها ایجاد نموده و چند نسل پی در پی را به سوی مردمخواهی سوق داده است.

نتیجه این که ادبیات فولکلوریک و حماسی سلاح برنده و روحی طبقات محروم جامعه در برابر استبداد و تجاوز است که هنر و ادبیات انقلابی و مردمگرا را در پی خود خلق نموده است. با آنکه در مسیر تاریخ از سوی هیچ نهاد دولتی و غیر دولتی برای حفظ آن اقدامی نشده است و در سینه های دردمندان محبوس است و تا هنوز بدبختانه گام های مثبت برای رفع این نقیصه برداشته نشده است ولی توقف نپذیرفته در جنگ سیاهی و ستم به پیش می‌رود.

د پښتو وروستنۍ لیکنې

آمال مثلوثي د تاوتریخوالي نظام پروړاندې هوډمنه هنرمنده

آمال مثلوثي د تاوتریخوالي نظام پروړاندې هوډمنه هنرمنده

آمال مثلوثي (Emel Mathlouthi) د ټونس مشهوره سندرغاړې، د سندرې لیکونکې، جوړونکې او نوموتې ګتار وهونکې ده چې د خپلو اعتراضي سندرو «ای بې‌وزله ټونسه» او «خبرې مې آزادې دي» د لارې ډیر شهرت وموند. محمد البوعزیزي د خپلو لوړو زده کړو سره بیا هم د سړک پرغاړه په ګاړۍ کې شیان پلورل او په...

د دانګام جګړې ته ژوره کتنه

د دانګام جګړې ته ژوره کتنه

نیږدې یوې میاشتې راهیسې په دانګام ولسوالۍ کې د طالبانو او دولت ترمنځ خونړۍ جګړه روانه ده، په یاده جګړه کې لسګونو ولسي وګړو ته مرګ ژوبله اوښتې. کورونه یی سوزول شوي، مالونه یې لوټ او د خپلو کورونو پریښودو ته اړ شوي دي. دا په داسې حال کی ده چې دولت او نړیوالو ځواکونو په کراتو...

شهید ملا محمد شاه، روسیې پروړاندې د جګړې رښتینی مبارز

شهید ملا محمد شاه، روسیې پروړاندې د جګړې رښتینی مبارز

حاجي ملا محمد شاه غازي د افغانستان د سویل لویدیځ او په ځانګړې توګه په فراه ولایت کې د ملي مقاومت د جبهاتو مبارزینو او د شوروي یرغل پروړاندې د میهني جګړې رښتینی قومندان و چې د روسي نیواکګرو او د دوی د مزدورانو پروړاندې یې ماتې نه مننونکې مبارزه کوله. هغه د تنظیمي جګړو او د...

د روسي جنایتکارنو او د هغوی د چوپړانو د ځناورتوب بیلګې

د روسي جنایتکارنو او د هغوی د چوپړانو د ځناورتوب بیلګې

د ۱۳۵۸ کال د مرغومى ۶مه نیټه هغه توره ورځ ده چی روسي یرغلګرو زمونږ هیواد د ریښتیني جنګیالیو او تنکيو ځوانانو په وینو رنګ ګر. کله چی د روسې سوسیال امپریالیزم ولید چی خلقی او پرچمی چوپړان یی نشی کولای د هغوی نقشی او پلانونه په افغانستان کی پلی کړی نو سم د لاسه یی په مستقیمه...

«جان کیو»، د «فردی آزادیو خاوری» د ریښتینی حالت په اړه فلم

«جان کیو»، د «فردی آزادیو خاوری» د ریښتینی حالت په اړه فلم

د هنرونو په منځ کی سینما د ملتونو په راویښولو کی تر ټولو ستر نقش تر سره کړی او کولاې یی شی ځکه چی په هغه کی ټولی خواوی لکه لیدل، اوریدل په ښه ډول تر سره کیږی. په هغه هیوادونو کی چی دلیک او لوست کچه ټیټه وی سینما دغه نقش په ښه توګه لوبوې. د فلم ځینی کره کتونکی پدی باور دي چی یو...

جو هیل: «زما لپاره وېر مه کوۍ، خلک مبارزی ته چمتو کړۍ!»

جو هیل: «زما لپاره وېر مه کوۍ، خلک مبارزی ته چمتو کړۍ!»

جو هیل د ۱۸۷۹ کال د اکتوبر په اوومه نیټه زیږیدلي او د ۱۹۱۰کال د نوامبر په ۱۹نیټه ومړ. جوهیل یو تکړه اهنګ جوړوونکی، ترانه لیکونکی، کارتونست او د کارګرې غورځنګ نومیالي لارښود وه چی ځان یی د زیارکښانو څخه د دفاع په لار کی قربانی کړ، د بی عدالتی او خپل‎سرۍ په وړاندی د یادګاری...

د یوه اتل تیروتنې

د یوه اتل تیروتنې

لاندې مقاله د (۱۳۸۴ وږی) کې د «افغانستان د همبستګۍ ګوند» د همبستګۍ غږ خپرونې په ۱۴ ګڼه کې خپره شوې وه او د دې له امله چې مهم موضوعات یې درلودل، نو دا مو ګټه ور وګڼل چې یو ځل بیا یې خپره کړو. زموږ خلک شاه امان الله خان د نورو امیرانو او ولسمشرانو پرتله چې له ده څخه وړاندې او...

سیاسي ناپوهي، د ګڼو ټولنیزو ناروغیو لامل

سیاسي ناپوهي، د ګڼو ټولنیزو ناروغیو لامل

په ټولو وروسته پاتو ټولنو کې واکمن ستم کوونکي زیار باسي ترڅو د زهرجنو تبلیغاتو، چل او دوکې پوسیله خلک له سیاست څخه زړه تورې کړي او هغه ورته خیالي، خطرناک او د ټولنې یوې ځانګړې ډلې پورې تړلی معرفي کړي. په تیرو کې د افغانستان واکمنو تل هڅه کړې چې د ړانده او کاڼه کولو لپاره...

له امریکا او لویدیځ سره د اسلامي بنسټپالۍ مکیز او نخرې

له امریکا او لویدیځ سره د اسلامي بنسټپالۍ مکیز او نخرې

رابرت دریفوس د «شیطاني لوبه: څرنګه متحده ایالاتو د اسلامي بنسټپالۍ له پښو مزی پرانیست» ارزښتناک کتاب لیکونکي، د امریکا، سی.آی.ای او لویدیځ او د اخوان‌المسلمین بنسټپال خوځښت په اړه یی پراخه څیړنی کړی او د ډیرو لاسوندونو او شاهدانو په بربنډولو سره یی ښکاره وښودل چی څرنګه...

کوباني؛ د مبارزې، مقاومت او حماسې درس!

کوباني؛ د مبارزې، مقاومت او حماسې درس!

وروستیو څو اونیو په لړ کې کوباني وګړو بیا په ځانګړې توګه کردي ښځو د «داعش» تروریستي ډلې پروړاندې په میړانتوب سره مقاومت وکړ او د نړۍ آزادي غوښتونکو او پرمختللو خلکو او غورځنګونو لپاره د وحشت او ډار، ظلم او بې نیاوې پروړاندې د مبارزې دریڅه وګرځیده او د مبارزې لار یې د کلک...

د کرزي په فاسد دولت کې د لوټ او غلا استازي

د کرزي په فاسد دولت کې د لوټ او غلا استازي

ماریا میلر، د انګلستان د اطلاعاتو او فرهنګ وزیره د یوې مالي رسوايي وروسته د ۲۰۱۴ کال د اپریل په ۹ له خپلې څوکۍ څخه استعفا ورکړه. په لومړیو کې د ده په لاس د غلا شویو پیسو رقم ۴۵ زره پونډه اعلان شوی و، خو د پلټنو وروسته د پیسو مقدار ۵۸۰۰ پونډو ته راټیټ شو. آغلې ماریا میلر...

د کوبانی له میړني مقاومت څخه ملاتړ وکړو!

د کوبانی له میړني مقاومت څخه ملاتړ وکړو!

څو اونۍ کیږی چی د کوبانی جنګیالي خلک ښځینه او نارینه د ناپوهو او ځناور لښکریانو پر وړاندی داسی په میړانه او زړورتوب مبارزه کوی چی د نړۍ د آزادۍ‎غوښتونکو او باشرفه انسانانو ملاتړ یی ځان ته جذب کړ. د نړۍ په لویو ښارونو کی د کوبانی څخه په ملاتړ لاریونونه په لاره واچول شول،...

پاڅون او یووالي سره کولای شو، نیواکګرو او د دوی پر چوپړانو بریالي شو!

پاڅون او یووالي سره کولای شو، نیواکګرو او د دوی پر چوپړانو بریالي شو!

د امریکایي یرغلګرو او د دوی هملاسو لخوا د افغانستان د نیواک دیارلس کاله پوره شول. هغه نیواک چې د سپتمبر د یولسمې وینې تویونې دسیسې سره ترتیب او د ملګرو ملتونو او ناټو ځواکونو پرمټ او د بي ۵۲ الوتکو په غوریدو سره پیل او په ارګ کې خپلو چوپړانو سره د غلامۍ سند په لاسلیک کیدو...

په کنړ ولایت کې د همبستګۍ ګوند د فعالینو غونډه

په کنړ ولایت کې د همبستګۍ ګوند د فعالینو غونډه

د ۱۳۹۳ لمریز کال د زمری د میاشتی په ۱۷ نیټه د افغانستان د همبستګی ګوند د کنړ نوبتی غونډو پر بنسټ یو ځل بیا د کنړ په ولایت اسد آباد کی غونډه رابللی وه چی پدی غونډه کی د ۳۵ تنو شاوخوا د ولسوالیو او مرکز استازو ګډون درلود، رابلل شویو استازو هر یو د خپلو ولسوالیو او بانډو د...

«ټاکنیزې حماسې» یو عجیبه شی وزیږاوه!

«ټاکنیزې حماسې» یو عجیبه شی وزیږاوه!

بالاخره د څو میاشتو په تیریدلو او د خلکو په سیاسی شعور لوبو کولو او چل او ول وروسته، د جنایتکارانو او د ‍دوی چوپړانو «ټاکنیزه حماسه» او «ملی جشن» په شرمونکی توګه پای ته ورسید او د نړۍ تر ټولو نوم‎بدی، اوږد، له درغلیو ډک او شرمونکی ټاکنې در کرزي په کرغیړنو کارونو کی ثبت...

آخرین مطالب دری

«جنگ دروغین» اوباما برضد داعش

«جنگ دروغین» اوباما برضد داعش

از ۲۰۱۴ بدینسو، نیروهای هوایی امریکا با حمایت ایتلاف ۱۹ کشور دیگر بی‌رحمانه کارزار حملات شدید هوایی علیه سوریه و عراق را با ادعای سرکوب دسته‌های داعش به پیش می‌برد.

تخریب مجسمه‌های سه‌هزارساله توسط داعش

تخریب مجسمه‌های سه‌هزارساله توسط داعش

در ۱۳۷۹ (۹ مارچ ۲۰۰۱) طالبان بت‌های بودا را در بامیان ویران کردند و این بار برادران تاریک‌اندیش داعشی شان آثار باستانی موصل را تخریب کردند. در آن زمان هم، جهان به تماشا نشست و فقط به تقبیح‌کردن‌ها اکتفا نمود و این بار هم جهان فقط اشک می‌ریزد. اما این پلیدی بیشتر کشورهای...

امیدآفرینی کاذب برای صلح

امیدآفرینی کاذب برای صلح

طی چهارده سال حاکمیت دست‌نشاندگان امریکا در کشور ما، همه سیاست‌ها و وعده‌های حاکمان بر پایه فریب و نیرنگ و کذب استوار بوده‌است. تصامیم مهم و حیاتی در پس دروازه‌های بسته در سفارت امریکا در کابل گرفته می‌شوند، اما در رسانه‌ها دروغ‌های شاخدار و اخبار ضد و نقیض و گول‌زننده...

تو ای پنجشیر!

تو ای پنجشیر!

تقدیم به تمامی هموطنان ستمدیده‌‌ام در پنجشیر و سایر ولایات که در اثر برف‌کوچ‌های اخیر زندگی مظلومانه اما پرصفای شان طعمه قهر طبیعت شد، اما کسی به داد شان نرسید.

نیکاراگوئه، ملتی شکنجه‌شده به دست امریکا

نیکاراگوئه، ملتی شکنجه‌شده به دست امریکا

نیکاراگوئه بزرگترین کشور امریکای لاتین است که ۶ میلیون نفوس دارد. دریای کارائیب در شرق و اقیانوس آرام در غرب این کشور موقعیت دارند. نیکاراگوئه کشور چندملیتی است که در سال ۱۸۲۱ استقلال خود را از اسپانیا گرفت و بعد از آن تا سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شاهد بحران‌های سیاسی و دست‌درازی...

در لیبی بعد از تجاوز امریکا و ناتو چه می‌گذرد؟

در لیبی بعد از تجاوز امریکا و ناتو چه می‌گذرد؟

از حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به بعد هر دولت و رژیمی که مطابق به سیاست‌های زورگویانه امریکا و غرب عمل نمی‌کند به سادگی انگ «غیردموکراتیک»، «دیکتاتور» و «ضد زن»‌ خورده با «مداخله بشردوستانه» مواجه می‌شود. بعد از اشغال افغانستان و عراق، لیبی در سال ۲۰۱۱ مورد تهاجم قرار گرفت و...

داعش، بهانه جدید برای «جنگ علیه تروریزم»

داعش، بهانه جدید برای «جنگ علیه تروریزم»

دولت امریکا و شرکای اشغالگرش که بقای خود را ادامه جنگ‌های چپاولگرانه می‌بینند و خود بانی پروژه «داعش» می‌باشند، این بار در تلاش اند تا این عناصر منفور را بهانه قرار داده و جهت ارضای حرص سرمایه‌اندوزی بیشتر شان، توده‌های نادار جهان را بازهم به خاک و خون بکشند.

رژیم سفاک ایران؛ ما خون فرزندان مان را نمی‌بخشیم!

رژیم سفاک ایران؛ ما خون فرزندان مان را نمی‌بخشیم!

این فریاد مادران کهن سالی ‌است که فرزندان جوان شان به دست رژیم سفاک آخندی ایران به شهادت رسیده‌اند و حال ده تن شان از ولایت هرات به نشانه اعتراض و دادخواهی به کابل آمده‌اند. آنان در مصاحبه با نماینده «حزب همبستگی افغانستان» خواهان همکاری اند تا صدای پردرد شان به گوش‌های کر و...

گوشه‌ای از دربدری عابران شاهراه کشم بدخشان

گوشه‌ای از دربدری عابران شاهراه کشم بدخشان

شاهراه تخار ـ بدخشان که از ولسوالی کشم بدخشان شروع و به فیض آباد (مرکز بدخشان) متصل می‌شود از بی‌صاحب‌ترین و بی‌کس‌ترین شاهراه‌های افغانستان است. این شاهراه با هزینه بیش از ۱۱۰ میلیون دالر امریکایی اعمار گردید و از جمله مهم‌ترین سرک‌های اسفالتی بدخشان به حساب می‌آید.

نماینده حزب همبستگی در برابر نماینده گلبدین جنایت‌کار

نماینده حزب همبستگی در برابر نماینده گلبدین جنایت‌کار

عبید کبیر، نماینده حزب همبستگی: «مردم افغانستان خون دادند، مبارزه کردند و روس را کشیدند و این افتخار را دارند ولی بدبختانه بعد از آن جمعی از جنایتکاران روی خون‌ها مردم ما تجارت کردند.»

«اقتصاد ما»، مقاله‌ای از زنده‌یاد میر غلام‌محمد غبار

«اقتصاد ما»، مقاله‌ای از زنده‌یاد میر غلام‌محمد غبار

با به قدرت رسیدن نادر در ۱۳۰۸، دوره اختناق و وحشت در کشور ما بار دیگر آغاز شد. این شاه مستبد و برادرانش افغانستان را به زندانی برای مردمش و گورستان روشنفکران و آزادی‌خواهان مبدل کردند. مردم از این وضع به ستوه آمده دست به یک سلسله اقدامات زدند که در نتیجه برادرش عزیز خان و متعاقبا...

نسیم امیدبخش آزادی در امریکای لاتین

نسیم امیدبخش آزادی در امریکای لاتین

با روی‌کارآمدن دولت‌های ضدسیاست‌های استعماری امریکا در چندین کشور امریکای لاتین، بعد از چندین دهه، فضای سیاسی در این کشورها ورق خورد و به‌جای رژیم‌های مزدور امریکا، دولت‌های نسبتا مردمی قدرت را به دست گرفته‌اند. آنان می‌کوشند با الهام از ایستادگی کیوبا و ونزویلا، دستان...

از زندگی مشقت‌بار چوپان‌ها و نقش شان در جامعه آگاه شویم

از زندگی مشقت‌بار چوپان‌ها و نقش شان در جامعه آگاه شویم

یکی از روزهای بهاری سفر داشتم به ولایت کوهستانی بدخشان. در مسیر راه رمه‌های گوسفندان را دیدم که گله گله به جهت موتر ما در حرکت اند. گوسفندان گاهگاهی داخل خط سرک شده باعث توقف وسایط نقلیه و اعصاب‌خرابی رانندگان می‌گردیدند. چندین بار پیشانی راننده موتر خودما را دیدم که ترش...

با گذشت دو دهه،‌ از زخم افشار خون می‌چکد

با گذشت دو دهه،‌ از زخم افشار خون می‌چکد

درست بیست سال قبل از امروز به تاریخ ٢١ و ٢٢ دلو ١٣٧١ (١٠ و ١١ فبروری ١٩٩٣) در اوج خرمستی های تنظیمی در کابل، نیروهای شورای نظار زیر رهبری احمد شاه مسعود، اتحاد اسلامی تحت رهبری عبدالرب رسول سیاف و حرکت اسلامی تحت فرمان سید حسین انوری در جریان جنگ های خانمانسوز شان با حزب وحدت...

ملک عبدالله، شاه مستبد و پدروکیل تروریست‌ها

ملک عبدالله، شاه مستبد و پدروکیل تروریست‌ها

عبدالله بن عبدالعزیز آل‌سعود ششمین پادشاه عربستان سعودی به تاریخ ۲۳ جنوری ۲۰۱۵ فوت کرد. پس از مرگ او رهبران غرب او را با صفاتی چون «حامی قوی زنان»، «شاه مترقی و دموکرات»، «رهبر تاثیرگذار در جهان سیاست»، «مدافع قوی صلح» وغیره ستودند که هیچ‌یک از صفات ذکرشده در وجود این شاه...

موقعیت شما: هنر و ادبیات ادبیات فولکلوریک، مملو از روح ستیز با استبداد و سیاهی